السجدة ١٣: تفاوت میان نسخهها
از الکتاب
QRobot edit
(افزودن سال نزول) |
(QRobot edit) |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
<tabber> | <tabber> | ||
المیزان= | المیزان= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۲۹#link230 | آيات ۱ - ۱۴، سوره سجده]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۲۹#link230 | آيات ۱ - ۱۴، سوره سجده]] | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۲۹#link231 | اجمال مطالبى كه سوره مباركه سجده متضمن است]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۲۹#link231 | اجمال مطالبى كه سوره مباركه سجده متضمن است]] | ||
| خط ۴۹: | خط ۵۰: | ||
*[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۳۱#link246 | بيان عدم دلالت آياتى كه احيانا براى تاءييد فرضيه تطور بدانها استشهاد شده استبر صحت اين فرضيه]] | *[[تفسیر:المیزان جلد۱۶_بخش۳۱#link246 | بيان عدم دلالت آياتى كه احيانا براى تاءييد فرضيه تطور بدانها استشهاد شده استبر صحت اين فرضيه]] | ||
}} | |||
|-|نمونه= | |-|نمونه= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:نمونه جلد۱۷_بخش۵۵#link54 | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:نمونه جلد۱۷_بخش۵۵#link54 | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-| تفسیر نور= | |||
===تفسیر نور (محسن قرائتی)=== | |||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ «13» | |||
و اگر مىخواستيم هر كس را (به اجبار) به هدايت مىرسانديم ولى (مىخواهيم كه هركس خود راه خود را انتخاب كند.) ولى (كافران بدانند | |||
جلد 7 - صفحه 309 | |||
كه) اراده قطعى من چنين است كه دوزخ را (از افراد بى ايمان و گنهكار) از جنّ و انس پر خواهم كرد. | |||
===پیام ها=== | |||
1- كارهاى الهى با مشيّت و اراده اوست. وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا ... | |||
2- پذيرفتن هدايت، بايد اختيارى باشد نه اجبارى. وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا ... | |||
3- مردم متفاوتند و هر شخصى هدايتى مخصوص خود دارد. «كُلَّ نَفْسٍ هُداها» | |||
4- رحمت گستردهى الهى، مانع قهر او نيست. «لَأَمْلَأَنَّ» | |||
5- جنّ مانند انسان، مورد تكليف و مهر و قهر الهى است. «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» | |||
}} | |||
|-| | |||
اثنی عشری= | |||
===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ «13» | |||
وَ لَوْ شِئْنا: و اگر خواستيم ما بر وجه قهر و جبر و الجاء، لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها: هر آينه مىداديم در دنيا هر نفسى را هدايت به ايمان و عمل صالح كه مجبور شوند در آن، لكن با تكليف منافى باشد، زيرا تكليف بايد به اختيار باشد تا بنده مستحق ثواب و عقاب گردد. از اين جهت ايشان را بر ايمان ملجأ نساختيم، بلكه زمام كفر و ايمان و طاعت و معصيت را تحت اختيار بندگان وا گذاشتيم: «فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ» و جماعت كفار به سوء اختيار، كفر را بر ايمان و ضلالت را بر هدايت اختيار كردند، لا جرم مستحق جهنم و عقاب گرديدند چنانچه اشاره فرمايد: وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي: و لكن ثابت و محقق شده گفتار مشتمل بر وعيد از جانب من، لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ: هر آينه البته البته پر سازم جهنم را، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ: از كفار جن و آدميان در حالى كه مجتمع باشند در آن. | |||
نكته: ايراد لام قسم به جهت آنست كه فرمايش حق تعالى بمنزله قسم است. ملخص آيه شريفه آنكه: ما بندگان را از روى الجاء و اضطرار بر ايمان وا نداشتيم، بلكه تبيين امر ايمان نموديم بر وجه اختيار، و لكن ايشان ضلالت را بر هدايت اختيار كردند و بدان جهت عذاب واجب گشت بر اهل ضلالت و غوايت، نه بر اهل هدايت و بصيرت. | |||
---- | |||
«1» نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 98 ص 292 و صبحى صالح خطبه 99 صفحه 145. | |||
جلد 10 - صفحه 384 | |||
}} | |||
|-| | |||
روان جاوید= | |||
===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ «11» وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ «12» وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ «13» فَذُوقُوا بِما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا إِنَّا نَسِيناكُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ «14» إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ «15» | |||
ترجمه | |||
بگو ميگيرد جان شما را فرشته مرگ كه واگذار شده باو گرفتن جان شما پس بسوى پروردگارتان باز گردانده ميشويد | |||
و اگر به بينى هنگامى كه گناهكاران بزير افكندگانند سرهاشان را نزد پروردگارشان پروردگارا ديديم و شنيديم پس بر گردان ما را تا كار خوب كنيم همانا ما يقين كنندگانيم | |||
و اگر ميخواستيم هر آينه داده بوديم بهر كسى موجب هدايتش را و ليكن ثابت شد اين سخن از من كه هر آينه پر سازم دوزخ را از جنّيان و انسيان همگى | |||
پس بچشيد بسبب آنكه فراموش كرديد ملاقات امروز خود را همانا ما فراموش كرديم شما را و بچشيد عذاب دائمى را بسبب آنچه بوديد كه ميكرديد | |||
جز اين نيست كه ايمان مىآورند بآيتهاى ما آنانكه چون ياد آورى شوند بآنها بر وى در افتند سجدهكنان و تسبيح نمايند بستايش پروردگارشان و آنان تكبر و سركشى نميكنند. | |||
تفسير | |||
خداوند متعال در تعقيب جواب منكرين معاد در آيه سابقه ميفرمايد بگو اى پيغمبر استيفا و قبض ميكند روح شما را عزرائيل عليه السّلام كه فرشته موكّل قبض روح بنى آدم است و احدى را از اين حكم استثنا نمىنمايد پس تمامى بازگشت و رجوعتان بحكم پروردگارتان خواهد بود و همه را بپاداش عقائد و اعمالشان خواهد رسانيد اگر همه چيز را منكر شويد گرفتن جانتان و مرگ را نمىتوانيد انكار نمائيد و پس از آن شمهاى از احوال آنها را در قيامت بيان فرموده باين تقريب كه اگر به بينى اى پيغمبر گناهكاران را وقتى كه در محضر عدل الهى از خجلت و خوارى سرها بزير افكنده باشند و عرضه دارند پروردگارا ديديم آنچه بايد ببينيم از مواعيد انبيا و شنيديم آنچه بايد بشنويم از تو در تصديق ايشان حال ما را بدنيا بر گردان تا ما كار خوب | |||
---- | |||
جلد 4 صفحه 291 | |||
بجا آوريم و بوظائف خود عمل كنيم چون ما بمرتبه يقين رسيديم و ديگر شكّى در حق بودن دين اسلام نداريم و قمّى ره فرموده مراد آنستكه ما در دنيا ديديم و شنيديم و عمل ننموديم در هر حال تقاضاى عود بدنيا و عمل بدستور الهى را مينمايند و خداوند جواب ميفرمايد اگر ما خواسته بوديم مردم بعد از مشاهده عالم غيب ايمان بياورند در دنيا هم ميتوانستيم براى آنها كشف حجاب نمائيم و آنها را بمرتبه عين اليقين برسانيم ولى ما ميخواستيم بندگان بمجاهده و كوشش و تفكّر و تأمل در آيات ما بما ايمان بياورند و وعده داده بوديم و مقدّر نموده بوديم كه جهنّم را از گنهكاران و كفّار جنّ و انس پر كنيم كه آنجا جاى سعى و عمل باشد و اينجا جاى پاداش و مجازات و گفتهاند مراد آنستكه اگر ميخواستيم ميتوانستيم آنها را در دنيا مجبور بايمان و عمل نمائيم يا موجبات هدايت آنها را فراهم كنيم ولى دنيا دار امتحان است و بايد خوبى و بدى ذات مردم آشكار گردد و قمّى ره فرموده مراد آنستكه اگر ميخواستيم همه را معصوم قرار دهيم قدرت داشتيم ولى آنچه بدوا ذكر شد كه بنظر حقير رسيده با سؤال كفّار مناسبتر است و بر هر تقدير خداوند ميفرمايد پس بچشيد طعم عذاب جهنّم را براى آنكه واگذار ديد فكر در ادلّه معاد را و سر گرم شديد بلذائذ دنيا بطوريكه ياد آخرت نيفتاديد و فراموش نموديد آنرا ما هم امروز شما را بحال خودتان واگذار مينمائيم و عنايتى بشما نمىكنيم مانند كسانيكه فراموش شده باشد عنايت و لطف بآنها و نيز بچشيد عذاب دائم را براى اعماليكه در دنيا نموديد از تكذيب انبيا و اولياء و مخالفت اوامر و نواهى ما و بعد از بيان احوال كفار شمّهاى از حالات اهل ايمانرا بيان فرموده كه فقط آنها كسانى هستند كه چون آيات قرآنيّه براى آنها تلاوت شود و متذكّر جلال الهى شوند و متوجّه بنعم نامتناهى او گردند بىاختيار بخاك افتند و روى نياز بدرگاه كار ساز بر زمين نهند و تنزيه و تقديس نمايند او را از جميع نقائص و عجز از اعاده اجسام باليه و غيرها و حمد و شكر كنند او را بر هدايتشان باسلام و نعمت معرفت و ساير نعم الهى و ايشان تكبّر از خضوع در برابر پروردگار و سركشى از اطاعت اوامر او ندارند و بعد از ختم اين آيه واجب است بر خواننده و شنونده آن كه فورا سجده نمايد و بهتر آنستكه در سجود بگويد لا اله الا اللّه | |||
---- | |||
جلد 4 صفحه 292 | |||
حقّا حقّا لا اله الا اللّه ايمانا و تصديقا لا اله الا اللّه عبوديّة و رقّا سجدت لك يا ربّ تعبّدا و رقّا لا مستنكفا و لا مستكبرا بل انا عبد ذليل ضعيف خائف مستجير، ولى مطلق ذكر كافى است و بيان ساير احكام آن موكول بكتب فقه است و فقه است و فقهاء رحمهم اللّه تعالى مفصّلا متعرّض شدهاند. | |||
}} | |||
|-| | |||
اطیب البیان= | |||
===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
وَ لَو شِئنا لَآتَينا كُلَّ نَفسٍ هُداها وَ لكِن حَقَّ القَولُ مِنِّي لَأَملَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الجِنَّةِ وَ النّاسِ أَجمَعِينَ «13» | |||
خداوند ميفرمايد: و اگر بر فرض محال ما ميخواستيم هر آينه به طريق اجبار هر نفسي را هدايت كنيم قدرت داشتيم و لكن حق و ثابت است قول ما که در دنيا به آنها خبر داديم که هر آينه پر ميكنيم جهنم را از جن و انس مجموع آنها را. | |||
توضيح كلام: اينکه که مقتضاي حكمت و مصلحت اينکه است که انسان به اختيار راه هدايت را اتخاذ كند نه به اجبار و زور سر نيزه زيرا خوبي و بدي به اجبار تحقق پيدا نميكند لذا ميفرمايد: | |||
وَ لَو شِئنا باجبار. | |||
لَآتَينا كُلَّ نَفسٍ هُداها قدرت داشتيم و لكن اينکه امر بر خلاف حكمت و مصلحت است زيرا حسن و قبح معلوم نميشود مثلا اگر خداوند بهشت و جهنم را در دنيا آورده بود و مشهود خلايق قرار داده بود و ملائكه رحمت و عذاب را بالاي سر هر يك از افراد قرار داده بود احدي نميتوانست راه جهنم را بگيرد و نميگرفت بايد انبيا را بفرستد، كتابها نازل كند بشارات و انذارات را خبر دهد و تكليفات را معين كند و انسان را مختار قرار دهد تا مؤمن و كافر، مطيع و عاصي، خوب و بد، مهدي و ضال، موافق و مخالف، دوست و دشمن از هم تميز داده شود لذا در قيامت که بهشت و جهنم و ملائكه رحمت و عذاب مشهود ميشود ايمان پذيرفته نمي شود مثل فرعون که موقع غرق بگويد ايمان آوردم لذا ميفرمايد: وَ لَيسَتِ التَّوبَةُ لِلَّذِينَ يَعمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتّي إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ إِنِّي تُبتُ الآنَ وَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُم كُفّارٌ- الايه (نساء آيه 18) چون حين احتضار پرده برداشته ميشود و بعد از موت مشهود | |||
جلد 14 - صفحه 456 | |||
ميگردد ايمان و توبه به نحو اجبار است نه اختيار. | |||
وَ لكِن حَقَّ القَولُ مِنِّي گفتم و در قرآن مجيدم در موارد بسياري گوشزد بندگان كردم و رسولاني فرستادم و راه سعادت و شقاوت را نشان دادم و گفتم: | |||
لَأَملَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الجِنَّةِ وَ النّاسِ أَجمَعِينَ. | |||
سؤال: اولا اينکه آيه منافي است با آيه شريفه يَومَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امتَلَأتِ وَ تَقُولُ هَل مِن مَزِيدٍ (ق آيه 30) و ثانيا جميع جن و انس در جهنم نميروند و مؤمنين آنها اهل سعادت هستند. | |||
جواب: اما كلمه «هَل مِن مَزِيدٍ» خداوند هم زياد ميفرمايد و جهنم جاي خالي نميماند که عذاب باشد و دامن كسي را نگيرد زيرا لغو است، جهنم مملو از عذاب ميشود و اما اجمعين كلمه «من» تبعيضيه نفرمود جميع جن و انس را جهنم ميبرم بلكه از جن و انس آنهايي که مستحق جهنم و عذاب هستند از جميع آنها پر ميكنم جهنم را. | |||
}} | |||
|-| | |||
برگزیده تفسیر نمونه= | |||
===برگزیده تفسیر نمونه=== | |||
{{نمایش فشرده تفسیر| | |||
] | |||
(آیه 13)- و از آنجا که این همه اصرار و تأکید برای پذیرش ایمان، ممکن است این توهّم را ایجاد کند که خداوند توانائی ندارد نور ایمان را در قلب آنها | |||
ج3، ص576 | |||
پرتو افکن کند، در این آیه میافزاید: «و اگر میخواستیم به هر انسانی هدایت لازمش را (از روی اجبار بدهیم) میدادیم» (وَ لَوْ شِئْنا لَآتَیْنا کُلَّ نَفْسٍ هُداها). | |||
مسلما ما چنین قدرتی داریم، ولی ایمانی که از طریق اجبار و الزام ما تحقق یابد ارزش چندانی ندارد، اراده ما بر این تعلق گرفته که نوع انسان «مختار» باشد. | |||
لذا در پایان آیه میفرماید: «ولی (من آنها را آزاد گذاردهام و) سخن و وعدهام حق است که دوزخ را (از افراد بیایمان و گنهکار) از جن و انس همگی پر کنم»! (وَ لکِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ). | |||
آری! آنها با سوء اختیار خود این راه را طی کردهاند و مستحق مجازاتند، و ما هم اراده قاطع داریم بر این که دوزخ را از آنان پر کنیم. | |||
}} | |||
|-|تسنیم= | |-|تسنیم= | ||
{{ نمایش فشرده تفسیر| | |||
*[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | *[[تفسیر:تسنیم | تفسیر آیات]] | ||
}} | |||
|-|</tabber> | |-|</tabber> | ||