مَرَج: تفاوت میان نسخه‌ها

از الکتاب
(افزودن نمودار دفعات)
(Added word proximity by QBot)
 
خط ۱: خط ۱:
__TOC__
''' [[ویژه:پیوند_به_این_صفحه/مَرَج | آیات شامل این کلمه ]]'''
''' [[ویژه:پیوند_به_این_صفحه/مَرَج | آیات شامل این کلمه ]]'''


خط ۱۰: خط ۱۱:




===کلمات [[راهنما:نزدیک مکانی|نزدیک مکانی]]===
<qcloud>
وَ:100, الْبَحْرَيْن:86, فَبِأَي:57, هٰذَا:57, تُکَذّبَان:48, رَبّکُمَا:43, الّذِي:43, هُو:38, آلاَء:38, بَيْنَهُمَا:38, يَلْتَقِيَان:38, الْمَغْرِبَيْن:34, عَذْب:34, کَبِيرا:34, بَرْزَخ:34, رَب:29, فُرَات:29, جِهَادا:29, لا:29, بِه:24, يَبْغِيَان:24, جَاهِدْهُم:19, مِلْح:15, أُجَاج:10
</qcloud>
===تکرار در هر سال نزول===
{{#ask:[[رده:آیات قرآن]] [[نازل شده در سال::+]] [[کلمه غیر ربط::مَرَج]]
{{#ask:[[رده:آیات قرآن]] [[نازل شده در سال::+]] [[کلمه غیر ربط::مَرَج]]
|?نازل شده در سال
|?نازل شده در سال

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۳۳

آیات شامل این کلمه

«مرج» از مادّه «مرج» (بر وزن فلج) به معناى مخلوط کردن و یا ارسال و رها نمودن است و در اینجا به معناى کنار هم قرار گرفتن آب شیرین و شور است. به زمینى که گیاهان مختلف و فراوان در آن روییده «مَرْج» (مرتع) گفته مى شود.

ریشه کلمه

قاموس قرآن

آميختن. طبرسى و راغب گويد: اصل مَرْج به معنى خَلْط است. مُرُوج به معنى اِخْتِلاط و مَريج به معنى مُخْتَلِط است. [رحمن:20-19]. و نيز در لغت آمده «مَرَجْتُ الدَّابَّةَ» حيوان را به چراگاه فرستادم معنى آيه: دو دريا را به هم آميخت كه همديگر را ملاقات مى‏كنند ميان آن دو حايلى است كه به هم تجاوز نمى‏كنند. رجوع شود به «بحر» و «برزخ». * [ق:5]. بلكه حق را آنگاه كه به آنها آمد تكذيب كردند و آنها در امرى مختلطند شايد مراد از مريج آن باشد كه بعضى قرآن را پس از انكار، سحر، بعضى كلام شاعر، بعضى كلام ديوانه مى‏دانند مى‏دانند يعنى در تكذيب هم يكنواخت نيستند مثل [حجر:91-90]. * [رحمن:15-14]. انسان را از گل خشكيده همچون سفال، آفريد و جان را از آميخته‏اى از آتش، نظير اين آيه است [حجر:27]. رجوع شود به «جن» بند 2. مارج را شعله بى دود نيز گفته‏اند. * [رحمن:22]. [رحمن:58]. مرجان را مرواريد كوچك (صِغارُ اللُّؤْلُؤِ) گفته‏اند ايضاً مرجان مشهور كه از دريا مى‏رويد اگر طراوت و صفاء رنگ مراد باشد ظاهراً منظور از آن در آيه مرجان مشهور است رجوع شود به «حور»


کلمات نزدیک مکانی

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...