المائدة ٥١

از الکتاب
کپی متن آیه
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ‌ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى‌ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ‌ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ‌ وَ مَنْ‌ يَتَوَلَّهُمْ‌ مِنْکُمْ‌ فَإِنَّهُ‌ مِنْهُمْ‌ إِنَ‌ اللَّهَ‌ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْمَ‌ الظَّالِمِينَ‌

ترجمه

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را ولّی (و دوست و تکیه‌گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند؛ و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمی‌کند

ترتیل:
ترجمه:
المائدة ٥٠ آیه ٥١ المائدة ٥٢
سوره : سوره المائدة
نزول : ١٠ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أوْلِیَآءَ»: جمع ولی، دوستان. سرپرستان. «یَآ أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ و النَّصَارَی أوْلِیَآءَ»: در اینجا منظور این نیست که مسلمانان هیچ گونه رابطه تجاری و اجتماعی با یهودیان و مسیحیان نداشته باشند. بلکه منظور این است که با آنان هم‌پیمان نگردند و محرم اسرارشان ندانند و در برابر دشمنان خود بر دوستی آنان تکیه نکنند و هرگز ایشان را به سرپرستی نپذیرند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]

شأن نزول:[۲]

در سبب نزول آيه اختلاف است و در عين حال حكم آيه براى همه مؤمنين عموميت دارد، عطية بن سعد العوفى و زهرى گويند: وقتى كه دشمنان اسلام در جنگ بدر فرار كردند. مسلمين به اولياء يهود گفتند: قبل از آن كه روز ديگرى مانند روز بدر بيايد به پيامبر اسلام ایمان بياوريد.

مالك بن الضيف كه از يهوديان بود، گفت: اگر مشاهده كرده ايد كه قريش از دست شما شكست خوردند، براى آن بود كه به فنون جنگ وارد نبوده اند ولى ما اگر بخواهيم با شما نبرد كنيم، خواهيد ديد كه جرأت نبرد و كارزار با ما را نخواهيد داشت و نيز گويند: عبادة بن الصامت الخزرجى به پيامبر چنين گفت: يا رسول اللّه مرا با طايفه يهود خويشان فراوان است و عدد يهوديان نيز زياد و قوت و شوكت ايشان هم افزون است ولى با همه اين‌ها من از آن‌ها دورى مي‌جويم و موالات و دوستى نمى كنم زيرا كه دوست و يار من خدا و رسول مى باشند.

عبدالله بن ابى‌سلول كه در آن ميان بود، به او گفت: اگر تو از آن‌ها بيزارى مي‌جوئى برعكس، من با آن‌ها موالات داشته و دوستى مي‌نمايم زيرا اگر تو از آن‌ها در امن و امان باشى من از آن‌ها در امان نيستم بلكه به آن‌ها پناه برده و در سايه امن آن‌ها زيست مي‌كنم و حاجات خود را به توسط ايشان برمى آورم.

پيامبر چنين فرمود: اى عبدالله اگر تو را حاجتى باشد كه به توسط آن‌ها برآورى. عبادة را چنين حاجتى با آن‌ها نخواهد بود. سپس عبدالله گفت: من دوستى با يهوديان را مى پذيرم و موالات با آن‌ها مرا كافى است سپس اين آية نازل گرديد.

سدى چنين گويد: اين آيه بعد از غزوه احد آمد، بدين شرح وقتى كه در جنگ مزبور مسلمين شكست خوردند از مشركين مى ترسيدند. يكى از آن ميان مى گفت: من به يهوديان پناه مى برم و از ايشان امان خواهم خواست. ديگرى مى گفت: من به شام مي‌روم و از مسيحيان امان خواهم خواست سپس اين آية نازل گرديد. عكرمة گويد: اين آيه درباره مردى بنام ابولبابة بن عبدالمنذر نازل گرديد. هنگامى كه بنوقريظه به حكم سعد بن عبادة درباره ذبح رضايت داده بودند به آن‌ها گفت: شما كار بدى كرديد كه به حكم او رضايت داديد زيرا او در ميان شما مردى بدرأى مى باشد.[۳][۴]

تفسیر

نکات آیه

۱- ضرورت پرهیز مسلمانان از پذیرش ولایت و حاکمیت یهود و نصارا (یا ایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء) یکى از معانى ولایت، امارت و سلطنت است. (قاموس المحیط)، بنابراین «ولى» مى تواند به معناى امیر و حاکم باشد.

۲- حرمت ایجاد روابط دوستى با یهود و نصارا (لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء) در برداشت فوق «ولى» به معناى دوست که یکى از معانى آن است، گرفته شده است.

۳- یهود و نصارا، مردمى غیر قابل اعتماد و ناشایست براى برقرارى روابط دوستى مسلمانان با آنان (یا ایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء) کلمه «اتخاذ» به معناى برگزیدن و اعتماد کردن است. (مجمع البیان).

۴- ناسازگارى ایمان با ایجاد پیوند دوستى و مودت با یهود و نصارا (یا ایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء) مخاطب قرار دادن مسلمانان با عنوان اهل ایمان و سپس نهى از ایجاد روابط دوستى با یهود و نصارا، گویاى برداشت فوق است.

۵- ایمان و عقیده اسلامى، ملاک و معیار بایسته در ایجاد روابط و مناسبات مودت آمیز (یا ایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء)

۶- یهود و نصارا، تنها با یکدیگر و همکیشان خویش روابط دوستى داشته و به آن وفادار هستند. (یا ایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء بعضهم أولیاء بعض) چون جمله «بعضهم أولیاء بعض» به منزله دلیل براى جمله «لاتتخذوا ...» است، معناى حصر از آن استفاده مى شود.

۷- یهود و نصارا هرگز به تعهدات و روابط خویش با مسلمانان پایبند نخواهند بود. (بعضهم أولیاء بعض)

۸- پایبند نبودن یهود و نصارا به تعهدات خویش نسبت به مسلمانان، فلسفه حرمت ایجاد روابط با آنان (لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء بعضهم أولیاء بعض)

۹- همکارى و روابط دوستانه یهود و نصارا، در جهت مقابله با اسلام * (یا ایها الذین ءامنوا لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء بعضهم أولیاء بعض) با توجه به اینکه یهود و نصارا نسبت به یکدیگر دشمنى و کینه دارند، معلوم مى شود دوستى آنها با یکدیگر که از جمله «بعضهم ...» استفاده مى گردد، در جهت مقابله به اسلام است.

۱۰- روابط و پیوندهاى یهود و نصارا با یکدیگر، خطر و هشدارى براى مسلمانان (لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء بعضهم أولیاء بعض) از اینکه دوستى یهود و نصارا با یکدیگر، دلیل بازداشتن مسلمانان از دوستى با آنان قرار گرفته است، استفاده مى شود که پیوند آنان، پیوندى خطرناک براى مسلمین است.

۱۱- مؤمنان پذیراى ولایت و سرپرستى یهود و نصارا، از زمره کافران و خارج از صف مؤمنان راستین (و من یتولهم منکم فانه منهم)

۱۲- لزوم قطع پیوند، با کسانى که رابطه دوستى با یهود و نصارا برقرار مى سازند. (لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء ... و من یتولهم منکم فانه منهم) جمله «فانه منهم» مى رساند که هر مسلمانى که پذیراى ولایت یهود و نصارا باشد و یا با آنان روابط دوستانه برقرار کند، از زمره آنان خواهد بود و جمله «و لاتتخذوا ...» دلالت مى کند که نباید با وى رابطه دوستى داشت.

۱۳- مؤمنان، وظیفه دار تبرى و بیزارى نسبت به دشمنان (لاتتخذوا الیهود و النصرى أولیاء ... و من یتولهم منکم فانه منهم)

۱۴- ستمکاران، محروم از هدایت الهى (إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین)

۱۵- یهود و نصارا، مردمى گمراه و ستمگر (إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین) از مصادیق مورد نظر براى «الظلمین» به قرینه صدر آیه ، یهود و نصارا هستند.

۱۶- مسلمانانِ پذیراى ولایت یهود و نصارا، گمراه و از زمره ستمگرانند. (و من یتولهم منکم فانه منهم إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین)

۱۷- دوستى با یهود و نصارا و پذیرش ولایت آنان، ظلم و موجب محرومیت از هدایت الهى (و من یتولهم منکم فانه منهم إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین)

۱۸- هدایت انسانها، تنها در اختیار خداوند است. (إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین)

۱۹- جوامع انسانى، نیازمند به هدایت الهى (إنّ اللّه لایهدى القوم الظلمین) محرومیت از هدایت الهى زمانى مى تواند براى ستمگران تهدید بشمار آید که تمامى مردمان به آن نیازمند باشند.

موضوعات مرتبط

  • احکام:۲، ۸ فلسفه احکام ۲، ۸ ۸
  • اسلام: مبارزه با اسلام ۹
  • ایمان: آثار ایمان ۴ ; ارزش ایمان ۵
  • تبرى: اهمیّت تبرى ۱
  • جامعه: نیازهاى معنوى جامعه ۱۹
  • خدا: اختصاصات خدا ۱۸ ; محرومیت از هدایت خدا ۱۴، ۱۷ ; هدایت خدا ۱۸، ۱۹
  • دشمنان: تبرى از دشمنان ۱۳ ; دشمنان اسلام ۹
  • دوستى: حرام دوستى ۲ ; ملاک دوستى ۵
  • روابط حرام:۸
  • ظالمان:۱۵، ۱۶ محرومیت ظالمان ۱۵، ۱۶ ۱۴
  • ظلم: موارد ظلم ۱۷
  • کافران:۱۱ آثار ولایت کافران ۱۱ ۱۱، ۱۶
  • گمراهان:۱۵، ۱۶
  • محرمات:۲، ۸
  • مسلمانان: ظالم ۱۶ ; مسلمانان گمراه ۱۶ ; مسؤولیت مسلمانان ۱ ; هشدار به مسلمانان ۱۰
  • مسیحیان: اعراض از ولایت مسیحیان ۱ ; ترک دوستى با مسیحیان ۱۲ ; خطر مسیحیان ۱۰ ; دوستى با مسیحیان ۲، ۳، ۴، ۸، ۱۷ ; دوستى مسیحیان ۶ ; ظلم مسیحیان ۱۵ ; عهد شکنى مسیحیان ۷، ۸ ; قبول ولایت مسیحیان ۱۱، ۱۶، ۱۷ ; گروه گرایى مسیحیان ۶ ; گمراهى مسیحیان ۱۵ ; مسیحیان و اسلام ۹ ; مسیحیان و مسلمانان ۳، ۷، ۸ ; نژاد پرستى مسیحیان ۶
  • معاشرت: آداب معاشرت ۱۲ ; معاشرت ناپسند ۱۲
  • مؤمنان: مسؤولیت مؤمنان ۱۳
  • نظام اجتماعى:۴، ۱۲
  • نظام سیاسى:۱، ۳، ۴، ۱۲
  • هدایت: منشأ هدایت ۱۸ ; موانع هدایت ۱۴
  • یهود: اعراض از ولایت یهود ۱ ; ترک دوستى با یهود ۱۲ ; خطر یهود ۱۰ ; دوستى با یهود ۲، ۳، ۴، ۸، ۱۷ ; دوستى یهود ۶ ; ظلم یهود ۱۵ ; عهد شکنى یهود ۷، ۸ ; قبول ولایت یهود ۱۱، ۱۶، ۱۷ ; گروه گرایى یهود ۶ ; گمراهى یهود ۱۵ ; نژاد پرستى یهود ۶ ; یهود و اسلام ۹ ; یهود و مسلمانان ۳، ۷، ۸ ; یهود و مسیحیان ۹، ۱۰

منابع

  1. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۳، ص ۲۳۱.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۲۹..
  3. تفاسير مجمع البيان و كشف الاسرار و روض الجنان.
  4. طبرى و ابن اسحق و ابن ابى‌حاتم در تفاسير خود و بيهقى بنا به روايت از عبادة بن الصامت قضاياى عبادة و عبدالله ابى را با اندك اختلاف ذكر و روايت نموده اند.