الشمس ٧

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و قسم به جان آدمی و آن کس که آن را (آفریده و) منظّم ساخته،

و سوگند به نفس آدمى و آنكه او را سامان داد

سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد؛

و قسم به نفس ناطقه انسان و آن که او را نیکو به حد کمال بیافرید.

و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود،

و سوگند به نفس و آن كه نيكويش بيافريده -

و سوگند به نفس انسان و آنکه آن را سامان داد

و به نفس- جان، روان- و آن كه آن را راست و درست ساخت- يا سامان بخشيد-.

و سوگند به نفس آدمی، و به آن که او را ساخته و پرداخته کرده است (و قوای روحی وی را تعدیل، و دستگاههای جسمی او را تنظیم نموده است)!

سوگند به نَفْسی و آنچه سازمانش داد.

و به روان و آنچه راست آوردش‌


الشمس ٦ آیه ٧ الشمس ٨
سوره : سوره الشمس
نزول : ١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«نَفْسٍ»: نفس انسان. منظور انسانیّت آدمی با دو بعد روح و جسم است که مملوّ از شگفتیها و اسرار است. نکره آمدن نفس، می‌تواند اشاره به عظمت و اهمّیّت مافوق تصوّر و آمیخته با ابهام انسان، این اعجوبه و شاهکار عالم آفرینش باشد که دانشمندان به حق او را «موجود ناشناخته» نامیده‌اند. «سَوَّاهَا»: ساخته و پرداخته‌اش کرده است. بدین نحو که هر یک از اندامهای بدن انسان را برای کاری، و هر یک از نیروهای آن را جهت امری آفریده است و اندازه و تناسب نماد و نهاد دستگاه تن را مراعات فرموده است (نگا: قیامه / ، کهف / ، انفطار / .

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

نکات آیه

۱ - سوگند خداوند به جان انسان ها (و نفس) «نفس»، به معناى روح و نیز جسد آمده است (صحاح اللغة). آیات بعد - که ویژگى هاى روح انسان را مطرح مى کند - قرینه بر اراده معناى اول است. کلمه «نفس» گرچه نکره است; ولى بر ابهام دلالت ندارد. بلکه مراد جنس نفس است; زیرا آنچه بعد از آن، درباره نفس ذکر شده مربوط به تمام نفس ها است. نکره در این موارد، مفید تفخیم است.

۲ - روح، موجودى با عظمت و شایسته سوگند خداوند (و نفس)

۳ - سوگند خداوند، به آفرینش متعادل و به دور از افراط و تفریط نفس انسان (و ما سوّیها) حرف «ما» در «ماسوّاها» مصدرى بوده و مفاد آیه شریفه، سوگند به تسویه نفس است. برخى آن را موصول و تعبیر «و ما سوّاها» را سوگند به خداوند دانسته اند. سیاق آیات - که نمودار سوگند به مخلوقات است - با احتمال اول مناسب تر است.

۴ - تعادل توانمندى هاى روح انسان و دور بودن آنها از هر گونه افراط و تفریط، وصفى شگفت و نشانه عظمت خداوند است. (و ما سوّیها)

۵ - خداوند، جان انسان ها را متعادل و به دور از افراط و تفریط آفریده است. (سوّیها) «سوّاه»; یعنى، آن را «سوىّ» قرار داد (قاموس). «سوىّ» درباره چیزى گفته مى شود که از افراط و تفریط، در مقدار و کیفیت مصون باشد. (مفردات)

۶ - سوگند خداوند، به تعدیل کننده و سامان دهنده قواى روحى انسان (و ما سوّیها) چنانچه مراد از «ما» در «ما سوّاها» خداوند باشد، جایگزین ساختن آن به جاى «من»، به جهت ابهام عظمت آمیزى است که در «ما» وجود دارد.

۷ - سوگند خداوند به خود (و ما سوّیها)

موضوعات مرتبط

  • خدا: خالقیت خدا ۵; نشانه هاى عظمت خدا ۴
  • روح: اعتدال روح ۵; شگفتى اعتدال روح ۴; عظمت روح ۲; ویژگیهاى روح ۵
  • سوگند: سوگند به اعتدال روح ۳; سوگند به تعدیل کننده روح ۶; سوگند به جان انسان ها ۱; سوگند به خدا ۷; سوگند به روح ۲
  • قرآن: سوگندهاى قرآن ۱، ۲، ۳، ۶، ۷

منابع