ابراهيم ٢٢

از الکتاب
نسخهٔ تاریخ ‏۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۰۶ توسط 127.0.0.1 (بحث) (افزودن جزییات آیه)
کپی متن آیه
وَ قَالَ‌ الشَّيْطَانُ‌ لَمَّا قُضِيَ‌ الْأَمْرُ إِنَ‌ اللَّهَ‌ وَعَدَکُمْ‌ وَعْدَ الْحَقِ‌ وَ وَعَدْتُکُمْ‌ فَأَخْلَفْتُکُمْ‌ وَ مَا کَانَ‌ لِي‌ عَلَيْکُمْ‌ مِنْ‌ سُلْطَانٍ‌ إِلاَّ أَنْ‌ دَعَوْتُکُمْ‌ فَاسْتَجَبْتُمْ‌ لِي‌ فَلاَ تَلُومُونِي‌ وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ‌ مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ‌ وَ مَا أَنْتُمْ‌ بِمُصْرِخِيَ‌ إِنِّي‌ کَفَرْتُ‌ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ‌ مِنْ‌ قَبْلُ‌ إِنَ‌ الظَّالِمِينَ‌ لَهُمْ‌ عَذَابٌ‌ أَلِيمٌ‌

ترجمه

و شیطان، هنگامی که کار تمام می‌شود، می‌گوید: «خداوند به شما وعده حق داد؛ و من به شما وعده (باطل) دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید! نه من فریادرس شما هستم، و نه شما فریادرس من! من نسبت به شرک شما درباره خود، که از قبل داشتید، (و اطاعت مرا همردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم!» مسلّماً ستمکاران عذاب دردناکی دارند!

ترتیل:
ترجمه:
ابراهيم ٢١ آیه ٢٢ ابراهيم ٢٣
سوره : سوره ابراهيم
نزول : ١٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«قُضِیَ الأمْرُ»: کار پایان داده شد. «سُلْطانٍ»: تسلّط و قدرت. قهر و اجبار. «مُصْرِخ»: فریادرس. «إِنّی کَفَرْتُ»: من انکار می‌کنم من تبرّی و بیزاری می‌جویم. «بِما»: به انباز کردن. واژه (ما) مصدری و متعلّق به (أَشْرَکْتُمُونی) است و در اصل چنین است: إِنّی کَفَرْتُ بِإِشْراکِکُمْ إِیّایَ لِلّهِ فی الطاّعَةِ. «الظَّالِمِینَ»: کافران.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


نکات آیه

۱- پس از درگیرى لفظى رهبران مستکبر با پیروان خود در قیامت، آنان با شیطان به منازعه مى پردازند. (فقال الضعفؤا للذین استکبروا ... قالوا ... و قال الشیطن لمّا قضى الأمر) ذکر قصه شیطان و سخنان وى در قیامت با جهنّمیان، پس از گفت و گوهاى رهبران مستکبر و پیروانشان، نشان دهنده ادامه ماجراى مستکبران و پیروان آنها با شیطان است.

۲- رهبران مستکبر و پیروانشان، سرانجام در قیامت شیطان را مسبب اصلى گمراهى خویش قلمداد مى کنند. (فقال الضعفؤا للذین استکبروا ... قالوا ... و قال الشیطن لمّا قضى الأمر إنّ الله وعدکم وعد الحق) ذکر سخنان شیطان در قیامت خطاب به گمراهان، پس از ذکر جریان مستکبران و پیروانشان، احتمال دارد از این جهت باشد که آنان گمراهى خویش را به شیطان نسبت مى دهند و او درصدد پاسخ گویى برمى آید.

۳- پس از اتمام حسابرسى اعمال اهل جهنّم، شیطان آنان را سرزنش مى کند و گمراهى آنان را معلول اندیشه و عمل خود آنان معرفى خواهد کرد. (و قال الشیطن لمّا قضى الأمر إنّ الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم) مفسّران، از جمله احتمالاتى که براى «قضى الأمر» برشمرده اند این است که وقتى به حسابهاى اهل قیامت رسیدگى شد، شیطان به اهل جهنّم چنین خطابى خواهد کرد.

۴- اعتراف شیطان در قیامت به حقانیت وعده هاى خداوند و پوچى وعده هاى خود (و قال الشیطن ... إنّ الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فأخلفتکم)

۵- در قیامت، حقانیت وعده خداوند در حتمیت وقوع آن و کذب بودن وعده شیطان در عدم وقوع آن آشکار خواهد شد. (و برزوا لله جمیعًا فقال الضعفؤا ... قال الشیطن ... إنّ الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فأخلفتکم)

۶- قیامت، روز بروز و ظهور حقیقتها (و برزوا لله جمیعًا ... سواء علینا أجزعنا أم صبرنا ... إنّ الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فأخلفتکم)

۷- شیطان در قیامت به پیروان گمراه خویش اعلام خواهد کرد که وى هیچ سلطه اى بر آنها نداشته و صرفاً آنان به دعوت او پاسخ مثبت داده اند. (و قال الشیطن ... و ما کان لى علیکم من سلطن إلاّ أن دعوتکم فاستجبتم لى)

۸- تابعان شیطان، بى آنکه دلیل و برهانى از وى مشاهده کنند، بى درنگ به فراخوانى او پاسخ مثبت مى دهند. (و ما کان لى علیکم من سلطن إلاّ أن دعوتکم فاستجبتم لى) «سلطان» به حجت و برهان اطلاق شده است و مراد از آن استفاده از دلیل و برهان به منظور چیره شدن برطرف مقابل است.

۹- دعوت و القاى شیطان از انسان سلب اختیار نمى کند و او مسؤول اعمال خویش خواهد بود. (و ما کان لى علیکم من سلطن إلاّ أن دعوتکم فاستجبتم لى فلاتلومونى و لوموا أنفسکم)

۱۰- تلاش شیطان براى گمراهى و اغواى انسانها، محدود به دعوت و القاست، نه غلبه و اجبار (و ما کان لى علیکم من سلطن إلاّ أن دعوتکم فاستجبتم لى) «سلطان» اسم مصدر «سلط» و به معناى قهر و غلبه است.

۱۱- رهبران مستکبر و پیروانشان از اجابت کنندگان دعوت شیطانند.    فقال الضعفؤا للذین استکبروا إنّا کنّا لکم تبعًا ... و قال الشیطن لما قضى الأمر إن الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فأخلفتکم و ما کان لى علیکم من سلطن إلاّ أن دعوتکم فاستجبتم برداشت فوق بر این اساس است که مخاطب شیطان، به قرینه ذکر این آیه پس از ذکر ماجراى مستکبران و پیروان آنها در قیامت، مستکبران و پیروانشان باشد.

۱۲- شیطان در قیامت به پیروان خود اعلام مى کند که آنان به جاى سرزنش او باید خود را به سبب اطاعت بى دلیل از وى سرزنش کنند. (و قال الشیطن ... فلاتلومونى و لوموا أنفسکم)

۱۳- شیطان در قیامت مورد سرزنش و ملامت پیروان خود قرار خواهد گرفت. (فلاتلومونى و لوموا أنفسکم)

۱۴- پیروى از شیطان، ملامت و پشیمانى اخروى در پى دارد. (دعوتکم فاستجبتم لى فلاتلومونى و لوموا أنفسکم)

۱۵- شیطان در قیامت به ناتوانى خویش و پیروانش براى یارى و فریادرسى یکدیگر اعتراف مى کند. (و قال الشیطن ... ما أنا بمصرخکم و ما أنتم بمصرخى) «صرخ» به معناى فریاد و «أصرخ» به معناى پاسخ گویى به آن است. بنابراین مراد از «مصرخ» فریادرس و نجات دهنده است.

۱۶- شیطان و پیروانش در آخرت گرفتار عذاب الهى خواهند شد. (ما أنا بمصرخکم و ما أنتم بمصرخى)

۱۷- شیطان در قیامت به پیروان خود اعلام خواهد کرد که وى در دنیا عقیده آنان را در شریک قرار دادن او براى خدا، قبول نداشته است. (و قال الشیطن ... إنى کفرت بما أشرکتمون من قبل) برداشت مبتنى بر این احتمال است که «ما» در آیه مصدرى باشد و «أشرکتم» را به تأویل مصدر ببرد و مفعول آن ضمیر منفصل محذوف باشد. بنابراین معناى عبارت چنین مى شود: من شریک قرار داده شدن خودم را براى خدا از جانب شما قبول نداشتم و به آن کافر بودم.

۱۸- شیطان در قیامت اظهار مى دارد که وى قبل از شرک پیروانش، به خداوند کافر شده بود.* (إنى کفرت بما أشرکتمون من قبل) برداشت فوق مبتنى بر این احتمال است که «ما» در «بما أشرکتمون» موصول و به معناى «من» باشد و ضمیر صله هم محذوف و «من قبل» نیز متعلق به «کفرت» باشد. بنابراین معناى عبارت چنین مى شود: من پیش از آنکه شما مرا شریک خدا قرار دهید (در عهد آدم) به او کافر شدم.

۱۹- پیروى از شیطان نوعى شرک است. (و قال الشیطن ... دعوتکم فاستجبتم لى ... بما أشرکتمون) برداشت فوق بر این اساس است که مراد از شرک، به قرینه اینکه شیطان مدعى است آنان دعوت او را اجابت کرده اند، شرک در اطاعت باشد، نه شرک در الوهیت.

۲۰- پیروان شیطان او را در اطاعت، شریک خداوند قرار مى دهند و از القائات او تبعیت مى کنند. (إلاّ أن دعوتکم فاستجبتم لى ... إنى کفرت بما أشرکتمون من قبل)

۲۱- ستمگران قطعاً در عذابى سخت و بس دردناک گرفتار خواهند شد. (إن الظلمین لهم عذاب ألیم)

۲۲- شیطان در قیامت پیروان خود را از عذابى بس دردناک خبر خواهد داد. (ما أنا بمصرخکم ... إنى کفرت بما أشرکتمون من قبل إن الظلمین لهم عذاب ألیم) «إن الظالمین لهم عذاب ألیم» به قرینه وحدت سیاق مى تواند ادامه کلام شیطان باشد.

۲۳- ستمگرى در پى دارنده عذابى بس دردناک (إن الظلمین لهم عذاب ألیم)

۲۴- اطاعت از شیطان عملى ظالمانه است. (بما أشرکتمون من قبل إن الظلمین لهم عذاب ألیم)

۲۵- اعتراف به حق در قیامت، رهایى بخش از عذاب نیست. (إنى کفرت بما أشرکتمون من قبل إن الظلمین لهم عذاب ألیم) برداشت فوق بر این اساس است که «إن الظالمین لهم عذاب ألیم» کلام خداوند باشد. از اینکه خداوند ماجراى برخورد مستکبران و پیروانشان و نیز برخورد آنها با شیطان و اعتراف شیطان به خطاى خود در قیامت را بیان مى کند و آن گاه مى فرماید که براى ستمگران عذابى دردناک در نظر گرفته شده است، نکته فوق به دست مى آید.

روایات و احادیث

۲۶- «عن أبى عبدالله(ع): ... و الوجه الخامس من الکفر: کفر البرائة ... و قال: یذکر إبلیس و تبرئته من أولیائه من الإنس یوم القیامة: «إنى کفرت بما أشرکتمون من قبل»...;[۱] از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:... قسم پنچم از کفر [به معناى] بیزارى جستن است ... و خداوند [داستان] ابلیس و بیزارى جستن او در قیامت، از انسانهاى پیروش را یادآور مى شود [و سخن شیطان را بیان کرده] مى فرماید: «إنى کفرت بما أشرکتمون من قبل» ...».

۲۷- «قال رسول الله(ص): إذا جمع الله الأولین و الأخرین و قضى بینهم و فرغ من القضاء ... الکافرون ... یأتون إبلیس فیقولون:... قم أنت فاشفع لنا فإنک أنت أضللتنا فیقوم إبلیس ... و یقول عند ذلک: «إن الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فاخلفتکم ...»;[۲] از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود: آن گاه که خداوند اولین و آخرین انسانها را جمع کرد و میان آنان حکم نمود و از حکم کردن فارغ شد ... کافران ... نزد ابلیس آیند و گویند:... تو برخیز و براى ما شفاعت کن; پس همانا تنها تو ما را گمراه کردى. پس ابلیس مى ایستد ... و در این هنگام مى گوید: «إن الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فاخلفتکم...».

موضوعات مرتبط

  • ابلیس: ابلیس در قیامت ۲۷; تبرّى ابلیس ۲۶; تخلف وعده ابلیس ۲۷; کفر ابلیس ۲۶
  • اقرار: اقرار به حق ۲۵; اقرار به حقانیت وعده هاى خدا ۴; اقرار بی ثمر ۲۵
  • انسان: اختیار انسان ۹; مسؤولیت انسان ۹
  • پشیمانى: عوامل پشیمانى ۱۴
  • جبرواختیار ۹، ۱۰:
  • جهنّمیان: سرزنش جهنّمیان ۳; عوامل گمراهى جهنّمیان ۳
  • خدا: حتمیت وعده هاى خدا ۵; حقانیت وعده هاى خدا ۵
  • رهبران: پیروى رهبران مستکبر ۱۱; رهبران مستکبر در قیامت ۱، ۲; عوامل گمراهى رهبران مستکبر ۲; مشاجره رهبران مستکبر و شیطان ۱
  • سرزنش: عوامل سرزنش ۱۴
  • شرک: تبرّى از شرک ۱۷; موارد شرک ۱۹
  • شیطان: آثار پیروى از شیطان ۱۴; آثار دعوت شیطان ۹; اجابت دعوت شیطان ۷، ۸، ۱۱; ادعاى شیطان ۷; اضلال شیطان ۲; اقرار اخروى شیطان ۴; اقرار شیطان ۱۵; پوچى وعده هاى شیطان ۴، ۵; پیروان شیطان ۱۱; پیروى از شیطان ۱۹، ۲۰; تبرى شیطان ۱۷; سرزنشهاى اخروى شیطان ۳; سرزنشهاى پیروان شیطان ۱۳; سرزنش اخروى شیطان ۱۲، ۱۳; سرزنش پیروان شیطان ۱۲; شرک پیروان شیطان ۱۷، ۱۸، ۲۰; شیطان در قیامت ۱۲، ۱۳، ۱۵، ۱۷، ۱۸، ۲۲; صفات پیروان شیطان ۸; ظلم پیروى از شیطان ۲۴; عجز پیروان شیطان ۱۵; عجز شیطان ۱۵; عذاب اخروى پیروان شیطان ۱۶; عذاب اخروى شیطان ۱۶; عذاب پیروان شیطان ۲۲; کفر شیطان ۱۸; گمراهى پیروان شیطان ۷; محدوده اضلال شیطان ۱۰; نفى سلطه شیطان ۷، ۹، ۱۰; نقش شیطان ۲، ۹
  • ظالمان: عذاب ظالمان ۲۱
  • ظلم: آثار ظلم ۲۳; کیفر ظلم ۲۳; موارد ظلم ۲۴
  • عذاب: اهل عذاب ۱۶، ۲۱; عذاب دردناک ۲۱، ۲۲، ۲۳; عوامل نجات از عذاب اخروى ۲۵; مراتب عذاب ۲۱، ۲۲، ۲۳
  • عمل: آثار عمل ۳
  • قیامت: اقرار در قیامت ۲۵; امداد در قیامت ۱۵; پشیمانى در قیامت ۱۴; حسابرسى در قیامت ۳; سرزنش در قیامت ۱۴; صفات قیامت ۶; ظهور حقایق در قیامت ۵، ۶
  • کافران: پیروى کافران پیرو ۱۱; عوامل گمراهى کافران پیرو ۲; کافران پیرو در قیامت ۱، ۲; کافران و ابلیس ۲۷; مشاجره کافران پیرو و شیطان ۱
  • کفر: اقسام کفر ۲۶; کفر به خدا ۱۸
  • مشرکان ۲۰:

منابع

  1. کافى، ج ۲، ص ۳۹۰، ح ۱; نورالثقلین، ج ۲، ص ۵۳۴- ، ح ۵۱.
  2. الدرالمنثور، ج ۵، ص ۱۸.