الحجرات ٥

از الکتاب
کپی متن آیه
وَ لَوْ أَنَّهُمْ‌ صَبَرُوا حَتَّى‌ تَخْرُجَ‌ إِلَيْهِمْ‌ لَکَانَ‌ خَيْراً لَهُمْ‌ وَ اللَّهُ‌ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌

ترجمه

اگر آنها صبر می‌کردند تا خود به سراغشان آیی، برای آنان بهتر بود؛ و خداوند آمرزنده و رحیم است!

ترتیل:
ترجمه:
الحجرات ٤ آیه ٥ الحجرات ٦
سوره : سوره الحجرات
نزول : ٧ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«وَاللهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»: این بخش به مرتکبان چنین اعمالی نوید می‌دهد که اگر توبه کنند مشمول مرحمت و مغفرت خدا واقع می‌شوند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

شأن نزول آیات ۲ تا ۵:

قومى از سفهاى بنى‌تمیم نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند و گفتند: یا محمد نزد ما بیا تا با تو حرف بزنیم. پیامبر از سوء ادب و طرز رفتار بد آن‌ها مغموم گردید و آیه ۴ نازل شد.[۱]

ابن اسحق گوید: این آیات درباره طائفه تمیم یعنى عطارد بن حاجب بن زرارة که از اشراف آن طائفه بوده و نیز اقرع بن حابس و زبرقان بن بدر و عمرو بن الاهتم و قیس بن عاصم نازل گردید. اینان گروهى عظیم را تشکیل داده داخل مسجد شدند و از پشت حجرات مسکونى رسول خدا صلی الله علیه و آله بانگ زدند تا پیامبر نزد آنان بیاید این موضوع بر پیامبر گران آمد و آزرده خاطر گردید لذا با همان حالت بیرون آمد.

آنان به پیامبر گفتند: نزد تو آمده ایم تا به تو فخر فروشیم بنابراین به شاعر و خطیب ما اجازه بده تا شعر گویند و سخن برانند. پیامبر اجازه داد در آن میان عطارد بن حاجب برخاست و خطبه غرّا و فصیحى اداء نمود پس از خطبه او رسول خدا صلی الله علیه و آله به ثابت بن قیس بن شماس فرمود: که برخیزد و جواب او را بدهد. ثابت برخاست و خطبه مفصلى که فصیح تر از خطبه عطارد بود، قرائت نمود پس از ثابت، زبرقان بن بدر از طائفه تمیم برخاست و چند بیت شعر خواند.

پیامبر به حسان فرمود: جواب او را بدهد. حسّان که از فصحا و شعراى بزرگ عرب بود، برخاست چند بیت شعر بسیار فصیح و بلیغ در جواب زبرقان ایراد نمود. در این میان اقرع بن حابس از طائفه تمیم از جابر خاست و گفت: ایها الناس این مرد را (مقصودش پیامبر بود) که مى بینید خطیب او از خطیب ما بهتر و شاعر او از شاعر ما فصیح تر و صداى گویندگان او از صداى گویندگان ما رساتر و بلندتر بوده است.

بعد از این گفت و شنود به خطیب و شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله جوائز نیکو بخشیدند و همگى آن طائفه به دین اسلام گرویده و مسلمان شدند.[۲]

عکرمه از ابن عباس روایت کند طائفه اى که به شرح فوق نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده بودند از بنى العنبر بودند.[۳]

ابن عباس گوید: این آیات درباره قومى از بنى‌العنبر که از طوائف بنى عمرو بن تمیم بودند، نازل گردید. بدین شرح که رسول خدا صلى الله علیه و آله لشگرى به فرماندهى عیینة بن حصن الفزارى براى آنان فرستاد وقتى آن‌ها دیدند که عیینة نزدیک شده عیال و فرزندان خود را گذاشتند و فرار نمودند. عیینة فرزندان ایشان را به اسیرى به مدینه آورد بعد از این قضیه پدران اسیران مزبور نزد رسول خدا صلى اللّه علیه و آله آمدند و با دادن فدیه فرزندان خود را خواستند و هنگامى وارد مدینه شدند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجره خود در خواب قیلوله بود.

فرزندانى که اسیر بودند چون پدران خود را دیدند به زارى افتاده و سخت گریستند و قوم مزبور با صداى بلند پیامبر را از پشت حجره صدا می‌زدند و مى گفتند: یا محمّد نزد ما بیا، از اثر فریاد آنان پیامبر از خواب برخاست، جبرئیل در آن وقت آمد و گفت: یا رسول اللّه از میان آنان شخصى را حکم قرار بده. پیامبر به آنان فرمود که سبرة بن عمرو را که بر آئین خود آن‌ها بوده، حکم قرار دهند.

آن‌ها راضى شدند. سبرة گفت: چون عموى من از من بزرگتر است، حکمیت را به او واگذار می‌نمایم و این شخص اعور بن بشامه بود. پیامبر به او فرمود که حکم نماید. او گفت: نیمى از این اسراء فدیه داده و آزاد شوند و نیمى دیگر بدون دادن فدیه آزاد گردند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بدین حکم خشنود و راضى هستم سپس این آیات نازل گردید.[۴]

تفسیر


نکات آیه

۱ - ادب معاشرت در ملاقات پیامبر(ص)، مقتضى صدا نزدن آن حضرت و انتظار کشیدن و شکیبا بودن تا خروج ایشان از خانه (و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إلیهم لکان خیرًا لهم)

۲ - بى انضباطى و وقت نشناسى برخى از مسلمانان، براى ملاقات پیامبر(ص) (و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إلیهم لکان خیرًا لهم)

۳ - پیامبر(ص)، داراى برنامه اى معین، براى ملاقات مردم * (و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إلیهم لکان خیرًا لهم) برداشت بالا بدان احتمال است که «حتّى تخرج...» اشاره به زمان خاصى باشد که پیامبر(ص) به طور معمول از خانه به مسجد مى آمد تا به کارها رسیدگى کند.

۴ - تعلیم ادب از سوى خداوند، به اعراب در معاشرت با پیامبر(ص) (لاتقدّموا ... لاترفعوا ... و لا تجهروا له ... إنّ الذین یغضّون ... و لو أنّهم صبروا ... لکان خیرًا لهم)

۵ - اهمیت آداب اجتماعى در نگاه دین (لاترفعوا أصوتکم ... و لو أنّهم صبروا ... لکان خیرًا لهم)

۶ - رعایت حرمت پیامبر(ص)، داراى خیر و منفعت براى خود مؤمنان (و لو أنّهم صبروا ... لکان خیرًا لهم)

۷ - خداوند، «غفور» (بسیار آمرزنده) و «رحیم» (بسیار مهربان) است. (و اللّه غفور رحیم)

۸ - رفتار نامناسب و دور از آداب با پیامبر(ص)، گناهى نیازمند آمرزش الهى است. (لاتقدّموا ... لاترفعوا أصوتکم ... و لاتجهروا له بالقول ... و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إلیهم ... و اللّه غفور رحیم)

۹ - نوید خداوند به باز بودن راه توبه، براى آنان که ناآگاهانه حرمت پیامبر(ص) را آن گونه که بایسته بود، رعایت نکرده اند. (و اللّه غفور رحیم)

۱۰ - گناه، مانع برخوردارى انسان از رحمت گسترده حق * (و اللّه غفور رحیم) تقدم «غفور» بر «رحیم»، ممکن است از این جهت باشد که گناه، مانع برخوردارى از رحمت حق است. ازاین رو بخشش آن گناهان، زمینه شمول رحمت گسترده حق نسبت به انسان مى شود.

۱۱ - غفران و رحمت الهى، برخاسته از مقام الوهیت او (و اللّه غفور رحیم)

موضوعات مرتبط

  • آمرزش: منشأ آمرزش ۱۱
  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۲
  • اسماء و صفات: رحیم ۷; غفور ۷
  • توبه: زمینه توبه ۹
  • جاهلیت: تعلیم ادب در جاهلیت ۴
  • خدا: آثار الوهیت خدا ۱۱; بشارتهاى خدا ۹; تعالیم خدا ۴; منشأ رحمت خدا ۱۱; موانع رحمت خدا ۱۰
  • خیر: منشأ خیر ۶
  • رسوم: اهمیت رسوم اجتماعى ۵
  • گناه: آثار گناه ۱۰; آمرزش گناه ۸
  • مؤمنان: زمینه تأمین منافع مؤمنان ۶
  • محمد(ص): آثار احترام محمد(ص) ۶; آداب گفتگو با محمد(ص) ۱; آداب ملاقات با محمد(ص) ۱، ۲; ترک فریاد با محمد(ص) ۱; توبه از بى احترامى با محمد(ص) ۹; خیریت احترام محمد(ص) ۶; روش معاشرت با محمد(ص) ۴; گناه بى احترامى با محمد(ص) ۸، ۹; گناه بى ادبى با محمد(ص) ۸; ملاقات محمد(ص) با مردم ۳; نظم محمد(ص) ۳
  • مسلمانان: بى انضباطى مسلمانان صدر اسلام ۲
  • معاشرت: اهمیت آداب معاشرت ۵

منابع

  1. کتاب ربیع الابرار از زمخشرى.
  2. تفسیر مجمع البیان.
  3. تفسیر ابوحمزه ثمالى.
  4. تفسیر کشف الاسرار.