النحل ٩٥

از الکتاب
کپی متن آیه
وَ لاَ تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ‌ ثَمَناً قَلِيلاً إِنَّمَا عِنْدَ اللَّهِ‌ هُوَ خَيْرٌ لَکُمْ‌ إِنْ‌ کُنْتُمْ‌ تَعْلَمُونَ‌

ترجمه

و (هرگز) پیمان الهی را با بهای کمی مبادله نکنید (و هر بهایی در برابر آن ناچیز است!) آنچه نزد خداست، برای شما بهتر است اگر می‌دانستید.

ترتیل:
ترجمه:
النحل ٩٤ آیه ٩٥ النحل ٩٦
سوره : سوره النحل
نزول : ٥ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«لا تَشْتَرُوا»: (نگا: بقره / ، آل‌عمران / . «ثَمَناً قَلِیلاً»: بهای اندک. قیمت ناچیز. مراد این است که هرگونه بها و کالائی، حتّی اگر تمام دنیا هم باشد در برابر عهدشکنی ناچیز است.


نزول

شأن نزول آیات ۹۵ و ۹۶:

ابن عباس گوید: مردى از شهر حضرموت که نام وى عبدان الاشرع بوده، نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول اللّه امرؤ القیس کندى در مجاورت زمین من داراى زمینى است و مقدارى از زمین مرا داخل در زمین خودش کرده است و مردم هم می‌دانند که من راست مى گویم.

پیامبر امرؤ القیس را احضار کرد و جریان تظلم عبدان را به وى فرمود، امرؤ القیس منکر ادعاى آن مرد گردید. پیامبر بامرؤ القیس دستور داد که سوگند یاد نماید از این که عبدان دروغ مى گوید.

عبدان گفت: یا رسول اللّه امرؤ القیس مردى فاسق و فاجر است و از سوگند دروغ امتناعى ندارد. پیامبر به عبدان فرمود اگر شاهدى براى ادعاى خود ندارى باید به سوگند یاد کردن امرؤ القیس اکتفا کنى، امرؤ القیس خواست سوگند یاد کند این دو آیه نازل گردید پیامبر دو آیه را بر آن‌ها قرائت فرمود.

امرؤ القیس بعد از شنیدن آیات به خود آمد و گفت: یا رسول اللّه آنچه که در نزد من است از بین خواهد رفت و فانى خواهد گردید و آن مرد راست مى گوید. بلى من مقدارى از زمین او را تصرف کرده ام ولى نمی‌دانم مقدار واقعى آن چقدر است و اگر می‌خواهد زمین مرا به اندازه زمین خودش که غصب گردیده، ببرد. راضى خواهم بود و نیز اگر غرامتى از ثمره آن هم بخواهد می‌تواند بردارد. سپس درباره او آیه ۹۷ «مَنْ عَمِلَ صالِحاً» نازل گردید.[۱]

تفسیر


نکات آیه

۱- سوداگرى با عهد و پیمان الهى و زیر پا نهادن آن در برابر بهاى ناچیز دنیوى، ممنوع و گناهى نابخشودنى است. (و لاتتخذوا أیمنکم دخلاً ... و لکم عذاب عظیم . و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قلیلاً) ممنوعیت سوداگرى با عهد و پیمان الهى، از نهى «لاتشتروا» و بزرگ بودن گناه آن، از ذیل آیه قبل (و لکم عذاب عظیم) - که به عذاب بزرگ تهدید شدند - استفاده مى شود.

۲- متاع دنیا، هر چند به ظاهر بزرگ و بسیار باشد، در قبال ضرر و زیان نقض عهد و پیمان الهى، ناچیز و بى ارزش است. (و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قلیلاً)

۳- ارزش عالى دین و معنویات و قابل مقایسه نبودن آنها با امور مادى (و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قلیلاً إنما عند الله هو خیر لکم)

۴- پیمان شکنان و نقض کنندگان سوگند و عهد الهى، مردمى دنیاپرست، کوتاه نگر و دون همتند. (لاتتخذوا أیمنکم دخلاً بینکم ... و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قلیلاً) از تعبیر «ثمناً قلیلاً» (بهاى کم و ناچیز) کوتاه نظرى و دون همتى استفاده مى شود; زیرا هیچ عاقل و صاحب فکرى، کالایش را به بهاى کم و ناچیز و کمتر از ارزش واقعى آن نمى فروشد.

۵- انسان، در معرض خطر دستاویز قرار دادن ارزشهاى معنوى براى دستیابى به مادیات (و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قلیلاً)

۶- کوتاه نگرى، دون همتى و دنیاطلبى، ریشه گرایش انسان به شکستن پیمانهاى الهى و ترجیح دادن دنیا بر آخرت است. (و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قلیلاً)

۷- نفع و صلاح واقعى انسانها، تنها در ارزشهاى معنوى و الهى نهفته است و نه در مطامع ناچیز دنیوى. (و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قلیلاً إنما عند الله هو خیر لکم)

۸- وفا کنندگان به عهد الهى، داراى پاداشى محفوظ نزد خداوند (و لاتشتروا بعهد الله ... إنما عند الله هو خیر لکم)

۹- توجه به پاداش برتر الهى، مانع روى گردانى انسان از تعهدات خویش با خداوند است. (و لاتشتروا بعهد الله ... إنما عند الله هو خیر لکم إن کنتم تعلمون)

۱۰- سوداگرى با دین و ترجیح دادن دنیا بر آخرت، نشان جهل و نادانى است. (و لاتشتروا بعهد الله ... إنما عند الله هو خیر لکم إن کنتم تعلمون)

۱۱- روى گردانان از تکالیف و تعهدات الهى، مردمى ناآگاه و بى توجه به پاداشهاى برتر خداوندى اند. (و لاتشتروا بعهد الله ... إنما عند الله هو خیر لکم إن کنتم تعلمون)

۱۲- بالا بردن سطح آگاهیها و دانشها، وسیله فهم بهتر ارزشهاى برتر الهى و سود و زیان حقیقى (و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قلیلاً إنما عند الله هو خیر لکم إن کنتم تعلمون)

۱۳- انسان، مجذوب ارزشهاى برتر است. (إنما عند الله هو خیر لکم إن کنتم تعلمون) برداشت فوق، به خاطر این است که خداوند با نمایاندن ارزشهاى برتر، انسان را به سوى ارزشهاى واقعى راهنمایى کرده است.

۱۴- اسلام، تعیین کننده ملاک ارزش گذاریها و معرف ارزشهاى برتر براى انسان است. (و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قلیلاً إنما عند الله هو خیر لکم إن کنتم تعلمون)

۱۵- انسان، در ارزش گذاریها و تعیین ارزشهاى برتر، دچار خطا مى شود. (و لاتشتروا ... ثمنًا قلیلاً إنما عند الله هو خیر لکم إن کنتم تعلمون)

موضوعات مرتبط

  • ارزشگذارى: خطا در ارزشگذارى ۱۵
  • ارزشها ۳: تبیین ارزشها ۳ ۱۴; سوءاستفاده از ارزشها ۳ ۵; عوامل فهم ارزشها ۳ ۱۲; ملاک ارزشها ۳ ۱۴
  • اسلام: نقش اسلام ۱۴
  • امکانات مادى: بی ارزشى امکانات مادى ۲، ۳، ۷
  • انسان: خطاى انسان ها ۱۵; گرایشهاى انسان ۱۳; مصالح انسان ها ۷
  • جهل: نشانه هاى جهل ۱۰
  • خدا: پاداشهاى خدا ۸; زمینه عهد شکنی با خدا ۶; زیان عهد شکنی با خدا ۲; سوءاستفاده از عهد با خدا ۱; گناه عهد شکنی با خدا ۱; ممنوعیت عهد شکنی با خدا ۱; موانع عهد شکنی با خدا ۹
  • دنیا: آثار ترجیح دنیا بر آخرت ۱۰; زمینه ترجیح دنیا بر آخرت ۶
  • دنیاطلبان ۴:
  • دنیاطلبى: آثار دنیاطلبى ۶
  • دین: ارزش دین ۳; جهل معرضان از دین ۱۱; غفلت معرضان از دین ۱۱
  • دین فروشى: آثار دین فروشى ۱۰
  • ذکر: آثار ذکر پاداشهاى خدا ۹
  • سوگندشکنان: دنیاطلبى سوگندشکنان ۴; کوته بینى سوگندشکنان ۴
  • علم: آثار ازدیاد علم ۱۲
  • عهد: اهمیت وفاى به عهد ۲; پاداش وفاداران به عهد ۸
  • عهدشکنان: دنیاطلبى عهدشکنان ۴; کوته بینى عهدشکنان ۴
  • غافلان: غافلان از پاداشهاى خدا ۱۱
  • کوته بینى: آثار کوته بینى ۶
  • گرایشها: گرایش به ارزشها ۱۳
  • گناهان کبیره ۱:
  • معنویات: ارزش معنویات ۳; اهمیت معنویات ۷; سوءاستفاده از معنویات ۵

منابع

  1. تفسیر مجمع البیان.