المائدة ٦٧

از الکتاب
کپی متن آیه
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ‌ بَلِّغْ‌ مَا أُنْزِلَ‌ إِلَيْکَ‌ مِنْ‌ رَبِّکَ‌ وَ إِنْ‌ لَمْ‌ تَفْعَلْ‌ فَمَا بَلَّغْتَ‌ رِسَالَتَهُ‌ وَ اللَّهُ‌ يَعْصِمُکَ‌ مِنَ‌ النَّاسِ‌ إِنَ‌ اللَّهَ‌ لاَ يَهْدِي‌ الْقَوْمَ‌ الْکَافِرِينَ‌

ترجمه

ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‌دارد؛ و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند.

ترتیل:
ترجمه:
المائدة ٦٦ آیه ٦٧ المائدة ٦٨
سوره : سوره المائدة
نزول : ٧ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«بَلِّغْ»: تبلیغ کن. برسان. «یَعْصِمُکَ»: محفوظ و مصونت می‌دارد. «وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ»: اگر به تمام و کمال تبلیغ نکنی. این تهدید خطاب به پیغمبر و به پیروی از او، خطاب به همه علماء و مسلمانانی است که در کار تبلیغ چه بسا سستی کنند و برخی از حقائق را به خاطر دیگران پنهان دارند.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]

شأن نزول:[۲]

«شیخ طوسی» گوید: در سبب نزول آيه پنج قول است:

اول، محمد بن كعب القرظى و ديگران گويند كه يك نفر از اعراب در صدد قتل رسول خدا صلى الله عليه و آله برآمد و خواست پيامبر را با شمشير بكشد شمشير از دست وى افتاد.

دوم، رسول خدا صلى الله عليه و آله از قريش در بيم و هراس بود، خداوند به وسيله اين آيه ترس از قريش را از دل او برداشت.

سوم، رسول خدا صلی الله علیه و آله را نگهبانانى حراست و حفاظت مي‌نمودند وقتى كه اين آيه آمد، پيامبر به نگهبانان مزبور دستور داد كه بروند و فرمود: خداوند مرا حفظ خواهد كرد.[۳]

چهارم، عائشه گويد: مقصود آيه از بين بردن توهم است زيرا پيامبر بعضى از امور وحى را به عنوان تقيه ابراز نمى نمود.

پنجم، امامين امام باقر|باقر و امام صادق|صادق عليهماالسلام روايت نمايند كه خداوند به رسول خويش وحى فرستاد كه على بن ابى‌طالب عليه‌السلام را جانشين خود قرار دهد. پيامبر مى ترسيد كه اين موضوع بر بعضى از صحابه گران آيد لذا خداوند براى تشجيع به آشكار شدن اين امر و تهديد به اين كه اگر آن را انجام ندهد، تبليغ رسالت ننموده است. فرمان عملى ساختن جانشينى على عليه‌السلام را صادر فرمود.[۴][۵][۶]

تفسیر


نکات آیه

۱- ابلاغ کامل وحى الهى به مردم، وظیفه پیامبر (ص) (یایها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک و إن لم تفعل فما بلغت رسالته)

۲- پیامبر (ص) فرستاده خدا و واسطه ابلاغ وحى به مردم (یایها الرسول بلغ ما أنزل إلیک)

۳- رسالت الهى پیامبر (ص) براى ابلاغ وحى، جلوه اى از ربوبیت خداوند (یایها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک) گزینش اسم «رب» نشانه ارتباط رسالت و وحى با ربوبیت الهى است.

۴- پیامبر (ص) مأمور ابلاغ پیام ویژه اى از سوى خداوند براى مردم (بلغ ما أنزل ... و إن لم تفعل فما بلغت رسالته) مراد از «ما انزل ...» نمى تواند تمامى احکام و معارف دینى باشد، زیرا معنا ندارد که گفته شود: اگر همه آنچه بر تو نازل شده ابلاغ نکنى، رسالت الهى را به انجام نرسانده اى ; بنابراین مقصود از «ما انزل» پیامى خاص بوده که به منزله تمامى رسالت محسوب مى شده است. که بنابر شأن نزولهاى متعدد و روایات فراوان، آن پیام ویژه، اعلام ولایت امیرالمؤمنین (ع) بوده است.

۵- نصب على (ع) به امامت و ولایت بر اهل ایمان، حکم نازل شده به رسول خدا (ص) در آیه تبلیغ (بلغ ما أنزل إلیک) بر اساس شأن نزولهاى متعدد و روایات فراوان، مراد از «ما انزل الیک»، امامت و ولایت امیرالمؤمنین على ابن ابى طالب (ع) است.

۶- پیام مهم و ویژه خداوند در آیه تبلیغ (ولایت على (ع))، داراى ارزشى هم طراز با تمامى رسالت (بلغ ما أنزل ... و إن لم تفعل فما بلغت رسالته)

۷- انجام وظیفه رسالت الهى از سوى پیامبر (ص)، در گرو ابلاغ پیام ویژه خداوند (اعلام ولایت على (ع)) به مردم (بلغ ما أنزل ... و إن لم تفعل فما بلغت رسالته)

۸- پیوستگى و انسجام میان تمامى معارف و احکام نازل شده بر پیامبر (ص)* (و إن لم تفعل فما بلغت رسالته)

۹- ابلاغ پیام ویژه الهى در آیه تبلیغ، در گرو انتخاب شیوه اى عملى از سوى پیامبر (ص) براى انجام آن (بلغ ... و إن لم تفعل فما بلغت رسالته) تعبیر قرآن در جمله «و ان لم تفعل» به جاى «و ان لم تبلغ» و یا «و الا ...» مى رساند که آن پیام، پیامى بوده که پیامبر (ص) وظیفه داشت آن را عملا به مردم ابلاغ کند و مجرد گفتن کفایت نمى کرده است، چنانچه آن حضرت در غدیر خم با معرفى على (ع) وى را براى امامت نصب کرد.

۱۰- پیامبر (ص)، داراى اختیار تکوینى در انجام مسؤولیتهاى الهى خویش (و إن لم تفعل فما بلغت رسالته) جمله «و ان لم تفعل» مى رساند که پیامبر (ص) تکویناً مجبور به ابلاغ رسالت نبوده و توان آن ترک آن را داشته است.

۱۱- احساس خطر پیامبر (ص) از ناحیه برخى مردم جهت انجام رسالت ویژه خویش (ابلاغ ولایت على (ع)) (بلغ ما أنزل ... و اللّه یعصمک من الناس)

۱۲- خداوند، تضمین کننده حفاظت پیامبر (ص) از خطر احتمالى ابلاغ پیام ویژه الهى (ولایت على (ع)) (بلغ ما أنزل ... و اللّه یعصمک من الناس)

۱۳- ضرورت بى اعتنایى مبلغان دین به خواسته هاى انحرافى مردمان به هنگام اجراى فرمانهاى الهى و تبلیغ احکام دین (بلغ ... و اللّه یعصمک من الناس)

۱۴- کافران همواره محروم از هدایت الهى (إنّ اللّه لایهدى القوم الکفرین)

۱۵- منکران و مخالفان پیام ویژه خداوند در «آیه تبلیغ»، مردمانى کافر (بلغ ما أنزل إلیک ... إنّ اللّه لایهدى القوم الکفرین) از مصادیق مورد نظر براى کافران به قرینه صدر آیه کسانى هستند که آن پیام ویژه را که به منزله تمامى رسالت الهى است، منکر شوند.

۱۶- خداوند هرگز به مخالفان پیام ویژه الهى (ولایت و امامت على (ع)) مجال توطئه علیه پیامبر (ص) را نخواهد داد. (بلغ ... إنّ اللّه لایهدى القوم الکفرین) بدان احتمال که متعلق حذف شده از فعل «یهدى» به قرینه (و اللّه یعصمک من الناس) توطئه هاى کافران باشد، یعنى خداوند کافران را به توطئه علیه پیامبر (ص) موفق نخواهد کرد.

۱۷- نافرجامى برنامه و تلاشهاى مخالفت خواست الهى (و اللّه یعصمک من الناس إنّ اللّه لایهدى القوم الکفرین) جمله «ان اللّه لایهدى ...» تعلیل است براى «و اللّه یعصمک من الناس» و بیانگر این است که مصونیت پیامبر (ص) از خطر دشمنان، برخاسته از این اصل کلى است که خداوند هیچگاه کافران و ستیزگران با دین را موفق نخواهد ساخت.

۱۸- هدایت انسانها، تنها در اختیار خداوند است. (إنّ اللّه لایهدى القوم الکفرین)

روایات و احادیث

۱۹- اعلام ولایت على (ع) در روز غدیر خم توسط پیامبر (ص) به امر خداوند (یایها الرسول بلغ ما أنزل إلیک من ربک) امام باقر (ع): ... فاوحى اللّه عزوجل الیه «یایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ...» ... فقام بولایة على (ع) یوم غدیر خم ... .[۷]

۲۰- اعلان نکردن ولایت على (ع) از سوى رسول خدا (ص) موجب حبط عمل آن حضرت (و إن لم تفعل فما بلغت رسالته) از رسول خدا (ص) روایت شده که بعد از خواندن آیه فوق خطاب به على (ع) فرمود: و لو لم ابلغ ما امرت به من ولایتک لحبط عملى ... .[۸]

۲۱- پرهیز پیامبر (ص) از تقیه، پس از تضمین خدا نسبت به حفظ ایشان از شر مردم (و اللّه یعصمک من الناس) از امام رضا (ع) روایت شده است که در مورد تقیه نمودن رسول خدا (ص) فرمود: اما بعد قول اللّه عزوجل «یایها الرسول بلغ ما انزل ... و اللّه یعصمک من الناس» فانه ازال کل تقیة بضمان اللّه عزوجل و بین امر اللّه ... .[۹]

موضوعات مرتبط

  • آیه تبلیغ:۵ اعلام آیه تبلیغ ۵ ۷، ۹، ۱۲ ; اهمیّت آیه تبلیغ ۵ ۶
  • احکام: عمل به احکام ۱۳
  • امام على(ع): ارزش ولایت امام على(ع) ۶ ; اعلام ولایت امام على(ع) ۷، ۱۱، ۱۲، ۱۹ ; امامت امام على(ع) ۱۶ ; انتصاب امام على(ع) ۵ ; اهمیّت ولایت امام على(ع) ۲۰ ; منشأ امامت امام على(ع) ۵ ; منشأ ولایت امام على(ع) ۵ ; ولایت امام على(ع) ۱۶
  • انسان: هدایت انسان ۱۸
  • تبلیغ: روش تبلیغ ۱۳
  • تقیّه: اجتناب از تقیّه ۲۱
  • خدا: اختصاصات خدا ۱۸ ; اوامر خدا ۶، ۱۹ ; ربوبیّت خدا ۳ ; مشیت خدا ۱۷ ; هدایت خدا ۱۲، ۱۸ نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۵۳، ح ۲۹۳.
  • دین: پیوستگى تعالیم دین ۸ ; تبلیغ دین ۱۳
  • عید غدیر:۱۹
  • کافران:۱۵ گمراهى کافران ۱۵ ۱۴
  • مبلغان: مسؤولیت مبلغان
  • محمّد (ص): اختیارات تکوینى محمّد (ص) ۱۰ ; اندوه محمّد (ص) ۱۱ ; رسالت محمّد (ص) ۲، ۳، ۱۱، ۲۰ ; محافظت از محمّد (ص) ۱۲، ۲۱ ; محمّد (ص) و آیه تبلیغ ۷، ۹، ۱۱، ۱۹، ۲۰ ; محمّد (ص) و تقیّه ۲۱ ; مسؤولیت محمّد (ص) ۱، ۲، ۳، ۴، ۷، ۹
  • مخالفان: شکست مخالفان مخالفان آیه تبلیغ ۱۶ ; شکست مخالفان خدا ۱۷ ; مخالفان آیه تبلیغ ۱۵ ; مخالفان آیه تبیلغ و محمّد (ص) ۱۶
  • مردم: خواسته مردم ۱۳
  • منکران آیه تبلیغ:۱۵
  • وحى: ابلاغ وحى ۱، ۲، ۳، ۴
  • هدایت: محرومیت از هدایت ۱۴ ; منشأ هدایت ۱۸

منابع

  1. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۳، ص ۲۳۱.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۳...
  3. حاكم و ترمذى از عائشه نقل نمايند كه عده اى از پيامبر حفاظت و حراست مى كردند وقتى كه آيه «وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» نازل گرديد، دستور داد كه از آن پس كسى از وى حراست ننمايد و نيز طبرانى از ابوسعيد الخدرى روايت كند كه عباس عموى پيامبر از زمره كسانى بود كه از پيامبر حراست مي‌نمود وقتى كه اين آيه آمد به دستور پيامبر ترك حراست نمود و نيز ابن مردويه در تفسير خود و طبرانى از ابن عباس روايت كنند كه به دستور ابوطالب عموى رسول خدا صلی الله علیه و آله عده اى پيامبر را حراست مى كردند بعد از نزول آيه «وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» خواست نگهدارى و حراست او را ادامه بدهد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اى عمّ، خداوند مرا از گزند جن و انس محفوظ مي‌دارد.
  4. صاحب مجمع البيان گويد: عياشى در تفسير خود از ابن عمير او از ابن اذينه او از كلبى او از ابوصالح او از ابن عباس و جابر بن عبدالله نقل نموده كه گفته اند: خداوند به رسول خود امر كرد كه على بن ابى‌طالب را به جانشينى خود منصوب نمايد و پيامبر از اين موضوع مى ترسيد. از اين كه پسرعموى خود را به اين مقام منصوب نمايد، مورد طعن قرار گيرد. خداوند طى انزال اين آية وحى فرستاد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در روز غدير خم به ولايت على عليه‌السلام قيام نمود و نيز ابوالحمد از حاكم ابوالقاسم الحسكانى در كتاب شواهد التّنزيل لقواعد التفصى والتأويل طى اسنادى از ابوعمير و نيز در همين كتاب به سندى از حيان بن على العلوى او از ابوصالح او از ابن عباس روايت كرده كه گفته اند: اين آيه در شأن على عليه‌السلام نازل شده و رسول خدا على بن ابى‌طالب را بر روى دست بلند كرد و فرمود: (من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه).
  5. در تفسير ثعلبى كه از علماء عامّه است از جعفر بن محمدالصادق و محمد بن على الباقر در معنى اين آيه روايت شده كه فرمودند معنى آن چنين است: (يا ايّها الرّسول بلّغ ما انزل اليك في فضل علىّ)، چنان كه ابن شهر آشوب نيز از تفسير ثعلبى نقل كرده است چنان كه در تفاسير ابن جريج و عطا و ثورى كه از علماء عامه اند نقل شده كه درباره على بن ابى‌طالب نازل گرديده است.
  6. صاحب كشف الاسرار از مفسرين عامه گويد: اين آيه درباره على عليه‌السلام نازل شده و منظور از آيه «بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ من فضل) على بن ابى‌طالب بوده است، براء بن عازب گويد: چون اين آيه نازل شد موقعى بود كه رسول خدا از حجة‌الوداع بازگشته بود ياران خود را در موضعى فرود آورد كه به آن غدير خم مى گفتند. پيامبر فرمود تا ندا كنند (الصّلوة جامعة) در اين جا دست على عليه‌السلام را بگرفت و بفرمود: (الست اولى بالمؤمنين من انفسهم فقالوا بلى يا رسول اللّه) و فرمود: (الست اولى بكلّ مؤمن من نفسه قالوا بلى)، سپس فرمود: (هذا مولى من انا مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه) در اين جا عمر بن الخطاب با وى ملاقات كرد و گفت: (هنيئا لك يابن ابى طالب اصبحت و امسيت مولى كلّ مؤمن و مؤمنة).
  7. کافى، ج ۱، ص ۲۸۹، ح ۴; نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۵۲- ، ح ۲۹۱.
  8. امالى صدوق، ص ۴۰۰، ح ۱۳، مجلس ۷۴; نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۵۴، ح ۲۹۶.
  9. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۳۰، ح ۱۰، ب ۳۵;