فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً (103)
«1» منهج الصادقين، جلد 3، صفحه 101.
تفسير اثنا عشرى، ج2، ص: 557
چون تذكر به ذات الهى، موجب استعداد بنده است به فيض ربانى، و ورود رحمت و نعمت بر او، و دفع زحمت و نقمت از او، و از اين جهت بعد از امر به صلاة مىفرمايد:
فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ: پس چون بجا آورديد نماز خوف را بر وجه ادا و فارغ شديد از آن، فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً: پس ياد خدا كنيد و متذكر نام نامى الهى شويد در حالت ايستادن كه شمشير مىزنيد، و در حالت نشستن كه تير مىاندازيد، وَ عَلى جُنُوبِكُمْ: و در حالتى كه به پهلوهاى خود افتادهايد و زخم خوردهايد. و قول اشهر و اكثر آنست كه ياد كردن خداوند تعالى است در همه حال.
و در زاد المسير آورده كه ذكر به معنى خوف است، يعنى بترسيد از خدا «قِياماً» به وقت نصرت در امور، و «قُعُوداً» در حال اشتغال به اكل و شرب و مصاحبت با خلق، «وَ عَلى جُنُوبِكُمْ» و در زمان توجه به منام، و مژده «أَلَّا تَخافُوا» نتيجه اين خوف است. در كنز آورده: مراد امر است به مداومت بر ذكر در جميع احوال، چنانچه در حديث قدسى وارد شده كه حق تعالى خطاب فرمود: يا موسى اذكرنى فانّ ذكرى حسن على كلّ حال. «1» يعنى: اى موسى ياد كن مرا در همه احوال، كه ياد من در هر حالى نيكو است. و يا مراد تعقيب است به ادعيه بعد از صلاة، همچنانكه اصحاب ما روايت كردهاند. و گويند كلام محتاج است به اضمار، اى: فاذا اردتم الاتيان بالصّلوة فأتوا بها على حسب احوالكم فى الاتيان. يعنى: چون خواهيد كه به نماز مشغول شويد، پس اتيان نمائيد به آن بر هر نحوى كه مقدور شما باشد از ضعف خوف و شدت آن، «قِياماً» خواه مسايفه و مقارعه باشد، و «قُعُوداً» و خواه در حين مرامات، «وَ عَلى جُنُوبِكُمْ» و خواه در حينى كه مجروح شده بر پهلو افتاده باشيد. وجه اين قول آنست كه كلام در معرض ذكر صلاة خوف است، پس مناسب آن باشد كه
«1» منهج الصادقين، جلد 3، صفحه 104.
تفسير اثنا عشرى، ج2، ص: 558
به اين معنى حمل كرده شود.
فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ: پس چون ايمن شويد از خوف، و يا اقامت نمائيد در شهرهاى خود، پس بگزاريد نماز را بر وجه كمال در كميت و كيفيت و تعديل اركان و حفظ شرايط آن. إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً: بدرستى كه نماز، باشد بر مؤمنان فرض موقت، يعنى محدود به اوقات، كه اخراج آن از اوقات آن جايز نيست. و اين دليل است بر آنكه نماز واجب الاداء است در حال مسايفه و اضطراب در معركه حرب. و تعليل امر است به اتيان به آن به هر نحو كه ممكن باشد.
در عقاب الاعمال صدوق رحمه اللّه به حذف اسانيد از ابى عبد اللّه عليه السّلام روايت نموده كه: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: من صلّى الصّلوة بغير وقتها وقعت سوداء مظلمة يقول ضيّعك اللّه كما ضيّعتنى، و اوّل ما يسئل العبد اذا وقف بين يدى اللّه عزّ و جلّ عن الصّلوة فان زكت صلاته زكى ساير عمله و ان لم تزكّ لم يزكّ عمله. فرمود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: هر كه نماز گزارد به غير وقت آن، واقع شود سياه و تاريك؛ مىگويد در عالم معنى:
ضايع كند خدا تو را همچنانكه مرا ضايع كردى. و اول چيزى كه سؤال كرده مىشود از بنده وقتى كه محضر الهى در موقف بايستد، نماز است. پس اگر تزكيه باشد نمازش، پاكيزه و مقبول باشد ساير اعمال او؛ و اگر تزكيه نباشد نمازش، تزكيه و پاك نگردد عملش.
تنبيه: بدان كه نماز در ميان واجبات، ده صفت مخصوصه دارد:
اول- انّ الصّلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر، يعنى نماز صحيح كه مقبول درگاه الهى باشد، البته مكلف را از معاصى و كار بد باز دارد. پس هرگاه شخص، كثرت معاصى و گناهان را در خود ملاحظه كند، مشخص مىشود كه نماز او خالى از نقص نيست.
دوم- الصّلوة معراج المؤمن، پس در هر نماز صحيح، البته بايد ترقى در مرتبه قرب به خداوند عالم حاصل شود.
تفسير اثنا عشرى، ج2، ص: 559
سيم- الصّلوة عمود الدّين، «1» پس اهتمام در آن را بايد زياده بر همه امور دين نمايد.
چهارم- الصّلوة ان قبلت قبل ما سواها و ان ردّت ردّ ما سواها، «2» يعنى اگر نماز قبول شد، طاعات ديگر هم قبول مىشود؛ و اگر رد شد، غير آن هم رد شود، يعنى ثمرات بر آنها مترتب نگردد.
پنجم- اوّل ما يحاسب به العبد الصّلوة و اوّل ما ينظر فيه من عمل بن ادم الصّلوة، «3» اول چيزى كه محاسبه شود نماز است، و اول چيزى كه در نامه اعمال ملاحظه شود نماز باشد. اگر صحيح نيست، نظر به باقى اعمال او نمىكنند.
ششم- پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ائمه طاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين هنگام وصيت فرمودهاند: من استخفّ بالصّلوة لا تناله شفاعتنا و ليس منّا. «4» يعنى: هر كه سبك شمارد نماز را، شفاعت ما به او نمىرسد و از ما محسوب نيست.
هفتم- هر كه بميرد و نماز خود را درست نكرده باشد، بر دين حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمىميرد. چنانكه اشاره فرمودند به شخصى كه نماز كرد و ركوع و سجود را به طور كامل به عمل نياورد كه: لئن مات هذا و هكذا صلاته ليموتنّ على غير دينى. «5» مراد آنست كه ايمان در وقت مردن از او سلب شود، يا عذاب او در حين موت، عذاب كفار باشد.
هشتم- آنكه در نماز، جمع شده مجموع عبادات و مطلوبات و فوائد روحى و جسدى و دنيائى و آخرتى.
نهم- آنكه يك نماز بهتر است از بيست حج، و هر حجى بهتر است از
«1» بحار الانوار، جلد 82، ص 218 حديث 26، از امام باقر عليه السّلام.
«2» بحار الانوار، جلد 82، ص 236، حديث 64، مضمون حديث.
«3» بحار الانوار، جلد 82، ص 236، حديث 64، مضمون حديث.
«4» فروع كافى، جلد 3، كتاب الصلوة، صفحه 269 و 270، حديث 7 و 15.
«5» فروع كافى، جلد 3، كتاب الصلوة، صفحه 268، حديث 6.
تفسير اثنا عشرى، ج2، ص: 560
خانهاى كه پر باشد از طلا، و آن را در راه خدا تصدق كند.
دهم- اينكه نمازهاى پنجگانه مثل نهر جارى هستند به جهت تطهير گناهان. هر نمازى كفاره گناهانى است كه ما بين آن نماز باشد. مراد صغاير است نه كبائر.