الأنفال ٦٧

از الکتاب
کپی متن آیه
مَا کَانَ‌ لِنَبِيٍ‌ أَنْ‌ يَکُونَ‌ لَهُ‌ أَسْرَى‌ حَتَّى‌ يُثْخِنَ‌ فِي‌ الْأَرْضِ‌ تُرِيدُونَ‌ عَرَضَ‌ الدُّنْيَا وَ اللَّهُ‌ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ‌ عَزِيزٌ حَکِيمٌ‌

ترجمه

هیچ پیامبری حق ندارد اسیرانی (از دشمن) بگیرد تا کاملاً بر آنها پیروز گردد (؛ و جای پای خود را در زمین محکم کند)! شما متاع ناپایدار دنیا را می‌خواهید؛ (و مایلید اسیران بیشتری بگیرید، و در برابر گرفتن فدیه آزاد کنید؛ ولی خداوند، سرای دیگر را (برای شما) می‌خواهد؛ و خداوند قادر و حکیم است!

ترتیل:
ترجمه:
الأنفال ٦٦ آیه ٦٧ الأنفال ٦٨
سوره : سوره الأنفال
نزول : ٢ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٢
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَسْری»: جمع اسیر، محبوسان. «یُثْخِنَ»: از مصدر (إِثْخان) به معنی غلظت و شدّت به کاربردن و مبالغه در مجروح کردن و ضعیف نمودن دشمن است (نگا: محمّد / در اینجا مراد درهم کوبیدن دشمن و کشتار آنان است تا آن گاه که غلبه و پیروزی مسلّم شود و سپاه ایشان تارومار گردد. «عَرَض»: حطام دنیا. کالای ناپایدار و نعمت زودگذر جهان.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

«شیخ طوسی» گویند: ابن عباس و قتاده گویند: این آیه درباره اسیران بدر نازل گردیده است پیش از آن که عده مسلمین رو به فزونى رفته و زیاد بشود.[۱]

ولى وقتى که عده آنان زیاد شد خداوند طى نزول آیه «فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً» آزاد کردن و یا فدیه گرفتن را مقرر فرمود.[۲][۳]

تفسیر

نکات آیه

۱- گرفتن اسیر در میدان نبرد، پیش از غلبه بر دشمن و سرکوبى کامل او، امرى بس ناروا و حرام است. (ما کان لنبى أن یکون له أسرى حتى یثخن فى الأرض) برداشت فوق مبتنى بر این است که مفعول «یثخن» کلمه اى همانند «العدو» باشد که به قرینه مقام حذف شده است و «ال» در «الأرض» نیز جانشین مضاف إلیه باشد، یعنى أرض المعرکه (منطقه جنگ). گفتنى است که اثخان عدو، چنانچه در لسان العرب آمده، به معناى غلبه بر دشمن با کشتار وسیع آنان است. بنابراین جمله «ما کان ... » بیانگر این معناست که اسیر گرفتن از دشمن پیش از غلبه بر او جایز نیست.

۲- حرمت گرفتن اسیر پیش از غلبه بر دشمن، سنت تمام انبیاى الهى و حکمى لازم الاجرا درتمام ادیان آسمانى (ما کان لنبى أن یکون له أسرى حتى یثخن فى الأرض)

۳- تعیین مشى نظامى در حیطه مسؤولیت انبیا و رهبران الهى است. (ما کان لنبى أن یکون له أسرى)

۴- مجاهدان بدر پیش از غلبه کامل بر دشمن، براى دستیابى به منافعى مادى، به گرفتن اسیر اقدام کردند. (ما کان لنبى ... تریدون عرض الدنیا)

۵- تثبیت موقعیت برتر رزمى سپاه اسلام از وظایف رزمندگان (ما کان لنبى أن یکون له أسرى حتى یثخن فى الأرض)

۶- جستجوى منافع مادى در هنگامه جنگ با دشمنان دین، امرى نکوهیده در پیشگاه خداوند (تریدون عرض الدنیا و اللّه یرید الأخرة)

۷- دلبستگى انسانها به مظاهر ناپایدار دنیا (تریدون عرض الدنیا و اللّه یرید الأخرة) فعل مضارع «تریدون» حاکى از استمرار است و دلالت بر این دارد که این صفت (تلاش براى دنیا) با انسان عجین شده است. تعبیر از کالا و متاع دنیوى به «عرض الدنیا»، اشاره به ناپایدارى مواهب دنیایى است. زیرا «عرض» به معناى چیز ناپایدار است.

۸- ضرورت توجه مجاهدان به ناپایدارى مظاهر دنیوى و جاودانگى مواهب اخروى (تریدون عرض الدنیا و اللّه یرید الأخرة)

۹- خداوند خواهان تلاش مردم براى دستیابى به منافع معنوى و مواهب اخروى است. (و اللّه یرید الأخرة)

۱۰- دستیابى مجاهدان به مواهب اخروى و منافع معنوى، هدفى اساسى در تشریع جهاد (و اللّه یرید الأخرة)

۱۱- سرکوب دشمنان دین در میدان نبرد، آخرت جویى و موجب رسیدن به منافع معنوى و مواهب اخروى است. (ما کان لنبى أن یکون له أسرى ... و اللّه یرید الأخرة)

۱۲- خداوند، شکست ناپذیر و بسیار کاردان است. (و اللّه عزیز حکیم)

۱۳- رهنمودها و دستورات الهى در زمینه مسائل جنگ، حکیمانه و به کارگیرى آنها زمینه ساز پیروزى است. (ما کان لنبى ... و اللّه عزیز حکیم)

۱۴- اسیر گرفتن از دشمن قبل از سرکوبى کامل آنان، زمینه ساز شکست و خلاف حکمت و مصلحت (ما کان لنبى ... و اللّه عزیز حکیم) تذکر به عزت و حکمت خداوند پس از نهى وى از اسیر گرفتن قبل از تحکیم موقعیت، اشاره به این حقیقت دارد که تخلف از آن نهى خلاف مصلحت و زمینه ساز شکست مى باشد.

۱۵- پرهیز از گرفتن اسیر در میدان نبرد تا پیش از سرکوبى کامل دشمن، امرى حکیمانه و موجب پیروزى دشمنان دین است. (ما کان لنبى ... و اللّه عزیز حکیم) توصیف خداوند به عزتمندى و کاردانى پس از تأکید بر حرمت گرفتن اسیر پیش از سرکوبى دشمن، اشاره به این دارد که این حکم، حکمى حکیمانه است و اجراى آن زمینه ساز عزتمندى و پیروزى مسلمانان است.

۱۶- پیامبران تا پیش از استقرار دین و حکومتشان بر زمین، از گرفتن اسیر در میدان نبرد پرهیز داشته و آن را ناروا مى دانستند. (ما کان لنبى ... و اللّه عزیز حکیم) برداشت فوق بر این اساس است که مفعول «یثخن» کلمه اى همانند «دینه» و یا «حکومته» باشد. بر این مبنا اثخان به معناى تثبیت و محکم کردن است. بنابراین جمله «ما کان لنبى ... » مى رساند که پیامبران تا زمانى که حکومت و دینشان در زمین تثبیت نمى شد، از اسیر گرفتن در میدان نبرد امتناع مى کردند. قابل ذکر است اگر مجاهدا از این امر تخلف کنند و اسیر بگیرند، به دلیل آیه ۷۰، نمى توان گفت باید آن اسیران کشته شوند.

۱۷- سرکوبى دشمنان دین و پرهیز از گرفتن اسیر در میدان نبرد تا پیش از استقرار حکومت حق، زمینه ساز پیروزى دین و امرى حکیمانه است. (و اللّه عزیز حکیم)

موضوعات مرتبط

  • آخرت‌طلبى: موارد آخرت‌طلبى ۱۱
  • ادیان: احکام در ادیان ۲ ; هماهنگى ادیان ۲
  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۴
  • اسارت: احکام اسارت ۱، ۲ ; اسارت در ادیان ۲
  • اسیرگیرى: در جنگ ۱۵ ; اسیرگیرى قبل از پیروزى ۱۴ ; اسیرگیرى قبل از جنگ ۱۶، ۱۷
  • امکانات دنیوى: ناپایدارى امکانات دنیوى ۷، ۸
  • انبیا: حکومت انبیا ۱۶ ; سیره انبیا ۲ ; سیره نظامى انبیا ۱۶ ; محدوده مسؤولیت انبیا ۳
  • انسان: گرایش انسان ۷
  • جنگ: احکام جنگ ۱، ۲، ۵ ; اسارت در جنگ ۱، ۲، ۴ ; استراتژى جنگ ۳ ; پیروزى در جنگ ۱ ; رعایت مصالح در جنگ ۱۴ ; زمینه پیروزى در جنگ ۱۳، ۱۷ ; زمینه شکست در جنگ ۱۴ ; عوامل پیروزى در جنگ ۱۵ ; غنایم جنگ ۴ ; گرایش مادى در جنگ ۶
  • جهاد: آداب جهاد ۴، ۱۱ ; فلسفه جهاد ۱۰
  • خدا: اراده خدا ۹ ; حکمت خدا ۱۲ ; حکمت در اوامر خدا ۱۳ ; سرزنشهاى خدا ۶ ; شکستخناپذیرى خدا ۱۲
  • دشمنان: سرکوبى دشمنان ۱
  • دنیا: علاقه به دنیا ۷
  • دین: پیروزى بر دشمنان دین ۱۵ ; زمینه پیروزى دین ۱۷ ; سرکوبى دشمنان دین ۱۱، ۱۷
  • رهبرى دینى: محدوده مسؤولیت رهبرى دینى ۳
  • عطایاى اخروى: اهمیت عطایاى اخروى ۱۹، ۱۰، ۱۱
  • عمل: حکیمانه ۱۵، ۱۷ ; عمل ناپسند ۱، ۱۶ ; جاودانگى عمل ۸
  • غزوه بدر: مجاهدان غزوه بدر ۴
  • گرایش مادى: سرزنش گرایش مادى ۶
  • مجاهدان: پاداش مجاهدان ۱۰ ; مسؤولیت مجاهدان ۵، ۸
  • محرمات:۱، ۲
  • منافع معنوى: اهمیت منافع معنوى ۹، ۱۰، ۱۱
  • موقعیت نظامى: تثبیت موقعیت نظامى ۵

منابع

  1. در تفسیر على بن ابراهیم بعد از سه واسطه از اسحق بن عمار نقل شده که این آیه در جنگ بدر نازل شده وقتى که کفار فرار کردند، عده اى از اصحاب از شخص رسول خدا صلى الله علیه و آله حفاظت و حراست می‌نمودند و عده دیگرى به غارت کردن دشمن پرداختند و عده دیگرى نیز در تعقیب دشمن و گرفتن اسیر مشغول شدند و وقتى که اسیران و غنائم را جمع‌آورى کردند، انصار گفته بودند که اسیران مخصوص و مربوط به آن‌ها خواهد بود و دیگران حقى در آن ندارند سپس این آیه نازل گردید.
  2. صاحب تفسیر برهان در ضمن تفسیر آیات ۵ و ۶ این سوره چنین آورده هنگامى که جنگ بدر به پایان رسید و به پیروزى مسلمین خاتمه یافت هفتاد نفر از کفار بدست مسلمین کشته شدند و هفتاد نفر اسیر گشتند. اسیران و غنائم را جمع‌آورى کرده نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آوردند و از اصحاب پیامبر در این جنگ ۹ نفر کشته شدند پس از خاتمه جنگ پیامبر به ۹ میلى بدر کوچ کرد. هنگامى که نزدیک غروب آفتاب بود پیامبر در میان اسیران نضر بن حارث بن کلدة و عقبة بن ابى‌معیط را دید که نزدیک یکدیگر ایستاده بودند. نضر بن عقبه گفت: من و تو در میان اسیران قریش کشته خواهیم شد زیرا گمان نمى برم محمد از ما صرف‌نظر کند. پیامبر دستور داد آن دو را نزد وى آوردند، نضر مردى خوش‌رو و موى زیادى در سر و روى خویش داشت امام على علیه‌السلام موى نضر را گرفت و او را نزد پیامبر آورد. نضر به پیامبر گفت: اى محمد تو را به خویشاوندى که میان ما هست، سوگند می‌دهم که هر رفتارى که با سایر قریش می‌کنى با من نیز همان رفتار را انجام بده. اگر آن‌ها را به قتل می‌رسانى مرا نیز به قتل برسان و اگر از آن‌ها فدیه می‌گیرى از من هم بگیر و اگر آن‌ها را آزاد مى کنى مرا نیز آزاد کن. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: بین ما خویشاوندى وجود ندارد زیرا اسلام خویشاوندى ما را قطع کرده و بریده است سپس دستور فرمود: على او را گردن بزند سپس دستور داد عقبه را نیز گردن بزند پس از کشته شدن این دو نفر اصحاب ترسیدند مبادا سایرین از اسیران هم کشته شوند لذا نزد پیامبر آمدند و گفتند: یا رسول الله از تو می‌خواهیم که از اسیران فدیه بگیرى و یا آنان را آزاد کنى سپس این آیه نازل گردید.
  3. احمد در مسند و ترمذى در صحیح و حاکم از ابن مسعود روایت کنند که گفته است چون در روز بدر اسیران را آوردند، پیامبر فرمود: درباره این اسیران چه مى گوئید سپس این آیه نازل گردید و نیز گویند این آیه موافق با رأى عمر بن الخطاب نازل گردیده است.