بِأَمْوَال

از الکتاب

آیات شامل این کلمه

ریشه کلمه

قاموس قرآن

آنچه انسان مالك شود. در قاموس و اقرب گفته: «اَلْمالُ مامَلَكْتَهُ مِنْ‏كُلِ شَىْ‏ءٍ» و نيز گفته‏اند مال در نزد اهل باديه چهارپايان است، «مال» مذكر و مونث هر دو آيد گويند «هُوَمالٌ» و «هِىَ مالٌ». [كهف:46]. مقابله‏مال بابنون نشان مى‏دهد كه مراد از مال متاع دنيا است و آنگاه كه گوييم: [نور:33]. نسبت حقيقى است كه متاع دنيا دراصل مال خداست. [اسراء:6]. راغب گويد: مال را از آن مال گويند كه پيوسته مائل و زائل است (از اين گروه به آن گروه ميل مى‏كند) و از اين جهت عرض خوانده شده (كه عارضى است و دوام ندارد) و بر اين است قول آنكه گفته «اَلْمالُ قَحْبَةٌ تَكُونُ يَوْماً فى بَيْتِ عَطَّارٍ وَيَوْماً فى بَيْتِ بَيْطارٍ». مال مانند زن زناكارى است، روزى درخانه عطار و روزى درخانه جراح است. [يونس:88]. ظاهرا مراد از زينت اثاث البيت وذكر اموال ذكرعام بعد ازخاص است و اينكه بعضى زينت را خوش قيافه بودن گفته‏اند درست نيست . * [نساء:4]. در اين آيه مراد از «اَمْوالَكُمْ» ظاهرا اموال سفهاء است ولى نسبت آن به ضمير «كُمْ» از آن است كه سفه مثل مجنون محجور و ممنوع التصرف است. بايد بامالش او را اداره كرد و طعام و پوشاك داد، در اينصورت مال، مال عقلا است ،مال كسانى است كه طريق كسب و خرج آن را مى‏دانند. در الميزان گفته: مراد از اموال در حقيقت اموال سفهاء است به نوعى از عنايت به اولياء سفهاء نسبت داده شده است. بعضى‏ها آنرا اموال ديگران دانسته وگفته‏اند: مراد از آيه آن است كه انسان مال خويش را به سفهاء و اطفال ندهد بلكه اگر واجب النفقه‏اند به آنها كسوت و طعام بدهد ولى ظاهرا مراد معناى اول است.