الأعراف ١٧
گسترشکپی متن آیه |
---|
ترجمه
الأعراف ١٦ | آیه ١٧ | الأعراف ١٨ | ||||||||||||||
|
معنی کلمات و عبارات
«أَیْمان»: جمع یَمین، طرف راست. «شَمَآئِل»: جمع شِمال، طرف چپ.
آیات مرتبط (تعداد ریشههای مشترک)
تفسیر
- آيات ۱۰ - ۲۵ سوره اعراف
- معناى تمكين انسان در زمين، در جمله: «وَ لَقَد مَكَنَّاكُم فِى الأرض»
- سجده ملائكه، بر جميع بنى آدم بوده است
- ابليس با ملائكه بوده، و همه مأمور به سجده شدند
- تكبّر و خودخواهى، سرچشمه تمامى گناهان است
- ملاك برترى در تكوينيات، بستگى دارد به بيشتر بودن عنايات الهى
- كبريا، خاص خداى سبحان است و از غير او، تكبّر پسنديده نيست
- درخواست مهلت ابلیس، از خدای تعالی
- معنای محاصره چهارجانبۀ انسان توسط شيطان، در آیه شریفه
- مراد از «مُخلَصين» و «شاكرين»، كه شيطان نمى تواند ايشان را بفريبد
- مراد از جملۀ «إلَّا أن تَكُونَا مَلَكَين»، در خطاب شیطان به آدم و حواء
- گفتاری در باره شیطان و عمل او
- اشاره به اهمال و قصور مفسران و حقایق دینی و تکوینی مربوط به آن
- چگونگی تصرفات شیطان در ادراك و عواطف انسان
- ولايت شيطان بر آدميان، ولایت در ظلم و گناه است
- خلاصه بحث درباره شيطان و وسوسه های او
- بحث عقلى و قرآنى: (مناظره بين ابليس و ملائكه)
- حکمت آفريدن خلايق و كفارى كه نتيجه خلقتشان، خلود در آتش است، چیست؟
- تكليف بندگان، براى خدا چه سودى دارد؟!
- چرا خداوند انسان را بدون اين كه مكلّف نمايد، كامل نيافريد؟
- تكليف ابليس و ملائكه به سجده بر آدم، براى چه بود؟
- پاسخ به شبهه پنجم و ششم
- جملۀ: «لَا يُسئَلُ عَمَّا يَفعَلُ وَ هُم يُسئَلُونَ»، از نظر فلسفه و برهان و وحى
- بحث های طولانی متكلّمان اشاعره و معتزله، درباره افعال خدا
- جميع احكام عقلى، از فعل خداوند گرفته شده است
- اشكالاتى كه بر رأى اشاعره، در احكام نظری عقل وارد است
- جريان احكام عقلى عملى، در افعال خداى تعالى
- عقل عملى، در جستجوى مصالح و مفاسد و حُسن و قبح افعال در احكام تشريعى
- آيات تأیید کننده جریان عقل نظرى و عقل عملى، در ناحيه پروردگار
- بحث روايتى: (رواياتى ذیل آیات گذشته)
- بهشت آدم، از باغ هاى دنيا بوده است
- ملائكه و شياطين، به تغيير ذات خود قدرت ندارند و به شکل های مختلف در نمی آيند
- بررسی روايات مربوط به كيفيت تصرفات ابلیس، در شعور آدمى
- ماجراى شگفت انگيز گفتگوى حضرت يحيى «ع»، با ابليس
- بررسى گفتگوى ابليس با پيامبران الهى
نکات آیه
۱- انسان از هر سو (مقابل، پشت سر، راست و چپ) مورد هجوم توطئه هاى ابلیس است. (ثم لأتینهم من بین أیدیهم و من خلفهم و عن أیمنهم و عن شمائلهم)
۲- ابلیس داراى شیوه ها و روشهاى مختلف در منحرف ساختن انسان (ثم لأتینهم من بین أیدیهم) برداشت فوق بر این اساس است که جهات یاد شده (مقابل و ...) کنایه از شیوه هاى مختلف باشد.
۳- ابلیس در تلاشى همه جانبه براى بازداشتن هر چه بیشتر انسان از شکرگزارى براى خدا (ثم لأتینهم من بین أیدیهم ... و لاتجد أکثرهم شکرین)
۴- ابلیس ناتوان از مسدود کردن تمامى راههاى نجات و سعادت آدمیان * (ثم لأتینهم ... و لاتجد أکثرهم شکرین) نام نبردن از تمامى جهات، همانند فوق و تحت، مى تواند اشاره به این باشد که ابلیس نمى تواند بر تمامى راههاى سعادت مسلط باشد و آنها را بر آدمیان سد کند.
۵- انسانها موظف به سپاسگزارى از خداوند هستند. (و لاتجد أکثرهم شکرین) تأکید فراوان ابلیس بر اغواگرى انسانها و سپس بیان ناسپاسى آنها به عنوان دستاورد تلاش خویش، بیانگر اهمیت ویژه سپاسگزارى در برابر خداوند است.
۶- ناسپاسى آدمیان در برابر خدا آرزوى ابلیس در اغواگریهاى خویش (ثم لأتینهم ... و لاتجد أکثرهم شکرین)
۷- بیشتر آدمیان، گرفتار دامها و تزویرهاى ابلیس و ناسپاس در برابر خداوند هستند. (و لاتجد أکثرهم شکرین)
۸- پیروى از ابلیس، ناسپاسى در برابر خداوند است. (ثم لأتینهم من بین أیدیهم ... و لاتجد أکثرهم شکرین)
۹- تنها گروهى از انسانها سپاسگزار خداوند بوده و از تزویر و فریب ابلیس رهایى مى یابند. (و لاتجد أکثرهم شکرین)
۱۰- ابلیس آگاه به نفوذ ناپذیرى برخى از آدمیان در برابر اغواگریهاى وى (ثم لأتینهم من بین أیدیهم ... و لاتجد أکثرهم شکرین)
۱۱- شکرگزاران، رهپویان صراط مستقیم الهى هستند. (لأقعدن لهم صرطک المستقیم ... لاتجد أکثرهم شکرین)
۱۲- و قال أبو جعفر (ع): «ثم لأتینهم من بین أیدیهم» معناه أهوّن علیهم أمر الآخرة «و من خلفهم» آمرهم بجمع الأموال و البخل بها عن الحقوق لتبقى لورثتهم «و عن أیمانهم» و أفسد علیهم أمر دینهم بتزیین الضلالة و تحسین الشبهة «و عن شمائلهم» بتحبیب اللذات إلیهم و تغلیب الشهوات على قلوبهم.(۱) از امام باقر (ع) روایت شده است: مراد از «ثم لأتینهم من بین أیدیهم» این است که امر آخرت را بر آنان ناچیز و سبک جلوه مى دهم و منظور از «و من خلفهم» این است که به آنان دستور مى دهم اموال را جمع کنند و از پرداخت حقوق آن، بخل و امتناع ورزند تا براى وارثان بجاى ماند، و مقصود از «و عن أیمانهم» این است که با آراستن گمراهى و نیکو جلوه دادن شبهه، دین آنان را تباه مى کنم. «و عن شمائلهم» یعنى با محبوب ساختن لذتها براى آنان و غلبه دادن تمایلات
۱- . تفسیر تبیان، ج ۴، ص ۳۶۵; نورالثقلین، ج ۲- ، ص ۱۱، ح ۳۳. نفسانى بر قلب هایشان (آنان را گمراه مى سازم).
موضوعات مرتبط
- ابلیس: آرزوى ابلیس ۶; اطاعت از ابلیس ۸; اغواگرى ابلیس ۶، ۱۱; اغواناپذیران از ابلیس ۹، ۱۰; توطئه ابلیس ۳; دامهاى ابلیس ۷; روش اغواگرى ابلیس ۲; ضعف ابلیس ۴; علم ابلیس ۱۰; فراگیرى توطئه ابلیس ۱; نجات از مکر ابلیس ۹
- اکثریت: آسیب پذیرى اکثریت ۷
- انسان: آسیب پذیرى انسان ۱; اغواپذیرى اکثریت انسان ها ۷; اقلیت انسان ها ۹، ۱۰; کفران اکثریت انسان ها ۷; کفران انسان ها ۶; مسؤولیت انسان ۵
- بخل: منشأ بخل ۱۱
- حیات: سبک شمردن حیات اخروى ۱۱
- دین: زمینه تباهى دین ۱۱
- سعادت: موانع سعادت ۴
- شاکران: قلّت شاکران ۹; مقامات شاکران ۱۱
- شکر: خدا ۵، ۹; موانع شکر ۳
- صراط مستقیم: سالکان صراط مستقیم ۱۱
- کفران: موارد کفران ۸
- گمراهى: تزیین گمراهى ۱۱; عوامل گمراهى ۱، ۲، ۱۱
- لذایذ: آثار لذایذ ۱۱
- هواپرستى: آثار هواپرستى ۱۱
منابع