آل عمران ٦٨

از الکتاب
کپی متن آیه
إِنَ‌ أَوْلَى‌ النَّاسِ‌ بِإِبْرَاهِيمَ‌ لَلَّذِينَ‌ اتَّبَعُوهُ‌ وَ هٰذَا النَّبِيُ‌ وَ الَّذِينَ‌ آمَنُوا وَ اللَّهُ‌ وَلِيُ‌ الْمُؤْمِنِينَ‌

ترجمه

سزاوارترین مردم به ابراهیم، آنها هستند که از او پیروی کردند، و (در زمان و عصر او، به مکتب او وفادار بودند؛ همچنین) این پیامبر و کسانی که (به او) ایمان آورده‌اند (از همه سزاوارترند)؛ و خداوند، ولیّ و سرپرست مؤمنان است.

ترتیل:
ترجمه:
آل عمران ٦٧ آیه ٦٨ آل عمران ٦٩
سوره : سوره آل عمران
نزول : ٢ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَوْلَی»: سزاوارترین. «هذَا النَّبِیُّ»: مراد محمّد است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

اين آيه در همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است. [۱]

شأن نزول:[۲]

ابن عباس گويد: كه رؤساى يهود نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: يا محمد تو خود مي‌دانى كه ما نسبت به ابراهيم از تو اولى و برتر هستيم زيرا ابراهيم بر دين ما بوده و تو بر ما حسد مى ورزى و به همين جهت با ما مخالفت مي‌كنى، خداوند اين آيه را فرستاد.[۳]

و نيز كلبى از ابوصالح و شهر بن حوشب[۴] و همچنين از عبدالله بن عباس[۵] و نيز يكى از مفسرين عامه[۶] وجه ديگرى درباره نزول اين آيه ذكر نموده اند و آن اينست كه وقتى كه پيامبر به مدينه هجرت فرمود واقعه جنگ بدر اتفاق افتاد. اين موضوع بر كفار قريش ناگوار آمد و در دارالندوة جمع شدند و چنين انديشيدند كه مال فراوانى جمع كنند تا براى نجاشى پادشاه حبشه كه جعفر بن ابى‌طالب با گروهى از مسلمين بدان جا مهاجرت كرده بود بفرستند و او را بر ضد مسلمين و جعفر بن ابى‌طالب بشورانند و از اين راه تلافى و جبران شكست در جنگ بدر و كشته شدگان آن را بنمايند لذا عمرو بن عاص و عمارة بن ابى‌معيط را مأمور رفتن به حبشه نمودند اينان به حبشه رفته و نزد نجاشى بار يافتند و او را سجده كردند و گفتند نزد تو آمديم تا تو را از جريان قضيه اى باخبر سازيم و آن اينست كه عده اى نزد تو آمدند كه بدخواه و دشمن تو مي‌باشند.

زيرا اينان از نزد مردى به اين ديار آمده اند كه دروغگو و جادوگر است و ادعاى پيامبرى مي‌نمايد و كسى جز اين سفيهان كه نزد تو آمده اند از او اطاعت نكرده است ما كه از سران قريش و از اشراف آن‌ها هستيم، آمده ايم به تو بگوئيم اينان را از خود دور كنى زيرا در رأس ايشان پسرعموى آن پيامبر دروغين وجود دارد كه به پناه آوردن، نزد تو آمده كه رعيت تو را بر تو بشورانند و نظام كشور تو را از هم بپاشند و از تو مي‌خواهيم كه آنان را به ما بدهى تا شر آن‌ها را از سر تو برداريم و يكى از نشانه هاى آن‌ها اينست كه به پادشاهان سجده نمى كنند، نجاشى نزد جعفر فرستاد و او را پيش خود خواند.

جعفر با اصحاب خويش آمد چون به درگاه نجاشى رسيد از بيرون با صداى بلند گفت: يستأذن عليك حزب اللَّه؛ گروه خدا از تو. اى نجاشى اجازه ورود مي‌خواهد نجاشى گفت: در امان خدا، داخل شويد جعفر با ياران خود داخل شدند و سجده نكردند. نجاشى گفت: چرا سجده نكرديد؟ جعفر گفت: اى نجاشى، سجده مختص به خدائى است كه تو را خلق كرده و پادشاهى بخشيده است و ما وقتى كه بت‌پرست بوديم به غير خدا سجده مى كرديم، اكنون كه خدا پيامبرى راستگوى به ما داده ما را از سجده كردن به غير خدا نهى نموده و بازداشته است.

نجاشى گفت: كداميك از شما اجازه ورود خواست، جعفر گفت: من بودم. نجاشى گفت: به سخنان خودت ادامه بده، جعفر گفت: اى نجاشى از اين دو نفر (عمرو بن عاص و عمارة بن ابى‌معيط) بپرس كه آيا ما از بردگانيم يا از آزادگان؟ نجاشى از عمروعاص سؤال كرد. عمروعاص گفت: از آزادگانند، سپس جعفر گفت: از اينان بپرس كه آيا ما خونى ريخته ايم يا نه؟ نجاشى سؤال كرد. عمرو گفت: خونى نريخته اند. جعفر گفت: از اينان بپرس كه آيا مال كسى را به زور و غصب گرفته ايم يا نه؟ نجاشى پرسيد. گفت: مال كسى را به زور نگرفته اند سپس نجاشى رو به عمروعاص كرده، گفت: پس شما از اينان چه مي‌خواهيد؟ عمروعاص گفت: اى نجاشى ما همه بر يك آئين بوده و بر دين پدران و اجداد خود بوده ايم اينان دين آباء و اجداد خويش بگذاشتند و بر دين ديگر گرويدند. نجاشى به جعفر گفت: قبلاً شما چه دينى داشته ايد؟ جعفر گفت: ما اول بر دين شيطان بوديم و بت‌پرستى مي‌كرديم. اكنون به خداى يگانه ايمان آورده ايم و از فرمانبردارى شيطان دست كشيده ايم و خداوند به ما پيامبرى عنايت فرمود و ما به دين اسلام و كتاب آسمانى او قرآن ایمان آورده ايم و نيز كتاب حضرت عیسی|عيسى موافق كتاب و دين ما است.

نجاشى گفت: از كتاب شما آنچه مي‌دانى براى من بخوان، جعفر سوره عنكبوت و سوره روم را خواند. نجاشى و ياران او آنچنان تحت تأثير آيات و كلام خدا قرار گرفتند كه گريستند. سپس نجاشى گفت: ادامه بده، جعفر سوره كهف را قرائت كرد.

عمروعاص وقتى كه وضع را بدين منوال ديد، گفت: اى نجاشى اينان نسبت به عيسى بدبين بوده و به او دشنام مي‌دهند و نيز به او و مادرش مريم ناسزا مى گويند. نجاشى به جعفر گفت: آيا اين شخص راست مى گويد؟ جعفر سوره مريم را خواند، نجاشى فهميد كه عمروعاص و عمارة بن ابى‌معيط دروغ مى گويند. لذا به جعفر گفت: شما در سرزمين من آزاد مى باشيد.

هر قدر بخواهيد مى توانيد اقامت كنيد و هيچ كس حق ندارد به شما ناسزا بگويد و يا شما را برنجاند زيرا شما از حزب ابراهيم مى باشيد. عمروعاص گفت: اى نجاشى، ابراهيم كيست؟ نجاشى گفت: اينان از گروه ابراهيم هستند و آن كسى كه اينان از نزد او آمده اند نيز از گروه ابراهيم است ولى مشركين درباره ابراهيم به دعوى پرداخته و گفتند ما از گروه او هستيم نه اينان، تا اين جا گفتار نجاشى به پايان رسيد، سپس خداوند درباره خصومت ايشان درباره بودن از گروه ابراهيم اين آيه را نازل كرد و فرمود ملت ابراهيم كسانى هستند كه از روش او پيروى نمايند چنانچه امت محمد از او پيروى مى نمايند.

تفسیر


نکات آیه

۱ - پیروى از حضرت ابراهیم (ع)، ملاک پیوند و انتساب به آن حضرت (انّ اولى الناس بابرهیم لَلّذین اتّبعوه)

۲ - پیروى از انبیا، ملاک پیوند و انتساب به آنان (انّ اولى الناس بابرهیم لَلّذین اتّبعوه)

۳ - گرایش به حق (حنیف بودن) و تسلیم خدا بودن، حقیقت پیروى از حضرت ابراهیم (ع) و انبیا (و لکن کان حنیفاً مسلماً و ما کان من المشرکین. انّ اولى الناس بابرهیم لَلّذین اتّبعوه)

۴ - بیگانگى یهود و نصارا از آیین حضرت ابراهیم (ع) (تسلیم بودن در برابر خدا) (انّ اولى الناس بابرهیم لَلّذین اتّبعوه) جمله «ان اولى ... »، تعریضى است به یهود و نصارا که چنین نیستند.

۵ - یهود و نصارا هر یک مدعى انتساب و پیوند دینى با ابراهیم (ع) بودند. (یا اهل الکتاب لم تحاجّون فى ابرهیم ... انّ اولى الناس بابرهیم لَلّذین اتّبعوه)

۶ - سزاوارترین مردم به انتساب و پیوند دینى به حضرت ابراهیم (ع)، پیامبر (ص) و مؤمنانند; نه یهود و نصارا. (ما کان ابرهیم یهودیاً و لا نصرانیاً ... انّ اولى الناس بابرهیم لَلّذین اتّبعوه و هذا النّبى و الّذین امنوا)

۷ - پیامبر اکرم (ص) و مؤمنان به او، همانند حضرت ابراهیم، موحد و حنیف و تسلیم محض خداوند (و لکن کان حنیفاً مسلماً ... انّ اولى الناس ... و هذا النّبى و الّذین امنوا)

۸ - عظمت و جلالت مقام پیامبر (ص) و مؤمنانِ به او نزد خداوند (و هذا النّبى و الذین امنوا) از اختصاص به ذکر پیامبر (ص) و مؤمنان با آنکه «للذین اتبعوه» شامل آنان نیز مى باشد.

۹ - خداوند، ولىّ و سرپرست مؤمنان (و اللّه ولىّ المؤمنین)

۱۰ - حمایت خداوند از پیامبر(ص) و مؤمنان در برابر اهل کتاب (و اللّه ولىّ المؤمنین)

روایات و احادیث

۱۱ - نزدیکترین مردم به انبیا، متعهدترین افراد به محتواى رسالت آنان (انّ اولى الناس بابرهیم لَلّذین اتّبعوه) امیرالمؤمنین (ع): انّ اولى النّاس بالانبیاء اعملهم بما جاؤا به. سپس آن حضرت آیه فوق را تلاوت کرد.[۷]

موضوعات مرتبط

  • ابراهیم: پیروان ابراهیم ۱، ۳، ۶ ; دین ابراهیم ۴ ; حنیف بودن ابراهیم ۷ ; ابراهیم و اهل کتاب ۵ ; محمّد (ص) و ابراهیم ۶، ۷ ; ابراهیم و مسیحیان ۴، ۵، ۶ ; ابراهیم و یهود ۴، ۵، ۶
  • انبیا: پیروان انبیا ۲، ۱۱ ; اطاعت از انبیا ۳
  • اهل کتاب: ۵، ۱۰ مؤمنان اهل کتاب ۱۰
  • ایمان: ایمان به خدا ۳
  • تسلیم: تسلیم به خدا ۳، ۴، ۷
  • خدا: ولایت خدا ۹
  • گرایشها: گرایشهاى پسندیده ۳
  • مؤمنان: ۹
  • محمّد (ص): ۶، ۷ پیروان محمّد (ص) ۸ ; حمایت از محمّد (ص) ۱۰ ; مقام محمّد (ص) ۸ ; محمّد (ص) و اهل کتاب ۱۰
  • مسیحیان: ۴، ۶ عقاید مسیحیان ۵
  • موحدان: ۷ حمایت از موحدان ۱۰ ; مقام موحدان ۶، ۷، ۸
  • یهود: ۴، ۶ عقاید یهود ۵

منابع

  1. طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۲، ص ۶۹۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شيخ طوسي و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۱۲۲.
  3. روض الجنان يا روح الجنان.
  4. روض الجنان يا روح الجنان.
  5. محمد بن اسحق.
  6. كشف الاسرار.
  7. مجمع البیان، ج ۲، ص ۷۷۰، در برخى نسخه ها «اعلمهم» ثبت شده است; نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۵۳، ح ۱۸۳.