المائدة ٨٩

از الکتاب
کپی متن آیه
لاَ يُؤَاخِذُکُمُ‌ اللَّهُ‌ بِاللَّغْوِ فِي‌ أَيْمَانِکُمْ‌ وَ لٰکِنْ‌ يُؤَاخِذُکُمْ‌ بِمَا عَقَّدْتُمُ‌ الْأَيْمَانَ‌ فَکَفَّارَتُهُ‌ إِطْعَامُ‌ عَشَرَةِ مَسَاکِينَ‌ مِنْ‌ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ‌ أَهْلِيکُمْ‌ أَوْ کِسْوَتُهُمْ‌ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ‌ لَمْ‌ يَجِدْ فَصِيَامُ‌ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ‌ ذٰلِکَ‌ کَفَّارَةُ أَيْمَانِکُمْ‌ إِذَا حَلَفْتُمْ‌ وَ احْفَظُوا أَيْمَانَکُمْ‌ کَذٰلِکَ‌ يُبَيِّنُ‌ اللَّهُ‌ لَکُمْ‌ آيَاتِهِ‌ لَعَلَّکُمْ‌ تَشْکُرُونَ‌

ترجمه

خداوند شما را بخاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده،) مؤاخذه نمی‌کند؛ ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کرده‌اید، مؤاخذه می‌نماید. کفاره این‌گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می‌دهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه می‌گیرد؛ این، کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می‌کنید (و مخالفت می‌نمایید). و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان می‌کند، شاید شکر او را بجا آورید!

ترتیل:
ترجمه:
المائدة ٨٨ آیه ٨٩ المائدة ٩٠
سوره : سوره المائدة
نزول : ٩ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«اللَّغْوِ»: یاوه (نگا: بقره . «أَوْسَطِ»: معمولی. متوسّط. «أَهْلِیکُمْ»: اهل و خانواده خود. مرکّب از (أَهْلینَ) و (کُمْ) است و نون (أَهْلینَ) که جمع اهل و خلاف قیاس است به علّت اضافه حذف شده است. «تَحْرِیر»: آزادکردن. «رَقَبَة»: گردن. مراد انسان است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]

شأن نزول:[۲]

«شیخ طوسی» گوید: ابن زيد گويد: اين آيه درباره عبدالله بن رواحة نازل گرديد كه شبى ميهمانى داشت، زوجه او در پذيرائى غذاى ميهمان تأخير نمود. عبدالله قسم ياد كرد كه طعام نخورد زوجه وى نيز به خاطر شوهر خود سوگند ياد نمود كه تا شوهرش طعام نخورد او هم دست به غذا براى خوردن نزند. ميهمان آن‌ها نيز قسم ياد كرد كه اگر زن و مرد ميزبان غذا نخورند، او هم نخورد. سپس عبدالله به خوردن غذا پرداخت زوجه و ميهمان او هم خوردند. خبر به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد عبدالله را تحسين فرمود.[۳][۴]

تفسیر


نکات آیه

۱- سوگندهایى که بى هدف و لغو بر زبان جارى مى شوند مؤاخذه اى را از سوى خداوند به همراه ندارند. (لایؤاخذکم اللّه باللغو فى أیمنکم) «اَیمان» جمع یمین (قسم) و «فى أیمنکم» متعلق به «للغو» مى باشد و سوگند لغو به سوگندهایى گفته مى شود که از روى عادت و بدون توجه به محتواى قسم بر زبان جارى مى شود.

۲- تفضل الهى بر اهل ایمان با برداشتن مؤاخذه و بازخواست از سوگندهاى لغو و بى هدف. (لایؤاخذکم اللّه باللغو فى أیمنکم) لحن امتنانى جمله «لایؤاخذکم» مى رساند که عدم مؤاخذه نسبت به سوگندهاى لغو و بى هدف، برخاسته از تفضل و لطف خدا به مؤمنان است.

۳- سوگندشکنان در صورتى که سوگندشان با توجه و از روى قصد باشد، مورد مؤاخذه خداوند قرار خواهند گرفت (و لکن یؤاخذکم بما عقدتم الأیمن) امت اسلام بر این اتفاق نظر دارند که مؤاخذه بر سوگند و لزوم کفاره تنها در صورتى است که یاد کننده سوگند به آن وفادار نماند (مجمع البیان).

۴- لزوم وفاى به سوگندهاى برخاسته از قصد و نیت (و لکن یؤاخذکم بما عقدتم الأیمن)

۵- قصد و نیت ملاک و معیارى براى اعتبار گفته ها و کردارها (و لکن یؤاخذکم بما عقدتم الأیمن)

۶- شکستن سوگند گناه و پرداخت کفاره موجب بخشایش آن است. (و لکن یؤاخذکم بما عقدتم الأیمن فکفّرته ... ذلک کفّرة ایمنکم) مؤاخذه سوگندشکنان دلیل عصیانگرى آنان است و کلمه کفاره که به معناى پوشاننده است اشاره به بخشودگى گناه در پى پرداخت کفاره دارد.

۷- تغذیه ده مسکین و یا تهیه پوشاک براى آنان و یا آزاد کردن یک برده کفاره شکستن سوگند (فکفّرته اطعام عشرة مسکین ... اهلیکم او کسوتهم او تحریر رقبة)

۸- شکننده قسم، مخیّر در برگزیدن هر یک از انواع سه گانه کفاره قسم (تغذیه مساکین، تهیه پوشاک براى آنان و آزاد کردن برده) (فکفّرته اطعام عشرة مسکین ... او کسوتهم او تحریر رقبة) تفریع جمله «فمن لم یجد» بر جملات پیشین تصریح به این دارد که مکلف در انتخاب هر یک از موارد سه گانه مخیّر است چنانچه فرموده بود «او صیام ثلثة ایام» احتمال لزوم مراعات ترتیب بین آن موارد وجود داشت.

روایات و احادیث

۹- نوع متعارف غذاى خانوادگى کفاره دهنده، کمترین حد براى نوع غذا در کفاره قسم (فکفّرته اطعام عشرة مسکین من اوسط ما تطعمون اهلیکم) برداشت فوق را فرمایش امام باقر (ع) تأیید مى کند که در پاسخ سؤال از «اوسط ما تطعمون» در آیه فوق فرمود: ما تقوتون به عیالکم من اوسط ذلک ... .[۵]

۱۰- پوشاک متعارف در خانواده شکننده سوگند، پوشاکى است که وى مى تواند براى کفاره قسم خویش بپردازد. (من اوسط ما تطعمون اهلیکم او کسوتهم) بیان نوع خوراک در مورد اطعام مى تواند قرینه اى براى نوع پوشاک نیز باشد.

۱۱- تشریع قوانین و احکام اسلامى در راستاى فقرزدایى (فکفّرته اطعام عشرة مسکین ... او کسوتهم)

۱۲- نجات بردگان از بردگى، مورد توجه دین اسلام (او تحریر رقبة)

۱۳- مناسبات تنگاتنگ میان احکام و قوانین فردى اسلام با مصالح جامعه (فکفّرته اطعام عشرة مسکین ... او تحریر رقبة)

۱۴- کفاره شکستن سوگند در صورت ناتوانى از اطعام ده مسکین و یا تهیه پوشاک براى آنان و یا آزاد کردن برده -، سه روز روزه گرفتن است. (فمن لم یجد فصیام ثلثة ایام)

۱۵- انجام تکالیف دین منوط به توان و قدرت مکلف است. (فمن لم یجد فصیام ثلثة ایام)

۱۶- آدمى در محدوده توانایى هاى خویش موظف به جبران کوتاهى ها و گناهان خود است. (فکفّرته اطعام ... فمن لم یجد فصیام ثلثة ایام)

۱۷- لزوم کسب و بدست آوردن امکانات مادى جهت پرداخت کفاره قسم* (فمن لم یجد فصیام ثلثة ایام)

۱- . کافى، ج ۷، ص ۴۵۴، ح ۱۴; تفسیر برهان، ج ۱، ص ۴۹۵، ح ۴. جمله «فمن لم یجد» حکایت از آن دارد که شکننده سوگند باید براى بدست آوردن امکاناتى جهت پرداخت کفاره تلاش کند زیرا فعل «لم یجد» (نیافت) در مواردى استعمال مى شود که شخص پس از تلاش و پى گیرى امرى به آن دست نیابد.

۱۸- لزوم وفادارى و پایبندى به سوگندهاى خویش (و احفظوا ایمنکم)

۱۹- تعیین کفاره براى قسم نبایستى دستاویزى براى شکستن سوگند قرار گیرد. (ذلک کفّرة ایمنکم إذا حلفتم و احفظوا ایمنکم) فرمان وفادارى به سوگند (واحفظوا أیمنکم) پس از بیان کفارات قسم اشاره به این دارد که اگر چه پرداخت کفاره موجب بخشایش گناه آن مى شود ولى مکلف نباید آن را مجوز شکستن سوگند خویش بپندارد.

۲۰- خداوند، آیات و احکام خویش را به روشنى براى اهل ایمان بیان کرده است. (کذلک یبین اللّه لکم ءایته)

۲۱- احکام و قوانین خداوند، از جمله آیات اوست (کذلک یبین اللّه لکم ءایته) مراد از «آیات» به قرینه آیات پیشین احکام و قوانین الهى است.

۲۲- احکام الهى و تبیین آن، از جمله نعمتهاى خداوند، و مردمان وظیفه دار سپاس گزاردن آن (لاتحرموا ... و احفظوا ایمنکم کذلک یبین اللّه لکم ءایته لعلکم تشکرون) امر به شکرگزارى پس از بیان احکام، مى رساند که احکام خداوند و بیان آنها از زمره نعمتهاى الهى هستند زیرا شکر همواره در برابر نعمت است.

۲۳- احکام سوگند و کفارات آن از نعمتهاى الهى و مستلزم سپاسگزارى در برابر آن (ذلک کفّرة ایمنکم ... کذلک یبین اللّه لکم ءایته لعلکم تشکرون)

۲۴- باز بودن راه جبران کوتاهیها و پوشانیدن گناه، نعمتى الهى و مستلزم سپاسگزارى (ذلک کفّرة ایمنکم ... کذلک یبین اللّه لکم ءایته لعلکم تشکرون) از مصادیق مورد نظر براى کلمه «آیات» لزوم کفاره براى زدودن گناه حنث سوگند است.

۲۵- رزقهاى خدادادى، جواز بهره جویى از آنها و گذشت از سوگندهاى لغو، نعمتى الهى و بایسته سپاسگزارى (و کلوا مما رزقکم اللّه حللا طیباً ... کذلک یبین اللّه لکم ءایته لعلکم تشکرون) با توجه به آیات قبل مى توان گفت از مصادیق مورد توجه از جمله «کذلک یبین اللّه لکم ءایته» مسایلى است که در آن آیات بیان شد از جمله خدادادى بودن روزیها و ... .

۲۶- عمل به احکام الهى، سپاسگزارى از خداوند است.* (کذلک یبین اللّه لکم ءایته لعلکم تشکرون) جمله «کذلک ...» (این چنین واضح و صریح خداوند احکامش را بیان مى کند) اقتضا مى کند که پس از آن آورده شود (لعلکم تعملون) این جایگزینى مى تواند اشاره به این باشد که عمل به احکام الهى شکرگزارى در برابر بیان احکام از سوى خداوند است.

۲۷- سوگند بى هدف و غیر جدى به نام خداوند، مؤاخذه الهى را در پى ندارد. (لایؤاخذکم اللّه باللغو فى أیمنکم) امام صادق (ع) در توضیح معنى «لغو» در آیه فوق فرمود: اللغو قول الرجل «لاواللّه» و «بلى واللّه» و لایعقد على شیىء.[۶]

۲۸- سوگند بر تحریم طیبات و لذایذ بر خویشتن، لغو است و شکستن آن، مؤاخذه الهى را در پى ندارد. (لایؤاخذکم اللّه باللغو فى أیمنکم) از رسول خدا (ص) روایت شده که پس از حمد و ثناى الهى، خطاب به اصحابش فرمود: «فما بال اقوام یحرمون على انفسهم الطیبات ... فقاموا هولاء فقالوا یا رسول اللّه فقد حلفنا على ذلک فانزل اللّه تعالى «لایؤاخذکم اللّه باللغو فى أیمنکم ...».[۷]

۲۹- اطعام ده مسکین، هر نفر به مقدار یک مُدّ (ده سیر)، کفاره شکستن قسم (فکفّرته اطعام عشرة مسکین من اوسط ما تطعمون اهلیکم) امام صادق (ع) در توضیح «اوسط ما تطعمون» در آیه فوق فرمود: هو کما یکون انه یکون فى البیت من یأکل اکثر من المد و منهم من یأکل اقل من المد فبین ذلک ... .[۸]

۳۰- لزوم رعایت تناسب کیفیت پوشاکى که در کفاره قسم داده مى شود با فصل سال (تابستان و زمستان) و مرد یا زن بودن فقیر (فکفّرته ... او کسوتهم) از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام در توضیح آیه فوق روایت شده: ... و اما کسوتهم فان وافقت به التشاء فکسوته، و ان وافقت به الصیف فکسوته، لکل مسکین ازار و رداء و للمراة ما یوارى ما یحرم منها ازار و خمار و درع ... .[۹]

۳۱- بالاپوش و پایین پوش براى مرد و مقدار پوشش لازم (پیراهن، روسرى و پایین پوش) براى زن، پوشاکى که در کفاره قسم داده مى شود. (فکفّرته ... او کسوتهم) از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام در توضیح آیه فوق روایت شده: ... و اما کسوتهم ... لکل مسکین ازار و رداء و للمراة ما یوارى ما یحرم منها ازار و خمار و درع ... .[۱۰]

۳۲- یک نوبت غذاى سیر یا یک تن پوش، حداقل کفاره قسم که به هر یک از ده مسکین داده مى شود. (فکفّرته اطعام عشرة مسکین من اوسط ما تطعمون اهلیکم او کسوتهم) امام باقر (ع) در توضیح معنى «اوسط» در آیه فوق فرمود: ... تشبعهم به مرة واحدة. قلت: کسوتهم؟ قال: ثوب واحد.[۱۱]

۳۳- سه روز روزه، کفاره قسم کسى که بیش از مخارج لازم خانواده خویش را ندارد. (فمن لم یجد فصیام ثلثة ایام) امام کاظم (ع) در توضیح آیه فوق فرمود: اذا لم یکن عند فضل عن قوت عیاله فهو ممن لایجد.[۱۲]

موضوعات مرتبط

  • آیات خدا:۲۱
  • احکام:۴، ۷، ۱۷، ۲۸، ۲۹، ۳۲ تشریع احکام ۴، ۷، ۱۷، ۲۸، ۲۹، ۳۲ ۱۱ ; عمل به احکام ۴، ۷، ۱۷، ۲۸، ۲۹، ۳۲ ۲۶
  • ارزیابى: ملاک ارزیابى ۵
  • اسلام: و بردگى ۱۲ ; اسلام و جامعه ۱۳ ; اسلام و فقرا ۱۱ ; ویژگى اسلام ۱۳
  • امکانات دنیوى: استفاده از امکانات دنیوى ۲۵
  • برده: عتق برده ۷، ۸، ۱۲، ۱۴
  • تکلیف: شرایط تکلیف ۱۵ ; قدرت در تکلیف ۱۵، ۱۶، ۱۷
  • خدا: حدود خدا ۲۲ ; روزى خدا ۲۵ ; فضل خدا ۲ ; نعمتهاى خدا ۲۲، ۲۳، ۲۴، ۲۵
  • دین: و عینیت ۱۱، ۱۳
  • زن: پوشاک زن ۳۱ ; زن مسکین ۳۰
  • سوگند: اجتناب از سوگند لغو ۲۵ ; احکام سوگند ۴، ۷، ۸، ۹، ۲۳، ۲۸، ۲۹ ; حنث سوگند ۲۸ ; سوگند لغو ۱، ۲، ۲۷، ۲۸ ; کیفر حنث سوگند ۳ ; گناه حنث سوگند ۶ ; وفاى به سوگند ۴، ۱۸، ۱۹
  • شکر: نعمت شکر ۲۲، ۲۳، ۲۴، ۲۵، ۲۶
  • طیّبات: تحریم طیّبات ۲۸
  • کفاره: احکام کفاره ۹، ۱۰، ۱۷، ۲۹، ۳۱، ۳۲، ۳۳ ; اطعام در کفاره ۷، ۸، ۱۴، ۳۲ ; پوشاک در کفاره ۷، ۸، ۱۰، ۱۴، ۳۰، ۳۱، ۳۲ ; روزه کفاره ۱۴، ۳۳ ; کفاره حنث سوگند ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰، ۱۴، ۱۷، ۱۹، ۲۳، ۲۹، ۳۱، ۳۲، ۳۳ ; کفاره گناه ۲۴
  • گناه: موارد گناه ۶ ; موجبات آمرزش گناه ۶
  • لذایذ: تحریم لذایذ ۲۸
  • مرد: پوشاک مرد ۳۱ ; مرد مسکین ۳۰
  • مساکین: اطعام به مساکین ۷، ۸، ۲۹، ۳۲ ; پوشاک مساکین ۸ ; لباس مساکین ۷، ۳۰، ۳۱
  • ملاک عرفى:۹
  • مؤمنان: مقامات مؤمنان ۲
  • نظام جزایى:۳، ۲۷
  • نیّت: آثار نیّت ۱، ۳، ۴، ۵

منابع

  1. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۳، ص ۲۳۱.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۳۱۱.
  3. صاحب تفسير برهان در ذيل آيه ۸۷ همين سوره از قول على بن ابراهيم بعد از سه واسطه از امام صادق عليه‌السلام چنين گويد: كه على عليه‌السلام سوگند ياد كرده بود كه شب‌ها براى عبادت خدا تا صبح نخوابد و بلال نيز قسم ياد كرده بود كه روزها چيزى نخورد و عثمان بن مظعون هم قسم خورده بود كه با زن نزديكى ننمايد. زوجه عثمان كه زنى زيباروى بود نزد عائشه آمد، عائشه كه هميشه او را با زينت و آرايش مي‌ديد به وى گفت: تو را چه شده است كه آرايش ننموده اى؟ زوجه عثمان گفت: براى چه كسى خود را آرايش كنم در حالتى كه مدتى است شوهرم به من نزديك نمى شود و رهبانيت اختيار نموده و گوشه‌گير شده است و از دنيا هم دورى جسته است. عائشه موضوع را به پيامبر گفت: پيامبر دستور داد كه مردم در مسجد براى نماز جمع شوند سپس به منبر رفت و حمد و ثناى خدا گفت: سپس فرمود: چرا عده اى به خود رنج و زحمت داده و اشياء حلال را بر خويش حرام نموده اند، بدانيد كه من شب‌ها به خواب مي‌روم و ازدواج مي‌كنم و روزها غذا مي‌خورم و هر كس از اين روش من پيروى نكند از من نخواهد بود سپس عده اى از جا برخاسته و گفتند: يا رسول الله ما درباره ادامه اين روش ها سوگند ياد كرده ايم بنابراين تكليف سوگندهاى ما چه خواهد شد؟ سپس اين آية نازل گرديد. صاحبان روض الجنان و مجمع البيان گويند: بعد از نزول آيه ۸۷ مردم گفتند: يا رسول اللّه تكليف ما با سوگندهائى كه ياد نموده ايم چه خواهد بود؟ خداوند اين آيه را نازل فرمود.
  4. ابن ابى‌حاتم در تفسير خود بنا به روايت از زيد بن اسلم اين شأن و نزول را درباره آيه ۸۷ آورده است.
  5. کافى، ج ۷، ص ۴۴۳، ح ۱; نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۶۵- ، ح ۳۲۳.
  6. کافى، ج ۷، ص ۴۴۳، ح ۱; نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۶۵- ، ح ۳۲۳.
  7. تفسیر قمى، ج ۱، ص ۱۸۰; نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۶۵، ح ۳۲۰.
  8. کافى، ج ۷، ص ۴۵۳، ح ۷; نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۶۷- ، ح ۳۳۳.
  9. تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۳۳۷، ح ۱۶۷; تفسیر برهان، ج ۱، ص ۴۹۶، ح ۱۲.
  10. تفسیر عیاشى، ج ۱، ص ۳۳۷، ح ۱۶۷; تفسیر برهان، ج ۱، ص ۴۹۶، ح ۱۲.
  11. کافى، ج ۷، ص ۴۵۴، ح ۱۴; نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۶۷- ، ح ۳۳۴.
  12. کافى، ج ۷، ص ۴۵۲، ح ۲; نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۶۷- ، ح ۳۳۶.