ص ٢

از الکتاب
کپی متن آیه
بَلِ‌ الَّذِينَ‌ کَفَرُوا فِي‌ عِزَّةٍ وَ شِقَاقٍ‌

ترجمه

ولی کافران گرفتار غرور اختلافند!

ترتیل:
ترجمه:
ص ١ آیه ٢ ص ٣
سوره : سوره ص
نزول : ٥ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٧
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«عِزَّةٍ»: تکبّر. خود بزرگ بینی (نگا: بقره / . مراد عزّت کاذب است. «شِقَاقٍ»: مخالفت با حق و حقیقت. رویاروئی (نگا: حجّ / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

(۰)

نزول

شأن نزول آیات ۱ تا ۸:

محمد بن یعقوب کلینى بعد از چهار واسطه از جابر و او از امام باقر علیه‌السلام نقل نماید که فرمود: ابوجهل با افرادى از قریش نزد ابوطالب آمدند و گفتند: برادرزاده ات ما و خدایان ما را آزار می‌رساند.

به او بگو که از خدایان ما دست بردارد ما نیز از خداى او دست برمی‌داریم. ابوطالب کس نزد پیامبر فرستاد و او را نزد خود طلبید. پیامبر نزد ابوطالب آمد، دید در نزد او مشرکین گرد آمده اند پس از ورود فرمود: السلام على من اتبع الهدى یعنى سلام و درود بر کسانى که از هدایت حق پیروى کنند سپس نزد ابوطالب نشست.

ابوطالب گفتار ابوجهل را به وى گفت، پیامبر فرمود: من کارى به آن‌ها ندارم جز این که آنان را به کلمه اى که سیادت آنان در ذکر و گفتار آنست دعوت می‌کنم. ابوجهل گفت: آن کلمه کدام است، فرمود: بگویند لا اله الّا اللّه.

ابوجهل با قریش پس از شنیدن آن انگشتان خود را در گوش‌هاى خویش فروبردند و گفتند: ما تا به حال چنین کلمه اى نشنیده ایم سپس این آیات نازل شد.[۱]

ابن عباس گوید: ابوطالب مریض بود، قریش نزد او آمدند در حالتى که پیامبر در نزد وى بود قریش از دست محمد نزد ابوطالب زبان به شکایت گشودند. ابوطالب به پیامبر گفت: اى برادرزاده از اینان چه می‌خواهى؟ پیامبر گفت: اى عمّ، از آن‌ها می‌خواهم که فقط یک کلمه واحدة را که به آن‌ها سیادت مى بخشد و سبب جزیه گرفتن از عجم می‌شود بر زبان جارى کنند. گفت: آن یک کلمه چیست؟ گفت: بگویند لا اله الّا اللّه.

قریش گفتند: عجیب است که ما تمام خدایان ما را به یک خدا تبدیل نمائیم سپس این آیات نازل گردید.[۲]

تفسیر

نکات آیه

۱ - رو به رو شدن قرآن و پیامبراسلام، با مخالفت کافران سرکش، متکبر، ستیزه جو و حق ناپذیر (و القرءان ذى الذکر . بل الذین کفروا فى عزّة و شقاق) «عزت» در اصل به معناى رفعت و سرافرازى است; ولى هرگاه احساس عزت برخاسته از عوامل ناصواب (مانند غرور و خودپسندى) باشد، این واژه در معناى غرور و تکبّر به کار مى رود. در آیه شریفه نیز در همین معنا به کار رفته است. «شقاق» به معناى مخالفت است و مقصود از آن در این آیه، مخالفت با پیامبراسلام و قرآن است. گفتنى است تنکیر «عزت» و «شقاق» دلالت بر شدت آن دو دارد.

۲ - سرکشى، تکبر، ستیزه جویى و حق ناپذیرى، از اوصاف کافران صدراسلام (بل الذین کفروا فى عزّة و شقاق)

۳ - خوى سرکشى و حق ناپذیرى کافران در آغاز بعثت، مانع پذیرش اسلام از سوى آنان گردید. (و القرءان ذى الذکر . بل الذین کفروا فى عزّة و شقاق) «بل» در «بل الذین...» براى اضراب انتقالى است; بدین معنا که خداوند پس از آن که خاصیت بیدارگرى و ذکر بودن قرآن را مطرح فرمود، به پاسخ این سؤال پرداخت که: چرا کافران چنین کتاب آگاهى بخش را نپذیرفتند؟ در جواب مى فرماید: نپذیرفتن آنان به دلیل وجود روح سرکشى و حق ناپذیرى در آنها است.

۴ - قرآن، دربردارنده تمامى عوامل هدایت و بیدارى انسان ها (و القرءان ذى الذکر . بل الذین کفروا فى عزّة و شقاق) با توجه به توضیح گذشته، مى توان استفاده کرد که قرآن مایه بیدارى و هدایت بشر است و در این ویژگى هیچ کم و کاستى ندارد و غفلت و گمراهى برخى از مردم (کافران) ناشى از عیوبى مانند غرور و سرکشى در خود آنان است.

۵ - خوى سرکشى، تکبر، ستیزه جویى و حق ناپذیر، از موانع پذیرش قرآن و وحى الهى (و القرءان ذى الذکر . بل الذین کفروا فى عزّة و شقاق)

موضوعات مرتبط

  • اسلام: تاریخ صدر اسلام ۱
  • ایمان: موانع ایمان به قرآن ۵; موانع ایمان به وحى ۵
  • تکبر: آثار تکبر ۵
  • حق: آثار حق ستیزى ۵; آثار حق ناپذیرى ۵; دشمنى حق ناپذیران ۱
  • عصیان: آثار عصیان ۵
  • عصیانگران: دشمنى عصیانگران ۱
  • قرآن: مخالفان قرآن ۱; ویژگیهاى قرآن ۴; هدایتگرى قرآن ۴
  • کافران: آثار حق ناپذیرى کافران صدراسلام ۳; آثار عصیان کافران صدراسلام ۳; تکبر کافران صدراسلام ۲; حق ناپذیرى کافران صدراسلام ۲; دشمنى کافران ۱; صفات کافران صدراسلام ۲; عصیان کافران صدراسلام ۲; موانع اسلام کافران صدراسلام ۳
  • محمد(ص): مخالفان محمد(ص) ۱

منابع

  1. البرهان فی تفسیر القرآن.
  2. مسند احمد و صحیح نسائى و صحیح ترمذى و حاکم صاحب المستدرک.