الكهف ٤٦

از الکتاب
کپی متن آیه
الْمَالُ‌ وَ الْبَنُونَ‌ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ الْبَاقِيَاتُ‌ الصَّالِحَاتُ‌ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ‌ ثَوَاباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً

ترجمه

مال و فرزند، زینت زندگی دنیاست؛ و باقیات صالحات [= ارزشهای پایدار و شایسته‌] ثوابش نزد پروردگارت بهتر و امیدبخش‌تر است!

|مال و فرزندان زينت زندگى دنيايند، و نيكى‌هاى ماندگار، ثوابش نزد پروردگار تو بهتر و اميد بخش‌تر است
مال و پسران زيور زندگى دنيايند، و نيكيهاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر اميد [نيز] بهتر است.
مال و فرزندان زیب و زینت حیات دنیاست و اعمال صالح که (تا قیامت) باقی است نزد پروردگار از نظر ثواب بهتر و از نظر امیدمندی نیکوتر است.
مال و فرزندان، آرایش و زیور زندگی دنیا هستند، ولی اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آنها نیکوتر است.
دارايى و فرزند پيرايه‌هاى اين زندگانى دنياست و كردارهاى نيك كه همواره بر جاى مى‌مانند نزد پروردگارت بهتر و اميد بستن به آنها نيكوتر است.
اموال و پسران، تجمل زندگی دنیوی است، و کارهای ماندگار شایسته، نزد پروردگارت خوش پاداش‌تر و امیدبخش‌تر است‌
مال و فرزندان آرايش زندگانى اين جهان است، و كارهاى نيك پايدار به نزد پروردگار تو به پاداش، بهتر و اميدداشتن به آنها نيكوتر است.
دارائی و فرزندان، زینت زندگی دنیایند (و زوال‌پذیر و گذرایند). و امّا اعمال شایسته‌ای که نتایج آنها جاودانه است، بهترین پاداش را در پیشگاه پروردگارت دارد، و بهترین امید و آرزو است.
مال و فرزندان، زیور زندگی دنیایند و نیکی‌های ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر آرزومندی (نیز) بهتر است.
خواسته و فرزندان زیب زندگانی دنیا است و بازمانده‌های شایسته بهتر است نزد پروردگار تو به پاداش و بهتر است در آرزو

Wealth and children are the adornments of the present life. But the things that last, the virtuous deeds, are better with your Lord for reward, and better for hope.
ترتیل:
ترجمه:
الكهف ٤٥ آیه ٤٦ الكهف ٤٧
سوره : سوره الكهف
نزول : ١٢ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٦
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«الْبَنُونَ»: پسران. مراد فرزندان، اعم از ذکور و إناث است. «الْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ»: کارهای شایسته‌ای که ثمره و ثواب آنها باقی و ماندگار است. واژه (الْبَاقِیَاتُ) صفت موصوف مقدّری چون: الْکَلِمَاتُ یا الأعْمَالُ است. لذا هرگونه گفتار پسندیده و کردار شایسته را شامل می‌شود.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر


تفسیر نور (محسن قرائتی)


الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا «46»

مال و فرزندان، زينت زندگى دنيايند و كارهاى ماندگار شايسته، نزد پروردگارت پاداشى بهتر دارند و اميد داشتن به آنها نيكوتر است.

نکته ها

در روايات، براى‌ «الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ» نمونه‌هايى همچون، نمازهاى پنجگانه، «1» ذكر خدا «2» و محبّت اهل‌بيت عليهم السلام بيان شده است، «3» ولى اينها مصاديقى است كه مفاهيم قرآن را مخصوص به خود نمى‌سازد.

همه‌ى نعمت‌هاى مادّى، زينت دنيا هستند، ولى مال و فرزند جلوه‌ى بيشترى دارد و به همين دليل نام اين دو از ميان نعمت‌هاى بى‌شمار الهى مطرح شده است. و چون غالباً پسران نيروى فعّال اقتصادى هستند، نه دختران، لذا در كنار «مال»، «بنون» آمده است، نه «بنات». «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا»


«1». تفسير برهان.

«2». بحار، ج 74، ص 108.

«3». تفسير نورالثقلين.

جلد 5 - صفحه 179

پیام ها

1- جلوه‌ى مال وفرزند تنها در دنياست، در آخرت، ثروت وفرزند، سودى نمى‌بخشد. «زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا»

2- آنان كه امكانات مادى دارند مغرور نشوند. آنان هم كه ندارند، مأيوس نباشند.

الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ ... وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ

3- مال و فرزند، ماندگار نيست، به چيزى بينديشيم و دل ببنديم كه باقى است.

«الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ»

4- در پيشگاه خداوند، هيچ عمل صالحى محو نمى‌شود و پاداش‌ها تضمين شده است. «وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً»

5- ارزش كارهاى نيك را همه نمى‌دانند. بيشتر مردم خير و ارزش را در كاميابى‌هاى مادّى مى‌پندارند. «خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ»

6- پاداش و كيفر، لازمه‌ى تربيت و از شئون ربوبيّت است. «عِنْدَ رَبِّكَ»

7- تنها به پاداش فكر نكنيد، به آينده‌ى پايدار هم بينديشيد. «خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا»

8- در ارشاد و تربيت، از آرزوها واميدهاى مردم استفاده كنيم. «خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً (46)

الْمالُ وَ الْبَنُونَ‌: مالها و فرزندان، زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا: آرايش زندگانى دنيا هستند نه توشه عقبى.

شيخ طوسى (رحمه اللّه) در تهذيب از حضرت صادق عليه السلام فرمود: مال و اولاد زينت زندگانى دنيا است؛ هشت ركعت نماز بنده در آخر شب، زينت آخرت باشد «2».

در منهج- حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمايد: امّت من در دنيا سه طبقه‌اند:

1- جماعتى كه در جمع مال رغبت نكنند و در ذخيره آن سعى نمايند، به سد رمق اكتفا و توانگر آخرتند، ايشانند كه حق تعالى فرموده‌ «لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ*


«1» بحار الانوار، جلد 14، صفحه 25، حديث 3 (به نقل از امالى و كمال الدين)

«2» جامع احاديث الشيعه، جلد 7، ابواب النوافل، باب اوّل، صفحه 100، حديث 5 (بنقل از تهذيب)

جلد 8 - صفحه 64

وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»*.

2- گروهى كه دوست دارند و از پاكترين وجهى جمع و در نيكوترين راهى صرف كنند، با فقرا مواسات، و رحم را صله كنند، و در اجتناب از حرام چنان باشند كه سنگ خوردن را دوست‌تر دارند از حرام؛ ايشان نيز بعد از حساب به بهشت درآيند.

3- جمع مال را دوست، و حلال و حرام را مخلوط، و در راه خير صرف نكنند، ايشان كسانيند كه دنيا زمام دلهاى آنها به دست گرفته تا به جهنم رساند «1».

وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ‌: و كارهاى شايسته كه ثمره آن هميشگى است، خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً: بهتر است نزد پروردگار تو از جهت ثواب، وَ خَيْرٌ أَمَلًا: و بهتر است از وجه اميدوارى، يعنى صاحب اعمال صالحه هر چه اميد دارد از حق تعالى در آخرت مى‌يابد.

تنبيه: در تفسير «الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ» چهار قول از ائمه هدى مروى است:

1- كافى- به اسناد خود از حضرت باقر عليه السلام فرمود: گذشت حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بر مردى كه درخت مى‌كاشت در باغ خود.

حضرت توقف، و فرمود: مى‌خواهى تو را دلالت كنم بر غرسى كه ريشه آن ثابت‌تر و روئيدن آن زودتر و ميوه آن خوشبوتر و باقى‌تر است؟ عرض كرد: بلى، مرا دلالت فرما يا رسول اللّه. فرمود: وقتى صبح نمودى و شب نمودى بگو (سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اكبر) اگر بگوئى آن را، به هر تسبيحى ده درخت در بهشت از انواع ميوه براى تو باشد، و اين كلماتند باقيات الصالحات.

مرد گفت: بدرستى كه شهادت مى‌گيرم تو را كه باغ من صدقه باشد بر فقراء مسلمين از اهل صدقه؛ پس خداوند عزّ و جلّ آيات شريفه نازل‌ «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‌ وَ اتَّقى‌ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‌ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى‌» «2».


«1» منهج الصادقين ج 5 صفحه 357.

«2» اصول كافى، ج 2، ص 506، كتاب الدعاء، باب التسبيح و التهليل و التكبير، روايت 4 آيات در سورة الليل، آيه 5 تا 8.

جلد 8 - صفحه 65

2- شيخ به اسناد خود از حضرت صادق عليه السلام كه حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به جمعى اصحاب فرمود: بگيريد سپرهاى خود را. عرض كردند: دشمن آيد؟ فرمود: نه، و لكن بگيريد سپرهاى خود را از آتش. پرسيدند:

به چه چيز. فرمود: بگوئيد (سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اكبر و لا حول و لا قوّة الّا باللّه) پس بدرستى كه اين كلمات روز قيامت مقدمات و منجيات و معقّبات، و آنها نزد خدا، باقيات الصالحات هستند «1».

3- عياشى از ادريس قمى- سؤال كردم حضرت صادق عليه السلام را از «باقيات الصالحات». فرمود: آنها نمازها هستند، پس محافظت كنيد بر آنها، و نماز ظهر را بجا نياور تا آنكه زوال شمس شود «2».

4- تفسير برهان- عبد الرحمن جعفى گويد: داخل شدم من با عموى خود بر حضرت صادق عليه السلام، پس سلام نموديم و نزديك شديم. حضرت احوال پرسيد، عرض كردم همگى به خير هستيم مادامى كه باقى باشيم بر ولايت شما. حضرت به او فرمود: لا تستصغروا مودّتنا فانّها من الباقيات الصّالحات كوچك نشماريد موّدت ما را، پس بدرستى كه آن از باقيات الصالحات است‌ «3».

جمع بين چهار حديث مانعى ندارد كه هر يك مصاديق آن باشد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ مُقْتَدِراً (45) الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلاً (46) وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً (47) وَ عُرِضُوا عَلى‌ رَبِّكَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً (48) وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً (49)

ترجمه‌

و بياور براى آنها مثل زندگانى دنيا را مانند آبيكه نازل نموديم آنرا از آسمان پس آميخته شد بيكديگر بسبب آن، رستنى زمين پس گرديد در هم شكسته كه پراكنده كند آنرا بادها و بوده است خدا بر همه چيزى توانا

مال و پسران آرايش زندگانى دنيا است و ماندنيهاى شايسته بهتر است نزد پروردگارت از جهت پاداش و بهتر است از راه اميد

و روز كه روان سازيم كوهها را و به بينى زمين را ظاهر شده و جمع نمائيم آنها را پس فرو گذار ننمائيم از آنها احديرا

و عرضه داشته شوند بر پروردگارت صف كشيده گوئيم بتحقيق آمديد نزد ما چنانچه آفريديم شما را اوّل بار آرى گمان كرديد كه هرگز قرار نميدهيم براى شما وعده گاهى‌

و نهاده شود نوشته پس مى‌بينى گناهكاران را ترسندگان از آنچه در آنست و ميگويند اى واى بر ما چه اهميّتى است براى اين نوشته واگذار نميكند گناه كوچك و نه بزرگ را مگر آنكه بشمار آورده آنرا و بيابند آنچه را بجا آوردند در حضور خود و ستم نميكند پروردگار تو احديرا.

تفسير

- خداوند متعال تشبيه فرموده حال زندگانى دنيا را در حسن و جمال و سرعت زوال بحال روئيدنيهاى زمين بعد از نزول باران كه روزى چند بر صفا و جلاء آنها افزوده شود و شاخ و برگشان رشد و نموّ كند بطورى كه بهم پيچيده و


جلد 3 صفحه 429

با يكديگر آميخته گردد پس در هم شكسته و از يكديگر گسسته و خشك و خرد شود بطوريكه بادها آنها را از زمين كنده و باطراف پراكنده نمايند و اين دلالت دارد بر آنكه خداوند قادر است بر هر امرى از اعطاء وجود و جمال و جلال و كمال و اخذ آنها از صاحبانشان و افناء و تفريق و اضمحلال آنان و از بهترين امتعه دنيوى مال و اولاد ذكور است كه زينت و آرايش زندگانى دنيا است ولى چون باقى و برقرار نميماند باز اعمال صالحه كه آثار و ثمرات آن هميشه از خزانه غيب الهى عائد بصاحبش ميشود بهتر است نزد خداوند كه پاداش عمل مؤمن و متعلّق آرزوى او باشد و ظاهرا شامل ميشود هر عمل خيرى را اعمّ از عبادت و اطاعت و احسان بخلق خصوصا اگر دوام و ثباتى در دنيا داشته باشد و نفع آن بعد از او هم عائد به بندگان خدا شود ولى در روايات ائمه اطهار بمطلق نماز و نمازهاى پنجگانه و نماز شب و دوستى اهل بيت و تسبيحات اربعه و ثمره آن كه بعدد هر تسبيحه ده درخت بهشتى از انواع ميوجات است تفسير شده و ظاهرا بيان مصاديق خفيّه و جليّه آنرا فرموده‌اند و بمناسبت ذكر بقاء ثمرات اخروى بيان فرموده بعضى از اوضاع و احوال قيامت را باين تقريب كه ياد كن اى پيغمبر روزى را كه سير ميدهيم ما كوهها را در جوّ هوا و گردانيم آنها را ذرات پراكنده در آن و مى‌بينى تو زمين زير كوهها را كه ظاهر و هويدا شده و بعضى تسيّر بصيغه مجهول مؤنّث و رفع جبال قرائت نموده‌اند يعنى روزى را كه سير داده ميشود كوهها و در آنروز جمع ميكنيم خلق اولين و آخرين را براى وقوف در پيشگاه الهى و رسيدگى بحساب آنها و هيچ يك از آنها را فرو گذار نخواهيم نمود و همگى در آن فضاى پهناور بر پروردگار تو عرضه داشته شوند در حاليكه ايستاده وصف كشيده باشند بطوريكه هيچ كس حاجب ديگرى نباشد و در احتجاج از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه در آنروز يكصد و بيست هزار صف تشكيل ميشود در پهناى زمين پس خطاب از مصدر جلال صادر شود كه ديديد همان نحوى كه برهنه و بى‌مال و اولاد شما را در دنيا آورديم امروز در پيشگاه ما حاضر شديد چنانچه در سوره انعام گذشت و خطاب خصوصى بكفّار شود كه آرى شما بوديد كه در دنيا منكر معاد بوديد و گمان ميكرديد كه ما براى شما موعدى قرار نداده‌ايم كه در آنروز


جلد 3 صفحه 430

بوعده خود وفا كنيم لذا پيغمبران ما را تكذيب ميكرديد و در آنحال نامه‌هاى اعمال بندگان در برابرشان گشوده شود و مى‌بينى تو گناهكاران را خائف و ترسان از گناهان خودشان كه در نامه آنها ثبت شده و ميگويند از روى تعجّب و حسرت و ندامت اى واى بر ما چه قدر مهمّ است اين نامه كه هيچ گناه كوچك و بزرگى را فرو گذار ننموده و واقع نشده امرى مگر آنكه در آن ثبت و ضبط شده و بيابند مردم آنچه را كه بجا آورده‌اند از كار خوب و بد در برابر خودشان حاضر و مشهود و مشاهد و نوشته در نامه اعمالشان و خداوند بكسى ظلم نميكند كه از ثواب او كم كند يا بر عقاب او بيفزايد و عيّاشى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه چون روز قيامت شود نامه اعمال انسان را بدست او دهند و گويند بخوان پس او ميخواند آنچه را نوشته شده در آن و متذكّر ميشود تمام افعال و اقوال و حركات خود را مانند آنكه الآن بجا آورده و براى اين است كه ميگويد يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لا يغادر صغيرة و لا كبيرة الا احصيها ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


المال‌ُ وَ البَنُون‌َ زِينَةُ الحَياةِ الدُّنيا وَ الباقِيات‌ُ الصّالِحات‌ُ خَيرٌ عِندَ رَبِّك‌َ ثَواباً وَ خَيرٌ أَمَلاً (46)

مال‌ و پسران‌ زينة حيات‌ دنيا هستند، ولي‌ اعمال‌ صالحه‌ ‌که‌ ‌بر‌ انسان‌ باقي‌ مي‌ماند بهتر ‌است‌ نزد پروردگار توهم‌ ‌از‌ حيث‌ ثواب‌ و ‌هم‌ باعث‌ اميدواري‌ ‌است‌.

انسان‌ سه‌ چيز دارد ‌که‌ ‌در‌ دنيا باو عنايت‌ ‌شده‌ ‌که‌ موقعي‌ ‌که‌ بدنيا آمد هيچ‌ نداشت‌، يكي‌ مال‌ ‌است‌ ‌که‌ بدست‌ آورده‌ ‌تا‌ حين‌ موت‌ ‌است‌، بلكه‌ قبل‌ الموت‌ ‌که‌ گفتند منجزات‌ مريض‌ ‌از‌ ثلث‌ خارج‌ مي‌شود، و تعبير بمال‌ ‌از‌ باب‌ مثال‌ ‌است‌ بلكه‌ مطلق‌ دارايي‌ ‌از‌ جاه‌ و مقام‌ و رياست‌ و عنوان‌ دوّم‌ بنون‌ و اينهم‌ ‌از‌ باب‌ مثال‌

جلد 12 - صفحه 362

‌است‌ و مثل‌ بنون‌ و نبات‌ و ذراري‌ و ارحام‌ و قبيله‌ و عشيره‌ و اتباع‌ و لشكر و عسكر و ‌غير‌ اينها، و اينها ‌تا‌ لب‌ گور ‌است‌ و بسيار احترام‌ گذارند مجلس‌ ترحيم‌ مردانه‌ و زنانه‌ و هفته‌ و چهله‌ و سال‌ ‌است‌.

سوّم‌ عمل‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌با‌ ‌خود‌ ‌در‌ قبر مي‌برد و ‌از‌ ‌او‌ جدا نمي‌شود، اما مال‌ دارد ‌در‌ حديث‌ ‌که‌ ميفرمايد

يؤتي‌ بصاحب‌ المال‌ يوم القيامة فيسئل‌ عنه‌ عما اكتسبت‌ و ‌في‌ ‌ما انفقت‌

‌اگر‌ ‌از‌ ممّر حلال‌ بدست‌ آورده‌ و مصرف‌ عبادات‌ ماليه‌ كرده‌ بهترين‌ مال‌ ‌است‌، و ‌اگر‌ ‌از‌ راه‌ حرام‌ بدست‌ آورده‌ و مصرف‌ حرام‌ كرده‌

يؤمر ‌به‌ ‌الي‌ النار

و اما اولاد ‌اگر‌ صالح‌ باشند ‌در‌ تمام‌ اعمال‌ صالحه‌ ‌آنها‌ شركت‌ دارد، و بعلاوه‌ خيرات‌ و مبرات‌ و طلب‌ مغفرت‌ ‌براي‌ ‌او‌ مي‌كنند، لذا ميفرمايد:

المال‌ُ وَ البَنُون‌َ زِينَةُ الحَياةِ الدُّنيا نظر ‌به‌ اينكه‌ انسان‌ ‌در‌ دنيا شدّة احتياج‌ باين‌ دو امر دارد ‌در‌ طلب‌ تمايلات‌ ‌از‌ خانه‌ منزل‌ لباس‌ رزق‌ احتياج‌ بمال‌ دارد، و ‌در‌ دفع‌ منافرات‌ دفع‌ دشمن‌ و سارق‌ و ظالم‌ احتياج‌ باولاد و انصار دارد، خداوند باين‌ دو نعمت‌ بزرگ‌ زندگاني‌ ‌او‌ ‌را‌ تأمين‌، و اما ‌در‌ آخرت‌ احتياجش‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ دو بريده‌ ميشود.

يَوم‌َ لا يَنفَع‌ُ مال‌ٌ وَ لا بَنُون‌َ شعراء ‌آيه‌ 88، و شدّت‌ احتياج‌ باعمال‌ صالحه‌ و عقايد حقّه‌ و اخلاق‌ فاضله‌ دارد، ميفرمايد:

وَ الباقِيات‌ُ الصّالِحات‌ُ ‌که‌ ايمان‌ و صفات‌ حميده‌ و عبادات‌ صحيحه‌ ‌است‌.

خَيرٌ عِندَ رَبِّك‌َ ‌هم‌ مورث‌ مثويات‌ مي‌شود و ‌هم‌ اميدوار ثَواباً وَ خَيرٌ أَمَلًا.

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 46)- این آیه موقعیت مال و ثروت و نیروی انسانی را که دو رکن اصلی حیات دنیاست در این میان مشخص کرده، می‌گوید: «اموال و فرزندان زینت حیات دنیا هستند» (الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا).

شکوفه‌ها و گلهایی می‌باشند که بر شاخه‌های این درخت آشکار می‌شوند، زود گذرند، کم دوامند و اگر از طریق قرار گرفتن در مسیر «اللّه» رنگ جاودانگی نگیرند بسیار بی‌اعتبارند.

در حقیقت در این آیه انگشت روی دو قسمت از مهمترین سرمایه‌های زندگی دنیا گذارده شده است که بقیّه به آن وابسته است، «نیروی اقتصادی» و «نیروی انسانی».

سپس اضافه می‌کند: «باقیات صالحات (یعنی ارزشهای پایدار و شایسته) نزد پروردگارت ثوابش بهتر و امید بخش‌تر است» (وَ الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ

ج3، ص47

رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ أَمَلًا).

مفهوم «باقیات صالحات» آن چنان وسیع و گسترده است که هر فکر و ایده و گفتار و کردار صالح و شایسته‌ای که طبعا باقی می‌ماند و اثرات و برکاتش در اختیار افراد و جوامع قرار می‌گیرد شامل می‌شود.

نکات آیه

۱- مال و فرزند، جلوه ها و زینت هاى زندگى ناپایدار دنیایند. ( المال و البنون زینة الحیوة الدنیا) «بنون» گرچه جمع «ابن» است، ولى تغلیباً مى تواند شامل هر دو جنس مذکر و مؤنث شود، همانگونه که در «بنى آدم» و امثال آن، مقصود، تنها فرزندانِ ذکور آدم نیست، بلکه مطلق فرزند است.

۲- مال و فرزند، قوى ترین جاذبه هاى زندگى دنیایند.* ( المال و البنون زینة الحیوة الدنیا)

۳- کارهاى شایسته، داراى ثبات بوده و ماندگار هستند. ( و البقیت الصلحت خیر) طبیعى سخن آن بود که «الباقیات» وصف براى «الصالحات» باشد; زیرا، اَعمال صالح هستند که متَّصف به ماندگارى مى شوند، ولى این جابه جایى در تعبیر، به جهت مناسبت با مطالب آیات قبل و تکیه بر بقاى عمل صالح در برابر اضمحلال حیات دنیا و زینت هاى آن است.

۴- کارهاى ماندگارِ شایسته، نزد خدا، داراى ارزشى برترند. ( و البقیت الصلحت خیر عند ربّک)

۵- ارزش مال و فرزند و زندگى ناپایدار دنیا، در قبال عملِ صالحِ جاودان ارزشى فرومایه و محدود است. ( المال و البنون زینة الحیوة الدنیا و البقیت الصلحت خیر)

۶- پاداش عمل صالح، از طرف خداوند، تضمین شده است. ( و البقیت الصلحت خیر عند ربّک)

۷- ارزش هاى معنوى ماندگار و در پى دارنده پاداش الهى، شایسته دل بستگى و امید انسان است. ( خیر عند ربّک ثوابًا و خیر أملاً)

۸- پاداش خداوند به کردار نیک، جلوه اى از ربوبیّت او است. ( و البقیت الصلحت خیر عند ربّک ثوابًا)

۹- استفاده از انگیزه امید و آرزو، از روش هاى قرآن براى هدایت و تربیت است. ( و البقیت الصلحت خیر عند ربّک ثوابًا و خیر أملاً) «أمل» به معناى «آرزو و امید» است و «أملاً» تمیز براى «خیر» است; یعنى، «الباقیات الصالحات» از نظر امید داشتن به نتیجه آن، از دل بستن و امید داشتن به حیات دنیا و زینت هاى آن، بهتر است.

۱۰- امید بستن به مال و فرزند، امیدى پوچ و بى فرجام است. ( المال و البنون زینة ... و البقیت الصلحت ... خیر أملاً)

روایات و احادیث

۱۱- «عن رسول اللّه(ص) انه قال: ... یا ابن مسعود! علیک بذکر اللّه و العمل الصالح، فإنّ اللّه تعالى یقول «و الباقیات الصالحات خیر عند ربّک ثواباً و خیر أملاً» ; از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: ... اى ابن مسعود! بر تو باد ذکر خدا و انجام عمل صالح; زیرا، خداوند متعال مى فرماید: و الباقیات الصالحات خیر...».[۱]

۱۲- «عن إدریس القمى قال: سألت أباعبداللّه(ع) عن الباقیات الصالحات؟ فقال: «هى الصلاة» ; ادریس قمى گفت از امام صادق(ع) از معناى «الباقیات الصالحات» پرسیدم. فرمود: «آن، نماز است».».[۲]

۱۳- «عن أبى عبداللّه(ع) انه قال یا حصین! لاتستصغرنّ مودّتنا; فإنّها من الباقیات الصالحات ; از امام صادق(ع) روایت شده که به حصین بن عبدالرحمان فرمود: اى حصین! دوستى ما (اهل بیت) را هرگز کوچک مشمار، که آن، از «باقیات صالحات» است».[۳]

موضوعات مرتبط

  • آرزو: نقش آرزو ۹
  • ارزشها ۴، ۵:
  • امیدوارى: امیدوارى به فرزند ۱۰; امیدوارى به مال ۱۰; امیدوارى به معنویات ۷; امیدوارى بیجا ۱۰; نقش امیدوارى ۹
  • اهل بیت: دوستى با اهل بیت ۱۳
  • باقیات الصالحات: مراد از باقیات الصالحات ۱۱، ۱۲، ۱۳
  • پاداش: تضمین پاداش ۶; موجبات پاداش ۷
  • تربیت: روش تربیت ۹
  • خدا: پاداشهاى خدا ۶، ۸; نشانه هاى ربوبیت خدا ۸
  • ذکر: اهمیت ذکر خدا ۱۱
  • رفتار: پایه هاى رفتار ۹
  • زندگى: بى ارزشى زندگى دنیوى ۵; جاذبه هاى زندگى دنیوى ۲; زینتهاى زندگى دنیوى ۱; ناپایدارى زندگى دنیوى ۱
  • عمل صالح: ارزش عمل صالح ۴، ۵; اهمیت عمل صالح ۱۱; پاداش عمل صالح ۶، ۸; جاودانگى عمل صالح ۳
  • فرزند: بى ارزشى فرزند ۵; جذابیت فرزند ۲; زینت فرزند ۱
  • قرآن: هدایتگرى قرآن ۹
  • مال: بى ارزشى مال ۵; جذابیت مال ۲; زینت مال ۱
  • معنویات: پاداش معنویات ۷; جاودانگى معنویات ۷
  • نماز: اهمیت نماز ۱۲

منابع

  1. مکارم الأخلاق، ص ۴۵۷; بحارالأنوار، ج ۷۴- ، ص ۱۰۸، ح ۱.
  2. تفسیر عیاشى، ج ۲، ص ۳۲۷، ح ۳۱; تفسیر برهان، ج ۲، ص ۴۷۰، ح ۴.
  3. تأویل الأیات الظاهرة، ص ۲۹۰; نورالثقلین، ج ۳، ص ۲۶۴، ح ۱۰۱.