الأنعام ٤٤

از الکتاب
کپی متن آیه
فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ‌ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ‌ أَبْوَابَ‌ کُلِ‌ شَيْ‌ءٍ حَتَّى‌ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ‌ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ‌ مُبْلِسُونَ‌

ترجمه

(آری،) هنگامی که (اندرزها سودی نبخشید، و) آنچه را به آنها یادآوری شده بود فراموش کردند، درهای همه چیز (از نعمتها) را به روی آنها گشودیم؛ تا (کاملا) ً خوشحال شدند (و دل به آن بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم)؛ در این هنگام، همگی مأیوس شدند؛ (و درهای امید به روی آنها بسته شد).

ترتیل:
ترجمه:
الأنعام ٤٣ آیه ٤٤ الأنعام ٤٥
سوره : سوره الأنعام
نزول : ٦ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٢٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَا ذُکِّرُوا بِهِ»: آنچه بدان پند و اندرز داده شدند که بَأْسَآء در اموال و ضَرَّآء در ابدان بود. «مُبْلِسُونَ»: ناامیدان و سرگشتگان و غمگینان.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه در مکه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]

شأن نزول آیات ۴۴ و ۴۵:[۲]

مفضل بن عمر از امام صادق علیه‌السلام نقل نماید كه فرمود: درباره بنى‌امیه سه آیة نازل گردیده است:

نخست آیه «إِنَّما مَثَلُ الْحَیاةِ الدُّنْیا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعامُ حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَازَّيَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها أَتاها أَمْرُنا لَيْلًا أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِیداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[۳] كه منظور از اهل و مردم، بنى‌امیه بوده و مقصود از فرمان خدا قائم به سیف و شمشیر می‌باشد.

دوم آیات: «فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ، لاتَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ»[۴]، یعنى قائم به سیف و شمشیر شما را در مورد سؤال قرار دهد.

سوم همین آیات كه درباره آنان نازل شده است.[۵]

امام هادی|امام على‌النقى علیه‌السلام فرماید: قنبر را كه از خدمتگزاران صدیق امیرالمومنین على علیه‌السلام بود، نزد حجاج بن یوسف (ملعون) آوردند، حجاج از او پرسید: براى على چه كارى انجام می‌دادى؟ گفت: براى مولاى خود آب حاضر می‌كردم كه وضو بسازد.

حجّاج پرسید على بعد از وضو چه چیزى می‌خواند؟ قنبر گفت: این آیات را تلاوت مى فرمود. حجاج پرسید: آیا منظور على از این آیات ما بوده ایم؟ قنبر با كمال شجاعت گفت: بلى، حجاج گفت: اگر دستور بدهم گردن تو را بزنند چه خواهى كرد؟ قنبر گفت: من به سعادت شهادت نائل می‌شوم و تو در بلادت شقاوت خواهى ماند سپس دستور داد آن بزرگ مرد را گردن زدند.[۶]

از امام باقر علیه‌السلام نقل شده كه فرمود: این آیات درباره اولاد عباس نازل گردیده است.[۷]

تفسیر


نکات آیه

۱- گشوده شدن تمامى درهاى نعمت به روى مردم، در پى بى تفاوتى و فراموشکارى آنان نسبت به هشدارها و تذکارهاى الهى (فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم أبوب کل شىء) جمله «فتحنا علیهم ابواب»، به قرینه «فرحوا بما»، به معناى باز شدن درهاى نعمت است. زیرا شادمانى آدمى غالباً از نعمت و آسایش حاصل مى شود.

۲- ضرورت به یاد داشتن برهه هاى دشوار زندگى (فأخذنهم بالبأساء و الضراء ... فلما نسوا ما ذکروا به) مراد از «ما ذکروا»، به قرینه آیه قبل، همان سختیها و خسارتهایى است که براى متذکر شدن به مردم وارد مى شود و لحن توبیخ گونه آیه بیانگر مطلب فوق است.

۳- به یاد داشتن برهه هاى دشوار زندگى، مانع غفلت از یاد خدا (فلما نسوا ما ذکروا به)

۴- گشوده شدن درهاى نعمت به روى کسانى که حتى در سختیها تضرع نمى کنند، جریان یافتن سنت استدراج الهى است. (فأخذنهم بالبأساء و الضراء ... فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم أبوب کل شىء) سنت استدراج اصطلاحى است برگرفته از آیه «سنستدرجهم من حیث لا یعلمون» (اعراف / ۱۸۲). از مصادیق جریان استدراج همین آیه مورد بحث است که درهاى نعمت الهى به سوى تکذیب کنندگان آیات گشوده مى شود (فتحنا علیهم) تا آن زمان که عذاب الهى آنان را در بر گیرد.

۵- استدراج نتیجه فراموش کردن خداوند، پس از توجه به او در سختیها و شداید (أغیر اللّه تدعون ... فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم أبوب کل شىء)

۶- دشواریهاى زندگى و رفاه و گشایش در آن، در اختیار خداوند است. (فأخذنهم بالبأساء و الضراء ... فتحنا علیهم أبوب کل شىء) چون گشایش در زندگى و معیشت (فتحنا) و سختى و تنگنا (فأخذناهم)، هر دو با ضمیر «نا» به خداوند نسبت داده شده است، معلوم مى شود که هر دو حالت با اراده خداوند صورت مى پذیرد.

۷- خدافراموشان، شادمان از فراوانى نعمت و رفاه و آسایش خویش و غافل از سنت استدراج (فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم أبوب کل شىء حتى إذا فرحوا بما أوتوا)

۸- فراوانى و رفاه و آسایش همواره نشانه لطف و عنایت الهى نیست. (فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم أبوب کل شىء حتى إذا فرحوا)

۹- عذاب ناگهانى غافلان از خداوند و هشدارهاى او، در اوج شادمانى و رفاه و آسایش (فلما نسوا ما ذکروا به ... أخذنهم بغتة)

۱۰- جریان یافتن سنت استدراج پس از اتمام حجت الهى (فلما نسوا ما ذکروا به ... أخذنهم بغتة) «ما ذکروا» شامل همه مواردى مى شود که مى بایست موجب تنبه و بیدارى مى شد و تعبیر دیگر آن «اتمام حجت» است.

۱۱- خدافراموشان، داراى چهره هایى مأیوس و اندوهبار به هنگان نزول عذاب الهى (فلما نسوا به ... فإذا هم مبلسون) ابلاس به معنى ناامید و متحیر شدن است. (قاموس اللغة). ابلاس به حزن و اندوهى گفته مى شود که از شدت سختى بر کسى عارض شود. (مفردات راغب).

۱۲- برخى از امتهاى گذشته پس از فراموش کردن خدا و هشدارهاى او گرفتار عذاب ناگهانى خداوند شدند. (و لقد أرسلنا إلى أمم من قبلک ... فلما نسوا ... أخذنهم بغتة فإذا هم مبلسون)

روایات و احادیث

۱۳- إن النبى (ص) قال: إذا رأیت اللّه یعطى العباد ما یسألون على معاصیهم إیاه فإنما ذلک استدراج منه لهم ثم تلا: «فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم أبواب کل شىء».[۸] رسول خدا (ص) فرمود: هر گاه دیدى خداوند على رغم معاصى بندگان، آنچه را از او بخواهند به آنان مى دهد، این استدراج (نزدیک شدن تدریجى عذاب) خداست بر آنان، سپس آن حضرت آیه «فلما نسوا ... » را تلاوت کرد.

موضوعات مرتبط

  • امتها: عذاب امتهاى پیشین ۱۲
  • خدا: اتمام حجت خدا ۱۰ ; اختصاصات خدا ۶ ; بیخاعتنایى به هشدارهاى خدا ۱ ; سنّتهاى خدا ۴ ; عذابهاى خدا ۱۱ ; عطایاى خدا ۱۳ ; نشانه هاى لطف خدا ۸ ; هشدارهاى خدا ۹
  • ذکر: آثار ذکر سختى ۳ ; اهمیت ذکر سختى ۲ ; ذکر خدا ۳ ; ذکر سختى ۵
  • رفاه: سرور از رفاه ۷
  • زندگى: رفاه در زندگى ۶، ۸ ; مشکلات زندگى ۶
  • سختى: تضرّع در سختى ۴
  • سنتهاى خدا: سنّت استدراج ۴، ۱۰، ۱۳ ; عوامل سنّت استدراج ۵ ; غفلت از سنّت استدراج ۷
  • عذاب: ناگهانى ۹، ۱۲
  • غافلان: آسایش غافلان ۹ ; اندوه غافلان ۱۱ ; رفاه غافلان ۹ ; سرور غافلان ۷، ۹ ; عذاب غافلان ۹، ۱۱، ۱۲ ; یأس غافلان ۱۱
  • غفلت: موانع غفلت ۳
  • فراموشى: آثار فراموشى خدا ۵ ; فراموشى خدا ۱۱ ; فراموشى هشدارهاى خدا ۱، ۱۲ ; کیفر فراموشى خدا ۱۲
  • نعمت: سرور از وفور نعمت ۷ ; وفور نعمت ۱، ۴، ۸

منابع

  1. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌۴، ص ۴۲۱.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص ۳۳۲.
  3. آیه ۲۴ سوره يونس، (ترجمه)؛ «مثل زندگى دنیا به آبى می‌ماند كه از آسمان فرستیم تا به وسیله آن باران انواع گیاهان زمین از آنچه آدمیان و حیوانات می‌خورند، روئیده شود تا گاهى كه زمین از اثر خرمى آرایش شود و مردم آن خود را قادر و متصرف پندارند كه ناگهان فرمان ما به شب یا به روز در رسد و آن همه زیور زمین را درو كند و چنان خشك شود كه گوئى دیروز در آن هیچ چیزى نبوده، این گونه خداوند آیات خود را براى كسانى كه مى اندیشند، روشن مى گرداند».
  4. آیات ۱۲ و ۱۳ سوره انبياء، (ترجمه)؛ «هنگامى كه ستمكاران عذاب ما را مشاهده كردند، از آنجا رو به فرار نهند (در آن حال به آن‌ها خطاب شود) فرار نكنید بلكه به خانه‌هاى خود روى آورید و به اصلاح فسادى كه روزى ممكن است از آن بازخواست شوید، بپردازید».
  5. در تفسیر برهان از طبرى نقل شده است.
  6. تفسیر عیاشى.
  7. تفسیر ابوحمزه ثمالى.
  8. تفسیر طبرى، ج ۵، ص ۱۹۴ ; الدر المنثور، ج ۳- ، ص ۲۷۰.