النساء ٦

از الکتاب
کپی متن آیه
وَ ابْتَلُوا الْيَتَامَى‌ حَتَّى‌ إِذَا بَلَغُوا النِّکَاحَ‌ فَإِنْ‌ آنَسْتُمْ‌ مِنْهُمْ‌ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ‌ أَمْوَالَهُمْ‌ وَ لاَ تَأْکُلُوهَا إِسْرَافاً وَ بِدَاراً أَنْ‌ يَکْبَرُوا وَ مَنْ‌ کَانَ‌ غَنِيّاً فَلْيَسْتَعْفِفْ‌ وَ مَنْ‌ کَانَ‌ فَقِيراً فَلْيَأْکُلْ‌ بِالْمَعْرُوفِ‌ فَإِذَا دَفَعْتُمْ‌ إِلَيْهِمْ‌ أَمْوَالَهُمْ‌ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ‌ وَ کَفَى‌ بِاللَّهِ‌ حَسِيباً

ترجمه

و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید! اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید! و پیش از آنکه بزرگ شوند، اموالشان را از روی اسراف نخورید! هر کس که بی‌نیاز است، (از برداشت حق الزحمه) خودداری کند؛ و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (و مطابق زحمتی که می‌کشد،) از آن بخورد. و هنگامی که اموالشان را به آنها بازمی‌گردانید، شاهد بگیرید! اگر چه خداوند برای محاسبه کافی است.

ترتیل:
ترجمه:
النساء ٥ آیه ٦ النساء ٧
سوره : سوره النساء
نزول : ٨ هجرت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِبْتَلُوا»: بیازمائید. «آنَسْتُمْ»: درک کردید و فهمیدید. «رُشْداً»: شعور ضبط اموال و حسن تصرّف. لیاقت و کارآئی. «بِدَاراً»: شتابگرانه. (إِسْرَافاً وَ بِدَاراً): مفعولٌ‌له بوده و یا حال بشمارند، یعنی: لا تَأْکُلُوهَا مُسْرِفِینَ وَ مُبَادِرِینَ کِبَرَهُمْ. «فَلْیَسْتَعْفِف»: پاکدامنی کند و به مقدار اندک قناعت کند. خودداری کند. «بِالْمَعْرُوفِ»: به گونه شایسته. برابر عرف محلّ. «أَشْهِدُوا»: گواه بگیرید. «کَفَی بِاللهِ حَسِیباً»: حرف باء زائد است و الله فاعل و حَسیباً حال یا تمییز است. «حَسِیباً»: حسابرس. مراقب.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

نزول

محل نزول:

این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۱]

شأن نزول:[۲]

اين آيه درباره ثابت بن رفاعة نازل گرديد كه پدرش رفاعة از دنيا رفت در حالتى كه ثابت طفل بود. عموى وى سرپرست و قيم او قرار گرفت و نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: يا رسول الله، برادرزاده ام در تحت قيمومت و سرپرستى من است. تكليف من با او چيست؟ و چه وقتى بايد مال او را بدهم؟ سپس اين آيه نازل شد.[۳]

تفسیر

نکات آیه

۱- لزوم آزمایش یتیمان تا هنگام بلوغ و توان ازدواج، براى تشخیص رشد اقتصادى آنان (و ابتلوا الیتامى حتّى اذا بلغوا النّکاح ... رشداً)

۲- رسیدن به مرحله بلوغ جنسى و تحقق رشد اقتصادى، دو شرط براى تحویل اموال یتیمان به آنان (حتّى اذا بلغوا النّکاح فان انستم منهم رشداً فادفعوا الیهم اموالهم)

۳- رسیدن به مرحله بلوغ جنسى و تحقق رشد اقتصادى، دو شرط براى جواز تصرف یتیمان در اموال خود (و ابتلوا التیامى ... فادفعوا الیهم اموالهم)

روایات و احادیث

۴- وجوب ردّ اموال یتیمان، پس از بلوغ جنسى و احراز رشد اقتصادى آنان (و ابتلوا الیتامى ... فان انستم منهم رشداً فادفعوا الیهم اموالهم) مؤیّد برداشت فوق فرمایش امام صادق (ع) است که درباره آیه فوق فرمود: ایناس الرّشد حفظ المال.[۴]

۵- کودکان (نابالغان) و کسانى که رشد اقتصادى ندارند، از تصرف در اموال خود محجورند.* (و ابتلوا الیتامى ... فان انستم منهم رشداً فادفعوا)

۶- مالکیّت، همواره مستلزم جواز تصرّف نیست. (و ابتلوا الیتامى ... فان انستم منهم رشداً فادفعوا) از اینکه یتیمان نابالغ از تصرف در اموال خویش ممنوع و محجورند، معلوم مى شود که مجرد مالک بودن مستلزم جواز تصرف در اموال نیست.

۷- صحت تصرف کودکان یتیم در اموال، با اذن و نظارت ولىّ (و ابتلوا الیتامى حتّى اذا بلغوا النّکاح) چون بدون تصرف یتیم در اموال و بدون نظارت ولىّ بر آن تصرفات، آزمایش تحقق نمى یابد.

۸- مالکیت شخصى کودکان (و ابتلوا التیامى ... فادفعوا الیهم اموالهم)

۹- حرمت اسراف و سوء استفاده اولیا از اموال یتیمان (اموالهم و لا تاکلوها اسرافاً و بداراً ان یکبروا)

۱۰- برداشت از اموال یتیم در قبال خدمت به وى، بر ولىّ ثروتمند حرام است. (و من کان غنیّاً فلیستعفف) برخى برآنند که مراد از تصرف و بهره گیرى از اموال یتیم، بهره هایى است که ولىّ و سرپرست یتیمان به عنوان کارمزد از اموال یتیم مى گیرد.

۱۱- استفاده نکردن ولىّ غنى از اموال یتیمان در قبال خدمت به آنان، امرى نیکو و پسندیده (مستحب) (و من کان غنیّاً فلیستعفف) در برداشت فوق «فلیستعفف» (باید از تصرف در اموال یتیم بپرهیزد)، بر معناى استحبابى حمل شده است ; چون مقابل «فلیاکل» قرار گرفته که دلالت بر وجود ندارد.

۱۲- جواز بهره گیرى متعارف ولىّ از مال یتیم، در قبال خدمت به او، در صورت فقر (و من کان فقیراً فلیاکل بالمعروف)

۱۳- اعتبار عرف، در تعیین مقدار ارزش کار (فلیاکل بالمعروف) کلمه «بالمعروف»، یعنى متعارف و مورد پسند مردم.

۱۴- لزوم گرفتن شاهد، به هنگام پرداخت اموال یتیمان به آنان (فاذا دفعتم الیهم اموالهم فاشهدوا علیهم)

۱۵- لزوم گواه گرفتن، در اداى اموال دیگران (فاذا دفعتم الیهم اموالهم فاشهدوا علیهم) به نظر مى رسد ملاک در شاهد گرفتن، مختص مال یتیم نباشد. بنابراین آیه مى تواند دلیل لزوم گواه گرفتن براى اداى همه اموال و دیون باشد.

۱۶- کفایت خداوند در حسابرسى اعمال (و کفى باللّه حسیبا)

۱۷- اعتقاد به حسابرسى دقیق خداوند (وجدان دینى)، پشتوانه رعایت حقوق دیگران (و کفى باللّه حسیبا)

۱۸- هشدار خداوند به اولیاى یتیمان، نسبت به عدم رعایت حقوق آنان (فان انستم منهم رشداً ... و کفى باللّه حسیبا)

۱۹- جواز بهره گیرى متعارف ولىّ یتیم از مال وى، مشروط به صرف وقت خود در جهت مصلحت آن و کم نبودن (کافى بودن) آن مال (و من کان فقیراً فلیاکل بالمعروف) امام صادق (ع) در مورد آیه فوق فرمود: ذلک رجل یحبس نفسه عن المعیشة فلابأس ان یأکل بالمعروف اذا کان یصلح لهم اموالهم فان کان المال قلیلا فلایاکل منه شیئاً ... .[۵]

۲۰- جواز بهره گیرى سرپرست یتیم از دارایى وى، در صورت نیاز ضرورى به آن (فلیاکل بالمعروف) امام صادق (ع) در مورد آیه فوق فرمود: المعروف هو القوت و انما عنى الوصّى او القیّم فى اموالهم و ما یصلحهم.[۶]

۲۱- جواز برداشت سرپرست یتیم از دارایى وى به عنوان قرض، در صورت نیاز ضرورى به آن (فلیاکل بالمعروف) امام باقر (ع) در مورد آیه فوق فرمود: معناه من کان فقیراً فلیأخذ من مال الیتیم قدر الحاجة و الکفایة على جهة القرض ثم یردّ علیه ما أخذ اذا وجد.[۷]

موضوعات مرتبط

  • احکام:۲، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰، ۱۴، ۱۵، ۱۹ ثانوى ۲۰، ۲۱
  • ارزش: ملاک ارزش ۱۳
  • اسراف: احکام اسراف ۹ ; حرمت اسراف ۹
  • اقتصاد: رشد اقتصادى ۱، ۲، ۳، ۴
  • امانتدارى: احکام امانتدارى ۱۵ ; گواهى در امانتدارى ۱۵
  • امتحان: فلسفه امتحان ۱
  • ایمان: به خدا ۱۷
  • تصرف در مال: شرایط تصرف در مال ۶
  • خدا: حسابرسى خدا ۱۶، ۱۷ ; هشدار خدا ۱۸
  • عرف: ارزش عرف ۱۳
  • عمل: حسابرسى عمل ۱۶ ; عمل صالح ۱۱
  • کار: ارزش کار ۱۳
  • کودک: تصرفات کودک ۵، ۷ ; مالکیت کودک ۸ ; محجوریت کودک ۵
  • مالکیت: احکام مالکیت ۶ ; مالکیت خصوصى ۸
  • محجورین:۵
  • محرمات:۹، ۱۰
  • مردم: رعایت حقوق مردم ۱۷
  • واجبات:۴
  • وجدان: دینى ۱۷
  • ولى: اختیارات ولىّ ۱۲، ۱۹، ۲۰، ۲۱
  • یتیم: احکام یتیم ۲، ۳، ۴، ۱۹ ; استفاده از مال یتیم ۱۰، ۱۱، ۱۲، ۱۹، ۲۰، ۲۱ ; امتحان یتیم ۱ ; اولیاى یتیم ۹، ۱۰، ۱۲، ۱۸ ; تصرفات یتیم ۲، ۳، ۷ ; حقوق یتیم ۱۸ ; خدمت به یتیم ۱۰، ۱۲، ۱۹ ; رشد یتیم ۱، ۲، ۳ ; کفالت یتیم ۷، ۲۰، ۲۱ ; مال یتیم ۲، ۷، ۹، ۱۴ ; مصلحت یتیم ۱۹

منابع

  1. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‌۳، ص ۳.
  2. محمدباقر محقق،‌ نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص ۱۸۲.
  3. تفاسير روض الجنان و كشف الاسرار.
  4. من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۶۴، ح ۷، ب ۱۱۳ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۴۴، ح ۶۰.
  5. کافى، ج ۵، ص ۱۳۰، ح ۵ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۴۵- ، ح ۶۹.
  6. کافى، ج ۵، ص ۱۳۰، ح ۳ ; نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۵۴۶- ، ح ۶۷.
  7. مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۷ ; تفسیر برهان، ج ۱- ، ص ۳۴۵، ح ۲۰.