الغاشية ٢٣

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

مگر کسی که پشت کند و کافر شود،

|مگر آنكس كه پشت كند و كافر شود

مگر كسى كه روى بگرداند و كفر ورزد،

جز آنکه هر کس (پس از تذکر) روی از حق بگرداند و کافر شود.

ولی کسی که [به دنبال تذکر پی در پی] روی گردانید و کفر ورزید.

مگر آن كس كه رويگردان شد و كفر ورزيد،

مگر کسی که روی برتابد و کفر پیشه کند

مگر آن كس را كه پشت كرد و كفر ورزيد- كه او را سود نكند-.

امّا کسی که (از حق و حقیقت روی بگرداند و به آئین الهی) پشت کند و کفر ورزد.

مگر کسی که روی گردانید و کفر ورزید.

مگر آنکه روی برتافت و کفر ورزید


الغاشية ٢٢ آیه ٢٣ الغاشية ٢٤
سوره : سوره الغاشية
نزول : ٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِلاّ»: لیکن. امّا. استثناء منقطع است (نگا: نساء / ، انعام / شوری / ). برخی استثناء را متّصل می‌دانند و مستثنی‌منه را مفعول محذوف فعل (فَذَکِّرْ) می‌شمارند. در این صورت معنی چنین است: ای پیغمبر! همه‌کس را اندرز بده، مگر آنان که می‌روند و روی می‌گردانند و به ایمان و قرآن پشت می‌کنند (نگا: زخرف / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

نکات آیه

۱ - پیامبر(ص)، پس از عمل به وظیفه ارشاد همگان، در خصوص تداوم بخشیدن به ارشاد اعراض کنندگان کافر، تکلیفى ندارد. (فذکّر ... إلاّ من تولّى و کفر) فعل «تولّى»، بیانگر این نکته است که تذکّرات پیامبر(ص) به روى گردانان رسیده است و آنان پندها را نپذیرفته، از آن اعراض کرده اند. بنابراین تذکّر دادن در مرحله اول، عمومى است و به همه مردم باید ابلاغ گردد; ولى پس از تولّى و اعراض گروهى از آنان، پیامبر(ص) درباره تکرار تذکّر و ارشاد آن گروه، تکلیفى ندارد.

۲ - رهبران الهى، باید همواره به ارشاد پندپذیران ادامه دهند و هیچگاه آنان را، از پندها و اندرزهاى خود محروم نسازند. (فذکّر ... إلاّ من تولّى و کفر) استثنا در «إلاّ من تولّى...»، ناظر به تکرار تذکر است. بنابراین فرمان «ذکّر»، درباره کسانى که اعراض و کفر ندارند، همچنان باقى است.

۳ - حق گریزى و کفر، از میان برنده زمینه هاى تأثیرپذیرى از تعالیم دین و پندهاى آن است. (فذکّر ... إلاّ من تولّى و کفر) استثناى اعراض کنندگان کافر از مجموعه کسانى که پیامبر(ص) به تذکر دادن آنان مکلف شده است، نشانگر بى اثر بودن تذکرات آن حضرت، در آنان است.

۴ - پیامبر(ص)، به الزام مخالفان بر ایمان- در صورت بى اعتنایى و کفر ورزیدن آنان - مجاز است. (لست علیهم بمصیطر . إلاّ من تولّى و کفر) حرف «إلاّ»، ممکن است براى استثناى حقیقى از ضمیر «علیهم» باشد.

۵ - مردم، گرچه نباید بر ایمان مجبور شوند; ولى بر اعراض و کفر مؤاخذه شده و در آخرت عذاب خواهند دید. (لست علیهم بمصیطر . إلاّ من تولّى و کفر) حرف «إلاّ» در یک احتمال براى استثناى منقطع است. در نتیجه مفاد این آیه و آیه بعد، این است که: «تو بر هیچ کس سیطره ندارى; لکن اعراض کنندگان کافر در آخرت به عذاب خداوند گرفتار خواهند شد».

روایات و احادیث

۶ - «عن أبى جعفر(ع) فى قوله «إلاّ من تولّى و کفر» یرید من لم یتعظ و لم یصدّقک و جحد ربوبیتى و کفر نعمتى...;[۱] از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «إلاّ من تولّى و کفر» روایت شده است: مقصود کسى است که موعظه نمى پذیرد و تو را [اى محمد] تصدیق نمى کند و پروردگارى مرا منکر است و نعمت من را کفران مى کند...».

موضوعات مرتبط

  • ایمان: اجبار به ایمان ۴
  • حق: آثار حق ناپذیرى ۳
  • خدا: تکذیب خدا ۶
  • دین: اکراه در دین ۴; زمینه تأثیرناپذیرى از تعالیم دین ۳; زمینه عبرت ناپذیرى از تعالیم دین ۳; کیفر اعراض از دین ۵; نفى اکراه در دین ۵
  • رهبران دینى: مسؤولیت رهبران دینى ۲
  • عبرت: اهمیت هدایت عبرت پذیران ۲
  • کافران: اجبار کافران ۴
  • کفر: آثار کفر ۳; عذاب اخروى کفر ۵; کفر به محمد(ص) ۶
  • کفران: کفران نعمت ۶
  • محمد(ص): اختیارات محمد(ص) ۴; محدوده مسؤولیت محمد(ص) ۱; محمد(ص) و کافران ۱، ۴; محمد(ص) و معرضان ۱; هدایتگرى محمد(ص) ۱

منابع

  1. تفسیرقمى، ج ۲، ص ۴۱۹; نورالثقلین، ج ۵، ص ۵۶۸- ، ح ۲۸.