تفسیر:المیزان جلد۹ بخش۲: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:




و نيز به سند خود از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل آيه «يسئلونك عن الانفال» فرموده: هر كس بميرد و وارثى نداشته باشد مالش جزو انفال است .
و نيز به سند خود، از امام صادق «عليه السلام» روايت كرده كه در ذيل آيه «يَسئَلُونَكَ عَن الأنفَال» فرموده: هر كس بميرد و وارثى نداشته باشد، مالش جزو انفال است.


مؤلف: و در معناى اين دو روايت روايات بسيارى از طرق ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) وارد شده است، و اگر در اين روايات انفال به معناى غنائم جنگى را ذكر نكرده ضرر به جايى نمى زند، زيرا خود آيه به طورى كه از سياق آن برمى آيد به مورد خود بر غنائم جنگى دلالت دارد.
مؤلف: و در معناى اين دو روايت، روايات بسيارى از طرق ائمه اهل بيت «عليهم السلام» وارد شده است، و اگر در اين روايات، «انفال» به معناى غنائم جنگى را ذكر نكرده، به جايى ضرر نمى زند. زيرا خود آيه، به طورى كه از سياق آن بر مى آيد، به مورد خود بر غنائم جنگى دلالت دارد.
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۹ صفحه ۱۵ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۹ صفحه ۱۵ </center>
و در الدر المنثور است كه : طيالسى و بخارى در كتاب ادب المفرد و مسلم و نحاس در كتاب ناسخش و ابن مردويه و بيهقى در كتاب شعب همگى از سعد بن ابى وقاص روايت كرده اند كه گفت:  
و در الدرّ المنثور است كه: طيالسى و بخارى، در كتاب ادب المفرد، و مسلم و نحاس، در كتاب ناسخ خود، و ابن مردويه و بيهقى، در كتاب شعب، همگى از سعد بن ابى وقاص روايت كرده اند كه گفت:  


از آيات قرآن چهار آيه در شان من نازل شده: اول اين كه مادرم قسم خورده بود كه اعتصاب غذا نموده و لب به آب و غذا نگشايد تا من از محمد (صلى الله عليه و آله) دست بردارم خداوند اين آيه را نازل كرد: «و ان جاهداك على ان تشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما و صاحبهما فى الدنيا معروفا».
از آيات قرآن، چهار آيه در شأن من نازل شده:  


دوم اينكه در جنگ شمشيرى بدست من افتاد كه خيلى از آن خوشم آمد، به رسول خدا (صلى الله عليه و آله) عرض كردم : اين شمشير را به من بده ، آيه نازل شد: «يسئلونك عن الانفال».
اول اين كه: مادرم قسم خورده بود كه اعتصاب غذا نموده و لب به آب و غذا نگشايد تا من از محمّد «صلى الله عليه و آله» دست بردارم. خداوند اين آيه را نازل كرد: «وَ إن جَاهَدَاكَ عَلَى أن تُشرِكَ بِى مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ فَلَا تُطِعهُمَا وَ صَاحِبهُمَا فِى الدُّنيَا مَعرُوفاً».


سوم اينكه وقتى من مريض شدم رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) به عيادتم آمد، عرض كردم: يا رسول الله! من مى خواهم مال خودم را تقسيم كنم، آيا مى توانم به نصف وصيت كنم ؟ فرمود: نه ، عرض كردم: به ثلث چطور؟ حضرت ساكت شد، و همين باعث شد كه وصيت به ثلث جايز گرديد.  
دوم اين كه: در جنگ شمشيرى به دست من افتاد كه خيلى از آن خوشم آمد. به رسول خدا «صلى الله عليه و آله» عرض كردم: اين شمشير را به من بده ، آيه نازل شد: «يَسئَلُونَكَ عَن الأنفَال».


چهارم اين كه من با عده اى از انصار شراب خوردم، و يكى از ايشان با استخوان فك شتر به بينى من زد، من خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) آمدم ، خداوند حكم حرمت شراب را نازل كرد.
سوم اين كه: وقتى من مريض شدم، رسول خدا «صلى الله عليه و آله» به عيادتم آمد، عرض كردم: يا رسول الله! من مى خواهم مال خودم را تقسيم كنم، آيا مى توانم به نصف وصيت كنم؟ فرمود: نه. عرض كردم: به ثلث چطور؟ حضرت ساكت شد، و همين باعث شد كه وصيت به ثلث جايز گرديد.  


مؤلف: اين روايت خالى از اشكال نيست ، اولا براى اينكه جمله «و ان جاهداك على ان تشرك بى...» در ذيل آيه «و وصينا الانسان بوالديه» قرار دارد كه سياقش با اينكه در باره شخص معينى و جهت خاصى نازل شده باشد منافات دارد، علاوه بر اين كه در ذيل آيه «قل تعالوا اتل ما حرم ربكم عليكم ان لا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا...» گفتيم كه دستور احسان به پدر و مادر از احكام عامه است كه اختصاص به اين شريعت و آن شريعت ندارد.
چهارم اين كه: من با عده اى از انصار شراب خوردم، و يكى از ايشان با استخوان فكّ شتر به بينى من زد. من خدمت رسول خدا «صلى الله عليه و آله» آمدم، خداوند حكم حرمت شراب را نازل كرد.


و ثانيا براى اينكه گرفتن شمشير و آن را از رسول خدا (صلى الله عليه و آله) درخواست كردن با قرائت «يسئلونك الانفال: از تو انفال مى خواهند» مناسبت دارد، نه با قرائت «يسئلونك عن الانفال: از تو از انفال سؤال مى كنند» و توضيحش در سابق گذشت .
مؤلف: اين روايت خالى از اشكال نيست. اولا براى اين كه جملۀ «وَ إن جَاهَدَاكَ عَلَى أن تُشرِكَ بِى...»، در ذيل آيه «وَ وَصَّينَا الإنسَانَ بِوَالِدَيه» قرار دارد، كه سياقش با اين كه در باره شخص معينى و جهت خاصى نازل شده باشد، منافات دارد.  


و ثالثا براى اين كه استقرار سنت بر وصيت به ثلث به آيه قرآن نبوده بلكه به سنت نبوى بوده است، «و با اين حال چطور سعد گفته است : از آيات قرآن چهار آيه در شان من نازل شده».
علاوه بر اين كه در ذيل آيه: «قُل تَعَالَوا أتلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُم عَلَيكُم أن لَا تُشرِكُوا بِهِ شَيئاً وَ بِالوَالِدَينِ إحسَاناً...» گفتيم كه دستور احسان به پدر و مادر از احكام عامه است، كه اختصاص به اين شريعت و آن شريعت ندارد.
 
و ثانيا براى اين كه: گرفتن شمشير و آن را از رسول خدا «صلى الله عليه و آله» درخواست كردن، با قرائت «يَسئَلُونَكَ الأنفَال: از تو انفال مى خواهند» مناسبت دارد، نه با قرائت «يَسئَلُونَكَ عَن الأنفَال: از تو از انفال سؤال مى كنند» و توضيحش در سابق گذشت.
 
و ثالثا براى اين كه: استقرار سنت بر وصيت به ثلث به آيه قرآن نبوده، بلكه به سنت نبوى بوده است، و با اين حال چطور سعد گفته است: «از آيات قرآن، چهار آيه در شأن من نازل شده».
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۹ صفحه ۱۶ </center>
<center> ترجمه تفسير الميزان جلد ۹ صفحه ۱۶ </center>
و رابعا گو اينكه داستان شرابخوردنش با جماعتى از اصحاب و پاره شدن بينيش بوسيله استخوان فك شتر حق است ، وليكن چرا نگفت كه رفقايش مختلط از مهاجر و انصار هر دو طايفه بودند، وچرا نگفت كه بينيش را عمر بن خطاب پاره كرد؟  
و رابعا گو اين كه: داستان شراب خوردنش با جماعتى از اصحاب و پاره شدن بينی اش، به وسيله استخوان فكّ شتر حق است، وليكن چرا نگفت كه رفقايش مختلط از مهاجر و انصار هر دو طايفه بودند، و چرا نگفت كه بينی اش را، عُمَر بن خطاب پاره كرد؟  


علاوه، در اين قضيه آيه سوره مائده نازل شد، كه نزولش براى تحريم نبوده ، بلكه به منظور تشديد و تاكيد تحريم بود، و بيان اين معنا در ذيل آيه «يا ايها الذين آمنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان» گذشت.
علاوه، در اين قضيه آيه سوره «مائده» نازل شد، كه نزولش براى تحريم نبوده، بلكه به منظور تشديد و تأكيد تحريم بود، و بيان اين معنا در ذيل آيه: «يَا أيَّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إنَّمَا الخَمرُ وَ المَيسِرُ وَ الأنصَابُ وَ الأزلَامُ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّيطَان» گذشت.


و نيز در همان كتاب است كه احمد، عبدبن حميد، ابن جرير، ابو الشيخ ، ابن مردويه ، حاكم و بيهقى در سنن خود همگى از ابى امامه روايت كرده اند كه گفت: من از عباده بن صامت معناى انفال را سؤال كردم، او گفت : درباره ما اصحاب بدر نازل شده ، چون در آن روز ما، درباره نفل اختلاف كرديم ، و اختلاف ما منجر به كدورت شد، در نتيجه خداوند آن را از دست ما گرفت و اختيار آن را به رسول خدا واگذار كرد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) هم آن را ميان مسلمين تقسيم كرد، و همين روايت را از براء نقل كرده اند كه در آخر گفت يعنى : بطور مساوى تقسيم كرد.
و نيز در همان كتاب است كه احمد، عبدبن حميد، ابن جرير، ابو الشيخ ، ابن مردويه ، حاكم و بيهقى در سنن خود همگى از ابى امامه روايت كرده اند كه گفت: من از عباده بن صامت معناى انفال را سؤال كردم، او گفت : درباره ما اصحاب بدر نازل شده ، چون در آن روز ما، درباره نفل اختلاف كرديم ، و اختلاف ما منجر به كدورت شد، در نتيجه خداوند آن را از دست ما گرفت و اختيار آن را به رسول خدا واگذار كرد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) هم آن را ميان مسلمين تقسيم كرد، و همين روايت را از براء نقل كرده اند كه در آخر گفت يعنى : بطور مساوى تقسيم كرد.
۱۸٬۳۰۳

ویرایش