النساء ٥٨
گسترشکپی متن آیه |
---|
ترجمه
النساء ٥٧ | آیه ٥٨ | النساء ٥٩ | ||||||||||||||
|
معنی کلمات و عبارات
«الأمَانَاتِ»: امانتها. هر چیز که حق دیگران بدان تعلّق گیرد و نگهداری و پسدادن آن به صاحب آن واجب باشد. دانش امانت است. مال امانت است. تکالیف خدا و ودائع مردم امانت است. «حَکَمْتُمْ»: داوری کردید. «نِعِمَّا»: بهترین چیز. اصل آن: نِعْمَ ما است.
آیات مرتبط (تعداد ریشههای مشترک)
نزول
محل نزول:
این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]
شأن نزول:[۲]
«شیخ طوسی» گوید: ابن جريح گويد: اين آيه درباره عثمان بن طلحة نازل شده هنگامى كه خداوند به رسول خويش دستور داد كه كليد خانه كعبه را به وى برگرداند.[۳] اگرچه نبايد فقط به اين شأن و نزول اكتفا نمود و ممكن است شأن و نزول آيه اين موضوع نباشد.[۴]
تفسیر
نکات آیه
۱- وجوب بازگرداندن امانتها به صاحبان آن (انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها)
۲- اهمیّت ویژه امانتدارى و بازگرداندن امانت به صاحب آن (انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها) آوردن کلمه «انّ» و اسناد امر به اسم جلاله (اللّه) و نیز ایراد فرمان با جمله خبریّه «یأمرکم»، دلالت بر اهمیّت و اعتناى بسیار به شأن امانت دارد.
۳- لیاقت و اهل بودن، شرط واگذارى مسؤولیتها و مقامها به افراد (انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها) از مهمترین مصادیق امانت، مسؤولیتها و مقامهایى است که در اجتماع به افراد واگذار مى شود.
۴- وجوب مراعات عدالت و قضاوت (انّ اللّه یأمرکم ... و اذا حکمتم بین النّاس ان تحکموا بالعدل)
۵- اهمیّت خاص عدل و داد در قضاوتها و داوریها (انّ اللّه یأمرکم ... و اذا حکمتم بین النّاس ان تحکموا بالعدل)
۶- حقانیّت قرآن و پیامبر اسلام، امانتى الهى که اهل کتاب وظیفه دار بیان آن بودند. (ام یحسدون النّاس على ما اتیهم اللّه من فضله ... انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها)
۷- یهود، خائن به امانتها و داورانى ستمگر (یقولون ... هؤلاء اهدى من الذین امنوا ... اذا حکمتم بین النّاس ان تحکموا بالعدل) جمله «ان تحکموا بالعدل» مى تواند اشاره باشد به حکومت و قضاوت ناعادلانه یهود درباره مؤمنان ; آنگاه که راه مشرکان را به صواب نزدیکتر معرفى کردند.
۸- مراعات عدل و داد در قضاوت، حق تمامى انسانها (و اذا حکمتم بین النّاس ان تحکموا بالعدل)
۹- لزوم تشکیل حکومت و برقرارى نظام قضایى عادلانه در جامعه اسلامى* (انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها و اذا حکمتم بین النّاس ان تحکموا بالعدل) لازمه اداى امانت به اهلش و سپردن مسؤولیتها به افراد لایق و قضاوت عادلانه در میان مردم، وجود تشکیلات حکومتى و قضایى میان مردم است.
۱۰- اداى امانت به صاحبان آن و رعایت عدالت در قضاوت، از مصادیق اعمال صالح (و الذین امنوا و عملوا الصالحات ... انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها) ظاهراً جمله «انّ اللّه» پس از جمله «عملوا الصالحات»، اشاره به برخى از مصادیق اعمال صالح دارد که همان اداى امانت و قضاوت عادلانه مى باشد.
۱۱- فرمان به اداى امانت به اهل آن و قضاوت عادلانه، از مواعظ بسیار نیکوى الهى به مردم (انّ اللّه یأمرکم ... انّ اللّه نعمّا یعظکم به)
۱۲- خداوند، موعظه گر بندگان (انّ اللّه نِعمّا یعظکم به)
۱۳- لطف و عنایت و خیرخواهى خداوند نسبت به بندگان (انّ اللّه نعمّا یعظکم به) با توجّه به کلمه «موعظه» که در آن خیرخواهى و لطف و عنایت موعظه کننده نهفته است.
۱۴- موعظه، روشى مفید براى دعوت مردم به نیکیها (انّ اللّه نعمّا یعظکم به) چون خداوند بهترین پاداشها را براى تربیت برمى گزیند، معلوم مى شود موعظه از روشهاى بسیار مفید براى تربیت مردم است.
۱۵- خداوند، همواره سمیع (شنوا) و بصیر (بینا) است. (انّ اللّه کان سمیعاً بصیراً)
۱۶- خداوند، شنواى احکام صادره از سوى قاضیان و حاکمان (و اذا حکمتم بین النّاس ان تحکموا بالعدل ... انّ اللّه کان سمیعاً بصیراً)
۱۷- هشدار خداوند به خیانتکاران در امانت و ستمگران در قضاوت (انّ اللّه ... انّ اللّه کان سمیعاً بصیراً)
۱۸- توجه به سمیع و بصیر بودن خداوند، زمینه عمل به احکام و فرامین او (انّ اللّه یامرکم ... انّ اللّه کان سمیعاً بصیراً)
روایات و احادیث
۱۹- هر کدام از امامان معصوم، عهده دار واگذارى ودایع امامت به امام پس از خود (انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الهى اهلها) امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آیه فوق فرمود: امر اللّه الامام الاوّل ان یدفع الى الامام الّذى بعده کلّ شىء عنده.[۵]
۲۰- اوامر و نواهى خداوند، امانتهاى اوست. (انّ اللّه یأمرکم ان تؤدّوا الامانات الهى اهلها) از امام باقر و امام صادق (ع) درباره آیه فوق روایت شده است: امانات اللّه تعالى اوامره و نواهیه ... .[۶]
۲۱- حاکمان، عهده دار اجراى عدالت در جامعه (و اذا حکمتم بین النّاس ان تحکموا بالعدل) امام باقر (ع) درباره آیه فوق فرمود: ... انّهم هم الحکّام او لا ترى انّه خاطب بها الحکام.[۷]
موضوعات مرتبط
- ائمه (ع): امامت ائمه (ع) ۱۹ ; مسؤولیت ائمه (ع) ۱۹
- احکام:۱، ۴
- اسماء و صفات: بصیر ۱۵، ۱۸ ; سمیع ۱۵، ۱۸
- امانت: احکام امانت ۱ ; استرداد امانت ۱، ۲، ۱۰، ۱۱ ; اهمیّت امانت ۱۱ ; خیانت در امانت ۷، ۱۷
- امانتدارى: اهمیّت امانتدارى ۲
- انگیزش: عوامل انگیزش ۱۸
- اهل کتاب: مسؤولیت اهل کتاب ۶
- تبلیغ: روش تبلیغ ۱۴
- تکلیف: زمینه عمل به تکلیف ۱۸
- جامعه: عدالت در جامعه ۲۱ ; نیازهاى جامعه اسلامى ۹
- حکومت: اهمیّت حکومت ۹
- خائنان: هشدار به خائنان ۱۷
- خدا: امانت خدا ۶، ۲۰ ; اوامر خدا ۱۱، ۲۰ ; خیرخواهى خدا ۱۳ ; لطف خدا ۱۳ ; موعظه خدا ۱۱، ۱۲ ; نواهى خدا ۲۰ ; هشدار خدا ۱۷
- خیر: روش دعوت به خیر ۱۴
- ذکر: آثار ذکر ۱۸
- رهبرى: مسؤولیت رهبرى ۲۱
- عدالت: اهمیّت عدالت ۴، ۵، ۸، ۲۱
- عمل: موارد عمل صالح ۱۰
- قاضى: حکم قاضى ۱۶
- قرآن: حقّانیّت قرآن ۶
- قضاوت: اهمیّت قضاوت ۱۶ ; ظلم در قضاوت ۷، ۱۷ ; عدالت در قضاوت ۴، ۵، ۸، ۹، ۱۰، ۱۱
- محمد (ص): حقّانیّت محمد (ص) ۶
- مدیریت: شرایط مدیریت ۳ ; لیاقت در مدیریت ۳
- مردم: حقوق مردم ۸
- موعظه: آثار موعظه ۱۴
- نظام اجتماعى:۲۱
- نظام قضایى:۹
- واجبات:۱، ۴
- یهود: خیانت یهود ۷ ; قضاوت یهود ۷
منابع
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۳، ص ۳.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص ۲۱۱.
- ↑ صاحب روض الجنان گويد: عثمان بن طلحة از بنى عبدالدار و از خادمين خانه كعبه بود. كليد خانه كعبه را على بن ابىطالب عليهالسلام از دست او گرفت و خانه را گشود، رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه كعبه رفت و نماز گذارد، - صاحب البرهان از امام باقر عليهالسلام نقل نمايد كه فرمود اين قسمت آيه «إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ» درباره ما نازل گرديده است -.
- ↑ صاحب كشف الاسرار گويد: رسول خدا صلی الله علیه و آله خواست كليد خانه كعبه را به عباس بدهد، جبرئيل آمد و اين آيه را آورد. پيامبر كليد را به عثمان بن طلحة پس داد، در تفسير ابن مردويه از طريق كلبى از ابن عباس روايت شده كه وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مكه را فتح نمود عثمان بن طلحة را خواند و به او فرمود: كليد خانه كعبه را بدهد، عباس برخاست و عرض كرد: يا رسول الله پدر و مادرم فداى تو باد. كليد را با سقايت حاج به من واگذاريد. بعد از اين گفتار عثمان از دادن كليد تعلل ورزيد. پيامبر دوباره به او فرمود: كه كليد را بدهد پس از گرفتن كليد درب خانه كعبه را گشود و طواف كرد سپس جبرئيل آمد و گفت: كليد را به عثمان پس بدهد. رسول خدا عثمان را طلبيد و كليد را به او داد و اين آيه نازل گرديد. چنان كه شعبة نيز اين موضوع را در تفسير خود از حجاج او از ابن جريح روايت نموده است.
- ↑ کافى، ج ۱ ص ۲۷۷، ح ۴ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۹۶- ، ح ۳۲۱ ; تفسیر عیاشى، ج ۱، ۲۴۹، ح ۱۶۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص ۹۸ ; نورالثقلین، ج ۱- ، ص ۴۹۶، ح ۳۲۵.
- ↑ غیبت نعمانى، ص ۲۵، باب ما جاء فى الامامة و الوصیة ; تفسیر برهان، ج ۱، ص ۳۸۰- ، ح ۵ ; تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۲۴۷، ح ۱۵۴، ۱۶۷ ; الدر المنثور، ج ۲، ص ۵۷۱.