الأعراف ٢: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
(افزودن جزییات آیه)
 
خط ۳۹: خط ۳۹:
المیزان=
المیزان=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link1 | آيات ۱ - ۹، سوره اعراف]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link1 | آيات ۱ - ۹ سوره اعراف]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link2 | اشاره به عهدى كه خدا از آدميان گرفته ، و ساير معارفى كه در سوره اعراف آورده شده است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link2 | بیان معارفى كه در سوره «اعراف» آمده است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link3 | مكلف بودن مشركين به توحيد خداى تعالى ومسئول بودن آنان نسبت به ايمان و عمل صالح]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link3 | مكلّف بودن مشركان به توحيد خداى تعالى و ايمان و عمل صالح]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link4 | مراد از (( وزن (( و (( ميزان (( اعمال]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link4 | مراد از «وزن» و «ميزان» اعمال، در قیامت]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link5 | اشاره به اينكه ممكن است هر يك از اعمال ، واحدى براى سنجش داشته باشد و بيان معناىجمله : (( و الوزن يومئذ الحق (( ]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link6 | اقوال گفته شده در معناى جمله: «وَ الوَزنُ يَومَئِذٍ الحَقّ»]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link6 | اقوالى كه در مورد معناى جمله : (( و الوزن يومئذ الحق (( گفته شده است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link7 | مراد از «موازين» و سنگینی آن، در آیه: «فَمَن ثَقُلت مَوَازِينُهُ»]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link7 | مراد از (( موازين (( و معناى (( ثقل موازين (( در جمله : (( فمن ثقلت موازينه (( ]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link10 | بحث روايتى: (رواياتى ذیل آیات گذشته)]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link8 | معناى وزن اعمال در روز قيامت ، تطبيق اعمال است بر حق و براى هر كدام ازاعمال انسان ميزانى است .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link9 | نكته دوم : اينكه معلوم شد كه براى هر انسانى ميزان هاى متعددى است كه هر كدام ازعمل هايش با يكى از آنها سنجيده]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۱#link10 | بحث روايتى (رواياتى در مورد مكى بودن سوره اعراف ، وزن و ميزان اعمال و ثقل و خفت اعمال و...)]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۸_بخش۲#link11 | روايتى در بيان مراد از وزن اعمال كه مى گويدعمل صفت كارى است كه انجام مى شود و قابل توزين (اصطلاحى ) نيست و خداجاهل نيست و احتياج به توزين اشياء ندارد.]]


}}
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۳

کپی متن آیه
کِتَابٌ‌ أُنْزِلَ‌ إِلَيْکَ‌ فَلاَ يَکُنْ‌ فِي‌ صَدْرِکَ‌ حَرَجٌ‌ مِنْهُ‌ لِتُنْذِرَ بِهِ‌ وَ ذِکْرَى‌ لِلْمُؤْمِنِينَ‌

ترجمه

این کتابی است که بر تو نازل شده؛ و نباید از ناحیه آن، ناراحتی در سینه داشته باشی! تا به وسیله آن، (مردم را از عواقب سوء عقاید و اعمال نادرستشان) بیم دهی؛ و تذکّری است برای مؤمنان.

ترتیل:
ترجمه:
الأعراف ١ آیه ٢ الأعراف ٣
سوره : سوره الأعراف
نزول : ٣ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«لِتُنذِرَ»: متعلّق به (أُنزِلَ) است. «ذِکْرَی»: پند و اندرز دادن. پنددهنده و اندرزگو. این واژه مصدر و به معنی (تذکیر) است. مجرور بوده و عطف بر محلّ (لِتُنذِرَ) است. تقدیر چنین می‌شود: لِلإِنذَارِ وَ التَّذْکِیرِ. یا این که (ذِکْری) به معنی اسم فاعل یعنی (مذکّر) است. مرفوع بوده و خبر مبتدای محذوف است. تقدیر چنین می‌شود: وَ هُوَ ذِکْری لِلْمُؤْمِنینَ.و ...

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


نکات آیه

۱- قرآن، کتابى است آسمانى، باعظمت و نازل شده بر پیامبر (ص) (کتب أنزل إلیک) کلمه «کتاب» نکره است و اشاره به عظمت قرآن دارد و توصیف آن به «أنزل» بیانگر آسمانى بودن آن است.

۲- پرهیز از دلتنگى و ملالت در تبلیغ قرآن، فرمان و توصیه خداوند به پیامبر (ص) (فلا یکن فى صدرک حرج منه) مى توان گفت جمله «فلا یکن ...»، که تفریع بر «أنزل إلیک» است، به قرینه «لتنذر» از آن دلتنگى اى نهى مى کند که ناشى از انذار و متذکر کردن مردم باشد. یعنى اى پیامبر چون قرآن کتاب آسمانى است، مبادا مشکلات انذار مردم با تبلیغ قرآن، مایه دلتنگى و ملالت خاطر براى تو شود.

۳- باور به آسمانى بودن قرآن، از میان برنده هرگونه نگرانى از نارسائى آن براى هدایت مردم (فلا یکن فى صدرک حرج منه) توصیف قرآن به «أنزل» و سپس نهى از نگرانى درباره آن (منه)، ممکن است ناظر به این باشد که قرآن براى انذار و تذکر کافى است و از این ناحیه جایى براى نگرانى وجود ندارد.

۴- تبلیغ قرآن، مسؤولیتى سنگین و نیازمند تحمل فراوان و سعه صدر (کتب أنزل إلیک فلا یکن فى صدرک حرج منه) جمله «فلا یکن ...»، که در صدد پیشگیرى از ملالت خاطر پیامبر (ص) است، بیانگر آن است که تبلیغ قرآن مشکلات فراوانى به همراه خواهد داشت که جز با تحمل و سعه صدر نمى توان به آن پرداخت.

۵- هشدار به مردم درباره پیامدهاى شوم اعراض از تعالیم دین و احکام خداوند، از اهداف نزول قرآن (کتب أنزل ... لتنذر به) با توجه به آیات بعد معلوم مى شود متعلق «لتنذر» عذابهاى دنیوى و اخروى خداوند است که دامنگیر مخالفان احکام الهى مى شود.

۶- یادآورى همواره تعالیم دین به مؤمنان، از اهداف نزول قرآن (کتب أنزل إلیک ... ذکرى للمؤمنین) کلمه «ذکرى» به معناى تذکر دادن و عطف بر «تنذر» است. یعنى: کتاب أنزل لانذار الناس و تذکیر المؤمنین.

۷- وظیفه پیامبر (ص) در برابر قرآن انذار و تذکر است، نه اجبار مردم به هدایت (لتنذر به ذکرى للمؤمنین) برداشت فوق بر این مبناست که جمله «فلایکن ...» تفریع بر «لتنذر ...» باشد. یعنى قرآن تنها براى انذار و تذکر نازل شده است، بنابراین جایى براى نگرانى از اعراض مشرکان وجود ندارد. زیرا اجبار آنان بر هدایت از اهداف نزول قرآن نیست.

۸- انذار، نقشى مؤثر در هدایت مردم دارد. (لتنذر به و ذکرى للمؤمنین)

۹- ایمان، زمینه بهرهورى و پندپذیرى از قرآن (و ذکرى للمؤمنین) «ذکرى» اسم مصدر براى تذکیر است و از معانى تذکیر، موعظه کردن و انذار دادن است. (قاموس المحیط).

موضوعات مرتبط

  • آرامش: عوامل آرامش ۳
  • انذار: آثار انذار ۸; اهمیت انذار ۷
  • انگیزش: عوامل انگیزش ۸
  • ایمان: آثار ایمان ۳، ۹; ایمان به قرآن ۳; متعلق ایمان ۳
  • تبلیغ: روش تبلیغ ۲; شرح صدر در تبلیغ ۲، ۴
  • تذکر: اهمیت تذکر ۷; تذکر به مؤمنان ۶
  • خدا: اوامر خدا ۲
  • دین: آثار اعراض از دین ۵; تذکر تعالیم دین ۶
  • عبرت: عوامل عبرت ۹
  • عقیده: آزادى عقیده ۷
  • قرآن: زمینه عبرت از قرآن ۹; سختى تبلیغ قرآن ۴; عظمت قرآن ۱; فلسفه نزول قرآن ۵، ۶; قرآن از کتب آسمانى ۱; نزول قرآن ۱; وحیانیت قرآن ۱، ۳; هدایتگرى قرآن ۳
  • محمّد (ص): انذارهاى محمّد (ص) ۷; محدوده مسؤولیت محمّد (ص) ۷; مسؤولیت محمّد (ص) ۲
  • مردم: هشدار به مردم ۵
  • هدایت: عوامل هدایت ۸; نفى اکراه در هدایت ۷

منابع