الحديد ١٦
کپی متن آیه |
---|
أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِ وَ لاَ يَکُونُوا کَالَّذِينَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ |
ترجمه
الحديد ١٥ | آیه ١٦ | الحديد ١٧ | ||||||||||||||
|
معنی کلمات و عبارات
«أَلَمْ یَأْنِ ...»: آیا نزدیک نشده است؟ آیا وقت آن فرا نرسیده است؟ از ماده (أَنی، یَأْنی، أَنْیاً). «ذِکْرِ»: یاد. به خاطر آوردن. «لِذِکْرِ»: حرف (ل) به معنی (عِندَ) است (نگا: اسراء / ). «مَا نَزَلَ ...»: مراد قرآن است. «الأمَدُ»: زمان. مدت. مراد فاصله زمانی ایشان با پیغمبران است.
آیات مرتبط (تعداد ریشههای مشترک)
ثُمَ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ... (۳) فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ... (۴) اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ... (۵)
نزول
مقاتل و کلبى گویند: این آیه یک سال بعد از هجرت درباره منافقین نازل گردید زیرا آنها از سلمان فارسى سؤال کرده بودند که براى آنها از تورات و عجائبى که در آن کتاب موجود است، سخن بگوید.[۱]
گویند سپس آیات (الر، تلک آیات الکتاب (تا) لمن الغافلین، آیات ۱ و ۲ و ۳ سوره یوسف) نازل گردید[۲] و نیز گویند فقط آیه ۳ سوره یوسف نازل شد[۳] و به آنها خبر داد که قرآن داراى نیکوترین و بهترین قصص بوده و از تورات بهتر و نیکوتر است بنابراین تا بودن قرآن به غیر آن احتیاجى نخواهد بود سپس پس از چندى دوباره نزد سلمان فارسى آمده و سؤال گذشته خود را تکرار نمودند.
در این موقع آیه ۲۳ سوره زمر «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ» نازل شد و به آنها فهمانید که نیکوتر سخن قرآن است که نازل گردیده است پس از چندى باز از سلمان درباره تورات و عجائب آن سؤال کردند سپس این آیة نازل شد.
ابن عباس گوید: این آیة درباره مؤمنین نازل شده است. ابن مسعود گوید: بین مسلمان شدن ما و نزول این آیه چهار سال طول کشید و خداوند ما را با نزول این آیه مورد عتاب و خطاب قرار داد و نیز بعد از نزول این آیه مؤمنین یکدیگر را از افعال خویش سرزنش مینمودند، ابن عباس گوید که سیزده سال بعد از نزول قرآن این آیه درباره عتاب و سرزنش به مؤمنین نازل شده است.
محمد بن کعب القرظى گوید: مسلمین در مکه در سختى بسر مى بردند پس از آن که مهاجرت کردند و به مدینه آمدند در رفاه و امنیت و فراوانى نعمت قرار گرفتند و رفاهیت مزبور سبب شد که مؤمنین در مدینه تغییر حالت بدهند و قساوت قلب در آنها ایجاد شود و واجب مینمود که ایمان و اخلاص و یقین آنها نسبت به پروردگار زیادتر گردد لذا این آیه بدین مناسبت نازل شد و نیز گویند این آیه را سلمان فارسى در جواب منافقین که از وى سؤال کرده بودند، تلاوت مینموده است و این روایت دلیل میشود که آیه مزبور قبلاً نازل شده بوده سپس سلمان به عنوان جواب به آن آیه استناد میکرده است.[۴]
احمد بن حسن میثمى از مردى از اصحاب امام صادق علیهالسلام روایت کند و گوید: از امام شنیدم که میفرمود: این قسمت از آیه «وَلایکونُوا کالَّذِینَ أُوتُواالْکتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَیهِمُ الْأَمَدُ» مربوط به اهل زمان غیبت امام قائم علیهالسلام است و منظور از امد، مدت زمان غیبت است.[۵]
ابن بابویه بعد از دو واسطه از احمد بن حسن میثمى او از سماعة و دیگران و آنان از امام صادق علیهالسلام روایت کنند که فرمود: این قسمت از این آیه «وَلایکونُوا کالَّذِینَ أُوتُواالْکتابَ» درباره امام قائم علیهالسلام نازل شده است و نیز شیخ مفید به اسناد خویش از محمد بن همان او از مردى از اصحاب امام صادق علیهالسلام نقل نموده و گوید از امام شنیدم که مى فرمود: تأویل این قسمت از آیة «وَلا یکونُوا کالَّذِینَ أُوتُواالْکتابَ» براى زمان غیبت امام قائم علیهالسلام و روزهاى آن مى باشد و بر غیر آن اطلاق نمى گردد و مقصود از امد، همان امد و مدت غیبت است.[۶]
عبدالعزیز بن ابى رواد گوید: اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله زیاد به مزاح و شوخى و خنده مى پرداختند و این آیه بدان مناسبت نازل گردید[۷] چنان که مقاتل بن حیان نیز آن را روایت و نقل نموده است[۸] و نیز از سفیان ثورى و او از اعمش هم آن را روایت کرده است.[۹]
تفسیر
- آيات ۱۶ - ۲۴ سوره حديد
- چرا دل های مؤمنان را قساوت گرفته و در برابر «ذكر خدا»، خاشع نمى شود
- پنج خصلت زندگى دنيا: لهو، لعب، زينت، تفاخر و تكاثر
- مَثَلى براى بيان فريبندگى دنيا
- تفاوت معنای آيه: «سَابِقُوا إلى مَغفِرَةٍ مِن رَبّكُم» با آيه: «وَ سَارِعُوا إلى مَغفِرَةٍ...»
- مراد از اين كه عرض بهشت، مانند عرض آسمان و زمين است
- وجوه متعدد در معناى آيه: «مَا أصَابَ مِن مُصِيبَةٍ فِى الأرضِ وَ لا فِى أنفُسِكُم إلّا فِى كِتَابٍ...»
- سفارش به زهد و عدم وابستگی به دنیا
- بحث روايتى
نکات آیه
۱ - یاد خداوند و ذکر عظمت و کبریایى او، تأثیرگذار در دل هاى نرم و خاشع (ألم یأن للذین ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذکر اللّه) «خشوع» در مقابل «قساوت» (سختى و صلابت)، به معناى نرمى [قلب] است.
۲ - تلاوت قرآن و شنیدن آیات آن، اثربخش دل هاى نرم و خاشع (ألم یأن للذین ءامنوا أن تخشع قلوبهم ... و ما نزل من الحقّ) مقصود از «ما نزل من الحقّ» قرآن کریم است.
۳ - دل مؤمن، باید چنان نرم باشد که با یاد خدا و تلاوت قرآن کریم، تأثیرپذیر و خاشع گردد. (ألم یأن للذین ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذکر اللّه و ما نزل من الحقّ) خداوند، در آیه شریفه، مؤمنان بى تفاوت را نکوهش کرده و به آنان هشدار مى دهد تا فرصت باقى است و گرفتار قساوت قلب نشده اند; دل هاى خود را با یاد او و تلاوت آیاتش خاشع و نرم گردانند.
۴ - وجود مؤمنان بى تفاوت و بى رغبت به خداوند و قرآن، در میان مسلمانان صدراسلام (ألم یأن للذین ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذکر اللّه و ما نزل من الحقّ)
۵ - مؤمنان بى تفاوت، که دل هایشان با یاد خدا و تلاوت آیات او نرم و خاشع نمى شود، مورد نکوهش خدا هستند. (ألم یأن للذین ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذکر اللّه و ما نزل من الحقّ) استفهام در «ألم یأن...» براى توبیخ و نکوهش است.
۶ - نماز، باید همراه با خشوع و تذلل باشد. (ألم یأن ...أن تخشع قلوبهم لذکر اللّه) برخى از مفسران، «ذکر اللّه» را در آیه شریفه، کنایه از نماز دانسته اند. برداشت یاد شده براساس این احتمال است.
۷ - بى ارزش بودن نماز بى خشوع، در پیشگاه خداوند. (ألم یأن ... أن تخشع قلوبهم لذکر اللّه) در صورتى که مراد از «ذکر اللّه» نماز باشد; نکوهش کسانى که نماز را بدون خشوع مى خوانند، مفید برداشت یاد شده است.
۸ - قرآن، کتاب تذکار، یاد آور خدا و بیانگر اوصاف و آیات عظمت و کبریایى او (أن تخشع قلوبهم لذکر اللّه و ما نزل من الحقّ) مراد از «ما نزل من الحقّ» در آیه شریفه، قرآن کریم است. برخى از مفسران برآنند «ذکراللّه» نیز در توصیف قرآن آورده شده است. برداشت بالا براساس این احتمال است.
۹ - قرآن، کتابى نازل شده از جانب خداوند (و ما نزل من الحقّ)
۱۰ - قرآن، کتابى آمیخته به حق و مبرّا از هرگونه باطل (و ما نزل من الحقّ) در صورتى که «حقّ» در آیه شریفه، مقابل باطل به کار رفته باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
۱۱ - قرآن، کتابى جاودان و کهنه نشدنى (و ما نزل من الحقّ) یکى از معانى واژه «حقّ» ثابت و استوار است. در این صورت توصیف قرآن به «حقّ»، مى تواند بیانگر مطلب بالا باشد.
۱۲ - یهود و نصارا مورد نکوهش خداوند، به خاطر بى تفاوتى شان در برابر تذکارها و رهنمودهاى تورات و انجیل (و لایکونوا کالذین أُوتوا الکتب من قبل) مراد از «الذین اُوتوا الکتاب» پیروان موسى(ع) و عیسى(ع) است. برداشت یاد شده با توجه به این نکته است که خداوند، به مسلمانان هشدار مى دهد که مبادا مانند یهود و نصارا شوند.
۱۳ - تورات و انجیل، دو کتاب نازل شده قبل از قرآن (کالذین أُوتوا الکتب من قبل)
۱۴ - انجیل عیسى(ع)، مکمل تورات موسى(ع) بوده و این دو کتاب از نظر اهداف و اصول تعالیم، یکسان و در یک راستا قرار داشتند. (و لایکونوا کالذین أُوتوا الکتب من قبل) مراد از «الکتاب» تورات و انجیل است. بنابراین کاربرد تعبیر «الکتاب» - به صورت مفرد - به جاى «الکتابین»، مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.
۱۵ - خداوند، مسلمانان را از بى تفاوتى نسبت به تذکارها و رهنمودهاى قرآن و در پیش گرفتن شیوه یهود و نصارا در مورد کتاب هاى آسمانى خود (بى اعتنایى آنان به رهنمودها و مواعظ تورات و انجیل)، برحذر مى دارد. (ألم یأن للذین ءامنوا ... و لایکونوا کالذین أُوتوا الکتب من قبل)
۱۶ - بى تفاوتى در برابر تذکارها و رهنمودهاى قرآن در دراز مدت، باعث قساوت قلب خواهد شد. (و لایکونوا کالذین ... فطال علیهم الأمد فقست قلوبهم) خداوند، مسلمانان را از پیش گرفتن شیوه یهود و نصارا در مورد کتاب هاى آسمانى خود بر حذر داشته و تذکر مى دهد که آنان با این کار به مرور زمان گرفتار قساوت قلب شدند; بنابراین مسلمانان نیز در خطر گرفتار شدن به آن خواهند شد.
۱۷ - مسلمانان بى تفاوت، در خطر خارج شدن از جاده حق و عدالت در صورت استمرار یافتن بى تفاوتى آنان نسبت به تذکّرات و رهنمودهاى قرآن (و لایکونوا کالذین ... فطال علیهم الأمد ... و کثیر منهم فسقون) در آیه شریفه، قساوت قلب و خروج از عدل و انصاف (حقّ)، از پیامدهاى بى تفاوتى مستمر و دائمى یهود و نصارا نسبت به رهنمودهاى کتاب هاى آسمانیشان برشمرده است. برحذر داشتن مسلمانان از پیش گرفتن شیوه اهل کتاب، بیانگر مطلب یاد شده است.
۱۸ - یهود و نصارا، مردمانى گرفتار قساوت قلب و سنگدلى (و لایکونوا کالذین أُوتوا الکتب ... فقست قلوبهم)
۱۹ - قساوت قلب و سنگدلى یهود و نصارا، نتیجه بى تفاوتى دراز مدت آنان در برابر تعالیم و رهنمودهاى کتاب آسمانى شان (تورات و انجیل) (و لایکونوا کالذین أُوتوا الکتب من قبل فطال علیهم الأمد فقست قلوبهم)
۲۰ - بسیارى از اهل کتاب (یهود و نصارا)، فاسق و متمرداند. (و کثیر منهم فسقون)
۲۱ - فسق پیشگى اهل کتاب و نافرمانى آنان از حق، نتیجه بى تفاوتى دراز مدت آنان نسبت به تعالیم الهى و گرفتار شدن به قساوت قلب (فطال علیهم الأمد فقست قلوبهم و کثیر منهم فسقون)
روایات و احادیث
۲۲ - «عن أبى بصیر عن أبى جعفر(ع) قال: لم یزل بنو إسماعیل ولاة البیت [و] یقیمون للناس حجّهم و أمر دینهم... «فطال علیهم الأمد فقست قلوبهم» و أفسدوا و أحدثوا فى دینهم...;[۱۰] ابوبصیر از امام باقر(ع) روایت نموده که فرزندان اسماعیل(ع) - بزرگى بعد از بزرگى دیگر - متولیان خانه خدا بودند و حجّ و امور دینى مردم را برپا مى داشتند... پس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلب هاى آنان قساوت پیدا کرد و به فساد آلوده شدند و در دینشان دست بردند...».
موضوعات مرتبط
- انجیل: آثار اعراض از انجیل ۱۲، ۱۹; اهداف انجیل ۱۴; اهمیت تذکرات انجیل ۱۲; تاریخ نزول انجیل ۱۳; نقش انجیل ۱۴
- اهل کتاب: زمینه عصیان اهل کتاب ۲۱; زمینه فسق اهل کتاب ۲۱; زمینه قساوت قلب اهل کتاب ۲۱
- تورات: آثار اعراض از تورات ۱۲، ۱۹; اهداف تورات ۱۴; اهمیت تذکرات تورات ۱۲; تاریخ نزول تورات ۱۳; نقش تورات ۱۴
- خدا: اعراض از خدا ۴; توصیه هاى خدا ۱۵; سرزنشهاى خدا ۵، ۱۲
- خشوع: اهمیت خشوع ۷
- دین: آثار اعراض از دین ۲۱
- ذکر: آثار ذکر خدا ۱، ۳; ذکر خدا ۸
- عصیانگران :۲۰
- فاسقان :۲۰
- قرآن: آثار اعراض از قرآن ۱۶، ۱۷; آثار تلاوت قرآن ۲، ۳; اعراض از قرآن ۴، ۵; اهتمام به قرآن ۱۵; اهمیت تذکرات قرآن ۱۶، ۱۷; تاریخ نزول قرآن ۱۳; تذکرات قرآن ۸; تنزیه قرآن۱۰; جاودانگى قرآن ۱۱; حقانیت قرآن ۱۰; منشأ نزول قرآن ۹; نقش قرآن ۸; وحیانیت قرآن ۹; ویژگیهاى قرآن ۱۱
- قلب: آثار خشوع قلب ۱، ۲; عوامل قساوت قلب ۱۶، ۲۲; عوامل مؤثر در قلب ۱، ۲
- کتب آسمانى: هماهنگى کتب آسمانى ۱۴
- گمراهى: زمینه گمراهى ۱۷
- مؤمنان: اعراض مؤمنان صدراسلام ۴، ۵; خشوع مؤمنان ۳; سرزنش مؤمنان صدراسلام ۵; صفات مؤمنان ۳
- مسلمانان: توصیه به مسلمانان ۱۵
- مسیحیان: سرزنش مسیحیان ۱۲; صفات مسیحیان ۱۸; عصیان اکثریت مسیحیان۲۰; عوامل قساوت قلب مسیحیان ۱۹; فسق اکثریت مسیحیان ۲۰; قساوت قلب مسیحیان ۱۸
- نماز: آداب نماز ۶; خشوع در نماز ۶، ۷; نماز بى ارزش ۷
- یهود: سرزنش یهود ۱۲; صفات یهود ۱۸; عصیان اکثریت یهود۲۰; عوامل قساوت قلب یهود ۱۹; فسق اکثریت یهود ۲۰; قساوت قلب یهود ۱۸
منابع
- ↑ تفاسیر مجمع البیان از خاصه و کشف الاسرار از عامه.
- ↑ تفسیر مجمع البیان.
- ↑ تفسیر کشف الاسرار.
- ↑ تفاسیر کشف الاسرار و مجمع البیان.
- ↑ تفسیر محمد بن ابراهیم النعمانى از خاصه.
- ↑ البرهان فی تفسیر القرآن از خاصه.
- ↑ کتاب المصنف از ابن ابى شیبه از عامه.
- ↑ تفسیر ابن ابى حاتم از عامه.
- ↑ کتاب الزهد از ابن المبارک از عامه.
- ↑ کافى، ج ۴، ص ۲۱۰، ح ۱۷; نورالثقلین، ج ۵، ص ۲۴۲- ، ح ۶۴.