تُبّع

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو

آیات شامل این کلمه

ریشه کلمه

قاموس قرآن

[دخان:37]، [ق:14]. اين كلمه كه فقط دو بار در قرآن مجيد آمده، گفته‏اند: لقب پادشاهان يمن است چنان كه فرعون لقب شاهان مصر، قيصر لقب شاهان روم و كسرى لقب پادشاهان ايران بود. راغب گويد: علّت اين تسميه آنست كه شاهان تبّع در سياست و زمامدارى تابع يكديگر بوده و از يك نقشه پيروى مى‏كرده‏اند و گويند: تبّع پادشاهى است كه ملّت از وى پيروى نمايد. طبرسى علّت اين تسميه را كثرت پيروان دانسته و قول راغب را به طور احتمال آورده است. قرآن مجيد در نابود شدن قوم تِبّع صريح است ولى از خود تبّع ساكت است. در مجمع البيان از سهل بن سعد از رسول خدا «صلى اللّه عليه و آله و سلم» نقل كرده كه فرمود: تبّع را فحش نگوئيد كه او اسلام آورده، وليد بن صبيح از امام صادق «عليه السلام» نقل كرده كه: تبّع به طايفه اَوس و خَزْرَج گفت در همين جا باشيد تا اين پيامبر بيايد و اگر او را درك مى‏كردم در خدمتش بودم و با او به پا مى‏خواستم. در تفسير برهان نيز چند حديث در همين مضمون منقول است. در كمال الدين صدوق ره ص 169 باب 11 سه حديث در مدح تبّع آمده از جمله از ابن عباس كه گفت كار تبّع آمده از جمله از ابن عباس كه گفت كار تبّع بر شما مشتبه نشود او مسلم بود. احتمال مى‏رود كه او يكى از پيامبران باشد چون از وى ذَمّى نشده و شايد «قوم تبّع» مثل «قوم نوح» و «قوم ابراهيم» باشد كه هر دو پيامبرند نه مثل «قومخ فرعون» كه مبغوض و ملعون است.


کلمات نزدیک مکانی

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...