گمنام

تفسیر:المیزان جلد۱۹ بخش۴: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۶ مرداد ۱۴۰۱
خط ۳۱: خط ۳۱:
بعضى ديگر گفته اند: معنايش اين است كه قلب آن جناب چشمش را تكذيب نكرد، بلكه چشم او را در آنچه ديد، تصديق كرد و بدان معتقد شد. مؤيّد اين معنا، قرائت آن كسى است كه آيه را به صورت «مَا كَذَّبَ» - با تشديد ذال - خوانده.
بعضى ديگر گفته اند: معنايش اين است كه قلب آن جناب چشمش را تكذيب نكرد، بلكه چشم او را در آنچه ديد، تصديق كرد و بدان معتقد شد. مؤيّد اين معنا، قرائت آن كسى است كه آيه را به صورت «مَا كَذَّبَ» - با تشديد ذال - خوانده.


و اشكالى كه متوجه اين دو مفسر است، اين است كه: آنچه از سياق آيات بر مى آيد، اين است كه خداى تعالى، خواسته است صدق آن جناب را در آنچه ادعا مى كند، يعنى وحى و رؤيت آيات كبراى خدا تأييد كند، و اگر ضمير در جملۀ «مَا رَأى»، به رسول خدا «صلى اللّه عليه و آله و سلم» برگردد، حاصل معنا اين مى شود كه مى خواهد بر صدق رؤيت آن جناب احتجاج كند، به اين كه چون قلبش به آنچه چشمش ديده بود، معتقد شد،
و اشكالى كه متوجه اين دو مفسر است، اين است كه: آنچه از سياق آيات بر مى آيد، اين است كه خداى تعالى، خواسته است صدق آن جناب را در آنچه ادعا مى كند، يعنى وحى و رؤيت آيات كبراى خدا تأييد كند، و اگر ضمير در جملۀ «مَا رَأى»، به رسول خدا «صلى اللّه عليه و آله و سلم» برگردد، حاصل معنا اين مى شود كه مى خواهد بر صدق رؤيت آن جناب احتجاج كند، به اين كه چون قلبش به آنچه چشمش ديده بود، معتقد شد، و اين معنا از دأب قرآن بعيد است. چون دأب قرآن،
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۹ صفحه ۴۸ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۱۹ صفحه ۴۸ </center>
و اين معنا از دأب قرآن بعيد است. چون دأب قرآن، همواره اين است كه: خدا را شاهد و مصدق دعوت انبياء بگيرد، نه فؤاد و مثل آن را.
همواره اين است كه: خدا را شاهد و مصدق دعوت انبياء بگيرد، نه فؤاد و مثل آن را.


به خلاف اين كه ضمير در جمله «مَا رَأى» را به فؤاد برگردانيم، كه در این صورت، حاصل معنايش تصديق خدا خواهد بود فؤاد رسول خدا «صلى اللّه عليه و آله و سلم» را در آنچه كه ديده، نه تصديق فؤاد، رؤيت آن جناب را. و كلام هم بر طبق همان سياق سابقش كه از جمله «مَا ضَلَّ صَاحِبُكُم وَ مَا غَوَى * إن هُوَ إلّا وَحىٌ يُوحَى...» شروع مى شد، جارى شده است، كه همواره خدا آن جناب را تصديق مى كرده است.
به خلاف اين كه ضمير در جمله «مَا رَأى» را به فؤاد برگردانيم، كه در این صورت، حاصل معنايش تصديق خدا خواهد بود فؤاد رسول خدا «صلى اللّه عليه و آله و سلم» را در آنچه كه ديده، نه تصديق فؤاد، رؤيت آن جناب را. و كلام هم بر طبق همان سياق سابقش كه از جمله «مَا ضَلَّ صَاحِبُكُم وَ مَا غَوَى * إن هُوَ إلّا وَحىٌ يُوحَى...» شروع مى شد، جارى شده است، كه همواره خدا آن جناب را تصديق مى كرده است.
۱۶٬۳۳۸

ویرایش