المجادلة ١٢

از الکتاب
کپی متن آیه
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ‌ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ‌ الرَّسُولَ‌ فَقَدِّمُوا بَيْنَ‌ يَدَيْ‌ نَجْوَاکُمْ‌ صَدَقَةً ذٰلِکَ‌ خَيْرٌ لَکُمْ‌ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ‌ لَمْ‌ تَجِدُوا فَإِنَ‌ اللَّهَ‌ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌

ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که می‌خواهید با رسول خدا نجوا کنید (و سخنان درگوشی بگویید)، قبل از آن صدقه‌ای (در راه خدا) بدهید؛ این برای شما بهتر و پاکیزه‌تر است و اگر توانایی نداشته باشید، خداوند غفور و رحیم است!

ترتیل:
ترجمه:
المجادلة ١١ آیه ١٢ المجادلة ١٣
سوره : سوره المجادلة
نزول : ٩ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بَیْنَ یَدَیْ ...»: قبل از. پیشاپیش. «صَدَقَةً»: احسانی. بخششی. علت دادن صدقه پیش از گفتگوی نهانی با پیغمبر این بود که بسیاری از اعراب برای کسب افتخار همدمی، و تظاهر به تقرب بدان حضرت، بدون نیاز تقاضای نجوا و رازگوئی می‌کردند. به وسیله چنین صدقه‌ای، این کار تقلیل پذیرفت و پروردگار مهربان، آن را از میان برداشت (نگا: المصحف المیسر، روح المعانی). پرداخت چنین صدقه‌ای چه بسا آزمون موقتی برای گروه ویژه‌ای در آن مقطع تاریخی بوده است.


نزول

شأن نزول آیات ۱۲ و ۱۳:

«شیخ طوسى» گویند: زجاج گوید: سبب نزول آیه چنین بوده که توانگران و ثروتمندان اوقات پیامبر را به مشورت درباره چیزهائى که می‌خواستند، مى گرفتند و فرصتى براى فقراء درباره صحبت کردن با پیامبر باقى نمى ماند.

در این آیه خداوند به آن‌ها دستور فرمود که به جاى گرفتن وقت، رسول خدا صلی الله علیه و آله به صدقه دادن بپردازند زیرا آنان کسانى بودند که از دادن صدقه امتناع مى ورزیدند و در این آیه دستور داده شد تا مادامى که صدقه اى نداده باشند، چه کم یا زیاد با پیامبر به نجوى و گفتگو نپردازند و چنانچه روایت شده از آن به بعد کسى به کار نجوى نپرداخت تا این که على علیه‌السلام دینارى به قرض گرفت و آن را به تصدق داد و با پیامبر به نجوى پرداخت و خداوند این حکم را به آیه ۱۳ نسخ فرمود.[۱][۲]

تفسیر


نکات آیه

۱ - صدقه دادن، امرى بس پسندیده در بینش الهى (یأیّها الذین ءامنوا ... فقدّموا بین یدى نجویکم صدقة) واجب شدن صدقه - و نه هر عمل پسندیده دیگر - بر کسانى که مى خواستند با پیامبر(ص) نجوا کنند و با آن حضرت گفت وگوى محرمانه داشته باشند; بیانگر مطلب بالا است.

۲ - حضرت محمد(ص)، رسول خدا و پیام آور از جانب او بود. (یأیّها الذین ءامنوا إذا نجیتم الرسول)

۳ - ملاقات با پیامبراکرم(ص) و گفتوگوى خصوصى با آن حضرت، براى عموم مسلمانان آزاد بود. (یأیّها الذین ءامنوا إذا نجیتم الرسول)

۴ - خداوند، بر هر مسلمانى که خواستار نجوا و گفتوگوى محرمانه با پیامبراکرم(ص) بود، واجب کرد که پیش از آن صدقه اى بپردازد. (یأیّها الذین ءامنوا إذا نجیتم الرسول فقدّموا بین یدى نجویکم صدقة)

۵ - صدقه دادن، بهترین عمل است و نفع آن به خود صدقه دهنده بازمى گردد. (ذلک خیر لکم) کلمه «ذلک» اشاره به اعطاى صدقه دارد. واژه «خیر» مى تواند به معناى خوب (در مقابل) بد و یا اسم تفضیل و به معناى بهتر باشد. برداشت یاد شده بر پایه احتمال دوم است.

۶ - صدقه دادن به نیازمندان، عملى سراسر خیر و نیکى در بینش الهى (ذلک خیر) در صورتى که «خیر» در مقابل «شرّ» باشد; معناى «ذلک خیر» این خواهد بود که صدقه صرفاً خیر است و هیچ بدى در آن راه ندارد.

۷ - صدقه، مؤثرترین کار براى تطهیر نفس و پالایش روح از آلودگى است. (ذلک خیر لکم و أطهر) مقصود از طهارت در «و أطهر»، طهارت معنوى است و به کارگیرى اسم تفضیل، بیانگر تأثیرگذارى برتر صدقه در تطهیر نفس مى باشد.

۸ - عاید شدن نفع و خیر به مکلفان، از حکمت ها و ملاک هاى لحاظ شده در تشریع احکام الهى (ذلک خیر لکم و أطهر)

۹ - اقدام به انجام بهترین عمل و مؤثرترین کار براى طهارت نفس، حکمت واجب شدن صدقه، پیش از نجوا و گفتوگوى محرمانه با پیامبراکرم(ص) (فقدّموا بین یدى نجویکم صدقة ذلک خیر لکم و أطهر)

۱۰ - صدقه نجوا، تنها بر کسانى واجب بود که توانایى مالى داشتند. (فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحیم)

۱۱ - مؤمنانى که از توانایى مالى برخوردار نبودند، مى توانستند بدون دادن «صدقه نجوا»، با پیامبراکرم(ص) گفتوگوى محرمانه کنند. (فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحیم)

۱۲ - اجازه گفتوگوى محرمانه با پیامبراکرم(ص)، بدون دادن «صدقه نجوا» براى افراد ناتوان، برخاسته از غفران و رحمت خداوند (فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحیم)

۱۳ - توجه و اهتمام اسلام به مقدورات و توانایى هاى مکلفان، در وضع و تشریع احکام و تکالیف (فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحیم)

۱۴ - خداوند، «غفور» (آمرزنده) و «رحیم» (مهربان) است. (فإنّ اللّه غفور رحیم)

روایات و احادیث

۱۵ - «قال على(ع) إنّ فى کتاب اللّه لآیة ما عمل بها أحد قبلى و لایعمل بها أحد بعدى و هى آیة النجوى، کان عندى دینار فبعته بعشرة دراهم فجعلت اُقدّم بین یدى کلّ نجوى اُناجیها النبىّ درهماً، قال: فنسخها قوله «ءأشفقتم أن تقدّموا بین یدى نجواکم صدقات»;[۳] حضرت على(ع) فرمود: در قرآن آیه اى است که قبل از من هیچ کس به آن عمل نکرد و بعد از من نیز احدى احد به آن عمل نخواهد کرد و آن آیه «نجوا» است. نزد من دینارى بود که آن را به ده درهم فروختم و هر دفعه که با رسول خدا(ص) نجوا داشتم، یک درهم آن را صدقه مى دادم. حضرت فرمود: این حکم را آیه «ءأشفقتم أن تقدّموا بین یدى نجواکم صدقات» نسخ کرد [و دیگر در پى نجوا با رسول خدا(ص) صدقه واجب نبود]».

موضوعات مرتبط

  • احکام :۴، ۱۰ فلسفه احکام ۴، ۸ ۱۰، ۹
  • اسلام: ویژگیهاى اسلام ۱۳
  • اسماء و صفات: رحیم ۱۴; غفور ۱۴
  • امام على(ع): فضایل امام على(ع) ۱۵
  • تزکیه: عوامل تزکیه ۷، ۹
  • تکلیف: قدرت در تکلیف ۱۰، ۱۳
  • خدا: آثار آمرزشهاى خدا ۱۲; آثار رحمت خدا ۱۲
  • خود: بازگشت آثار عمل به خود ۵
  • رسولان خدا :۲
  • صدقه: آثار صدقه ۵، ۷; احکام صدقه نجوا ۱۰; پاداش صدقه ۵; خیریت صدقه ۶; صدقه نجوا ۴، ۱۲، ۱۵; فضیلت صدقه ۱; فلسفه صدقه نجوا ۹
  • عمل: آثار عمل خیر ۸; عمل پسندیده ۱، ۵; عمل خیر ۶
  • مؤمنان: مؤمنان فقیر و محمد(ص) ۱۱
  • محمد(ص): احکام نجوا با محمد(ص) ۴; گفتگو با محمد(ص) ۳، ۱۱; مقامات محمد(ص) ۲; ملاقات با محمد(ص) ۳، ۱۱; نبوت محمد(ص) ۲; نجوا با محمد(ص) ۹، ۱۲

منابع

  1. صاحب مجمع البیان گوید: این آیه درباره اغنیاء نازل شده که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله مى آمدند و با وى به گفتگوى زیاد مى پرداختند و خداوند آن‌ها را به جاى گفت و شنود با پیامبر به صدقه دادن امر فرمود. پس از نزول این آیه توانگران با پیامبر گفت و شنود نمى کردند سپس آیه بعدى که رخصت و اجازه در این امر بود، نازل شد چنان که مقاتل بن حیان نقل نماید: امام على مرتضى علیه‌السلام فرماید: در قرآن آیه اى است که کسى قبل از من به آن عمل ننموده و نیز کسى بعد از من به آن عمل نخواهد نمود و آن آیه ۱۲ این سوره است زیرا من دینارى داشتم که آن را بده درهم فروختم وقتى که خواستم در این باره به رسول خدا صلی الله علیه و آله بگفت و شنود بپردازم درهم خود را صدقه دادم بعد به گفتگو پرداختم سپس آیه ۱۳ آن را نسخ نمود و از آن به بعد کسى به آن عمل ننمود و خداوند به خاطر من به این امت تخفیف داد و از براى کسى قبل از من هم نازل نشد و نیز براى کسى بعد از من هم نازل نگردید (چنان که صاحب کشف الاسرار که از مفسرین عامه است آن را از على علیه‌السلام نقل و روایت نموده است) و نیز صاحبان کشف الاسرار و مجمع البیان از عبدالله بن عمر نقل نمایند که گفت: سه چیز به على بن ابى‌طالب اختصاص یافت که بسیار مایل بودم. اى کاش یکى از آن‌ها براى من مى بود، اول تزویج با دختر پیامبر اسلام حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام، دوم دادن پرچم در جنگ خیبر بدست وى از طرف پیامبر اسلام، سوم آیه نجوى که به خاطر او نزول یافته است، مجاهد و قتاده گویند وقتى که مردم به گفتگو و نجوى تا قبل از صدقه دادن منع گردیدند. از آن به بعد کسى با پیامبر به گفتگو و نجوى نمى پرداخت جز على علیه‌السلام که تصدق می‌داد سپس به گفتگو و نجوى با پیامبر مى پرداخت و آیه رخصت و اجازه نیز بعد از آن نازل گردید. صاحب تفسیر برهان از محمد بن العباس و او بعد از پنج واسطه از کلبى او از ابوصالح و او از ابن عباس روایت کرده و گوید که آیه ۱۲ درباره على بن ابى‌طالب علیه‌السلام نازل گردیده که یک دینار داشت و آن را بده درهم فروخت و هر وقتى که با پیامبر به نجوى مى پرداخت. یک درهم صدقه می‌داد تا این که ده بار با رسول خدا صلى الله علیه و آله به نجوى پرداخت و تمام ده درهم را به صدقه داد سپس نسخ گردید و کسى به آن عمل ننمود جز على علیه‌السلام و نیز هیچ کس پیش از او و بعد از او نیز بدان عمل ننمود و اختصاص به وى پیدا کرد.
  2. صاحب کشف الاسرار و نیز در صحیح ترمذى از على علیه‌السلام نقل نمایند وقتى که آیه ۱۲ نازل گردید. پیامبر به على گفت: یا على مردم چه اندازه تصدق بدهند، خوب است؟ على گوید: گفتم خدا و رسول او داناترند. پیامبر فرمود: آیا یک دینار کافى است؟ على گفت: زیاد است زیرا مردم طاقت پرداخت آن را ندارند. فرمود: نصف دینار چطور؟ گفت: باز هم زیاد است سپس پیامبر فرمود: پس چقدر کافى است؟ گفت: یک حبه گندم یا جو. پیامبر فرمود: یا على خوب گفتى زیرا مرد کم‌بضاعتى در مال هستى سپس آیه ۱۳ نازل شد. ابن ابى حاتم در تفسیر خود از طریق ابوطلحة از ابن عباس نقل کند که مسلمین مسائل زیادى از پیامبر مى پرسیدند تا جائى که این موضوع بر پیامبر گران آمد و خدا خواست که بر پیامبرش آسان بگیرد لذا آیه ۱۲ را نازل فرمود و بعد از نزول آیه مردم چیزى از پیامبر سؤال نمى کردند سپس آیه ۱۳ نازل گردید.
  3. تفسیر قمى، ج ۲، ص ۳۵۷; نورالثقلین، ج ۵، ص ۲۶۵، ح ۴۸.