الشورى ٢٤

از الکتاب
کپی متن آیه
أَمْ‌ يَقُولُونَ‌ افْتَرَى‌ عَلَى‌ اللَّهِ‌ کَذِباً فَإِنْ‌ يَشَأِ اللَّهُ‌ يَخْتِمْ‌ عَلَى‌ قَلْبِکَ‌ وَ يَمْحُ‌ اللَّهُ‌ الْبَاطِلَ‌ وَ يُحِقُ‌ الْحَقَ‌ بِکَلِمَاتِهِ‌ إِنَّهُ‌ عَلِيمٌ‌ بِذَاتِ‌ الصُّدُورِ

ترجمه

آیا می‌گویند: «او بر خدا دروغ بسته است»؟! در حالی که اگر خدا بخواهد بر قلب تو مُهر می‌نهد (و اگر خلاف بگوئی قدرت اظهار این آیات را از تو می‌گیرد) و باطل را محو می‌کند و حقّ را بفرمانش پابرجا می‌سازد؛ چرا که او از آنچه درون سینه‌هاست آگاه است.

ترتیل:
ترجمه:
الشورى ٢٣ آیه ٢٤ الشورى ٢٥
سوره : سوره الشورى
نزول : ١ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَمْ»: یا. آیا. بلکه. «یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ»: بر دل تو مهر می‌زند و از دریافت آیات و حفظ قرآن محرومت می‌کند. مراد بیان قدرت مطلقه خدا و دلداری رسول است. «یَمْحُ»: اصل آن (یَمْحُو) و فعل مضارع مرفوع است، و عربها گاهی برای تخفیف واو یا یاء را از آخر فعل مضارع حذف می‌کنند. در رسم‌الخطّ قرآنی واو را ننوشته‌اند. مانند: یَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ (اسراء / ). وَ سَنَدْعُ الزَّبَانِیَةَ: (علق / ). ذکر واژه (الله) به دنبال آن، و ذکر فعل مضارع مرفوع (یُحِقُّ) با وجود عطف بر آن، نشانه‌های دیگری بر این امر است. «بِکلّماتِهِ»: با سخنان خود. مراد وحی آسمانی و آیات قرآنی است. «إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»: (نگا: آل‌عمران / و مائده / ...).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

شأن نزول آیات ۲۳، ۲۴ و ۲۵:

محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه‌السلام شنیدم که مى فرمود: انصار نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمدند و گفتند: یا رسول الله ما به وسیله تو هدایت یافته ایم، از تو می‌خواهیم که مقدارى از اموال ما را که مورد احتیاج شما باشد، بگیرید سپس این آیه نازل گردید و فرمود که من براى رسالت و نبوت اجر و مزدى نمی‌خواهم جز مودت و دوستى با اهل بیت من.[۱]

محمد بن یعقوب کلینى بعد از سه واسطه از اسماعیل بن عبدالخالق نقل کند که گفت: از امام صادق علیه‌السلام شنیدم که از ابوجعفر الاحول سؤال فرمود که مردم بصره درباره این آیه چه مى گویند؟

ابوجعفر گفت: قربانت گردم، مى گویند: این آیه براى خویشاوندان پیامبر نازل شده است. فرمود: دروغ مى گویند، این آیه درباره ما به خصوص یعنى اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله امام على و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین اصحاب کساء علیهم‌السلام نازل گردیده است.[۲]

سعید بن جبیر از عبدالله بن عباس نقل کند که هنگامى که پیامبر به مدینه وارد شد و دین اسلام به استحکام و محکمى خود رسید. انصار گفتند: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌رویم و به او مى گوئیم که اموال ما در اختیار او خواهد بود. هر قدر بخواهد مى تواند بدون هیچ رنج و زحمتى از اموال ما برگیرد لذا نزد پیامبر آمدند و درخواست خویش را معروض داشتند و آیه ۲۳ نازل گردید و پیامبر پس از نزول آن را براى انصار قرائت کرد و فرمود: از شما مزد رسالت و نبوت جز دوستى اقربا و اهل بیت من نمی‌خواهم.

منافقین گفتند: محمد می‌خواهد ما را مطیع و ذلیل خویشاوندان و اقرباى خود بنماید سپس آیه ۲۴ نازل گردید وقتى آیه مزبور را شنیدند به گریه افتادند و از گفتار خویش ابراز ندامت و پشیمانى نمودند سپس آیه ۲۵ نازل گردید.

سدى گوید: مراد از اقتراف حسنه و انجام کار نیک در آیه مودت و دوستى آل محمد است.[۳]

امام حسن مجتبى علیه‌السلام در خطبه اى که ایراد کرد، چنین فرمود: منظور خداوند از اقتراف حسنه و کار نیک انجام دادن در آیه «قُلْ لاأَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى وَ مَنْ یقْتَرِفْ حَسَنَةً» مودت و دوستى ما است[۴] و نیز امام حسن علیه‌السلام بعد از شهادت پدر بزرگوارش خطبه اى ایراد کرد و فرمود: اى گروه مردم، کسانى که مرا مى شناسند، شناخته اند و کسانى که مرا نمى شناسند به آن‌ها مى گویم من حسن فرزند رسول خدایم که نذیر و ترساننده بود و مردم را به سوى خداوند می‌خواند من فرزند آن چراغ فروزان نبوت و از اهل بیتى هستم که آیه تطهیر «إِنَّما یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ» درباره او نازل شده و نیز فرزند کسى هستم که مودت و دوستى شما بر اهل بیت او واجب و لازم گردید و منظور خداوند از آیه «وَ مَنْ یقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً» مودت و دوستى ما اهل بیت است.[۵]

سعید بن جبیر از ابن عباس نقل کند وقتى که آیه ۲۳ نازل شد. گفتند: یا رسول اللّه اقربا و خویشاوندان شما چه کسانى هستند که مودت و دوستى آن‌ها بر ما واجب گردیده است. فرمود: على و فاطمه و حسن و حسین[۶] و نیز سعید بن جبیر و ابن عباس گویند منظور از قربى در آیه آل محمّد مى باشند.[۷]

ابن عباس گوید: سبب نزول آیه ۲۳ چنین بوده چون پیامبر در مدینه مالى نداشت و احتیاج وى به مال زیاد بود. انصار گفتند: این مرد از خویشاوندان ما است و در این شهر غریب است و خدا ما را بدست او هدایت بخشیده است و گاهى او را حقوقى پیش آید و او را چنان وسعتى در مال نیست که به آن قیام کند، بهتر است. براى او مالى جمع کنیم، رفتند و به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: سپس این آیه نازل گردید و نیز گویند که اهل مکه گفتند: این محمد براى اداى رسالت و نبوت خویش مزدى طمع دارد سپس این آیه نازل شد چنان که قتاده گوید و این بهتر است زیرا سوره شورى مکى است[۸] و نیز عبدالله بن عباس گوید: وقتى که آیه «قُلْ لاأَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً» نازل شد، عده اى از مردم گفتند: محمد می‌خواهد درباره اهل بیت خود به مردم سفارش کند و به یارى آن‌ها برخیزد سپس آیه ۲۴ به همین سبب نازل شد و در قبال این خیال که مى گفتند: محمد می‌خواهد مردم به اهل بیت وى رغبت حاصل کنند.

خداوند فرمود: اگر شما مى گوئید، پیامبر بر خدا دروغ بسته است خیال باطلى است سپس آیه ۲۵ نازل شد فهمیدند که پیامبر از روى وحى گفته و از خود نگفته است لذا ترسیدند و پشیمان شدند و نزد پیامبر آمدند و توبه کردند و بدست و پاى رسول خدا صلی الله علیه و آله افتادند و ایمان تازه کردند.[۹]

تفسیر


نکات آیه

۱ - نسبت کذب و افترا به پیامبر(ص)، از دیگر موضع گیرى هاى منکران، در قبال وحى قرآنى (اللّه الذى أنزل الکتب بالحقّ ... أم یقولون افترى على اللّه کذبًا) ارتباط این آیه با آیات ۱۷ و ۱۸ مى تواند توجیه گر واژه «أم» باشد; یعنى، منکران قرآن گاهى با انکار معاد مى خواهند وحى را انکار کنند و زمانى هم با نسبت کذب به پیامبر درصدد انکار حقانیت قرآن مى باشند.

۲ - پیامبر(ص)، به خاطر دعوت مؤمنان به مودت اهل بیت، در معرض اتهام کذب از سوى عناصر سست ایمان * (أم یقولون افترى على اللّه کذبًا) چنانچه مخاطب در «لا أسئلکم» مسلمانان باشند، از ارتباط «أم یقولون» با آیه شریفه، مى توان استفاده کرد که فاعل «یقولون» عناصر سست ایمان هستند و نه مشرکان.

۳ - توصیه الهى به مودت اهل بیت، مواجه با تکذیب ها و مخالفت هاى دشمنان پیامبر در عصر نزول قرآن * (قل لا أسئلکم علیه أجرًا إلاّ المودة فى القربى... أم یقولون افترى على اللّه) با توجه به آیه قبل، که مى توان استفاده کرد که تکلیف محبت اهل بیت به عنوان پاداش رسالت، براى عده اى سنگین آمده بود. ازاین رو آنان پیامبر(ص) را متهم به افترا و دروغ بستن بر خدا مى کردند.

۴ - اعتقاد مشرکان به وجود خداوند (أم یقولون افترى على اللّه) از این که مشرکان مى گفتند: پیامبر(ص) بر خدا دروغ بسته است، استفاده مى شود که آنان اصل وجود خدا را پذیرفته بودند.

۵ - اگر پیامبر(ص) کوچک ترین افترا و دروغى بر خدا مى بست، کذب وى فاش و از نعمت دریافت وحى محروم مى شد. (أم یقولون افترى على اللّه کذبًا فإن یشإِ اللّه یختم على قلبک) بنابراین که جمله «فإن یشإ اللّه...» پاسخ اتهام مشرکان باشد، مى توان استفاده کرد که اگر پیامبر(ص) دروغ و افترایى بر خدا مى بست، خداوند قلب او را مهر و موم مى کرد و در نتیجه از دریافت وحى، محروم مى ماند.

۶ - قلب پیامبر(ص)، محل نزول و دریافت وحى الهى (فإن یشإِ اللّه یختم على قلبک)

۷ - قلمرو وحى، مصون از دخل و تصرف عناصر ناصالح و دروغ پرداز (و یمح اللّه البطل)

۸ - لطف، رحمت، قدرت و عزت خداوند، مقتضى مصون داشتن حریم وحى از نفوذ و تصرف دروغ پردازان (اللّه لطیف بعباده ... و هو القوىّ العزیز ... و یمح اللّه البطل) ارتباط مجموعه آیات و سیاق واحد آنها، مى تواند بیانگر معناى یاد شده باشد.

۹ - وحى به پیامبر(ص)، تابع مشیت و خواست خداوند (فإن یشإِ اللّه یختم على قلبک) جمله «یختم على قلبک» کنایه از انقطاع وحى است. از ارتباط آن با مشیت خداوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

۱۰ - محو باطل و تثبیت حق، سنت الهى است. (و یمح اللّه البطل و یحقّ الحقّ بکلمته) از فعل مضارع «یمح» و «یحقّ» - که دلالت بر استمرار دارد - سنت الهى استفاده مى شود.

۱۱ - اتهام هاى منکران بر حقایق وحى، ناپایدار و نابود شدنى است. (أم یقولون افترى ... و یمح اللّه البطل)

۱۲ - وحى الهى (قرآن)، موجب تحکیم حق و نابودى باطل (یمح اللّه البطل و یحقّ الحقّ بکلمته) «کلمات» مى تواند اشاره به وحى و آیات الهى داشته باشد.

۱۳ - قرآن، کلمه الهى است. (و یحقّ الحقّ بکلمته)

۱۴ - استمرار و گسترش دعوت پیامبر(ص) و آموزه هاى قرآن، با توجه به سنت خداوند بر محو باطل، نشان دهنده حقانیت اسلام و قرآن است. (أم یقولون افترى على اللّه ... و یمح اللّه البطل و یحقّ الحقّ بکلمته)

۱۵ - دلدارى خداوند به پیامبر(ص)، نسبت به تثبیت دعوت وى و نابودى مخالفانش (و یمح اللّه البطل و یحقّ الحقّ بکلمته) برداشت یاد شده بدان احتمال است که «یمح اللّه الباطل» به صدر آیه «أم یقولون...» مرتبط بوده و درمقام دلدارى پیامبر(ص) نسبت به تهمت ها و جنجال آفرینى هاى مخالفان کافر باشد.

۱۶ - خداوند، داراى آگاهى کامل نسبت به اسرار نهفته سینه ها (إنّه علیم بذات الصدور)

۱۷ - علم و آگاهى گسترده خداوند، پشتوانه پیروزى دین حق و شکست جبهه کفر و باطل (و یمح اللّه البطل ... إنّه علیم بذات الصدور) جمله «إنّه علیم بذات الصدور» مى تواند علت براى جمله «و یمح اللّه الباطل» باشد.

موضوعات مرتبط

  • اسلام: حقانیت اسلام ۱۴
  • افترا: آثار افترا به خدا ۵
  • اهل بیت(ع): دعوت به محبت اهل بیت(ع) ۲; محبت به اهل بیت(ع) ۳
  • باطل: عوامل نابودى باطل ۱۲; منشأ شکست باطل ۱۷
  • حق: عوامل تحکیم حق ۱۲; منشأ پیروزى حق ۱۷
  • خدا: آثار رحمت خدا ۸; آثار عزت خدا ۸; آثار قدرت خدا ۸; آثار لطف خدا ۸; آثار مشیت خدا ۹; آثار وسعت علم خدا ۱۷; توصیه هاى خدا ۳; سنتهاى خدا ۱۰، ۱۴; علم غیب خدا ۱۶; کلمات خدا ۱۳
  • دین: منشأ پیروزى دین ۱۷
  • سنتهاى خدا: سنت بقاى حق ۱۰; سنت نابودى باطل ۱۰، ۱۴
  • قرآن: حقانیت قرآن ۱۴; فضیلت قرآن ۱۳; نقش قرآن ۱۲
  • کفر: منشأ شکست کفر ۱۷
  • محمد(ص): آثار دعوتهاى محمد(ص) ۲; افترا به محمد(ص) ۱; افتراهاى مکذبان محمد(ص) ۱; تبلیغ محمد(ص) ۱۴; تهمت دروغگویى به محمد(ص) ۱، ۲; دعوتهاى محمد(ص) ۱۵; دلدارى به محمد(ص) ۱۵; زمینه تکذیب محمد(ص) ۳; زمینه تهمتهاى مکذبان محمد(ص) ۲; منشأ وحى به محمد(ص) ۹; نقش قلب محمد(ص) ۶; وحى به محمد(ص) ۶; هلاکت مخالفان محمد(ص) ۱۵
  • مشرکان: خداشناسى مشرکان ۴; عقیده مشرکان ۴
  • وحى: عوامل محرومیت از وحى ۵; عوامل مصونیت وحى ۸; محل نزول وحى ۶; مصونیت وحى ۷; ناپایدارى تهمتهاى مکذبان وحى ۱۱; نقش وحى ۱۲

منابع

  1. تفسیر على بن ابراهیم.
  2. البرهان فی تفسیر القرآن.
  3. تفاسیر ابوحمزه ثمالى و مجمع البیان.
  4. کتاب امالى از شیخ طوسى.
  5. کتاب مقاتل الطالبین از على بن حسین بن محمد اصفهانى.
  6. مسند احمد بن حنبل.
  7. صحیح بخارى جزء ششم و صحیح مسلم جزء پنجم.
  8. تفسیر روض الجنان یا روح الجنان.
  9. تفسیر طبرانى.