البقرة ١٥٤
گسترشکپی متن آیه |
---|
ترجمه
البقرة ١٥٣ | آیه ١٥٤ | البقرة ١٥٥ | ||||||||||||||
|
معنی کلمات و عبارات
«أَمْوَاتٌ»: مردگان. «أَحْیَآءٌ»: زندگان. واژههای اموات و احیاء، خبر مبتدای محذوف بوده و تقدیر چنین است: هُمْ أَمْوَاتٌ بَلْ هُمْ أَحْیَآءٌ. «لا تَشْعُرُونَ»: احساس نمیکنید. نمیفهمید. پی نمیبرید.
نزول
محل نزول:
این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]
شأن نزول:[۲]
«شیخ طوسی» گوید: حسن بصرى و قتادة و مجاهد و جبائى و ابن الاخشاذ و رمانى و جميع مفسرين معتقدند كه شهداء بعد از شهادت تا قيام روز قيامت زنده هستند و خداوند آنها را در بهشت زنده ميدارد و در اين باره اختلافى نيست ولى بلخى يكى ديگر از مفسرين گويد: كه شهيدان بعد از شهادت زنده نبوده بلكه بعد زنده ميشوند و قول شاذى از متأخّرين نيز حاكى از اين موضوع است.[۳]
و غير از بلخى ديگران به اين عقيده معتقد نيستند.[۴] گويند كه مشركين مى گفتند: اصحاب محمد خود را در جنگها بدون هيچ فائده اى از بين ميبرند سپس اين آيه نازل گرديد.
تفسیر
- آيات ۱۵۳ ۱۵۷ بقره
- اخبار و اشاره آيات شريفه به مصائب و بلايائى كه در نتيجه جهاد وقتال پيش مى آيند
- مقصود از بلا در آيات مورد بحث
- دعوت مسلمانان بر استعانت از صبر و صلاة بر هنگام بلا
- صبر و نماز و تاءكيد فراوان خداوند در قرآن بر تمسك بر آندو
- نظر جمعى مفسرين درباره زنده بودن شهدا
- چند اشكال بر اين نظر
- جوامع و افراد طبيعى مسلك چنين اوهام و خرافاتى را درست كرده اند
- مراد از حيات بعد از شهادت ، حيات حقيقى (در عالم برزخ ) است
- خطاب به مؤ منين به جهت رفع اضطراب از دلهاى آنان است
- سخن بسيار عجيب بعضى مردم درباره آيه شريفه و رد آن
- چند آيه قرآنى كه دلالت بر ((برزخ )) دارند
- نمونه هاى ديگرى از آيات قرآنى كه دلالت بر برزخ دارند
- بحثى پيرامون تجرد نفس
- آياتى كه بر دوئيت و مغايرت بين نفس و بدن و تجرد نفس دلالت مى كنند.
- آياتى كه از آنها كيفيت ارتباط روح با ماده (جسم ) بدست مى آيد
- استعانت از صبر و نماز و داشتن ايمان به حيات پس از مرگ ، پيروزى مى آورند
- صابران چه كسانى هستند؟
- صبر در برابر مصيبت ها نتيجه ايمان به مالكيت مطلق خداوند بر تمام هستى است
- ملك ظاهرى و ملك حقيقى و اثر توجه انسان به حقيقت ملك خداوند
- بحثى در اخلاق
- تكرار اعمال نيك كه تنها راه تهذيب اخلاقى است از دو طريق عملى مى باشد
- طريقه اول توجه به فوائد دنيوى فضائل و تحسين افكار عمومى است
- طريقه دوم طريقه انبياء است و آن توجه به فوائد اخروىفضائل است
- تاءثير اعتقاد به قضا و قدر در اخلاق
- نه اختيار كامل و نه لغو كامل اختيار
- هم قضاء خدا دخيل است و هم اختيار انسان
- طريقه سوم مخصوص قرآن است و آن محو زمينه هاىرذائل اخلاقى است
- سخنان بى اساس يكى از مستشرقين و نقد آن
- فرق ميان اين سه طريقه و مسلك
- نسبت بين ((صلوات )) و ((رحمت ))
- صلاة ، رحمت و اهتداء معانى جداگانه دارند هر چند كه سه مصاديق رحمت اند
- بحث روايتى (درباره برزخ و زندگى روح بعد از مرگ )
- رواياتى از امام صادق (ع ) درباره ارواح مؤ منين و عالم برزخ آنان
- داستانى در تاءييد ادله گذشته بر وجود عالم برزخ و حيات روح بعد از مرگ
- بحث فلسفى (درباره اينكه نفس (روح ) آدمى مجرد از ماده است )
- ادله و براهين منكرين تجرد روح
- رد ادله ماديين منكر تجرد روح
- در پاسخ ماديين كه وحدت را وحدت اجتماعى دانسته اند
- آنچه كه علماى روانكاو و عصر جديد در نفى تجرد روح نفس كرده اند
- گفته جمعى از معتقدين به مبداء و معاد پيرامون انكار تجرد روح و رد آن
- بحث اخلاقى
- تعريف علم اخلاق و بيان اينكه سه نيروى عمومى : شهويه ، غضبيه ، و نطقيه فكريهمنشاء اخلاق آدمى است
- اصول اخلاق فاضله : عفت ، شجاعت ، حكمت و عدالت
- تلقين علمى و تكرار عملى ، راه رهايى از رذائل و كسبفضائل است
- ويژگى هاى مسلك اخلاقى قرآن
- مسلك كسانى كه به ارزشهاى ثابت اخلاقى معتقد نيستند (ماديون )
- چند مقدمه براى رد اين نظريه
- يك بحث روايتى ديگر مربوط به متفرقاتى از آنچه گذشت
- چطور ممكن است شرع با عقل مخالف باشد؟
نکات آیه
۱ - کشته شدگان راه خدا، زنده و برخوردار از حیاتى ویژه اند. (و لاتقولوا لمن یقتل فى سبیل اللّه أموت بل أحیاء) از آن جا که غیر شهیدان نیز از زندگى برزخى برخوردارند، معلوم مى شود: حیاتى که خداوند براى شهیدان بیان داشته، حیات و زندگانى ویژه اى است.
۲ - نباید کشته شدگان راه خدا را مرده خواند و آنان را در شمار مردگان قلمداد کرد. (و لاتقولوا لمن یقتل فى سبیل اللّه أموت بل أحیاء)
۳ - پیکار با دشمنان دین از ارزشهاى والا، در پیشگاه خداوند است. (و لاتقولوا لمن یقتل فى سبیل اللّه أموت بل أحیاء) از هدفهاى بیان این حقیقت - که شهیدان از حیات ویژه برخوردارند - ترغیب به جهاد و بیان ارزش والاى آن است.
۴ - در راه خدا بودن، معیار ارزش اعمال است. (و لاتقولوا لمن یقتل فى سبیل اللّه)
۵ - اندیشه ها، از درک زنده بودن شهیدان ناتوان است. (بل أحیاء و لکن لاتشعرون)
۶ - وجود حقایقى در عالم، فراتر از فکر و اندیشه آدمى (بل أحیاء و لکن لاتشعرون)
۷ - وجود عالم برزخ و حیات برزخى، از حقایق هستى است. (و لاتقولوا لمن یقتل فى سبیل اللّه أموت بل أحیاء)
۸ - پیکار در راه خدا و مصیبتهاى آن، از مشکلات راه ایمان، که باید با استعانت از صبر و نماز آن را تحمل کرده و بر ایمان خود، راسخ قدم ماند. (استعینوا بالصبر والصلوة ... و لاتقولوا لمن یقتل فى سبیل اللّه أموت)
۹ - اعطاى حیات ویژه به شهیدان، جلوه اى از همراهى و حمایت خداوند از صبرپیشگان راه ایمان است. (إن اللّه مع الصبرین. و لاتقولوا لمن یقتل فى سبیل اللّه أموت)
۱۰ - ترغیب اهل ایمان به انجام تکالیف الهى با بیان پشتوانه فکرى آن تکالیف، از روشهاى قرآن است. (و لاتقولوا لمن یقتل فى سبیل اللّه أموت بل أحیاء) خداوند پس از فراخوانى مردم به صبر در راه ایمان و تحمل مشکلات آن - که جلوه بارز آن، پیکار و کشته شدن است - با بیان این واقعیت که کشته شدگان راه خدا از حیاتى ویژه برخوردارند، اندیشه نیست شدن شهیدان را نفى کرده تا اهل ایمان دستوراتش را (پیشه کردن صبر در راه ایمان و ...) به شایستگى انجام دهند.
۱۱ - التزام آدمى به عمل و پایدارى بر آن، در گرو تطابق آن با اندیشه و افکار اوست. (و لاتقولوا لمن یقتل فى سبیل اللّه أموت بل أحیاء) ارائه اندیشه براى فراهم کردن زمینه هاى عمل - که آیه فوق گویاى آن است - بیانگر برداشت فوق مى باشد.
موضوعات مرتبط
- آفرینش: ادراک حقایق آفرینش ۶; حقایق آفرینش ۷
- ارزشها: ۳ ملاک ارزشها ۴
- استمداد: استمداد از صبر ۸; استمداد از نماز ۸
- ایمان: استقامت در ایمان ۸; سختیهاى ایمان ۸
- تکلیف: تشویق به تکلیف ۱۰
- جهاد: ارزش جهاد ۳; سختیهاى جهاد ۸
- حقایق: حقایق غیر قابل ادراک ۵، ۶
- حیات: حقانیت حیات برزخى ۷
- خدا: عطایاى خدا ۹; مظاهر حمایتهاى خدا ۹; معیت خدا ۹
- سبیل اللّه: ارزش سبیل اللّه ۴
- سختى: تحمل سختى ۸; روش تسهیل سختى ۸
- شهیدان: ادراک حیات شهیدان ۵; حیات شهیدان ۱، ۲، ۹; مقامات شهیدان ۱، ۲
- صابران: حمایت از صابران ۹
- صبر: اهمیّت صبر ۸
- عالم برزخ: حقانیت عالم برزخ ۷
- عمل: ارزش عمل ۴; عوامل تداوم عمل ۱۱
- فکر: تناسب فکر و عمل ۱۱
- قرآن: روش بیانى قرآن ۱۰
- نماز: اهمیّت نماز ۸
منابع
- ↑ طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ۱، ص ۱۱۱.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۴۵.
- ↑ ابن منده از عامه از طريق سدى صغير از ابن عباس نقل نمايد كه درباره تميم بن الحمام كه در جنگ بدر كشته شده نازل گرديد و ابونعيم گويد: كه اتفاق كرده اند كه درباره عمير بن الحمام نازل شده است.
- ↑ صاحبان كشف الاسرار از عامه و روض الجنان و مجمع البيان از خاصه گويند. اين آيه بنا به قول ابن عباس درباره شهداء جنگ بدر نازل شده كه چهارده نفر بوده اند شش نفر از مهاجرين و هشت نفر از انصار، سپس صاحب روض الجنان اسامى آنها را بدين شرح ذكر نموده است. شهداء مهاجرين: عبيده حارث بن عبدالمطلب، عمر بن وقاص، ذوالشمالين بن عمرو بن فضله، عامر بن بكير، مهرخ بن عبدالله، صفوان، شهداء انصار: سعد بن خثيمه، قيس بن عبدالمنذر، زيد بن حارث، تميم بن حزام، رافع بن معلن، حارثة بن سراقة، مسعود، عوف بن عفراء و در آيه ۱۶۹ سوره آل عمران نيز گفته شده است.