لقمان ٢٧

از الکتاب
کپی متن آیه
وَ لَوْ أَنَ‌ مَا فِي‌ الْأَرْضِ‌ مِنْ‌ شَجَرَةٍ أَقْلاَمٌ‌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ‌ مِنْ‌ بَعْدِهِ‌ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ‌ کَلِمَاتُ‌ اللَّهِ‌ إِنَ‌ اللَّهَ‌ عَزِيزٌ حَکِيمٌ‌

ترجمه

و اگر همه درختان روی زمین قلم شود، و دریا برای آن مرکّب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام می‌شود ولی کلمات خدا پایان نمی‌گیرد؛ خداوند عزیز و حکیم است.

ترتیل:
ترجمه:
لقمان ٢٦ آیه ٢٧ لقمان ٢٨
سوره : سوره لقمان
نزول : ١٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«یَمُدُّهُ»: کمکش کند. یعنی مرکب گردد و بر آن بیفزاید (نگا: کهف / . «مِن بَعْدِهِ»: مراد بعد از تمام شدن مرکّب دریا. «سَبْعَةُ أَبْحُرٍ»: هفت دریا. مراد کثرت است نه تحدید. یعنی دریاها و دریاها. «مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللهِ»: سخنان خدا که بیانگر علم خدا است پایان نمی‌گیرد. آفریده‌های خدا به پایان نمی‌رسند (نگا: کهف / . آیه درباره ترسیمی از علم نامتناهی خدا یا مخلوقات بی‌حدّ و حصر خدا است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

«شیخ طوسى» گویند: ابن عباس گوید: این آیه در جواب یهودیان نازل شده که گفته بودند: به ما تورات داده شده که در آن همه چیز از حکمت موجود است.[۱][۲]

تفسیر


نکات آیه

۱ - کلمات الهى (مخلوقات) بى نهایت و غیر قابل شمارش اند. (و لو أنّما ... ما نفدت کلمت اللّه)

۲ - در صورت تبدیل شدن همه درختان زمین به قلم و مرکب شدن دریاهاى متعدد (بیش از هفت دریا) جهت کتابت کلمات الهى، کلمات خداوند تمام نخواهد شد. (لو أنّما فى الأرض من شجرة أقلم و البحر یمدّه من بعده سبعة أبحر ما نفدت کلمت اللّه) «من» بیان براى «ما»ى موصول است و آوردن «شجرة» با تاى وحدت به جاى «شجر» براى این است که افاده استغراق کند به گونه اى که یکایک درختان را در برگیرد. گفتنى است که «سبعة أبحر» دلالت بر کثرت مى کند و «من بعده» به معناى «بعد از اتمام آن دریا» و یا غیر از آن است.

۳ - زبان قرآن، استفاده از کلمات و تشبیهات رایج و شناخته شده در میان مردم است. (و البحر یمدّه من بعده سبعة أبحر) کلمه «سبعة» در آیه براى بیان کثرت است و مراد از آن، واقعاً، هفت دریاى دیگر نیست. استفاده از چنین کلمه اى براى بیان مقصود، عین همان چیزى است که در محاوره هاى عامیانه گفته مى شود.

۴ - مقدّرات الهى، در خلق و ایجاد پدیده ها، پایان ناپذیرند. (و لو أنّما فى الأرض من شجرة أقلم ... ما نفدت کلمت اللّه) احتمال دارد مراد از «کلمات اللّه» آن دسته از مقدّراتى باشد که هنوز به شرف تکوین نرسیده و در مرحله تقدیر است. پایان ناپذیرى، و غیرمتناهى بودن، مى تواند قرینه باشد که مراد از «کلمات» مقدّرات و اوامر تقدیرى اند.

۵ - خداوند، «عزیز» (قاهر شکست ناپذیر) و «حکیم» (کاردان استوارآفرین) است. (إنّ اللّه عزیز حکیم)

۶ - عزت و حکمت خداوندى، دلیل بى شمارى کلمات و مقدّرات او است. (ما نفدت کلمت اللّه إنّ اللّه عزیز حکیم) جمله «إنّ اللّه عزیز حکیم» به منزله تعلیل براى «مانفدت...» است. بنابراین، معنا چنین مى شود: «کلمات خداوند، پایان ناپذیر است; چون او حکیم و عزیز است».

۷ - عزت الهى، آمیخته به حکمت (کاردانى) او است. (إنّ اللّه عزیز حکیم)

موضوعات مرتبط

  • اسماء و صفات: حکیم ۵; عزیز ۵
  • خدا: حکمت خدا ۶، ۷; خالقیت خدا ۴; عزت خدا ۶; مقدرات خدا ۴; ویژگیهاى عزت خدا ۷
  • دریاها: تعدد دریاها ۲
  • زمین: درختان زمین ۲
  • قرآن: تشبیهات قرآن ۳; روش بیانى قرآن ۳
  • کلمات الله: بى شمارى کلمات الله ۱، ۲، ۶
  • موجودات: بى شمارى موجودات ۱، ۲، ۶

منابع

  1. طبرى صاحب جامع البیان از عکرمة نقل نماید که اهل کتاب از رسول خدا صلى الله علیه و آله درباره روح پرسیدند سپس آیه «یسْئَلُونَک عَنِ الرُّوحِ» نازل شده سپس به پیامبر گفتند: آیا گمان می‌برى فقط مقدار کمى علم و دانش به ما داده شده است در صورتى که ما تورات داریم که سراپا حکمت است سپس این آیه نازل گردید و نیز ابوالشیخ در کتاب العظمة و طبرى در کتاب جامع البیان از قتادة روایت نماید که مشرکین مى گفتند: آیات قرآن بزودى از میان خواهد رفت سپس این آیه نازل شد - ابن اسحق در تفسیر خود از عطاء بن یسار روایت کند که آیه «وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا» در مکه نازل شده وقتى که پیامبر به مدینه هجرت فرمود. احبار و دانشمندان یهود نزد او آمدند و گفتند: یا محمد منظور تو از این آیه که به شما جز اندکى از علم و دانش داده نشده است. آیا ما هستیم یا امت خودت و کدامیک را قصد نموده اى؟ پیامبر فرمود: هر دو منظور شده است سپس گفتند: شامل حال ما نخواهد بود زیرا به ما تورات داده شده و در آن از هر چیزى بیان شده است. پیامبر فرمود: آنچه شما درباره تورات مى گوئید باز در مقابل علم خداوند بسیار قلیل و کم است سپس این آیه نازل گردید چنان که ابن ابى حاتم در تفسیر خود نیز از طریق سعید یا عکرمة از ابن عباس نقل نموده است.
  2. نظیر این شأن و نزول در آیه ۱.۹ سوره کهف در صفحات ۵۲۱ و ۵۲۲ ذکر شده است. و در تفسیر على بن ابراهیم چنین آمده که یهود از پیامبر درباره روح سؤال کردند. رسول خدا صلی الله علیه و آله طى آیه نازله فرمود که روح از امر پروردگار من است و به شما جز اندکى از علم و دانش داده نشده است. گفتند: آیا فقط به ما علم اندک داده شده است یا به تمام مردم؟ سپس گفتند: چگونه ممکن است در صورتى که به شما قرآن و به ما هم تورات داده شده است و در قرآن شما نیز گفته شده «وَ مَنْ یؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیراً کثِیراً» سپس این آیة نازل گردید و فرمود که علم خداوند از همه بیشتر بوده و اگر علم زیاد به شما داده شده باشد در نزد خداوند بسیار قلیل است.