الإسراء ٨٩

از الکتاب
کپی متن آیه
وَ لَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ‌ فِي‌ هٰذَا الْقُرْآنِ‌ مِنْ‌ کُلِ‌ مَثَلٍ‌ فَأَبَى‌ أَکْثَرُ النَّاسِ‌ إِلاَّ کُفُوراً

ترجمه

ما در این قرآن، برای مردم از هر چیز نمونه‌ای آوردیم (و همه معارف در آن جمع است)؛ اما بیشتر مردم (در برابر آن، از هر کاری) جز انکار، ابا داشتند!

ترتیل:
ترجمه:
الإسراء ٨٨ آیه ٨٩ الإسراء ٩٠
سوره : سوره الإسراء
نزول : ٩ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«صَرَّفْنَا»: با شیوه‌های گوناگون بیان داشته‌ایم. انواع مختلف استدلال برحق را به صورتهای گوناگون تکرار کرده‌ایم (نگا: إسراء / ). «مِن کُلِّ مَثَلٍ»: معانی نمونه‌ای که در زیبائی و گیرائی به مثل می‌مانند. با وجوه مختلف و شیوه‌های گوناگون. «کُفُوراً»: کفر. انکار حق. ناشکری و ناسپاسی.


نزول

محمد بن العباس بعد از پنج واسطه از جابر او از امام باقر علیه‌السلام نقل نماید که این آیه درباره ولایت على علیه‌السلام نازل گردیده است و منظور از «فَأَبى أَکثَرُ النَّاسِ» یعنى امتناع کردن و اباء بیشتر مردم به ولایت على علیه‌السلام است.[۱]

تفسیر


نکات آیه

۱- تبیین حقایق الهى در قرآن، با بیانها و مثالهاى گوناگون (و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من کلّ مثل)

۲- بیانهاى مختلف و شیوه هاى متنوع قرآن در تبیین حقایق و مفاهیم، جلوه اى از ابعاد اعجاز آن (لایأتون بمثله ... و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من کلّ مثل)

۳- گوناگونى بیانها و مثالهاى قرآن، متناسب با فهم توده هاى بشرى و در جهت هدایت آنان (و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من کلّ مثل) «تصریف» در لغت به معناى گرداندن چیزى به جهات گوناگون است و «تصریف کلام» آوردن آن به معانى مختلف مى باشد. از اینکه قرآن کتاب هدایت است و مى فرماید: «ما در قرآن جهات گوناگون معانى را لحاظ کردیم» استفاده مى شود که رعایت چنین جهاتى مى تواند به خاطر نکته یاد شده باشد.

۴- تبیین حقایق و تفهیم آنها به توده هاى بشرى، نیازمند بهره گیرى از بیانها و شیوه هاى گوناگون است. (و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من کلّ مثل)

۵- مخاطبان قرآن همه توده هاى بشرى هستند و نه گروهى خاص (و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان)

۶- روى گردانى بیشتر مردم از قرآن، جز به خاطر حق گریزى نیست. (و لقد صرّفنا ... فأبى أکثر الناس إلاّ کفورًا)

۷- روى گردانى از قرآن، به خاطر قابل فهم نبودن قرآن و یا محتواى آن نیست; بلکه به دلیل حق گریزى است. (و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من کلّ مثل فأبى أکثر الناس إلاّ کفورًا)

۸- انکار قرآن با وجود دلایل حقانیت و بى مانندى آن، ناسپاسیى بس بزرگ و غیر قابل توجیه است. (و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من کلّ مثل) برداشت فوق، مبتنى بر این است که «کفور» به معناى کفران نعمت باشد.

موضوعات مرتبط

  • اکثریّت: حق ناپذیرى اکثریّت ۶
  • حق: آثار حق ناپذیرى ۷
  • حقایق: تنوع در تبیین حقایق ۴; روش تبیین حقایق ۴
  • قرآن: اعراض اکثریت از قرآن ۶; تکذیب قرآن ۸; تنوع بیانى قرآن ۲، ۳; جهان شمولى قرآن ۵; روش بیانى قرآن ۱، ۲; سهولت فهم قرآن ۳; فلسفه اعراض از قرآن ۷; فلسفه مثالهاى قرآن ۱، ۳; مخاطبان قرآن ۵; نشانه هاى اعجاز قرآن ۲; ویژگیهاى تعالیم قرآن ۱، ۳; هدایتگرى قرآن ۳
  • کفران: کفران نعمت ۸

منابع

  1. البرهان فی تفسیر القرآن.