مريم ٢٩

از الکتاب
کپی متن آیه
فَأَشَارَتْ‌ إِلَيْهِ‌ قَالُوا کَيْفَ‌ نُکَلِّمُ‌ مَنْ‌ کَانَ‌ فِي‌ الْمَهْدِ صَبِيّاً

ترجمه

(مریم) به او اشاره کرد؛ گفتند: «چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟!»

ترتیل:
ترجمه:
مريم ٢٨ آیه ٢٩ مريم ٣٠
سوره : سوره مريم
نزول : ٦ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْمَهْدِ»: گهواره. «صَبِیّاً»: کودک. حال است.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


نکات آیه

۱- مریم(س) با اشاره به نوزادش (عیسى(ع)) کار پاسخ گویى به اتهامات وارده را به او واگذار کرد. (و ما کانت أُمّک بغیًّا . فأشارت إلیه)

۲- حضرت مریم(س)، هنگام مواجه شدن با اتهام هاى قوم خود، در حال روزه بود و سخن نمى گفت. (فأشارت إلیه)

۳- حضرت مریم(س) به قدرت نوزادش عیسى(ع) در سخن گفتن و رفع اتهامات یقین داشت. (فأشارت إلیه) آمدن مریم به میان قوم خویش، آوردن علنى و آشکار فرزند و اشاره کردن به سوى نوزاد به جاى پاسخ گویى به اتهامات، بیانگر یقین او است.

۴- ورود مریم(س) با نوزادش عیسى(ع) بر قوم خویش، به هنگام روز بود. (فلن أکلّم الیوم إنسیًّا ... فأشارت إلیه)

۵- مردم، از واگذارشدن پاسخ اتهامات از سوى مریم(س) به نوزادش عیسى(ع)، شگفت زده شده و آن را باور نکردند. (فأشارت إلیه قالوا کیف نکلّم من کان فى المهد صبیًّا) استفهام در آیه انکارى است. این انکار را چندین تأکید نیز همراهى مى کند: ۱) فعل «کان» که در این موارد بر ماضى دلالت ندارد، بلکه استقرار و ثبوت را مى فهماند; ۲) قید «فى المهد» که نشانه ناتوانى عیسى(ع) از هرگونه حرکتى است; ۳) قید «صبیّاً» که با وجود «فى المهد» نیازى به آن نبود، ولى گویندگان آن را به منظور تأکید انکار و تعجبشان افزودند.

۶- زبان گشودن کودکى آرمیده در گهواره و تشریح ماجراى میلاد خویش، براى قوم مریم قابل تصور نبود. (کیف نکلّم من کان فى المهد صبیًّا) «مهد» گهواره یا هر مکان دیگرى است که براى آرمیدن کودک اختصاص یابد.

۷- مریم(س) از سوى افرادى متعدد به زنا متهم شده بود. (قالوا یمریم ... قالوا کیف نکلّم)

۸- سخن گفتن مرد با زن اجنبى در آیین یهود جایز بود. (قالوا یمریم ... قالوا کیف نکلّم) کسانى که به سراغ مریم(س) آمده و با او سخن گفتند، داعیه دین دارى داشته و از همین رو با احساساتى برافروخته به مریم(س) اعتراض کردند. روشن است که چنانچه این کار در آیین آنها روا نبود، راه دیگرى را براى آن در نظر مى گرفتند.

۹- شنیدن سخنان نامحرم و گفتوگو با وى جایز است.* (قالوا یمریم ... قالوا کیف نکلّم) نقل ماجراى گفت وگوى هم کیشان مریم با وى بدون رد و ایراد بر آن در قرآن، مى تواند دلیل مشروعیت آن باشد.

موضوعات مرتبط

  • احکام ۹:
  • عیسى(ع): تکلم عیسى(ع) در نوزادى ۳; شگفتى تکلم عیسى(ع) در نوزادى ۵; قصه عیسى(ع) ۳، ۵
  • مریم(ع): اشاره مریم(ع) ۱; تهمت زنا به مریم(ع) ۱، ۷; دفاع از مریم(ع) ۱، ۳; وقت بازگشت مریم(ع) ۴; روزه سکوت مریم(ع) ۲; قصه مریم(ع) ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۷; یقین مریم(ع) ۳
  • نامحرم: احکام نامحرم ۸، ۹; گفتگو با نامحرم ۹
  • نوزاد: شگفتى تکلم نوزاد ۶
  • یهود: تعجب یهود دوران مریم(ع) ۵، ۶
  • یهودیت: گفتگو با نامحرم در یهودیت ۸

منابع