الأعراف ٢٢: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
(افزودن جزییات آیه)
 
خط ۴۰: خط ۴۰:
المیزان=
المیزان=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link12 | آيات ۱۰ - ۲۵، سوره اعراف]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link12 | آيات ۱۰ - ۲۵ سوره اعراف]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link13 | معناى تمكين انسان در زمين در جمله : (( و لقد مكناكم فى الارض ))]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link13 | معناى تمكين انسان در زمين، در جمله: «وَ لَقَد مَكَنَّاكُم فِى الأرض»]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link14 | سجده ملائكه براى جميع بنى آدم و براى عالم بشريت بوده است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link14 | سجده ملائكه، بر جميع بنى آدم بوده است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link15 | بيان اين كه خلقت آدم در حقيقت ، خلقت جميع بشر بوده است و اشاره بهاقوال ديگرى كه در توجيه نسبت دادن خلقت آدم به همگان گفته شده است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link16 | ابليس با ملائكه بوده، و همه مأمور به سجده شدند]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link16 | ابليس با ملائكه بوده و فرقى با آنان نداشته و او و همه فرشتگان در مقامى قرارداشتند كه آن مقام ماءمور به سجده شده است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link18 | تكبّر و خودخواهى، سرچشمه تمامى گناهان است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link17 | بيان اينكه مراد از امتثال و تمرد در امر ملائكه به سجود براى آدم و تمرد ابليس ، امورتكوينى است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link19 | ملاك برترى در تكوينيات، بستگى دارد به بيشتر بودن عنايات الهى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link18 | تكبر و خودخواهى سرچشمه تمامى گناهان است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link22 | كبريا، خاص خداى سبحان است و از غير او، تكبّر پسنديده نيست]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link19 | ملاك برترى در تكوينيات بستگى دارد به بيشتر بودن عنايات الهى واستدلال ابليس به برترى آتش غلط بوده است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link23 | درخواست مهلت ابلیس، از خدای تعالی]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link20 | وجوب امتثال امر الهى از جهت اين است كه امر، امر او است و دائر مدار مصالح و جهات خيرنيست]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link24 | معنای محاصره چهارجانبۀ انسان توسط شيطان، در آیه شریفه]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link21 | توضيح در مورد اينكه امر ملائكه به سجده امرى تكوينى بوده است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link25 | مراد از «مُخلَصين» و «شاكرين»، كه شيطان نمى تواند ايشان را بفريبد]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link22 | كبريا خاص خداى سبحان است و از غير او تكبر پسنديده نيست .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link26 |  مراد از جملۀ «إلَّا أن تَكُونَا مَلَكَين»، در خطاب شیطان به آدم و حواء]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link23 | درخواست مهلت از خدا توسط ابليس]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link28 | گفتاری در باره شیطان و عمل او]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link24 | محاصره انسان توسط شيطان از چهار طرف !]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link28 | اشاره به اهمال و قصور مفسران و حقایق دینی و تکوینی مربوط به آن]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link25 | مراد از (( مخلصين (( و (( شاكرين (( كه شيطان نمى تواند ايشان را بفريبد و اشارهبه طريقه گمراه كردن شيطان]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link33 | چگونگی تصرفات شیطان در ادراك و عواطف انسان]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۳#link26 |  مراد از جمله (( الّا اءن تكوناملكين (( در خطاب به آدم و هوا]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link34 | ولايت شيطان بر آدميان، ولایت در ظلم و گناه است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link27 | اشاره به اهمال و قصور مفسرين در بحث از شيطان و شناختن او]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link36 | خلاصه بحث درباره شيطان و وسوسه های او]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link28 | چند مطلب كه بايد در بحث از مساءله شيطان و حقايق دينى و تكوينى مربوط به آن بيانشود]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link37 | بحث عقلى و قرآنى: (مناظره بين ابليس و ملائكه)]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link29 | ۲- مراتب مختلف موجودات مقتضاى الهى است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link38 | حکمت آفريدن خلايق و كفارى كه نتيجه خلقتشان، خلود در آتش است، چیست؟]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link30 | ۳- آيات مربوط به داستان سجده آدم تصويرى است از روابط بين نوع انسانى و نوعملائكه و ابليس]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link39 | تكليف بندگان، براى خدا چه سودى دارد؟!]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link31 | بهشت قبل از هبوط بهشت برزخى بوده نه بهشت جاويدان !]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link40 | چرا خداوند انسان را بدون اين كه مكلّف نمايد، كامل نيافريد؟]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link32 | قلمرو اغوا و اضلال شيطان ، ادراك انسانى و ابزار كار او عواطف و احساسات بشرى است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link41 | تكليف ابليس و ملائكه به سجده بر آدم، براى چه بود؟]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link33 | نحوه تصرفات ابليس در ادراك انسان]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link42 | پاسخ به شبهه پنجم و ششم]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link34 | ولايت شيطان بر آدميان در ظلم و گناه و ولايت ملائكه بر آدميان در اطاعت و عبادت]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link43 | جملۀ: «لَا يُسئَلُ عَمَّا يَفعَلُ وَ هُم يُسئَلُونَ»، از نظر فلسفه و برهان و وحى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link35 | بعضى از لشكريان ابليس از جنس بشرند]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link44 | بحث های طولانی متكلّمان اشاعره و معتزله، درباره افعال خدا]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link36 | خلاصه بحث درباره شيطان و وسوسه اندازى او]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link47 | جميع احكام عقلى، از فعل خداوند گرفته شده است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۴#link37 | بحث عقلى و قرآنى (مناظره اى كه شارح اناجيلنقل كرده و در تورات ذكر شده كه بين ابليس و ملائكه واقع شده است )]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link48 | اشكالاتى كه بر رأى اشاعره، در احكام نظری عقل وارد است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link38 | در آفريدن خلايق و مخصوصا كفارى كه نتيجه خلقتشان خلود در آتش است چه حكمتى است ؟]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link49 | جريان احكام عقلى عملى، در افعال خداى تعالى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link39 | تكليف بندگان براى خدا چه سودى دارد؟!]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link51 | عقل عملى، در جستجوى مصالح و مفاسد و حُسن و قبح افعال در احكام تشريعى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link40 | چرا خداوند انسان را بدون اينكه مكلف نمايدكامل نساخت و چرا او را كامل نيافريد؟]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link52 |  آيات تأیید کننده جریان عقل نظرى و عقل عملى، در ناحيه پروردگار]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link41 | تكليف ابليس و ملائكه به سجده بر آدم براى چه بود و لعن و عقاب ابليس بعد ازنافرمانى چرا؟]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link53 | بحث روايتى: (رواياتى ذیل آیات گذشته)]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link42 | پاسخ به دو شبهه ديگر]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link54 | بهشت آدم، از باغ هاى دنيا بوده است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link43 | بيان و توضيح جمله : (( لايسئل عما يفعل و هم يسئلون (( از نظر فلسفه و برهان و وحى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link55 | ملائكه و شياطين، به تغيير ذات خود قدرت ندارند و به شکل های مختلف در نمی آيند]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link44 | اشاره به ابحاث ممتدّ متكلمان اشاعره و معتزله دربارهافعال خدا]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۷#link56 | بررسی روايات مربوط به كيفيت تصرفات ابلیس، در شعور آدمى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۵#link45 | تقسيم علوم و مدركات انسان به : علوم كاشف از خارج و علوم اعتبارى و ذهنى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۷#link57 | ماجراى شگفت انگيز گفتگوى حضرت يحيى «ع»، با ابليس]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link46 | فرق بين اين دو قسم از علوم]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link47 | جميع احكام عقلى از فعل خداوند اتخاذ شده است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link48 | اشكالاتى كه بر راءى اشاعره در احكام نظرىعقل وارد است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link49 | جريان احكام عقلى عملى در افعال خداى تعالى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link50 | عقل نظرى در تشخيصهاى خود درباره معارف مربوط به خدا مصيب است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link51 | عقل عملى : جستجوى مصالح و مفاسد و حسن و قبحافعال در احكام تشريعى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link52 |  آياتى كه جريان عقل نظرى و عقل عملى را در ناحيه پروردگار تاءييد مى كند]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link53 | بحث روايتى (رواياتى در مورد شيطان و تمرد تو از سجده بر آدم و وساوس وتصرفات او...)]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link54 | بهشت آدم از باغهاى دنيا بوده است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۶#link55 | رد اينكه ملائكه و شياطين به تغيير ذات خود قدرت داشته باشند و به صور مختلفه درآيند.]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۷#link56 | دو دسته روايات مربوط به تصرفات ابليس و كيفيت تصرف او در شعور آدمى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۷#link57 | ماجراى شگفت انگيز گفتگوى حضرت يحيى با ابليس]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۷#link58 | بررسى گفتگوى ابليس با پيامبران الهى]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۷#link58 | بررسى گفتگوى ابليس با پيامبران الهى]]



نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۳۶

کپی متن آیه
فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ‌ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَ طَفِقَا يَخْصِفَانِ‌ عَلَيْهِمَا مِنْ‌ وَرَقِ‌ الْجَنَّةِ وَ نَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَ لَمْ‌ أَنْهَکُمَا عَنْ‌ تِلْکُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ‌ لَکُمَا إِنَ‌ الشَّيْطَانَ‌ لَکُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ‌

ترجمه

و به این ترتیب، آنها را با فریب (از مقامشان) فرودآورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [= عورتشان‌] بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگهای (درختان) بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟!»

ترتیل:
ترجمه:
الأعراف ٢١ آیه ٢٢ الأعراف ٢٣
سوره : سوره الأعراف
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«فَدَلاّهُمَا»: فعل (دَلّی) از ماده (دلو)، یعنی: اهریمن آن دو را آهسته آهسته از درجه و مقام والایشان فرود آورد و از شاخسار اطاعت به چاهسار معصیت انداخت. یا فعل (دَلّی) در اصل (دلل) و مضاعف بوده و لام دوم به یاء تبدیل شده است. در این صورت معنی چنین می‌شود: اهریمن آن دو را بر انجام کار ناشایست دل و جرأت بخشید. «بِغُرُورٍ»: با نیرنگ و فریب. «طَفِقَا»: شروع کردند. از افعال مقاربه است. «یَخْصِفَانِ»: از ماده (خصف) به معنی: الصاق. چسباندن. پینه‌کردن. یعنی: برگ درختان را بر اندام خود می‌انداختند و عورت خویشتن را با آن می‌پوشاندند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


نکات آیه

۱- شیطان با فریبکاریها و سوگند دروغ، آدم و حوا را به پاى درخت ممنوع کشاند تا از ثمره آن تناول کنند. (و قاسمهما ... فدلیهما بغرور) «تدلیة»، مصدر «دلىّ»، به معناى فرستادن است، و مراد از آن نزدیک کردن آدم و حوا به شجره نهى شده براى خوردن از آن است. کلمه «غرور» مى تواند مصدر و به معناى فریب دادن باشد و مى تواند جمع غار (فریبنده) باشد، و مراد از آن سخنان دروغین و باطلى باشد که شیطان با سوگند به آدم و حوا القا کرد.

۲- آدم و حوا پس از نزدیک شدن به شجره نهى شده از آن درخت تناول کردند. (فلما ذاقا الشجرة)

۳- آدم و حوا حتى پس از سوگند ابلیس، نگران عواقب بهره گیرى از شجره نهى شده (فلما ذاقا الشجرة) کلمه «ذوق» که به معناى چشیدن است، مى تواند اشاره به این نکته باشد که آدم و حوا با چشیدن از شجره نهى شده، و نخوردن از آن، در صدد امتحان برآمدند تا ببینند آیا اتفاق ناگوارى رخ خواهد نمود.

۴- شرمگاه آدم و حوا به مجرد چشیدن از شجره نهى شده براى آنان آشکار شد. (فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سوءتهما)

۵- ارتکاب محرمات الهى، حتى به مقدارى اندک، زمینه ساز رسوایى انسان است. (فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سوءتهما)

۶- انسان موجودى اغواپذیر (فوسوس لهما ... فدلیهما بغرور)

۷- سوگند، امرى اطمینان بخش و زداینده شک و تردید براى آدم و حوا (و قاسمهما ... فدلیهما بغرور)

۸- تلاش آدم و همسرش در پوشاندن شرمگاهشان با برگ درختهاى بهشت (و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة) کلمه «طفق» از افعال مقاربه، و به معناى «شروع کرد» است. قرار دادن قسمتى از دو یا چند چیز را بر یکدیگر و به هم دوختن آنها را خصف مى گویند و چون «یخصفان» به «على» متعدى شده، معناى نهادن نیز در آن تضمین شده است. یعنى آدم و حوا برگها را به یکدیگر متصل کردند و آنها را بر شرمگاه خویش نهادند.

۹- آدمى ذاتاً برخوردار از حیا و شرمسار از مکشوف بودن شرمگاه خویش (بدت لهما سوءتهما و طفقا یخصفان علیهما)

۱۰- آدم و حوا پس از چشیدن از شجره نهى شده از آن دور شدند و با آن فاصله گرفتند. (و نادیهما ربهما ألم أنهکما عن تلکما الشجرة) برداشت فوق با توجه به کلمه «تلک»، که براى اشاره به دور است، استفاده شده است.

۱۱- تخلف آدم و همسرش از فرمان الهى، سبب دورگشتن آنان از مقام قرب خدا شد. (نادیهما ربهما ألم أنهکما عن تلکما الشجرة) واژه «ندا» معمولاً در مواردى به کار برده مى شود که مخاطب فاصله نسبتاً زیادى با ندا دهنده داشته باشد. و خداوند این واژه را پس از تخلف آدم و همسرش به کار برد.

۱۲- اوامر، نواهى، هشدارها و توبیخهاى خداوند همواره در جهت رشد و تربیت انسانهاست. (و نادیهما ربهما ألم أنهکما عن تلکما الشجرة)

۱۳- شیطان، دشمنى آشکار براى انسان است. (إن الشیطن لکما عدو مبین)

۱۴- هشدار و تذکر پیشاپیش خداوند به آدم و حوا، در مورد دشمنى آشکار شیطان با آنان (و أقل لکما إن الشیطن لکما عدو مبین)

۱۵- ضرورت شناسایى دشمنان راه خدا به هنگام سلوک در صراط مستقیم (و أقل لکما إن الشیطن لکما عدو مبین)

۱۶- آدم و حوا، على رغم هشدار شدید خداوند به دشمنى شیطان با آنان، سخنان وى را پذیرفتند. (فدلیهما بغرور فلما ذاقا الشجرة)

۱۷- آدم و همسرش به سبب نادیده گرفتن نهى و هشدار خداوند، مورد توبیخ او قرار گرفتند. (و نادیهما ربهما ألم أنهکما ... و أقل لکما إن الشیطن لکما عدو مبین)

۱۸- خداوند بدون اتمام حجت، بندگان متخلف را توبیخ نخواهد کرد. (ألم أنهکما عن تلکما الشجرة و أقل لکما إن الشیطن لکما عدو مبین)

روایات و احادیث

۱۹- عن أبى عبدالله (ع): ... فلما أکلا (آدم و حوا) من الشجرة طار الحلى و الحلل عن اجسادهما و بقیا عریانین ... .[۱] از امام صادق (ع) روایت شده است: ... چون آدم و حوا از آن درخت ممنوعه خوردند، زیور و پوشش آنها از بدنشان جدا شد و برهنه ماندند ... .

۲۰- عن أبى عبدالله (ع) فى قوله: «بدت لهما سوءاتهما» قال: کانت سوءاتهما لا تبدو لهما یعنى کانت داخلة.[۲] از امام صادق (ع) درباره این جمله از آیه «بدت لهما سوءاتهما» روایت شده است: عورت آدم و حوا نمایان نبود، یعنى: داخل بدنشان قرار داشت (و بعد از خوردن از درخت ممنوعه پدیدار شد).

موضوعات مرتبط

  • آبرو: زمینه هتک آبرو ۵
  • آدم (ع): آثار عصیان آدم (ع) ۱۱ ; آدم (ع) و درخت ممنوعه ۱، ۲، ۳، ۱۰، ۱۹ ; آدم (ع) و شیطان ۱۶ ; استتار عورت آدم (ع) ۸ ; برهنگى آدم (ع) ۱۹ ; تقرب آدم (ع) ۱۱ ; سرزنش آدم (ع) ۱۷ ; عصیان آدم (ع) ۱۶، ۱۷ ; عورت آدم (ع) ۲۰ ; قصه آدم (ع) ۱، ۲، ۳، ۴، ۷، ۸، ۱۰، ۱۴، ۱۶، ۱۹، ۲۰ ; کشف عورت آدم (ع) ۴ ; نگرانى آدم (ع) ۳ ; هشدار به آدم (ع) ۱۴، ۱۶
  • ابلیس: و آدم (ع) ۱ ; ابلیس و حوا ۱ ; اغواگرى ابلیس ۱ ; سوگند ابلیس ۳ ; سوگند دروغ ابلیس ۱
  • اطمینان: عوامل اطمینان ۷
  • انسان: اغواپذیرى انسان ۶ ; انعطافخپذیرى انسان ۶ ; حیاى انسان ۹ ; دشمنان انسان ۱۳، ۱۴ ; ویژگى انسان ۶
  • بهشت: برگ درختان بهشت ۸
  • تربیت: عوامل مؤثر در تربیت ۱۲
  • تقرّب: موانع تقرّب ۱۱
  • حرامخوارى: آثار حرامخوارى ۵
  • حوا: آثار عصیان حوا ۱۱ ; استتار عورت حوا ۸ ; برهنگى حوا ۱۹ ; تقرّب حوا ۱۱ ; حوا و درخت ممنوعه ۲، ۳، ۱۰ ; حوا و شیطان ۱۶ ; سرزنش حوا ۱۷ ; عصیان حوا ۱۶، ۱۷ ; عورت حوا ۲۰ ; قصه حوا ۲، ۳، ۴، ۷، ۸، ۱۰، ۱۴، ۱۶، ۱۹، ۲۰ ; کشف عورت حوا ۴ ; نگرانى حوا ۳ ; هشدار به حوا ۱۴، ۱۶
  • خدا: اتمام حجت خدا ۱۸ ; اوامر خدا ۱۲ ; سرزنشهاى خدا ۱۲، ۱۷ ; نواهى خدا ۱۲ ; هشدار خدا ۱۲، ۱۴، ۱۶
  • درخت ممنوعه: آثار استفاده از درخت ممنوعه ۴ ; استفاده از درخت ممنوعه ۳
  • دشمنخشناسى: اهمیت دشمنخشناسى ۱۵
  • دین: فلسفه دین ۱۲
  • رشد: عوامل رشد ۱۲
  • ستر عورت: اهمیت ستر عورت ۹
  • سوگند: آثار سوگند ۷
  • شیطان: دشمنى شیطان ۱۳، ۱۴، ۱۶ ; شیطان و آدم (ع) ۱۴ ; شیطان و انسان ۱۳ ; شیطان و حوا ۱۴ ; مکر شیطان ۱
  • عصیانگران: سرزنش عصیانگران ۱۸
  • قواعد فقهى: قاعده عقاب بلا بیان ۱۸
  • کیفر: نظام کیفرى ۱۸
  • مقربان:۱۱
  • یقین: اهمیت یقین ۷

منابع

  1. معانى الاخبار، ص ۱۰۹، ح ۱ ; نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۲، ح ۳۵.
  2. تفسیر قمى، ج ۱، ص ۲۲۵ ; نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۵، ح ۴۱.