يوسف ٤١

از الکتاب
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۴ توسط 127.0.0.1 (بحث) (QRobot edit)


ترجمه

ای دوستان زندانی من! امّا یکی از شما (دو نفر، آزاد می‌شود؛ و) ساقی شراب برای صاحب خود خواهد شد؛ و امّا دیگری به دار آویخته می‌شود؛ و پرندگان از سر او می‌خورند! و مطلبی که درباره آن (از من) نظر خواستید، قطعی و حتمی است!»


يوسف ٤٠ آیه ٤١ يوسف ٤٢
سوره : سوره يوسف
نزول : ١١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«رَبَّهُ»: مراد از (رَبّ) سرور و آقا و مالک اصطلاحی است. «یُصْلَبُ»: بر دار می‌شود. به دار زده می‌شود. «قُضِیَ الأمْرُ»: کار قطعی و حتمی و شدنی است. تعبیر همین است و بس. «تَسْتَفْتِیَانِ»: درباره آن فتوا و نظر می‌خواهید.


تفسیر


نکات آیه

۱- یوسف(ع) ،پس از ارشاد هم بندان خویش به توحید و یکتاپرستى ، به تعبیر رؤیاهاى آنان پرداخت. (یصحبى السجن أما أحدکما فیسقى ربه خمرًا)

۲- یوسف(ع) ، رؤیاى «آب گرفتن از انگور براى تهیه شراب» را به رهایى صاحب رؤیا و ساقى ارباب خویش شدن تعبیر کرد. (أما أحدکما فیسقى ربه خمرًا) «سَقْى» (مصدر یسقى) به معناى نوشانیدن و یا اعطاى نوشیدنى است. بنابراین «أما أحدکما فیسقى ...» ; یعنى: یکى از شما به مالک و ارباب خود شراب خواهد نوشاند و ساقى او خواهد شد.

۳- یوسف(ع) ، رؤیاى حمل نان و خوردن پرندگان از آن را ، به دار کشیده شدن صاحب رؤیا و خوردن پرندگان از سر او تفسیر کرد. (و أما الأخر فیصلب فتأکل الطیر من رأسه) «صلب» (مصدر یصلب) یعنى ، کشتن به طریق بستن به چوبه دار

۴- به دار کشیدن مجرمان و رها کردن آنان تا طعمه پرندگان گشتن ، کیفرى مرسوم در مصر باستان (و أما الأخر فیصلب فتأکل الطیر من رأسه)

۵- یوسف(ع) ، آزادى یکى از دو هم بند خویش و به دار کشیده شدن دیگرى را ، سرنوشتى حتمى و غیر قابل تغییر دانسته و آن را به ایشان گوشزد کرد. (قضى الأمر الذى فیه تستفتیان) «افتاء» بیان کردن حکم است و «استفتاء» (مصدر تستفتیان) به معناى درخواست بیان حکم مى باشد. مراد از «الأمر» تأویل رؤیا (حادثه اى که رؤیا جلوه گر آن است) مى باشد. بنابراین «قضى الأمر ...» ; یعنى: آن حادثه اى که رؤیاى شما بیانگر آن بود و شما درباره آن پرسش کردید، حتمى و غیر قابل تغییر است.

۶- برخى از رخدادها ، از پیش تعیین شده و غیر قابل تغییر و تحول است. (قضى الأمر الذى فیه تستفتیان)

۷- هم بندان زندانى یوسف(ع) ، با اصرار و تقاضاى مکرر از او خواستند رؤیاهایشان را تعبیر کند و تأویل آنها را بیان دارد. (قضى الأمر الذى فیه تستفتیان) آوردن فعل مضارع «تستفتیان» (پرسش مى کنید) به جاى فعل ماضى «استفتیا» (پرسش کردید) دلالت بر استمرار دارد و گویاى اصرار و تقاضاى مکرر هم بندان یوسف(ع) است.

۸- رؤیا ، مى تواند صورت و نمودى از حوادث و دریچه اى براى آگاهى به آینده باشد. (فیسقى ربه خمرًا ... فیصلب فتأکل الطیر من رأسه)

۹- اطلاع یوسف(ع) از آینده و آگاهى او به غیب (قضى الأمر الذى فیه تستفتیان) مفاد «قضى الأمر ...» تأویل و تفسیر رؤیاى هم بندان یوسف نیست ; بلکه بیان حقیقتى است که آن حضرت در حاشیه تأویل رؤیا بیان داشت و این نشان دهنده آن است که آن حضرت علاوه بر تعبیر رؤیا ، به امورى از آینده نیز آگاه بود.

موضوعات مرتبط

  • تاریخ: جبر تاریخ ۶
  • توحید: تبلیغ توحید عبادى ۱
  • رؤیا: تعبیر رؤیاى آب انگور ۲; تعبیررؤیا ى حمل نان ۳; تعبیر رؤیاى خوردن پرندگان ۳; رؤیا و حوادث آینده ۸; رؤیاى صادق ۸; نقش رؤیا ۸
  • علم: زمینه علم به آینده ۸
  • قضاوقدر: ۶
  • مجازات: تاریخ مجازات ۴
  • مصر باستان: تصلیب در مصر باستان ۴; مجازات در مصر باستان ۴
  • یوسف(ع): پیشگویى یوسف(ع) ۹; تبلیغ یوسف(ع) ۱; تصلیب همبند یوسف(ع) ۵; تعبیر رؤیاى همبندان یوسف(ع) ۱، ۷; خواسته هاى همبندان یوسف(ع) ۷; دانش تعبیر رؤیاى یوسف(ع) ۱، ۲، ۳، ۵; علم غیب یوسف(ع) ۹; فرجام همبندان یوسف(ع) ۵; فضایل یوسف(ع) ۹; قصه یوسف(ع) ۱، ۲، ۳، ۵، ۷; نجات همبند یوسف(ع) ۵; هدایت همبندان یوسف(ع) ۱; یوسف(ع) و همبندان ۵

منابع