الكهف ١٦
گسترشکپی متن آیه |
---|
ترجمه
الكهف ١٥ | آیه ١٦ | الكهف ١٧ | ||||||||||||||
|
معنی کلمات و عبارات
«إذْ»: چون که. به سبب این که. به خاطر این که. (إِذْ) در اینجا به معنی لام تعلیل است (نگا: زخرف / ). «فَأْوُوا»: پس پناه ببرید. منزل و مأوی سازید. «یُهَیِّئْْ»: آسان کند. آماده سازد. «مِرْفَقاً»: اسباب زندگی. وسیلهای که از آن منتفع و بهرهمند شوند.
تفسیر
- آيات ۹ - ۲۶ سوره كهف
- رابطه آيات داستان اصحاب كهف، با آيات قبل
- بيان اين كه «اصحاب رقيم»، نام ديگر اصحاب كهف است
- مقصود از «رحمت» و «رشد»، در دعاى اصحاب كهف
- معناى اين كه فرمود: «سپس اصحاب كهف را بيدار كرديم»
- اقرار به توحيد پروردگار و نفى ربوبيت ارباب و آلهه، در گفتگوى اصحاب كهف با خود
- جزئياتى از داستان اصحاب كهف، كه از آيات استفاده مى شود
- نظر مفسران، درباره موقعيت جغرافيایى غار اصحاب کهف
- وجه اين كه با ديدن وضع اصحاب كهف، قلب انسان مملو از رعب و ترس مى شود
- بيان هدف از بعث و بيدار كردن اصحاب كهف
- معناى جمله: «لَبِثنَا يَوماً أو بَعضَ يَومٍ»
- گفتگوى اصحاب كهف بعد از بيدار شدن، درباره رفتن به شهر
- نگرانى اصحاب كهف از فاش شدن رازشان و دست يافتن كفار به آنان
- اختلاف و نزاع مشرکان و موحدان، در باره اصحاب كهف
- وجه دلالت داستان اصحاب کهف، بر حق بودن معاد
- مقصود از: «الّذینَ غَلبُوا عَلَی أمرِهِم»
- اختلاف مردم در عدد اصحاب کهف
- هر عملی از هر عاملی، موقوف به اذن و مشیت خدای تعالی است
- وجوه مفسران، در معنای استثناء در آیه شریفه
- معناى دستور: «فراموش نکردن ذکر خدا»، در آیه شریفه
- بيان عدد سال هاى اقامت اصحاب كهف، در غار
- اختلاف مردم در مدت اقامت اصحاب كهف، در غار
- ولايت مستقل، منحصرا از آنِ خداست
- بحث روايتى
- موارد اختلاف روايات، پیرامون داستان اصحاب كهف
- چند روايت در بارۀ تقیه کردن اصحاب كهف
- روايت مشهورى از ابن عباس، در بارۀ داستان اصحاب کهف
- اصحاب كهف، ياران حضرت مهدى «عج» هستند
- گفتارى در چند فصل پيرامون اصحاب كهف و سرگذشت ايشان
- ۱ - داستان اصحاب كهف، در تعدادی از روایات
- ۲ - داستان اصحاب كهف از نظر قرآن
- ۳ - داستان از نظر غير مسلمانان
- ۴ - غار اصحاب كهف، كجاست؟
نکات آیه
۱- اصحاب کهف، از سوى جامعه کفر، مورد تهدید بودند و نیروى کافى براى مقابله با آنان را نداشتند. (و إذ اعتزلتموهم و ما یعبدون إلاّ اللّه فأوُواْ إلى الکهف) کنارگیرى (اعتزال) اصحاب کهف از جامعه خویش، نشانگر در تنگنا قرار گرفتن آنان از سوى جامعه و فشار مشرکان بر ایشان است.
۲- رفتن به غار، پیشنهاد برخى از اصحاب کهف به دیگر افراد گروه بود. (و إذ اعتزلتموهم و ما یعبدون إلاّ اللّه فأوُواْ إلى الکهف)
۳- اصحاب کهف، جهت رهایى از مشرکان، غارى را براى جاى گرفتن برگزیدند. (فأوُواْ إلى الکهف) جاى گرفتن اصحاب کهف در غار، ظاهراً، به جهت مخفى ماندن از دید مأموران و تعقیب کنندگان بوده است.
۴- اصحاب کهف، براى حفظ ایمان خویش، ناگزیر به کنارگیرى از جامعه شرک آلود شدند. (و إذ اعتزلتموهم و ما یعبدون إلاّ اللّه فأوُواْ إلى الکهف) با توجه به «و ما یعبدون إلاّ اللّه» معلوم مى گردد که اعتزال اصحاب کهف، براى حفظ عقیده و آرمان بوده است.
۵- لزوم هجرت از محیط کفر و شرک، براى حفظ عقیده (و إذ اعتزلتموهم ... فأوُواْ إلى الکهف) بیان اعتزال اصحاب کهف از جامعه شرک و مردم مشرک، در حقیقت، بیان الگو و رهنمودى براى موحّدان و مؤمنان است که به هنگام تعارض، حفظ ایمان را بر ماندن در جامعه، ترجیح داده و از محیط کفر هجرت کنند.
۶- اصحاب کهف، زندگى سخت و پر مشقّت ولى همراه با توحید را، بر زندگى آسوده در محیط شرک و حاکمیّت آن ترجیح دادند. (و إذ اعتزلتموهم و ما یعبدون إلاّ اللّه فأوُواْ إلى الکهف)
۷- زندگى مشقّت بار همراه با ایمان و توحید، بر زندگى آسوده شرک آلود ترجیح دارد. (و إذ اعتزلتموهم و ما یعبدون إلاّ اللّه فأوُواْ إلى الکهف)
۸- اطمینان اصحاب کهف به برخوردارى از رحمت الهى در صورت هجرت کردن از حاکمیّت شرک و جامعه مشرک (فأوُواْ إلى الکهف ینشر لکم ربّکم من رحمته) فعل «ینشر» در جواب امر قرار گرفته و جزا براى شرط مقدر است; یعنى «إنْ تأووا إلى الکهف ینشر...» و مفاد آن، حتمى بودن نشرِ رحمت الهى در صورت هجرت است.
۹- تلاش گران در راه ایمان و توحید و حفظ ارزش ها، مشمول رحمت خاص خداوند، خواهند شد. (و إذ اعتزلتموهم ... فأوُواْ ... ینشر لکم ربّکم من رحمته)
۱۰- انگیزه و محور نهضت و هدف نهایىِ اصحاب کهف، خدا بود. (و إذ اعتزلتموهم و ما یعبدون إلاّ اللّه ... ینشر لکم ربّکم) کنارگیرى اصحاب کهف از پرستش هر معبودى جز خدا و دل بستن آنان به رحمت و امدادهاى الهى، گویاى برداشت یاد شده است.
۱۱- اصحاب کهف، در حلِّ معضلات و مشکلات حرکت توحیدى، متکى به خدا بودند. (و یهیّىء لکم من أمرکم مرفقًا) تهیئة (مصدر «یهیّىء») به معناى فراهم ساختن و آماده کردن است. «مرفق» به چیزى گفته مى شود که کار به مدد آن صورت مى گیرد. «من» در «من أمرکم» در معناى ابتدا به کار رفته و ممکن است براى افاده معناى بدل باشد، که در این صورت معناى جمله چنین مى شود: «او، براى شما، در عوض کارتان، مدد فراهم خواهد ساخت.».
۱۲- اصحاب کهف، به فراهم آمدن زمینه هاى لازم براى تداوم بخشى به یکتاپرستى و حرکت توحیدى خویش، مطمئن بودند. (و یهیّىء لکم من أمرکم مرفقًا)
۱۳- خداوند، فراهم آورنده شرایط مناسب، براى استوار ماندن یکتاپرستان مهاجر، بر عقیده توحیدى خویش (و یهیّىء لکم من أمرکم مرفقًا)
موضوعات مرتبط
- ارزشها ۷: اهمیت محافظت از ارزشها ۷ ۹
- اصحاب کهف: اصحاب کهف در غار ۳; اصحاب کهف و مشرکان ۳; اطمینان اصحاب کهف ۸، ۱۲; انگیزه نهضت اصحاب کهف ۱۰; اهداف نهضت اصحاب کهف ۱۰; ایمان اصحاب کهف ۴، ۶; بینش اصحاب کهف ۸; پناهجویى اصحاب کهف ۲، ۳; پیشنهاد اصحاب کهف ۲; توحید اصحاب کهف ۶، ۱۲; توکل اصحاب کهف ۱۱; تهدید اصحاب کهف ۱; ضعف اصحاب کهف ۱; عزلت گزینى اصحاب کهف ۴، ۶; قصه اصحاب کهف ۱، ۲، ۳، ۴، ۶ ، ۱۲; نهضت اصحاب کهف ۱۲; مشکلات اصحاب کهف ۶، ۱۱
- امیدواران: امیدواران به رحمت ۸
- ایمان: ارزش ایمان ۷; اهمیت ایمان ۷; اهمیت محافظت از ایمان ۴، ۹
- توحید: ارزش توحید ۷; اهمیت توحید ۷، ۹
- خدا: افعال خدا ۱۳; امدادهاى خدا ۱۳; زمینه رحمت خدا۹; عوامل رحمت خدا ۸
- رحمت: مشمولان رحمت ۹
- زندگى: زندگى ارزشمند ۷; زندگى بى ارزش ۷
- شرک: معرضان از شرک ۴
- عقیده: اهمیت محافظت از عقیده ۵
- موحدان: یاور موحدان مهاجر ۱۳
- هجرت: هجرت از جامعه مشرک ۵، ۸; هجرت از دارالکفر ۵
منابع