هود ٧٦: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
(افزودن جزییات آیه)
 
خط ۳۹: خط ۳۹:
المیزان=
المیزان=
{{ نمایش فشرده تفسیر|
{{ نمایش فشرده تفسیر|
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۳۹#link319 | آيات ۷۶ - ۶۹، سوره هود]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۳۹#link319 | آيات ۶۹ - ۷۶ سوره هود]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۳۹#link320 | بشارت به همسر ابراهيم (ع ) به تولد اسحاق]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۳۹#link320 | بشارت تولد اسحاق، به همسر ابراهيم «ع»]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۳۹#link321 | معناى جمله : ((قالوا سلاما قال سلام )) كه سلام فرشتگان ماءمور عذاب قوم لوط (ع )به ابراهيم (ع ) و جواب او را حكايت مى كند]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۳۹#link321 | معناى سلام فرشتگان مأمور عذاب قوم لوط «ع»، به ابراهيم «ع»]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۳۹#link322 | بيان عدم منافات انتساب ترس به ابراهيم (ع )، با عصمت آن حضرت]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۰#link325 | انتساب ترس به ابراهيم «ع»، با عصمت آن جناب، منافات ندارد]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۳۹#link323 | معناى ضحك همسر ابراهيم (ع ) (فضحكت ) و وجوهى كه درباره آن گفته شده است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۰#link325 | شگفت زده شدن همسر ابراهيم «ع»، از بشارت بچه دار شدن]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۰#link324 | وجه تسميه ((يعقوب )). شگفت زده شدن همسر ابراهيم (ع ) از بشارت بچه دار شدن]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۰#link325 | مجادله ابراهيم «ع»، براى رفع عذاب از قوم لوط]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۰#link325 | مجادله و گفتگوى ابراهيم (ع ) براى رفع عذاب از قوم لوط (ع )]]
 
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۰#link326 | بيان علت مجادله ابراهيم (ع ) درباره قوم لوط با فرشتگان و پاسخ فرشتگان بهمجادله او]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۰#link327 | بحث روايتى: (رواياتى ذیل آیات گذشته)]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۰#link327 | بحث روايتى (رواياتى در تفسير آيات مربوط به فرشتگان وارد بر ابراهيم (ع )،بشرى و مجادله ابراهيم (ع )]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۱#link329 | خصوصيات روحى، همچون خصوصيات جسمى، قابل توارث است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۰#link328 | روايتى در شاءن نزول آيات مربوط به قصه بشرى و مجادله ابراهيم (ع ) و بيان ضعفآن]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۱#link330 | گفتارى پيرامون قصه بشارت میهمانان ابراهیم «ع»]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۱#link329 | اشاره به اينكه خصوصيات روحى نيز همچون خصوصيات جسمىقابل توارث است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۱#link330 | گفتارى پيرامون داستان بشرى و بررسى مفاد آيات مباركه اى كه در سور مختلفه دراين باره آمده است]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۱#link331 | بشارت در هر چهار سوره مربوط به تولد اسحاق است نهاسمائيل اين بود نظريه جمعى از مفسرين و ليكن حق اين است كه آيات در همه اين چهارسوره يعنى سوره هود و حجر و عنكبوت و ذاريات ، متعرض يك قصه است و آن داستانبشارت دادن ملائكه به ابراهيم است به ولادت اسحاق و يعقوب ، نه ولادتاسماعيل .]]
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۰_بخش۴۱#link332 | سبب و علت مجادله ابراهيم (ع ) با ملائكه]]


}}
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۶

کپی متن آیه
يَا إِبْرَاهِيمُ‌ أَعْرِضْ‌ عَنْ‌ هٰذَا إِنَّهُ‌ قَدْ جَاءَ أَمْرُ رَبِّکَ‌ وَ إِنَّهُمْ‌ آتِيهِمْ‌ عَذَابٌ‌ غَيْرُ مَرْدُودٍ

ترجمه

ای ابراهیم! از این (درخواست) صرف‌نظر کن، که فرمان پروردگارت فرا رسیده؛ و بطور قطع عذاب (الهی) به سراغ آنها می‌آید؛ و برگشت ندارد!

ترتیل:
ترجمه:
هود ٧٥ آیه ٧٦ هود ٧٧
سوره : سوره هود
نزول : ٩ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«أَعْرِضْ»: صرف نظر کن. دست بکش. «غَیْرُ مَرْدُودٍ»: بدون ردخور. بدون بازگشت.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


نکات آیه

روایات و احادیث

۱- شفاعت ابراهیم(ع) درباره قوم لوط (نازل نشدن عذاب بر آنها) به درگاه خداوند پذیرفته نشد.[۱] (یجدلنا فى قوم لوط ... یإبرهیم أعرض عن هذا)

۲- فرشتگان از ابراهیم(ع) خواستند تا از شفاعت درباره قوم لوط صرف نظر کند و بر آن اصرار نورزد. (یإبرهیم أعرض عن هذا) «هذا» اشاره به «جدالى» است که از «یجادلنا» در آیه قبل استفاده مى شود.

۳- عذاب تقدیر شده بر قوم لوط ، قطعى و غیر قابل تغییر و بازگشت بود. (إنه قد جاء أمر ربک و إنهم ءاتیهم عذاب غیر مردود) «آتى» اسم فاعل از اتیان (آمدن) و «ردّ» به معناى بازگرداندن است. بنابراین «إنهم ءاتیهم ...»; یعنى، همانا عذابى بر آنان وارد خواهد شد که بازگشت ناپذیر است.

۴- فرمانهاى الهى در هستى قطعى است و بدون هیچ کاستى و تخلفى تحقق مى پذیرد. (إنه قد جاء أمر ربک) ظاهر آن بود که فرشتگان خبر از آمدن عذاب را با فعل مضارع بیان مى کردند; زیرا به هنگام گفتوگوى آنان با ابراهیم(ع) هنوز عذابى بر قوم لوط نازل نشده بود. بنابراین آوردن فعل ماضى (جاء) به جاى مضارع (یجىء) و تأکید آن با حرف «قد» گویاى قطعى الوقوع بودنِ فرمانهاى الهى است.

۵- امکان پذیرفته نشدن درخواست و شفاعت پیامبران به درگاه خداوند (یإبرهیم أعرض عن هذا)

۶- قطعى و تغییرناپذیر بودن نزول عذاب بر قوم لوط ، دلیل پذیرفته نشدن شفاعت ابراهیم(ع) درباره آنان (یإبرهیم أعرض عن هذا إنه قد جاء أمر ربک) جمله «إنه قد جاء ...» تعلیل براى «أعرض عن هذا» مى باشد.

۷- جر و بحث ابراهیم(ع) با فرشتگان و شفاعت او درباره قوم لوط ، پیش از اطلاع او بر قطعى شدن عذاب آنان بوده است. (یجدلنا فى قوم لوط ... یإبرهیم أعرض عن هذا إنه قد جاء أمر ربک)

۸- نزول عذاب بر اقوام تبه کار ، برخاسته از ربوبیت خداوند است. (إنه قد جاء أمر ربک)

۹- پذیرش شفاعت پیامبران ، مشروط به حتمى نبودن امرى است که مورد شفاعت واقع شده است. (یجدلنا فى قوم لوط ... یإبرهیم أعرض عن هذا إنه قد جاء أمر ربک)

۱۰- زمان نزول عذاب قوم لوط در سن پیرى و کهنسالى ابراهیم(ع) بوده است. (و هذا بعلى شیخًا ... یإبرهیم أعرض عن هذا إنه قد جاء أمر ربک)

۱۱- «عن أبى عبدالله(ع): ... فقال الله تعالى: یا ابراهیم أعرض عن هذا إنه قد جاء أمر ربک و إنهم آتاهم عذابى بعد طلوع الشمس من یومک محتوماً غیرمردود;[۲] از امام صادق(ع) روایت شده است ... خداوند فرمود: اى ابراهیم! از این سخن درگذر، فرمان خدا رسیده [اى ابراهیم] و عذاب من براى آنان همین امروز بعد از طلوع خورشید خواهد آمد، در حالى که حتمى و غیر قابل برگشت است».

موضوعات مرتبط

  • ابراهیم(ع): ابراهیم(ع) و عذاب قومخلوط ۷; ابراهیم(ع) و قومخلوط ۲; ابراهیم(ع) هنگام عذاب قومخلوط ۱۰; دلایل رد شفاعت ابراهیم(ع) ۶; ردشفاعت ابراهیم(ع) ۱، ۱۱; شفاعت ابراهیم(ع) ۷; قصه ابراهیم(ع) ۷; مجادله ابراهیم(ع) ۷
  • انبیا: امکان رد شفاعت انبیا ۵; شرایط قبول شفاعت انبیا ۹
  • خدا: حتمیت اوامر خدا ۴; نشانه هاى ربوبیت خدا ۸
  • شفاعت: شفاعت در حتمیات ۹
  • قوم لوط: تاریخ قومخلوط ۳; حتمیت عذاب قومخلوط ۳، ۶، ۷، ۱۱; دلایل رد شفاعت از قومخلوط ۶; رد شفاعت از قومخلوط ۱، ۲; زمان عذاب قومخلوط ۱۰; شفاعت از قومخلوط ۷
  • مفسدان: منشأ عذاب مفسدان ۸
  • ملائکه: خواسته هاى ملائکه ۲; ملائکه و ابراهیم(ع) ۲ و لما جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم

منابع

  1. دعائم الإسلام ، ج ۱ ، ص ۱۶۶; بحارالأنوار ، ج ۸۲ ، ص ۳۲۵ ، ح ۲۰.
  2. تفسیرعیاشى، ج ۲، ص ۱۵۲، ح ۴۵; تفسیربرهان، ج ۲، ص ۲۲۹، ح ۱۱.