المائدة ٣

از الکتاب
کپی متن آیه
حُرِّمَتْ‌ عَلَيْکُمُ‌ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ‌ وَ لَحْمُ‌ الْخِنْزِيرِ وَ مَا أُهِلَ‌ لِغَيْرِ اللَّهِ‌ بِهِ‌ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ مَا أَکَلَ‌ السَّبُعُ‌ إِلاَّ مَا ذَکَّيْتُمْ‌ وَ مَا ذُبِحَ‌ عَلَى‌ النُّصُبِ‌ وَ أَنْ‌ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاَمِ‌ ذٰلِکُمْ‌ فِسْقٌ‌ الْيَوْمَ‌ يَئِسَ‌ الَّذِينَ‌ کَفَرُوا مِنْ‌ دِينِکُمْ‌ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ‌ وَ اخْشَوْنِ‌ الْيَوْمَ‌ أَکْمَلْتُ‌ لَکُمْ‌ دِينَکُمْ‌ وَ أَتْمَمْتُ‌ عَلَيْکُمْ‌ نِعْمَتِي‌ وَ رَضِيتُ‌ لَکُمُ‌ الْإِسْلاَمَ‌ دِيناً فَمَنِ‌ اضْطُرَّ فِي‌ مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ‌ لِإِثْمٍ‌ فَإِنَ‌ اللَّهَ‌ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌

ترجمه

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه‌شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‌شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح می‌شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‌های تیر مخصوص بخت آزمایی؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند؛ بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- امّا آنها که در حال گرسنگی، دستشان به غذای دیگری نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است.

ترتیل:
ترجمه:
المائدة ٢ آیه ٣ المائدة ٤
سوره : سوره المائدة
نزول : ١١ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَآ أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ»: حیوانی که به هنگام ذبح نام جز خدا بر آن برده شود. یعنی به نام دیگران و به خاطر تقرّب بدانان سر بریده شود. (أُهِلَّ) از مصدر (إهْلال) به معنی بلندکردن صدا است به نام چیزی. مانند: لات، عزّی، یا به نام کسی. مانند: انبیاء و اولیاء، به هنگام ذبح حیوان. «الْمُنْخَنِقَةُ»: خفه‌شده. «الْمَوْقُوذَةُ»: کتک‌خورده. «الْمَتَرَدِّیَةُ»: پرت‌شده. «ذَکَّیْتُمْ»: ذبح کردید. «النُّصُبِ»: جمع آن (أَنصاب)، سنگهائی که در اطراف کعبه نصب کرده بودند و آنها را می‌پرستیدند و بر روی چنین سنگهائی یا در کنار آنها حیوانات خود را برای تقرّب بدانها سر می‌بریدند. «الأزْلام»: جمع زَلَم، چوبه‌های تیر. عربها وقتی که می‌خواستند راهیِ سفری یا جنگی یا تجارتی شوند، و یا کار مهمّی - از قبیل ازدواج - انجام دهند، سه تیر برمی گرفتند و بر روی یکی: خدایم بدان فرمان داده است، و بر روی دومی: خدایم از آن نهی کرده است، می‌نوشتند، و بر روی سومی چیزی نمی‌نوشتند، آنها را بهم می‌زدند، سپس اگر اوّلی به دستشان می‌رسید، کار را انجام می‌دادند، و اگر دومی بیرون می‌آمد، کار را انجام نمی‌دادند، و اگر سومی به دستشان می‌افتاد، دوباره فال را از سر می‌گرفتند. امروزه به جای این چوبه‌ها، از دانه‌های تسبیح، مهره‌های نرد، جام قهوه، اوراق پاسور، و چیزهای نامشروع دیگر استفاده می‌نمایند و فرمان قرآن را فراموش می‌کنند. «مَخْمَصَةٍ»: گرسنگی. «مُتَجَانِفٍ»: متمایل، گراینده.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه در حجه الوداع در محل غدیر بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]

شأن نزول:[۲]

«شیخ طوسی» گوید: از امامين امام باقر|باقر و امام صادق|صادق عليهماالسلام روايت گرديده كه اين آيه بعد از نصب امام على بن ابى‌طالب عليه‌السلام به امامت در روز بعد از برگشتن از انجام مناسك حج در سال حجة‌ الوداع نازل گرديده است و طاووس بن شهاب و شهر بن حوشب و اكثر مفسرين برآنند كه اين آيه در عرفه حجة‌الوداع نازل شد.

حنش از ابن عباس روايت كند كه تولد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روز دوشنبه بوده و خروج از مكه نيز روز دوشنبه بوده و ورود به مدينه نيز در روز دوشنبه بوده و سوره مائده هم در روز دوشنبه نازل گرديده و اين آيه هم در روز دوشنبه نازل شده است.[۳]

ربيع بن انس گويد: اين آيه در مسير حجة‌الوداع نازل گرديده است.[۴]

تفسیر

نکات آیه

۱- حرمت استفاده از مردار، خون و گوشت خوک (حرمت علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر)

۲- حرمت استفاده از حیوانى که به نام غیر خدا ذبح شود. (حرمت ... و ما أهل لغیر اللّه به)

۳- حرمت استفاده از حیوانى که در اثر خفگى، زده شدن، پرت شدن و شاخ خوردن بمیرد. (حرمت ... و المنخنقة و الموقوذة و المتردیة و النطیحة) مراد از عناوین یاد شده این است که حیوان بر اثر آنها بمیرد، نه اینکه به مجرد پرت شدن از بلندى، استفاده از آن حرام باشد. دلیل این معنا جمله استثنائیه «الا ما ذکیتم» است.

۴- حرمت استفاده از حیوانى که طعمه و شکار درندگان شده و بمیرد. (حرمت ... و ما اکل السبع)

۵- تذکیه حیوان، موجب حلیت آن مى گردد، اگر چه به واسطه خفگى، زدن، پرت شدن، شاخ خوردن و دریده شدن توسط درندگان در آستانه مردن باشد. (حرمت ... الا ما ذکیتم)

۶- حرمت استفاده از حیوانى که بر آستان بتها ذبح شود، هر چند نام غیر خدا بر او برده نشود. (حرمت ... و ما ذبح على النصب) چون عنوان «ما ذبح ...» عنوان مستقلى است در مقابل «ما اهل ...»، معلوم مى شود که ذبح حیوان براى تقرب به بتها، اگر چه نام غیر خدا بر آن برده نشود، حرام است.

۷- حرمت تعیین سهام گوشت حیوان، به وسیله تیرهاى قمار (حرمت ... و إن تستقسموا بالازلم) «ازلام» تیرهاى مخصوصى بوده که براى قمار از آن استفاده مى کردند. و استقسام چهارپایان به وسیله «ازلام»، به معناى سهم بندى آنها با تیرهاى مخصوص است.

۸- حرمت استفاده از گوشتى که به وسیله تیرهاى قمار سهم بندى شود. (حرمت ... و إن تستقسموا بالازلم) چون آیه شریفه درباره حیواناتى است که بهره گیرى از آنها حرام است، به نظر مى رسد علاوه بر حرمت سهم بندى به وسیله تیرهاى قمار، دلالت بر تحریم استفاده از گوشتى که آن گونه تقسیم شده نیز داشته باشد.

۹- خوردن مردار، خون و گوشت خوک، بردن غیر نام خدا در ذبح، قربانى براى بتها و تقسیم گوشت حیوانات با قمار، از اعمال مردم در جاهلیت (حرمت علیکم ... و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم)

۱۰- مبارزه اسلام با مظاهر شرک و بت پرستى و فرهنگ جاهلیت (حرمت علیکم ... و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم)

۱۱- استفاده از مردار، خون، گوشت خوک، حیوان خفه شده، زده شده، پرت شده، شاخ خورده، دریده شده و بدون تذکیه، فسق و خروج از طاعت خداوند است. (حرمت علیکم ... ذلکم فسق) بنابر اینکه «ذلکم» اشاره باشد به جمیع عناوین یاد شده در آیه، نه خصوص آخرین عنوان.

۱۲- قسمت بندى گوشت به حکم قمار و استفاده از آن و خوردن گوشت حیوانى که به نام غیر خدا و یا بر آستان بتها ذبح شود، فسق است. (حرمت علیکم ... و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم ذلکم فسق)

۱۳- قمار، حرم و ارتکاب آن، موجب فسق است. (حرمت علیکم ... و إن تستقسموا بالازلم ذلکم فسق)

۱۴- حرمت تصرف در اموالى که به وسیله قمار به دست آید. (و إن تستقسموا بالازلم) به نظر مى رسد نه تیرهاى قمار خصوصیتى در تحریم داشته باشد و نه حیوان و گوشت آن داراى ویژگى خاص است. بنابراین اموال به دست آمده از هر نوع قمارى حرام است.

۱۵- توجه اسلام به نظام تغذیه و سالم سازى آن (حرمت علیکم المیتة ... و ما اکل السبع الا ما ذکیتم) تفصیل و تبیین موارد خوردنیهاى حلال و حرام، نشانه توجه اسلام به نظام تغذیه مى باشد.

۱۶- کافران تا آخرین سالهاى حیات پیامبر (ص)، از شکست دادن اسلام ناامید شده بودند. (الیوم یئس الذین کفروا من دینکم) چون تمام وقایعى که آیه شریفه، مى تواند ناظر به آنها باشد با توجه به شأن نزولها در آخرین سالهاى عمر شریف پیامبر (ص) اتفاق افتاده است.

۱۷- امید کفار و دشمنان اسلام به شکست اسلام، تا پیش از نزول آیه «الیوم یئس الذین کفروا» (الیوم یئس الذین کفروا من دینکم)

۱۸- لزوم ترس از خدا و نترسیدن از دشمنان دین (فلاتخشوهم و اخشون)

۱۹- نفى هرگونه قدرت در مقابل قدرت خدا (فلاتخشوهم و اخشون)

۲۰- خطر آسیب پذیرى دین با تشدید انحرافات داخلى، پس از فراغت از ناحیه دشمن خارجى (الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم و اخشون) با توجه به اینکه بحث در این بخش از آیه درباره اکمال دین و مصونیت آن از خطر دشمن خارجى است، مى توان گفت هدف از فرمان به ترسیدن از خداوند (و اخشون) پس از دفع خطر دشمنان از آسیب رسانى به دین، این است که مبادا مسلمانان خود، به معارف دین ضربه زده و اساس آن را تهدید کنند.

۲۱- روز غدیر (روز نصب على (ع) به امامت)، روز اکمال دین و اتمام نعمت خداوند بر مسلمانان (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى) مراد از «الیوم اکملت ...»، با توجه به شأن نزول آیه و روایات متعدد، روز غدیر خم بوده که پیامبر (ص) حضرت على (ع) را به امامت منصوب کرد.

۲۲- تعیین امامت و رهبرى على (ع) در روز غدیر، موجب اکمال دین و اتمام نعمت (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى)

۲۳- ولایت و امامت، مکمّل اسلام (الیوم اکملت لکم دینکم)

۲۴- ولایت و امامت، متمّم نعمت خداوند بر مردم (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى) ذکر اتمام نعمت پس از اکمال دین با تعیین امامت و رهبرى، مى تواند اشاره به این معنا باشد که تعیین امامت، موجب اتمام نعمت شده است.

۲۵- دین اسلام، نعمت والاى الهى براى مردم (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى) نسبت دادن نعمت به خداوند، حاکى از بزرگى آن نعمت مى باشد. مراد از نعمت، دین اسلام است و خداوند با نسبت دادن آن به خویش و گفتن «نعمتى» عظمت والاى آن را به مردمان گوشزد کرده است.

۲۶- روز نصب حضرت على (ع) به امامت و رهبرى، روز یأس دشمنان دین از شکست اسلام (الیوم یئس الذین کفروا ... الیوم اکملت لکم دینکم) سیاق و لحن آیه حکایت از آن دارد که بین این دو فراز از آیه (یعنى «الیوم یئس» و «الیوم اکملت»)، ارتباط کامل وجود دارد و مى رساند که یأس دشمنان، ریشه در اکمال و اتمام دین دارد و این کمال و تمامیت با توجه به شأن نزول با نصب حضرت على (ع) تحقق پذیرفته است.

۲۷- جایگاه ویژه و والاى امامت و ولایت در اسلام (الیوم یئس ... الیوم اکملت لکم دینکم)

۲۸- عظمت و اهمیت روز غدیر خم (الیوم یئس ... الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى)

۲۹- اسلامِ همراه با ولایت، دین کامل و مورد رضایت خداست. (الیوم ... و رضیت لکم الاسلم دیناً)

۳۰- خداوند، تعیین کننده على (ع) به ولایت و امامت بر مؤمنان (الیوم اکملت ... و اتممت علیکم نعمتى و رضیت)

۳۱- نزول و بیان تدریجى دین اسلام و احکام و قوانین آن (الیوم اکملت لکم دینکم) کلمه «اکمال» شاهد بر این است که قسمتى از دین قبلا آمده بود و سپس تکمیل شد.

۳۲- دین اسلام، شریعتى کامل و مورد رضایت خداوند (الیوم اکملت لکم دینکم و رضیت لکم الاسلم دیناً)

۳۳- دین کامل، تنها دین مورد پسند خداوند (الیوم اکملت لکم دینکم و رضیت لکم الاسلم دیناً) چون خداوند پس از بیان اکمال دین، آن را پسندیده خویش دانسته است.

۳۴- اسلام، نام رسمى دین خاتم پیامبران (و رضیت لکم الاسلم دیناً)

۳۵- استفاده از مردار، خون، گوشت خوک و حیوانى که نام غیر خدا به هنگام ذبح بر آن برده شود، در حال اضطرار جایز است. (حرمت علیکم ... فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحیم)

۳۶- استفاده از حیوانى که بر اثر خفگى، زده شدن، پرت شدن و ضربه دیدن از شاخ حیوانى دیگر بمیرد و یا درنده اى آن را بکشد، در حال اضطرار جایز است. (حرمت علیکم ... فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحیم)

۳۷- استفاده از حیوان قربانى شده بر آستان بتها و گوشتهاى سهمبندى شده با تیرهاى قمار، در حال اضطرار جایز است. (و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم ... فإنّ اللّه غفور رحیم)

۳۸- جواز استفاده از محرمات، در حال اضطرار (فمن اضطر ... فإنّ اللّه غفور رحیم)

۳۹- استفاده از مردار، خون، گوشت خوک، تنها به مقدار ضرورت جایز است. (حرمت ... فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحیم)

۴۰- استفاده از محرمات در هنگام اضطرار، تنها به مقدار رفع ضرورت جایز است. (فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحیم) بنابر اینکه مراد از «اثم» بهره گیرى از محرمات یاد شده باشد و مصداق آن در هنگام اضطرار، که محرمات حلال مى شود، استفاده بیش از مقدار ضرورت خواهد بود.

۴۱- جواز استفاده از محرمات در هنگام اضطرار، در صورتى است که انسان با اختیار خویش خود را مضطر ننموده باشد. (فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحیم) فعل مجهول «اضطر» بیانگر آن است که جواز استفاده از محرمات در هنگام اضطرار، مخصوص آن اضطرارى است که بدون اختیار عارض کسى شود، نه اینکه انسان خود را مضطر کند.

۴۲- اضطرارى که در طریق گناه به وجود آید، مجوز ارتکاب محرمات نخواهد بود. (فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم) مراد از «اثم» به دلیل نکره بودن آن، مطلق گناه است و «غیر متجانف لاثم» حال براى «من اضطر» است و اضطرار را مقید مى کند. یعنى حکم جواز مخصوص مضطرى است که به سوى گناه در حرکت نباشد.

۴۳- عدم تمایل به گناه، شرط جواز استفاده از محرمات در حال اضطرار* (فمن اضطر ... غیر متجانف لاثم)

۴۴- ممنوعیت سوء استفاده از تسهیلات حالت اضطرار (فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحیم)

۴۵- لزوم ملاحظه و مراعات حالت اضطرار در قانونگذارى (فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحیم) ملاحظه حالت اضطرار و جعل احکامى ویژه از سوى خداوند بر اساس آن، مى تواند درسى براى قانونگذاران باشد.

۴۶- اسلام، دینى آسان و احکام آن، قابل انطباق با شرایط گوناگون زندگى (فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحیم)

۴۷- خداوند، غفور (بسیار آمرزنده) و رحیم (مهربان) است. (فإنّ اللّه غفور رحیم)

۴۸- بخشایش گناه بندگان از سوى خدا همراه با لطف و مهربانى بر ایشان است. (فإنّ اللّه غفور رحیم) در برداشت فوق «رحیم»، صفت براى «غفور» گرفته شده است.

۴۹- تسهیل تکالیف بر بندگان از سوى خداوند، برخاسته از مغفرت و رحمت واسعه اوست. (فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحیم)

۵۰- حلیت محرمات در حال اضطرار، پرتویى از رحمت خداوند بر بندگان (فمن اضطر ... فإنّ اللّه غفور رحیم)

۵۱- برداشتن گناه ارتکاب محرمات در حال اضطرار، پرتویى از مغفرت خداوند (فمن اضطر ... فإنّ اللّه غفور رحیم)

روایات و احادیث

۵۲- وجود علایم حیات در حیوان (حرکت چشم، پا و دم) قبل از ذبح، شراط تحقق تذکیه شرعى (الا ما ذکیتم) امام باقر (ع) درباره «الا ما ذکیتم» در آیه فوق فرمود: ... فان ادرکت شیئاً منها و عین تطرف او قائمة ترکض او ذنب یمصع فقد ادرکت ذکاته فکله ... .[۵]

۱- . تهذیب شیخ طوسى، ج ۹، ص ۵۸، ح ۲۴۱، ب ۱; نورالثقلین، ج ۱، ص ۵۸۷، ح ۲۰.

۵۳- اعلام جانشینى و ولایت على (ع) توسط رسول خدا (ص)، موجب کمال دین و تمام نعمت و رضاى پروردگار (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى) از رسول خدا (ص) روایت شده که هنگام نزول آیه فوق فرمود: ان کمال الدین و تمام النعمة و رضى الرب بارسالى الیکم بالولایة بعدى لعلى ابن ابى طالب (ع).[۶]

۵۴- ولایت على (ع)، آخرین فریضه نازل شده از سوى خداوند (الیوم اکملت لکم دینکم) امام باقر (ع): امر اللّه عزوجل رسوله بولایة على (ع) ... و کانت الولایة اخر الفرائض فانزل اللّه عزوجل «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى» یقول اللّه عزوجل: ... قد اکملت لکم الفرائض.[۷]

۵۵- کامل شدن دین و اتمام نعمت الهى بر مردم، به سبب تعیین جانشینان پیامبر (ص) از سوى خداوند (الیوم اکملت لکم دینکم) از امام حسن عسکرى (ع) روایت شده: ... فلما منّ اللّه علیکم باقامة الاولیاء بعد نبیکم (ص) قال اللّه عزوجل: الیوم اکملت لکم دینکم ... .[۸]

۵۶- بهره گیرى مضطر از مردار، خون، گوشت خوک و حیوان ذبح شده به نام غیر خدا و ...، مشروط به آن است که از روى عمد و قصد گناه نباشد. (فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم) از امام باقر (ع) در توضیح «غیر متجانف» در آیه فوق روایت شده: غیر متعمد لاثم.[۹]

موضوعات مرتبط

  • احکام:۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۱۳، ۱۴، ۳۸، ۳۹، ۴۰، ۴۱، ۴۳، ۵۲ ثانوى ۳۵، ۳۶، ۳۷، ۳۸، ۵۱ ; انعطاف در احکام ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۱۳، ۱۴، ۳۸، ۳۹، ۴۰، ۴۱، ۴۳، ۵۲ ۴۶
  • اسلام: و مادیات ۱۵ ; اکمال اسلام ۲۳ ; تاریخ صدر اسلام ۱۶، ۲۶ ; تشریع تدریجى اسلام ۳۱ ; دین اسلام ۳۴ ; سهولت اسلام ۴۶ ; کمال اسلام ۳۲ ; نعمت اسلام ۲۵
  • اسماء و صفات: رحیم ۴۷ ; غفور ۴۷
  • اضطرار: آثار اضطرار ۳۵، ۳۶، ۳۸ ; احکام اضطرار ۳۵، ۳۶، ۳۷، ۳۸، ۳۹، ۴۰، ۴۱، ۴۲، ۴۳، ۴۴، ۵۰، ۵۱ ; شرایط اضطرار ۴۱، ۴۲، ۴۳، ۵۶ ; محدوده اضطرار ۳۹، ۴۰ ; موارد رفع اضطرار ۳۶
  • امامت: اهمیت امامت ۲۳، ۲۴، ۲۷ ; نعمت امامت ۲۱، ۲۲
  • امام على (ع): امامت امام على (ع) ۲۱، ۲۲، ۲۶، ۵۳ ; انتصاب امام على (ع) ۲۱، ۲۲، ۲۶، ۳۰، ۵۳ ; فضایل امام على (ع) ۵۳، ۵۴ ; منشأ امامت امام على (ع) ۳۰ ; ولایت امام على (ع) ۵۳، ۵۴
  • انحراف: آثار انحراف ۲۰
  • بت: قربانى بت ۶، ۹، ۱۲، ۳۷
  • بت پرستى: مبارزه با بت پرستى ۱۰
  • ترس: اهمیّت ترس از خدا ۱۸ ; ترس از دشمنان ۱۸ ; ترس پسندیده ۱۸ ; ترس ناپسند ۱۸
  • تصرفات: حرام ۱۴
  • تغذیه: بهداشت تغذیه ۱۵ ; تغذیه در جاهلیت ۹
  • تکلیف: سوء استفاده از تکلیف ۴۴ ; منشأ سهولت تکلیف ۴۹ ; موارد رفع تکلیف ۳۵، ۳۸، ۳۹، ۴۰
  • جاهلیت: رسوم جاهلیت ۹ ; مبارزه با رسوم جاهلیت ۱۰
  • حیوانات: تذکیه حیوانات ۵ ; حیوانات حرام ۳ ; شرایط تذکیه حیوانات ۵۲
  • خدا: آمرزش خدا ۴۷، ۴۸، ۴۹، ۵۱ ; افعال خدا ۳۰ ; رحمت خدا ۴۹، ۵۰ ; رضایت خدا ۲۹، ۳۲، ۳۳ ; عصیان از خدا ۱۱ ; قدرت خدا ۱۹ ; لطف خدا ۴۸ ; موجبات رضایت خدا ۵۳ ; مهربانى خدا ۴۷، ۴۸ ; نعمتهاى خدا ۲۴، ۲۵، ۵۵
  • خوردنیها: احکام خوردنیها ۴، ۵، ۷، ۸، ۹، ۱۲، ۳۵
  • خوک: استفاده از گوشت خوک ۱، ۱۱، ۳۵، ۳۹، ۵۶ ; حرمت گوشت خوک ۱
  • خون: استفاده از خون ۱، ۱۱، ۳۵، ۳۹، ۵۶ ; حرمت خون ۱
  • دشمنان: اسلام ۱۷ ; دشمنان و اسلام ۲۶ ; یأس دشمنان دین ۲۶
  • دین: آسیبخشناسى دین ۲۰ ; اکمال دین ۲۱، ۲۲ ; دین پسندیده ۳۳ ; دین کامل ۲۹، ۳۲، ۳۳ ; موجبات اکمال دین ۵۳، ۵۵
  • ذبح: احکام ذبح ۵، ۶، ۵۲ ; بسمله در ذبح ۲، ۵۶ ; ذبح در جاهلیت ۹
  • ذبیحه: حرام ۲، ۶
  • روز غدیر:۲۱، ۲۲، ۲۶ اهمیّت روز غدیر ۲۱، ۲۲، ۲۶ ۲۸
  • شجاعت: اهمیت شجاعت ۱۸
  • شرک: مبارزه با شرک ۱۰
  • صید: استفاده از صید حرام ۳۶ ; صید حرام ۴
  • فسق: عوامل فسق ۱۳ ; موارد فسق ۱۱، ۱۲
  • قانونگذارى: شرایط قانونگذارى ۴۵ ; قانونگذارى و اضطرار ۴۵
  • قمار: احکام قمار ۱۳، ۱۴ ; حرمت قمار ۱۳ ; قمار با ازلام ۷، ۸، ۹، ۱۲، ۳۷ ; موارد قمار ۷، ۸، ۹، ۱۲
  • کافران: امیدوارى کافران ۱۷ ; کافران و اسلام ۱۶، ۱۷
  • گناه: آثار گناه ۴۲، ۴۳، ۵۶ ; آمرزش گناه ۴۸
  • گوشت: حرام ۸
  • محرمات:۳، ۶، ۷، ۸، ۱۳، ۱۴ ارتکاب محرمات ۳، ۶، ۷، ۸، ۱۳، ۱۴ ۴۲ ; استفاده از محرمات ۳، ۶، ۷، ۸، ۱۳، ۱۴ ۱، ۲، ۳، ۴، ۱۱، ۳۷، ۳۸، ۴۰، ۴۱، ۴۳، ۵۰ ; تحلیل محرمات ۳، ۶، ۷، ۸، ۱۳، ۱۴ ۵۰ ; گناه ارتکاب محرمات ۳، ۶، ۷، ۸، ۱۳، ۱۴ ۵۱
  • محمّد (ص): خلیفه محمّد (ص) ۵۳، ۵۵ ; دین محمّد (ص) ۳۴
  • مسلمانان: نعمتهاى مسلمانان ۲۱
  • مضطر: احکام مضطر ۵۶
  • موجودات: ضعف موجودات ۱۹
  • مؤمنان: امامت بر مؤمنان ۳۰
  • میته: استفاده از میته ۱، ۱۱، ۱۲، ۳۵، ۳۶، ۳۷، ۳۹، ۵۶ ; اقسام میته ۳، ۴، ۱۱، ۳۶ ; حرمت میته ۱، ۳، ۴
  • نظام تعالیم دین:۴۶
  • نعمت: اتمام نعمت ۲۱، ۲۲، ۲۴ ; موجبات اتمام نعمت ۵۳، ۵۵
  • واجبات: آخرین واجب ۵۴
  • ولایت: اهمیت ولایت ۲۳، ۲۴، ۲۷، ۲۹

منابع

  1. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۳، ص ۲۳۱.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۲۶۶.
  3. در تفسير على بن ابراهيم درباره اين قسمت از آية «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ» چنين ذكر شده كه درباره ولايت امیرالمومنین على عليه‌السلام نازل شده است و شيخ ما در امالى خود از ابوموسى المجاشعى او از محمد بن جعفر بن محمد او از پدر بزرگوارش امام صادق عليه‌السلام و ايشان از جد بزرگوارش امام مرتضى عليه‌السلام نقل نموده كه فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مي‌فرمود اساس اسلام بر پنج خصلت بنا نهاده شده است: اول، شهادتين؛ دوم، قرينتين؛ از پيامبر سؤال كردند و گفتند شهادتين را مي‌دانيم ولى مراد از قرينتين چيست؟ فرمود: نماز و زكات است كه هيچ يك بدون ديگرى نزد خدا قبول نمي‌شود، سوم، روزه؛ چهارم، حج بيت اللَه درباره كسانى كه استطاعت داشته باشند و به پنجمين قسمتى كه اين فرائض و واجبات ختم مى گردد همانا ولايت على بن ابى‌طالب عليه‌السلام است كه خداوند درباره آن آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» را نازل گردانيده است و نيز سيد رضى در كتاب مناقب از محمد بن اسحق او از امام باقر عليه‌السلام و ايشان از جد بزرگوارش چنين نقل فرمايد كه وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از حجة‌الوداع مراجعت فرمود، به سرزمينى كه آن را ضوجان مى گفتند، رسيد و آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» نازل گرديد. وقتى كه پيامبر با نزول اين آيه از شر مردم، خويشتن را در امان ديد، دستور فرمود كه منادى ندا كند كه مردم براى نماز حاضر شوند. پس از حضور مردم براى نماز چنين فرمود، ايّها النّاس در ميان شما چه كسى برتر و بالاتر است؟ همه يك دل و يك زبان فرياد برآوردند و گفتند: خدا و رسول او، سپس دست على بن ابى‌طالب را گرفت و فرمود: اى گروه مردم هر كس كه من مولاى او و برتر از او هستم بعد از من على مولاى او بوده و برتر از او خواهد بود سپس به دعا پرداخت و فرمود: خدايا دوست بدار كسى را كه على را دوست بدارد و دشمن بدار كسى را كه با على دشمنى نمايد و يارى كن كسى را كه على را يارى كند و خوار گردان كسى را كه در صدد خواركردن على برآيد. سپس فرمود: ايّها الناس على از من است و من از او هستم و على نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى است با اين تفاوت كه بعد از من پيامبرى وجود نخواهد داشت، سپس امام فرمود: ولايت على بن ابى‌طالب آخرين فريضه و امر واجبى بود كه خداوند بر امت محمد واجب فرمود: و سپس آيه «أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» را نازل گردانيد و همه از رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام فرائض را از نماز و زكات و روزه و حج قبول كردند و او را بر اين امور تصديق نمودند، سپس ابن اسحق گويد: از امام سؤال كردم در چه تاريخى اين قضيه اتفاق افتاد. فرمود: پس از گذشت هفده روز از ماه ذى الحجه در سال دهم هجرت هنگام بازگشت از حجة‌الوداع و سپس بعد از اين واقعه تا رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صد روز طول كشيد و پيامبر آن روز را غدیرخم ناميد و نيز در تفسير عياشى از زرارة او از امام باقر عليه‌السلام نقل كند كه فرمود: آخرين فريضه و امر واجبى كه خداوند نازل فرمود، ولايت على بن ابى‌طالب بود كه طى آيه شريفه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» نازل گرديد و خداوند بعد از موضوع ولايت على بن ابى‌طالب موضوع واجب و فريضه اى را نازل نفرمود تا اين كه رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنيا رحلت فرمود. چنان كه ابن اذينه نيز نظير آن را از زرارة و او از امام باقر عليه‌السلام نقل و روايت نموده است، صاحب مجمع البيان از ابوالحمد مهدى بن نزارالحسينى بعد از هشت واسطه از ابوسعيد الخدرى روايت كند كه وقتى كه اين آيه نازل گرديد، پيامبر فرمود: (اللَّه اكبر على اكمال الدّين و اتمام النّعمة و رضا الرّبّ برسالتى و ولاية على بن ابى طالب من بعدى) سپس فرمود: (من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله).
  4. موفق بن احمد كه يكى از بزرگترين علماى اهل سنت است در كتاب المناقب خود بعد از هشت واسطه از ابوسعيد الخدرى روايت كند كه پيامبر مردم را در غديرخم نزد خود خواند و در زير درختى ايستاد و آن در روز پنجشنبه اى بود سپس على را با دست خويش بلند كرد به قسمى كه سفيدى زير بغل او نمودار گرديد و آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» را كه در آن روز نازل شده بود، قرائت فرمود و سپس فرمود: (اللّه اكبر على اكمال الدّين و اتمام النعمة و رضى الرّب برسالاتى و ولاية على)، سپس فرمود: (اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله؛ خداوند از هر چيز و از هر كسى بزرگتر است كه دين خود را تكميل نمود و نعمت خود را بر خلق تمام كرد و به رسالت و پيامبرى من و ولايت على خشنود گرديد، خدايا دوست بدار كسى را كه على را دوست بدارد و دشمن بدار كسى را كه با على دشمنى كند و يارى كن كسى را كه على را يارى كند و خوار گردان كسى را كه در صدد خوار كردن على برآيد.) در اين ميان حسان بن ثابت شاعر معروف گفت: يا رسول الله اجازه بده كه اشعارى در اين باره بگويم، پيامبر اجازه فرمود. حسان بن ثابت بالبديهه اين اشعار را سرود: يناديهم يوم الغدير نبيّهم × بخمّ و اسمع بالنّبى مناديا؛ و قال فمن مولاكم و وليّكم × فقالوا و لم يبدوا هناك التّعاديا؛ الهك مولانا و انت وليّنا × و لن تجدن منّا لك اليوم عاصيا؛ فقال له قم يا علىّ و إنّني × رضيتك من بعدى اماما و هاديا؛ فخصّ بها دون البريّة كلّها × عليّا و سمّاه الوزير المواخيا؛ فمن كنت مولاه فهذا وليّه × فكونوا له اتباع صدق مواليا؛ هناك دعا اللّهمّ وال وليّه × و كن للّذى عادى عليّا معاديا. (ترجمه، پيامبر در روز غديرخم مردم را ندا داد و چنين ندائى را از رسول خدا بشنويد و فرمود اى گروه مردم مولاى شما و ولى امر شما كيست؟ همه يك‌دل و يك‌زبان بدون كوچكترين دشمنى گفتند: خداى ما مولاى ما و ولى ما است و تو نيز كه رسول و پيامبر ما هستى مولا و ولى ما مى باشى و هرگز برخلاف اين گفتار از ما چيزى نخواهى يافت، سپس فرمود: يا على از جاى برخيز كه بعد از من امام و هادى و راهنماى اين خلق تو مى باشى و بدين ترتيب على بن ابى‌طالب در ميان مردم به اين سمت برگزيده شد و اختصاص يافت و پيامبر او را برادر و وزير خويش خواند و فرمود هر كس كه من مولاى او هستم على ولى و مولاى اوست و شما مردم بايد از او پيروى كنيد. سپس دعا كرد و فرمود خدايا دوست بدار دوستدار على را و دشمن بدار دشمن او را) بعد از سرودن اين اشعار، پيامبر به حسان فرمود: (لاتزال يا حسّان مؤيّدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك؛ خداوند تو را به روح القدس مؤيد بدارد (آن هم) مادامى كه به زبان خود ما را يارى كنى)، چه آن كه پيامبر مي‌دانست كه حسان بر عقيده خويش ثابت نخواهد ماند چنانكه بعد از وفات پيامبر اثرش ظاهر شد و نيز ابن المغازلى شافعى كه يكى ديگر از علماى اهل سنت است در مناقب خود در خبرى كه سند آن را به ابوهريره مي‌رساند چنين گويد: هر كس در روز هيجدهم ذى‌الحجه روزه بگيرد. خداوند ثواب شصت ماه روزه به او مي‌دهد زيرا آن روز، روز غديرخم است كه پيامبر براى ولايت على بن ابى‌طالب از مردم بيعت گرفت و فرمود: (من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره)، سپس عمر بن الخطاب گفت: بخّ بخّ لك يا بن ابى‌طالب اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة؛ به‌به اى پسر ابوطالب كه مولاى من و مولاى هر مرد مؤمن و زن مؤمنه قرار گرفته اى. سپس خداوند آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» را نازل فرمود، چنان كه سايرين از علماى اهل سنت مانند ابوبكر بن مردويه در مناقب و ابوعبدالله المرزبانى در كتاب سرقات الشعر در آخر جزء رابع آن روايتى مانند موفق بن احمد ذكر نموده اند و همچنين در كتاب سبط بن الجوزى كه از شيوخ علماى اهل سنت است چنين آمده كه جميع علماى اهل سير موضوع غدير را بعد از مراجعت رسول خدا صلى الله عليه و آله از حجة‌الوداع در روز هيجدهم ذی الحجه ذكر نموده و گفته اند كه اجتماع مسلمين در آن روز به صد و بيست هزار نفر مي‌رسيد كه همه آن‌ها گفتار رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را به (من كنت مولاه فعلى مولاه) شنيدند، صاحب روض الجنان از خاصه درباره اين قسمت از آيه «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ» گويد: سبب نزول اين آيه چنين بوده كه اعراب و سايرين خون حيوانات را در روده ها مى كردند و بر آتش مى نهادند و مي‌خوردند و خداوند اين آيه را فرستاد و چنين كارى را حرام نمود و نيز ابن منده در كتاب الصحابة درباره همين قسمت از آيه به روايتى كه آن را به حبان مي‌رساند، گويد: كه ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله بوديم من در وسط راه ديگى را بر روى آتشى كه افروخته بودم، گذاشتم و در ميان آن ديگ گوشت مرده اى را گذاشته بودم تا پخته شود سپس اين آيه نازل گرديد و من آن ديگ را برداشتم.
  5. امالى صدوق، ص ۲۹۱، ح ۱۰، مجلس ۵۶; بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۱۱، ح ۳.
  6. امالى صدوق، ص ۲۹۱، ح ۱۰، مجلس ۵۶; بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۱۱۱، ح ۳.
  7. کافى، ج ۱، ص ۲۸۹، ح ۴; نورالثقلین، ج ۱، ص ۵۸۷- ، ح ۲۵.
  8. علل الشرایع، ص ۲۴۹، ح ۶، ب ۱۸۲; نورالثقلین، ج ۱، ص ۵۹۰، ح ۳۵.
  9. تفسیر قمى، ج ۱، ص ۱۶۲; تفسیر برهان، ج ۱، ص ۴۴۷، ح ۱.