النساء ٨٩

از الکتاب
کپی متن آیه
وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ‌ کَمَا کَفَرُوا فَتَکُونُونَ‌ سَوَاءً فَلاَ تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ‌ أَوْلِيَاءَ حَتَّى‌ يُهَاجِرُوا فِي‌ سَبِيلِ‌ اللَّهِ‌ فَإِنْ‌ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ‌ وَ اقْتُلُوهُمْ‌ حَيْثُ‌ وَجَدْتُمُوهُمْ‌ وَ لاَ تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ‌ وَلِيّاً وَ لاَ نَصِيراً

ترجمه

آنان آرزو می‌کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوی یکدیگر باشید. بنابر این، از آنها دوستانی انتخاب نکنید، مگر اینکه (توبه کنند، و) در راه خدا هجرت نمایند. هرگاه از این کار سر باز زنند، (و به اقدام بر ضدّ شما ادامه دهند،) هر جا آنها را یافتید، اسیر کنید! و (در صورت احساس خطر) به قتل برسانید! و از میان آنها، دوست و یار و یاوری اختیار نکنید!.

ترتیل:
ترجمه:
النساء ٨٨ آیه ٨٩ النساء ٩٠
سوره : سوره النساء
نزول : ٨ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣١
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«وَدُّوا»: دوست داشته‌اند و آرزو کرده‌اند. «سَوَآءً»: برابر. همگون. «حَیْثُ»: هر کجا. «وَلِیّاً»: دوست. یار. «نَصِیراً»: مددکار. یاور.


نزول

محل نزول:

این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]

شأن نزول:[۲]

اين آيه درباره دو قبيله اشجع و بنو ضمرة نازل شده، بدين شرح كه هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى جنگ حديبيه از مدينه بيرون رفت از نزديكى شهرهاى آنان گذشت و نيز قبلاً بنوضمرة را از نيت خود آگاه ساخته بود ولى اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: يا رسول الله اگرچه ما به طائفه بنوضمرة نزديك شده ايم ولى مي‌ترسيم با ما مخالفت نمايند و بر ضد ما با مشركين قريش همدست شوند.

پيامبر فرمود: طائفه بنوضمرة به عهد و پيمان خويش وفادارتر از ديگرانند و نيز افرادى نيكوكار نسبت به والدين بوده و در صله ارحام كوشا مى باشند، از طرفى طائفه اشجع كه هم‌پيمان و هم‌سوگند با طائفه بنوضمرة بودند و شهرهاى آن‌ها نزديك يكديگر بوده دچار قحطى و گرانى شده بودند و به طرف بنوضمرة كه در فراوانى و ارزانى نعمت بودند، رفتند.

وقتى كه موضوع رفتن آن‌ها به سوى بنوضمرة به گوش پيامبر رسيد به عنوان احتياط از نكته نظر احتمال همبستگى اين دو طائفه بر ضد مسلمين آماده جنگ با آنان گرديد، سپس اين آيه نازل شد و پس از نزول اين آية طائفه اشجع به وسيله نزول آيه ۹. يعنى آيه بعدى استثناء گرديد.[۳]

تفسیر

نکات آیه

۱- علاقه منافقان به کفرپیشگى مسلمانان و همگون شدن با آنان (فما لکم فى المنافقین ... ودّوا لو تکفرون کما کفروا فتکونون سواء) مراد از منافقان در این بخش از آیات، کسانى هستند که اظهار اسلام مى کردند، ولى حاضر به هجرت نمى شدند، و یا دارالهجرة (مدینه) را رها کرده و در جایى دیگر سکنى گزیدند. و کفر و نفاق آنان همان سر باز زدن از هجرت است، نه انکار خدا و رسالت پیامبر، و گر نه در حرمت رابطه دوستى با آنان مى فرمود «حتى یؤمنوا ... ».

۲- مسلمانان بریده از جامعه اسلامى و رویگردان از هجرت، منافق و کافرند. (فما لکم فى المنافقین ... کما کفروا)

۳- هشدار خداوند به مسلمانان در مورد تلاش منافقان براى گسترش کفر (ودّوا لو تکفرون کما کفروا فتکونون سواء)

۴- ممنوعیت دوستى با منافقان تلاش کننده براى گسترش کفر (ودّوا لو تکفرون کما کفروا فتکونون سواء فلا تتّخذوا منهم اولیاء)

۵- ممنوعیّت پذیرش ولایت و سرپرستى منافقانِ گسترش دهنده آیین کفر* (ودّوا لو تکفرون ...فلا تتّخذوا منهم اولیاء) در برداشت فوق، «ولىّ» به معنى سرپرست گرفته شده است.

۶- بریدن از جامعه ایمانى و سر باز زدن از هجرت، نشانه نفاق و بى ایمانى است. (فلا تتّخذوا منهم اولیاء حتّى یهاجروا فى سبیل اللّه)

۷- هجرت در راه خدا، نشانه دست برداشتن از نفاق و کفر است. (ودّوا لو تکفرون ... فلا تتّخذوا منهم اولیاء حتّى یهاجروا فى سبیل اللّه)

۸- رفع ممنوعیّت دوستى و ارتباط با منافقان در صورت دست برداشتن از نفاق، با هجرت در راه خدا (فما لکم فى المنافقین ... فلا تتّخذوا منهم اولیاء حتّى یهاجروا فى سبیل اللّه)

۹- لزوم هجرت در راه خدا و پیوستن به جامعه اسلامى (حتّى یهاجروا فى سبیل اللّه)

۱۰- لزوم تعقیب و کشتن منافقان، در صورت سر باز زدن آنان از هجرت در راه خدا و پیوستن به جامعه ایمانى (فان تولّوا فخذوهم و اقتلوهم حیث وجدتموهم)

۱۱- مشروعیت ترور منافقان، در صورت اصرار بر نفاق و سر باز زدن از هجرت* (و اقتلوهم حیث وجدتموهم) جمله «حیث وجدتموهم»، دلالت مى کند که امر به کشتن، تنها در مبارزه رو در رو نیست، بلکه شامل ترور نیز مى شود.

۱۲- حرمت یارى جستن از ترک کنندگان هجرت (فلا تتّخذوا منهم اولیاء حتى یهاجروا ... و لا تتخذوا منهم ولیّاً و لا نصیرا)

۱۳- ضرورت پرهیز از دوستى با کسانى که هجرت در راه خدا را ترک کنند. (فلا تتّخذوا منهم اولیاء حتى یهاجروا ... و لا تتخذوا منهم ولیّاً)

۱۴- ممنوعیّت دوستى و کمک گرفتن از کسانى که ارتباط با آنان زمینه تضعیف و سستى عقاید اسلامى است. (ودّوا لو تکفرون ... فلا تتّخذوا منهم اولیاء حتى یهاجروا ... و لا تتخذوا منهم ولیّاً و لا نصیرا) در برداشت فوق، کلمه «اولیاء» به معناى دوستى گرفته شده است.

موضوعات مرتبط

  • احکام:۱۲
  • استمداد: ممنوع ۱۴ ; استمداد ناپسند ۱۲
  • جامعه: اعراض از جامعه اسلامى ۲ ; اعراض از جامعه دینى ۶، ۱۰ ; حیات در جامعه اسلامى ۹
  • خدا: هشدار خدا ۳
  • دوستى: ممنوع ۴، ۱۳، ۱۴
  • عقیده: عوامل تضعیف عقیده ۱۴
  • کافران:۲
  • کفر: اعراض از کفر ۷ ; علایم کفر ۶ ; عوامل کفر ۳، ۴، ۵
  • محرمات:۱۲
  • مسلمانان: هشدار به مسلمانان ۳
  • منافقان:۲ ترور منافقان ۲ ۱۱ ; دوستى با منافقان ۲ ۴، ۸ ; رابطه با منافقان ۲ ۸ ; علایق منافقان ۲ ۱ ; قتل منافقان ۲ ۱۰ ; منافقان ۲ و مسلمانان ۱، ۳ ; ولایت منافقان ۲ ۵
  • نفاق: آثار نفاق ۱۱ ; اعراض از نفاق ۷ ; علایم نفاق ۶
  • ولایت: ممنوع ۵
  • هجرت: آثار ترک هجرت ۲، ۶، ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۳ ; آثار هجرت ۷; اهمیّت هجرت ۹

منابع

  1. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌۳، ص ۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص ۲۲۵.
  3. تفاسير على بن ابراهيم و برهان.