الأحزاب ٣٦

از الکتاب
کپی متن آیه
وَ مَا کَانَ‌ لِمُؤْمِنٍ‌ وَ لاَ مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى‌ اللَّهُ‌ وَ رَسُولُهُ‌ أَمْراً أَنْ‌ يَکُونَ‌ لَهُمُ‌ الْخِيَرَةُ مِنْ‌ أَمْرِهِمْ‌ وَ مَنْ‌ يَعْصِ‌ اللَّهَ‌ وَ رَسُولَهُ‌ فَقَدْ ضَلَ‌ ضَلاَلاً مُبِيناً

ترجمه

هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است!

ترتیل:
ترجمه:
الأحزاب ٣٥ آیه ٣٦ الأحزاب ٣٧
سوره : سوره الأحزاب
نزول : ٦ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٩
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«قَضی»: داوری کرد. حکم صادر کرد. سخن را به پایان برد. «الْخِیَرَةُ»: اختیار. حق انتخاب (نگا: قصص / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

«شیخ طوسى» گویند: از ابن عباس و مجاهد و قتاده روایت شده که این آیه درباره زینب دختر جحش نازل شده هنگامى که رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست او را به عقد زید بن حارثه درآورد. زینب براى این که از قریش بود، از این دستور امتناع ورزید سپس این آیه آمد و پس از نزول آیه زینب راضى شد.[۱]

ابن زید گوید: درباره امّ‌کلثوم دختر عقبة بن ابن معیط نازل شده که خود را به رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بخشیده بود ولى زید بن حارثه با او ازدواج کرد.[۲]

تفسیر


نکات آیه

۱ - هیچ مرد و زن مؤمنى حق ندارد که در برابر فرمان خداوند و پیامبرش، تصمیم دیگرى بگیرد. (و ما کان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن یکون لهم الخیرة من أمرهم)

۲ - پیامبر(ص) غیر از اوامر و نواهى خداوند، داراى اوامر و نواهى ولایىِ لازم الاتباع است. (و ما کان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن یکون لهم الخیرة من أمرهم)

۳ - مردم، حق ندارند که تصمیم هایى بگیرند که با حکم ها وفرمان هاى خدا و پیامبرش مخالف باشد. (و ما کان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن یکون لهم الخیرة من أمرهم)

۴ - صِرف صاحب اختیار بودن در چیزى، حقِّ تصمیم گیرى را درباره آن نمى آورد. (و ما کان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن یکون لهم الخیرة من أمرهم) مرجع ضمیر «أمرهم» عبارت «مؤمن و مؤمنة» است که به اعتبار نکره بودن آنها و در سیاق نفى واقع شدن، افاده عموم مى کند. اضافه «أمر» به ضمیر «هم» مى تواند براى القاى این نکته باشد که در صورتى که خداوند و پیامبرش، حتى درباره امور مربوط به مؤمنان، اعلام نظر کرده اند، آنان حق تصمیم دیگرى ندارند.

۵ - مقتضاى ایمان، تسلیم بودن در برابر فرمان هاى خداوند و پیامبر(ص) است. (و ما کان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن یکون لهم الخیرة) ذکر «مؤمن» و «مؤمنة» به عنوان وصف، چه بسا در صدد توجه دادن به این نکته است که ایمان مؤمنان، باید در تسلیم بودن، نقش داشته باشد.

۶ - تمرّد از فرمان خدا و پیامرش، گمراهى آشکارى را در پى دارد. (و من یعص اللّه و رسوله فقد ضلّ ضللاً مبینًا)

۷ - تمرّد از فرمان هاى ولایى پیامبر(ص)، در حد تمرّد از فرمان هاى خداوند است. (و من یعص اللّه و رسوله فقد ضلّ ضللاً مبینًا) این که نتیجه تمرّد از خدا و پیامبر(ص) یکى شمرده شده است، نشان مى دهد که تمرّد از فرمان رسول اللّه در حدّ نافرمانى از خداوند است.

موضوعات مرتبط

  • اطاعت: اطاعت از خدا ۱، ۵; اطاعت از محمد(ص) ۱، ۲، ۵
  • انسان: محدوده اختیارات انسان ۳، ۴
  • ایمان: آثار ایمان ۵
  • حقوق: محدوده حق تصمیم ۳، ۴
  • عصیان: آثار عصیان ۶; عصیان از خدا ۷; عصیان از محمد(ص) ۷
  • گمراهى: گمراهى آشکار ۶; موارد گمراهى ۶
  • مؤمنان: محدوده اختیارات مؤمنان ۱; مسؤولیت مؤمنان ۱
  • محمد(ص): اوامر محمد(ص) ۲، ۷; ولایت محمد(ص) ۲، ۷

منابع

  1. طبرانى در تفسیر خود از قتاده روایت کرده و گوید وقتى رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست زینب را از براى زید خواستگارى کند. نزد او کس فرستاد زینب پنداشت که پیامبر او را از براى خودش می‌خواهد لذا خوشحال شد ولى وقتى فهمید از براى زید می‌خواهد، امتناع ورزید و سپس راضى شد و نیز طبرى در تفسیر خود از طریق عکرمة از ابن عباس و همچنین از طریق عوفى از ابن عباس روایت کرده است.
  2. ابن ابى حاتم در تفسیر خویش نیز آن را از ابن زید نقل نموده است.