الأنعام ١٢٢

از الکتاب
کپی متن آیه
أَ وَ مَنْ‌ کَانَ‌ مَيْتاً فَأَحْيَيْنَاهُ‌ وَ جَعَلْنَا لَهُ‌ نُوراً يَمْشِي‌ بِهِ‌ فِي‌ النَّاسِ‌ کَمَنْ‌ مَثَلُهُ‌ فِي‌ الظُّلُمَاتِ‌ لَيْسَ‌ بِخَارِجٍ‌ مِنْهَا کَذٰلِکَ‌ زُيِّنَ‌ لِلْکَافِرِينَ‌ مَا کَانُوا يَعْمَلُونَ‌

ترجمه

آیا کسی که مرده بود، سپس او را زنده کردیم، و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! این گونه برای کافران، اعمال (زشتی) که انجام می‌دادند، تزیین شده (و زیبا جلوه کرده) است.

ترتیل:
ترجمه:
الأنعام ١٢١ آیه ١٢٢ الأنعام ١٢٣
سوره : سوره الأنعام
نزول : ٦ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَیْتاً»: مرده. مراد کافر و گمراه است. مخفّف (مَیّت) است. «نُوراً»: مراد نور دانش و بینش قرآن است که مؤیّد به دلیل و برهان است و مسلمان در پرتو هدایت آن می زید. «مَثَلُهُ»: صفت و نعت او. «الظُّلُمَاتِ»: تاریکیها. مراد تاریکیهای جهل و کفر و ضلال است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه در مکه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]

شأن نزول:[۲]

«شیخ طوسی» گوید: درباره كسى كه آیه براى او نازل شده، اختلاف است. ابن عباس و حسن بصرى و غیر آن دو از مفسرین گویند: درباره تمام مؤمنین و كفار نازل شده.

عكرمة گوید: درباره عمار یاسر و ابوجهل نازل گردیده، چنان كه امام باقر|امام محمدباقر علیه‌السلام نیز فرموده اند.

ضحاك گوید: درباره عمر بن الخطاب آمده است،[۳] زجاج گوید: درباره پیامبر و ابوجهل نازل شده است ولى قول اول عمومیت دارد زیرا جمیع آنچه كه گفته شده است در آن داخل مى باشد.[۴]

تفسیر


نکات آیه

۱- مشرک، مرده و بى بهره از حیات معنوى و روحانى است. (و إن أطعتموهم إنکم لمشرکون. أو من کان میتا فأحیینه)

۲- راهیابى به توحید و ایمان موجب حیات انسان مى شود. (و إن أطعتموهم إنکم لمشرکون. أو من کان میتا فأحیینه و جعلنا له نورا) چون در آیات پیشین سخن از شرک و توحید و ایمان و کفر به آیات الهى بود، قهراً مقایسه اى که در این آیه صورت گرفته بین این دو گروه است که یکى را مرده و دیگرى را زنده دانسته است.

۳- ایمان، حیات است و مولد نور و کفر، مرگ است و تاریکى. (أو من کان میتا فأحیینه ... کمن مثله فى الظلمت)

۴- کافران گمراهگر، در چنان ظلماتى اسیرند که امیدى به رهایى آنان نیست. (کمن مثله فى الظلمت لیس بخارج منها)

۵- مؤمن با نور الهى مسیر صحیح حرکت را در جامعه و بین مردم درمى یابد. (و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس)

۶- نور ایمان، روشنگر خطوط و افکار مختلف جامعه براى مؤمنان است. (و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس)

۷- توجه دادن مؤمنان به حیات معنوى خود و برخوردارى از نور الهى، بازدارنده آنان از اطاعت مشرکان و گمراهان (و إن أطعتموهم إنکم لمشرکون. أو من کان میتا فأحیینه و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس) تمثیل مذکور براى بر حذر داشتن مسلمانان از اطاعت مشرکان است.

۸- مؤمن در جامعه، عنصرى پویاست، نه بى تحرک و منزوى و فاقد تشخیص. (و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس) بدیهى است که منظور از «مشى در میان مردم» راه رفتن در کوچه و بازار نیست، بلکه مراد حضور فعال در جامعه و تشخیص جریانهاى حق و باطل است.

۹- کفر و گمراهى داراى رشته ها و صورتهاى مختلف و گوناگون است. (و جعلنا له نورا ... مثله فى الظلمت) جمع آوردن «ظلمات» ممکن است جهت عنایت به این نکته باشد که گمراهى داراى یک شعبه نیست بلکه انواع و اقسام مختلفى و متعددى دارد.

۱۰- زیبا پنداشتن اعمال و افکار از مهمترین عوامل انگیزش آدمى است. (کذلک زین للکفرین ما کانوا یعملون)

۱۱- کافران، از آن رو که در ظلمت و گمراهى هستند، کردار زشت خویش را زیبا مى پندارند. (کمن مثله فى الظلمت ... کذلک زین للکفرین)

۱۲- زیبا پنداشتن اعمال، مانع رشد و خروج انسان از تاریکى است. (لیس بخارج منها کذلک زین للکفرین ما کانوا یعملون)

۱۳- رضایت از عملکرد خویش، از ویژگیهاى کافران است. (کذلک زین للکفرین ما کانوا یعملون)

روایات و احادیث

۱۴- عن أبى جعفر (ع) فى قول الله تبارک و تعالى: «أو من کان میتا فأحییناه و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس» فقال: «میتا» لا یعرف شیئا «و نورا یمشى به فى الناس» اماما یأتم به «کمن مثله فى الظلمات لیس بخارج منها» قال: الذى لا یعرف الإمام.[۵] امام باقر (ع) درباره آیه «أو من کان میتا ... » فرمود: منظور از «میتا» کسى است که هیچ شناختى ندارد و منظور از «نورا یمشى به فى الناس»، امامى است که به او اقتدا کند و مراد از «کمن مثله فى الظلمات لیس بخارج منها»، کسى است که امام را نمى شناسد.

موضوعات مرتبط

  • اطاعت: موانع اطاعت از گمراهان ۷
  • امامت: جاهلان به امامت ۱۴ ; نوربودن امامت ۱۴
  • انسان: گرایشهاى انسان ۱۰
  • انگیزش: عوامل انگیزش ۱۰
  • ایمان: آثار ایمان ۲، ۳، ۶ ; حقیقت ایمان ۳ ; نورانیت ایمان ۳، ۶
  • بصیرت: عوامل بصیرت ۵
  • توحید: آثار توحید ۲
  • حیات: اهمیت حیات معنوى ۷ ; عوامل حیات معنوى ۲، ۳ ; محرومان از حیات معنوى ۱
  • رشد: عوامل رشد ۲ ; موانع رشد ۱۲
  • ظلمت: موانع خروج از ظلمت ۱۲
  • عمل: آثار تزیین عمل ۱۲ ; تزیین عمل ۱۰ ; تزیین عمل ناپسند ۱۱
  • کافران: بینش کافران ۱۱ ; عُجب کافران ۱۳ ; عمل کافران ۱۳ ; کافران در ظلمت ۴، ۱۱ ; گمراهى کافران ۴، ۱۱ ; ویژگى کافران ۱۳
  • کفر: آثار کفر ۳ ; تعدد راههاى کفر ۹ ; حقیقت کفر ۳ ; ظلمت کفر ۳
  • گرایشها: گرایش به زیبایى ۱۰
  • گمراهى: تعدد راههاى گمراهى ۹
  • مؤمنان: بصیرت مؤمنان ۵، ۶، ۸ ; حیات معنوى مؤمنان ۷ ; نورانیت مؤمنان ۵، ۷ ; ویژگى مؤمنان ۵، ۶، ۸ ; هدایت مؤمنان ۵
  • مشرکان: مرده بودن مشرکان ۱ ; موانع اطاعت از مشرکان ۷

منابع

  1. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۴، ص ۴۲۱.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۳۵..
  3. چنان كه طبرى صاحب جامع البیان از ضحاك و ابوالشیخ از ابن عباس این موضوع را روایت كرده و افزوده اند كه درباره عمر بن الخطاب و ابوجهل نازل گردیده است.
  4. صاحب مجمع البیان بنا به نقل از ابن عباس چنین افزوده و گوید: درباره حمزة بن عبدالمطلب و ابوجهل بن هشام نازل شده بدین توضیح كه ابوجهل رسول خدا صلی الله علیه و آله را آزار رسانیده بود، خبر به حمزه دادند در صورتى كه هنوز مسلمان نشده بود با حالت غضب كمانى را كه در دست داشت سخت بر سر ابوجهل كوبید و سپس به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان آورد.
  5. کافى، ج ۱، ص ۱۸۵، ح ۱۳ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۷۶۳، ح ۲۷۰.