محمد ٢٣

از الکتاب
کپی متن آیه
أُولٰئِکَ‌ الَّذِينَ‌ لَعَنَهُمُ‌ اللَّهُ‌ فَأَصَمَّهُمْ‌ وَ أَعْمَى‌ أَبْصَارَهُمْ‌

ترجمه

آنها کسانی هستند که خداوند از رحمت خویش دورشان ساخته، گوشهایشان را کر و چشمهایشان را کور کرده است!

ترتیل:
ترجمه:
محمد ٢٢ آیه ٢٣ محمد ٢٤
سوره : سوره محمد
نزول : ١ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٨
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَصَمَّهُمْ»: ایشان را کر کرده است. «أَعْمی»: کور کرده است.


تفسیر


نکات آیه

۱- عناصر بیماردلِ روى گردان از جهاد و دستورات الهى، مورد نفرین خداوند (رأیت الذین فى قلوبهم مرض ... فهل عسیتم إن تولّیتم ... أولئک الذین لعنهم اللّه) برداشت یاد شده بنابر این نکته است که مشارالیه «أولئک»، کسانى باشند که «تولّیتم» خطاب به آنان است و «تولّى» به معناى روى گردانى از جهاد و یا مجموعه فرمان هاى حق باشد.

۲- فسادگرى در زمین و گسستن از خویشاوندان، موجب خشم و نفرین الهى (تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامکم . أولئک الذین لعنهم اللّه)

۳- جواز لعن و نفرین حق گریزانِ فسادانگیز و فاقد عواطف انسانى (أولئک الذین لعنهم اللّه) اعلام خداوند به ملعون بودن حق گریزان، نشانگر آن است که لعن آن گروه، مورد رضاى الهى و هماهنگ با اراده او است.

۴- والیان و حاکمان فسادگر و بى عاطفه، مورد نفرین الهى (إن تولّیتم أن تفسدوا فى الأرض ... أولئک الذین لعنهم اللّه) برداشت بالا بنابراین نکته است که «أولئک» اشاره باشد به همه متولیان امر که فسادگر و قطع کننده رحم اند و گروهى از آنان در آیه قبل، مخاطب «إن تولّیتم أن تفسدوا...» قرار گرفته اند.

۵- جواز لعن و نفرینِ حاکمان فسادگر و فاقد عاطفه انسانى (إن تولّیتم ... أولئک الذین لعنهم اللّه) برداشت یاد شده بنابراین نکته است که مشارالیه «أولئک» - به قرینه آیه قبل «إن تولّیتم» - کسانى باشند که در صورت رسیدن به حکومت، فسادگر و قاطع رحم اند در این صورت از فعل الهى، جواز لعن آن گروه استفاده مى شود.

۶- بیماردلان گریزان از جهاد و فسادانگیز و قطع کننده رحم، مردمى کر و کور در برابر حق (أولئک الذین ... فأصمّهم و أعمى أبصرهم)

۷- گرفتار آمدن به لعن الهى، عامل محرومیت انسان از حق شنوى و بینش صحیح (لعنهم اللّه فأصمّهم و أعمى أبصرهم)

۸- بیماردلانِ منافق، ناتوان از درک خیر واقعى خویش و پیمودن راه صدق و جهاد (فلو صدقوا اللّه لکان خیرًا لهم ... أولئک ... فأصمّهم و أعمى أبصرهم) با توجه به ارتباط آیات، ممکن است به میان آوردن «أصمّ» و «أعمى» - در پى «فلو صدقوا اللّه لکان خیراً لهم» - بیانگر این معنا باشد که صداقت با خدا و دستورات او، تضمین گر منافع آدمى است; اما افسوس که بیماردلان در نتیجه کورى باطنى عاجز از درک مصالح آن اند.

۹- ابتلاى انسان به لعن الهى و حق نشنوى، معلول عملکرد خود او است. (فلو صدقوا اللّه لکان خیرًا لهم ... أولئک الذین لعنهم اللّه فأصمّهم و أعمى أبصرهم) هر چند فعل هاى «أصمّ» و «أعمى» به خداوند نسبت داده شده، امااین مستلزم جبر نیست; زیرا انسان در ابتدا کر و کور نمى شود; بلکه در پى یک سلسله اعمال منافقانه، محکوم به لعن و نفرین الهى مى گردد.

۱۰- انسان حق گریز، فاقد ارزش هاى انسانى و خاصیت واقعى حیات (أولئک الذین ... فأصمّهم و أعمى أبصرهم) کسانى که در نتیجه بیماردلى مشارالیه «أولئک...» قرار گرفته اند به ظاهر گوش و چشم دارند اما خداوند در حقیقت این ابزار را براى آنان زاید و بى خاصیت قلمداد کرده است زیرا بهره نجستن از امکانات، چونان محرومیت از آن است.

۱۱- اراده و تدبیر الهى، حاکم بر تأثیرها و تأثّرهاى طبیعى روح و اندیشه بشر* (فأصمّهم و أعمى أبصرهم) انسانِ بیماردل، در نتیجه عملکرد نادرست خویش، مورد لعن الهى قرار مى گیرد و از دریافت حقایق معنوى و انسانى کر و کور مى شود. این روند، به ظاهر طبیعى مى نماید و در مقوله دانش روان شناسى قابل تحلیل است; با این حال خداوند کر و کورى آنان را به خود نسبت مى دهد و این نیست مگر به خاطر این که تأثیرها و تأثرهاى طبیعى نیز، به جعل و اراده اویند.

موضوعات مرتبط

  • افسادفى الأرض: آثار افسادفى الأرض ۲
  • انسانیت: فاقدان انسانیت ۱۰
  • بیماردلان: حق ناپذیرى بیماردلان ۶; عجز بیماردلان ۸; کرى بیماردلان ۶; کورى بیماردلان ۶; لعن بر بیماردلان ۱
  • بینش: موانع بینش صحیح ۷
  • جهاد: حق ناپذیرى تارکان جهاد ۶; عجز از جهاد ۸; کرى تارکان جهاد ۶; کورى تارکان جهاد ۶; لعن بر تارکان جهاد۱
  • حاکمان: لعن بر حاکمان مفسد ۴، ۵
  • حق: آثار حق ناپذیران ۱۰; بى ارزشى حق ناپذیران ۱۰; زمینه حق ناپذیرى ۹; لعن بر حق ناپذیران ۳; موانع حق شنوایى ۷; نفرین بر حق ناپذیران ۳
  • خدا: آثار لعن خدا ۷; حاکمیت اراده خدا ۱۱; حاکمیت تدبیر خدا ۱۱; زمینه غضب خدا ۲; زمینه لعن خدا ۹; زمینه نفرین خدا ۲
  • خیر: عجز از درک خیر ۸
  • شخصیت: آسیب شناسى شخصیت ۱۰
  • صداقت: عجز از صداقت ۸
  • عمل: آثار عمل ۹
  • فکر: عوامل مؤثر در فکر ۱۱
  • قاطع رحم: لعن بر قاطع رحم ۳; نفرین بر قاطع رحم ۳
  • قطع رحم: آثار قطع رحم ۲
  • لعن: احکام لعن ۳، ۵; مشمولان لعن خدا ۱، ۴
  • مفسدان: حق ناپذیرى مفسدان ۶; کرى مفسدان ۶; کورى مفسدان ۶; لعن بر مفسدان ۳; نفرین بر مفسدان ۳
  • منافقان: عجز منافقان ۸

منابع