النحل ٦٠
گسترشکپی متن آیه |
---|
ترجمه
النحل ٥٩ | آیه ٦٠ | النحل ٦١ | ||||||||||||||
|
معنی کلمات و عبارات
«مَثَلُ»: صفت. حالت. «مَثَلُ السَّوْءِ»: صفات دانیه. «الْمَثَلُ الأعْلَی»: صفات عالیّه.
آیات مرتبط (تعداد ریشههای مشترک)
تفسیر
- آيات ۴۱ - ۶۴ سوره نحل
- مقصود از «حسنه» در دنيا، كه خداوند به مهاجران وعده داده؟
- علت توصيف مهاجران، به دو صفت «صبر» و «توكل»
- معنای كلمۀ «ذكر»، و مراد از «اهل ذکر»، در آیه شریفه
- وجوهى كه مفسران در تفسير آيه: «فَاسئَلُوا أهلَ الذِّکر» گفته اند
- حجت بودن بيانات رسول خدا و عترت او «ع»
- تهديد مشركان، كه از درِ مكر به خدا و پيامبرانش، گناه مى كردند
- مراد از تهدید مشرکان به «اخذ در تقلّب» و «اخذ بر تخوّف»
- گردش سايه اشياء، نشانه خضوع و سجود موجودات در برابر خداست
- معنای سجده جنبندگان آسمان ها و زمين، براى خدا
- توضيحى درباره استكبار در مقابل مخلوق و در مقابل خالق
- وجه عدم استكبار عملى ملائكه، در برابر خداى سبحان
- مقصود از جمله: «لَا تَتَّخذُوا إلَهَينِ اثنَين»، در آیه شریفه
- لازمه مالكيت مطلقه خدا اين است كه: دین، تنها و تنها برای اوست
- انسان به طور فطری، در تنگناها و شدائد، دست به دامان خداوند می شود
- توضيح اين كه: كفران نعمت، غایت و غرض شرك ورزيدن مشركان است
- مقصود از اين كه: مشركان، بخشى از روزى خود را نصيب «مَا لَا يَعلَمُون» قرار مى دهند
- سبب اين كه مشركان، ملائكه را مؤنث و دختران خدا مى دانستند
- گفتگویی در معناى جمله: «وَ لَهُم مَا يَشتَهُون»، در آیه شریفه
- حكايت دختركُشى مشركان و نكوهش آن
- ايمان نداشتن به آخرت، ريشه همه گناهان است
- منزه بودن خداى تعالى، از هر قبيح عقلى و طبعى
- معناى جملۀ «وَ ِللّهِ المَثَلُ الأعلَى»
- اگر خدا مردم را به ظلمشان مجازات كند، جنبنده ای بر روى زمين نمی ماند
- بيان ضعف استدلال به اين آيه، براى قول به معصوم نبودن انبياء
- مراد از «امت ها» و «اليوم»، در آيه: «تَاللّهِ لَقَد أرسَلنَا إلَى أُمَمٍ مِن قَبلِكَ...»
- بحث روایتی
- بيان اين كه مراد از «اهل ذكر»، اهل كتاب است
نکات آیه
۱- ایمان نداشتن به عالم آخرت، زمینه ساز دخترکشى مشرکان عصر جاهلى (و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ... یتورى من القوم ... أم یدسّه فى التراب ... للذین لایؤمنون بالأخرة)
۲- غیر مؤمنان به عالم آخرت، زشت صفت و بد سیرتند. (للذین لایؤمنون بالأخرة مثل السوء) مراد از «مثل السوء» - چنان که نوع مفسّران گفته اند - صفت سوء و زشت است.
۳- مشرکان عصر جاهلى، منکر عالم آخرت بودند. (للذین لایؤمنون بالأخرة) این آیه، در سیاق آیاتى است که در مذمت مشرکان بود و این خود قرینه اى است بر اینکه مراد از «الذین»، مشرکانند.
۴- داشتن دختر در دیدگاه مشرکان جاهلى، صفتى زشت محسوب مى شد. (للذین لایؤمنون بالأخرة مثل السوء) «مثل السوء»، مثلى است که مشرکان جاهلى براى صاحبان دختر به کار مى بردند و مرادشان از آن، ضرب المثل بد حالى و بدى بود. اینکه خداوند پس از ذکر دیدگاه آنها درباره نوزادان دختر و محکومیتشان، «مثل السوء» را به خود آنان نسبت مى دهد، مى تواند قرینه اى باشد بر مطلب یاد شده.
۵- ایمان نیاوردن به عالم آخرت زشت است، نه دختر داشتن (للذین لایؤمنون بالأخرة مثل السوء) احتمال دارد که آیه تعریض به مشرکانى باشد که «مثل السوء» را دختر داشتن مى دانستند و خداوند جواب مى دهد که عدم ایمان به آخرت «مثل السوء» است.
۶- مشرکان، به خاطر عدم ایمان به عالم آخرت، زشت خصلتند. (للذین لایؤمنون بالأخرة مثل السوء) قرار دادن موصول «الذین» به جاى اسم ظاهر، مشعر به این مطلب است که متصف شدن آنان به زشت صفتى، به خاطر کفرشان است.
۷- عقیده، در صفات و خصلتهاى روحى انسان مؤثر است. (للذین لایؤمنون بالأخرة مثل السوء)
۸- تنها خداوند، عالى ترین صفات را داراست. (و لله المثل الأعلى)
۹- واجد عالى ترین صفات بودن، دلیل تنزیه خداوند از نسبتهاى نارواى مشرکان (و یجعلون لما لایعلمون نصیبًا ممّا رزقنهم ... کنتم تفترون . و یجعلون لله البنت سبحنه ... و لله المثل الأعلى)
۱۰- اسناد فرزند دختر به خداوند، ناسازگار با مثل اعلا بودن و صفات عالى داشتن او (و لله المثل الأعلى) عبارت «و لله المثل الأعلى» در مقام جواب به نسبت ناروایى است که از سوى مشرکان به خداوند داده مى شد و آن اسناد دختر داشتن خداست; در حالى که خداوند عالى ترین صفات را داراست و با چنین ادعایى قابل جمع نیست.
۱۱- خداوند، عزیز (شکست ناپذیر) و حکیم (کاردان) است. (و هو العزیز الحکیم)
۱۲- عزّت و حکمت، مظهر عالى ترین صفات خداوند (و لله المثل الأعلى و هو العزیز الحکیم)
۱۳- عزّت و حکمت خداوند، ناسازگار با اسناد دختر به او (و یجعلون لله البنت ... و هو العزیز الحکیم)
روایات و احادیث
۱۴- «عن الصادق(ع) [فى معنى قوله تعالى]: «و لله المثل الأعلى» [إنه قال]: الذى لایشبهه شىء و لایوصف و لایتوهّم، فذلک المثل الأعلى; [۱] از امام صادق(ع) روایت شده است [که در معناى قول خداى تعالى] «و لله المثل الأعلى» [فرمود:] خدا کسى است که چیزى شبیه او نیست و توصیف شدنى نمى باشد و در وهم نمى گنجد و این است معناى و لله المثل الأعلى».
موضوعات مرتبط
- آخرت: پلیدى مکذبان آخرت ۲; مکذبان آخرت ۳
- اسماء و صفات: حکیم ۱۱; عزیز ۱۱
- جاهلیت: بینش مشرکان جاهلیت ۴; دختر در جاهلیت ۴; رسوم جاهلیت ۱; زمینه دخترکشى در جاهلیت ۱; عقیده مشرکان جاهلیت ۳
- خدا: اختصاصات خدا ۸; اسناد دختر به خدا ۱۰، ۱۳; بی نظیرى خدا ۱۴; توصیف خدا ۱۴; حکمت خدا ۱۲، ۱۳; دلایل تنزیه خدا ۹; صفات خدا ۸، ۹، ۱۰، ۱۲; عزت خدا ۱۲، ۱۳
- صفات: بهترین صفات ۸، ۹، ۱۰; صفات ناپسند ۵
- عقیده: آثار روانى عقیده ۷
- کفر: آثار کفر به آخرت ۱، ۶; ناپسندى کفر به آخرت ۵
- مشرکان: پلیدی مشرکان ۶; مشرکان و آخرت ۳
منابع
- ↑ توحید صدوق، ص ۳۲۴، ح ۱، ب ۵۰; تفسیربرهان، ج ۲، ص ۳۷۳، ح ۴.