النّور

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو

آیات شامل این کلمه

ریشه کلمه

قاموس قرآن

درتعريف نور گفته‏اند: «اَلنّوُرُ اَلضَّوْهُ وَ هُوَ خِلافُ الضُّلْمَةِ» راغب گويد: ضوء منتشريكه بر ديدن كمك كند اقرب الموارد گويد: آنچه چيزها را آشكار مى‏كند. و نيز گفته‏اند آنچه فى نفسه آشكار است و غير خود را آشكار مى‏كند «اَلظَّاهِرُ فى نَفْسِهِ الْمُظْهِرُ لِغَيْرِهِ». نور در تعبير قرآن دوجور است ظاهرى و معنوى. مثل [يونس:5]. [رعد:16]. كه نور ظاهرى است و نور معنوى مثل [بقره:257]. بيشتر موارد آن در قرآن مجيد نور معنوى است. * [ابراهيم:1]. نور ايمان را از آن نور گوييم كه راه خدا و آخرت و راه زندگى را روشن كرده است مرد مؤمن در نور است كه راه همه چيز براى او روشن و هويدا است و مى‏داند از كجاست و به كجا است و در كجا است. علت جمع آمدن ظلمات گفته‏اند آن است كه ظلمات و ضلالت از پيروى هواى نفس است و آن گوناگون مى‏باشد ولى نور از پيروى حق است و آن يكى است و ميان اجزاء آن اختلافى نيست. *** [نور:35]. نور در «اَللَّهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الْاَرْض» غير از نور در «مَثَلُ نُورِهِ - يَهْدِى اللهُ لِنُورِهِ» است نور اول كه به لفظ جلاله حمل شده راجع به ذات باريتعالى و نور دوم وسوم راجع به نور ايمان است. «اللهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الْاَرْضِ» يعنى خدا ظاهر كننده آسمانها و زمين است و آن مساوى با ايجاد و خلقت مى‏باشد يعنى خدا آفريننده آسمانها و زمين است. «مَثَلُ نُورِهِ - يَهْدِى اللهُ لِنُورِهِ» اضافه نور به ضمير ظاهرالاميه و مى‏شود به معناى «مِن» باشد مراد از اين نور چنانكه گفتيم بظاهر نور ايمان است چنانكه در آيات [صف:8]. [حديد:28]. [انعام:122]. منظور نور هدايت و ايمان است. مِشكاة چنانكه در «شكو» گذشت به معنى محفظه يا قنديل است مراد از «مصباح» چنانكه در تفسير جلالين گفته فتيله شعله دار چراغ است «زجاجة» شيشه ايست كه فتيله را در ميان گرفته و شعله از حركت هوا مصون مانده و نورش چندبرابر شده است. «زَيْتُونَةٍ لاشَرْقِيَّةٍ وَ لاغَرْبِيَّةٍ» درخت زيتونى است كه در شرق و غرب باغ نيست بلكه در جايى از باغ قرارگرفته كه آفتاب مرتب بر آن مى‏تابد رجوع شود به «غرب» در نتيجه خوب رسيده و روغن اش صاف و خالص مى‏باشد. «زيت» روغن زيتون است «نوُرٌ عَلى نوُرٍ» ظاهرا مبتدا در آن حذف شد و آن «هو» است و راجع به نور زجاجه كه از كلام فهميده مى‏شود يعنى نورشيشه، نور بالاى نور است ظاهرا مراد تضاعف نور بوسيله شيشه است نه دو تا بودن نور. معنى آيه چنين مى‏شود. خدا آفريننده و پديد آورنده آسمانها و زمين است، حكايت نور هدايتى كه از جانب او است مانند محفظه يا قنديلى است كه در آن چراغ و شعله‏اى قرار گرفته ،شعله در ميان شيشه ايست كه مانند ستاره درخشان مى‏درخشد، آن چراغ افروخته است از عصاره زيتونى كه كاملا رسيده كه گويى روغن آن پيش از رسيدن آتش روشن مى‏شود، نور شيشه نور مضاعفى است خدا آنكس را كه بخواهد به نور خويش هدايت مى‏كند و به مردم مثلها مى‏زند و خدا به هرچيز دانا است. در اين آيه ظاهرا وجود مؤمن به قنديل و چراغ و شيشه و غيره تشبيه شده كه نور هدايت و ايمان آن را منور و روشن كرده است. والله العام. تابش نور ايمان در وهله اول وجود مومن و در وهله ثانى جهان اطراف مؤمن را روشن مى‏كند. در توحيد صدوق عليه الرحمه باب 15 فرموده: از امام صادق «عليه السلام» روايت شده كه از «اللهُ نُورُ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ» سؤال شد فرمودند:«هُوَ مَثَلٌ ضَرَبَهُ اللهُ لَنا فَالنَّبِىُّ «صلى الله عليه وآله» وَ الْاَئِمَةُ صَلَواتُ اللهِ اَجْمَعينَ مِنْ دَلالاتِ اللهِ وَ آياتِهِ التَّى يَهْدى بِها اِلَى التَّوْحيدِ وَ مَصالِحِ الدينِ وَ شَرائِعِ الْاِسْلامِ وَ الْفَرائِضِ وَ السُّنَنِ وَ لاقُوَّةَ اِلابِاللهِ الْعَلِىِ الْعَظيمِ» به نظر مى‏آيد جواب امام «عليه السلام» فقط راجع به «مَثَلُ نوُرِهِ...» است و اهل بيت عليهم السلام از لحاظ واسطه هدايت بودن مصداق «مَثَلُ نوُرِهِ...» اند.

کلمات نزدیک مکانی

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...