الشمس ١٠

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است!

|و بى‌گمان آنكه خود را بيالود، محروم گشت

و هر كه آلوده‌اش ساخت، قطعاً درباخت.

و هر که او را (به کفر و گناه) پلید گرداند البته (در دو جهان) زیانکار خواهد گشت.

و کسی که آن را [به آلودگی ها و امور بازدارنده از رشد] بیالود [از رحمت حق] نومید شد.

و هر كه در پليدى‌اش فرو پوشيد نوميد گرديد.

و به راستی نومید شد هر کس که آن را فرومایه داشت‌

و نوميد و بى بهره گشت هر كه آن را بيالود- به كفر و گناهان-.

و کسی ناامید و ناکام می‌گردد که نفس خویشتن (و فضائل و مزایای انسانیّت خود را در میان کفر و شرک و معصیت) پنهان بدارد و بپوشاند، و (به معاصی) بیالاید.

و هر کس آلوده‌اش ساخت، همواره زیان کرد.

و همانا آیان کرد آنکه بفریفتش (یا نهان داشتش)


الشمس ٩ آیه ١٠ الشمس ١١
سوره : سوره الشمس
نزول : ١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٥
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«قَدْ خَابَ»: قطعاً ناامید و ناکام گردید. حتماً به مطلوب و مقصود نرسید و محروم و بی‌بهره گشت (نگا: آل‌عمران / ابراهیم / ، طه / و . «دَسّی»: پنهان داشت. آلوده کرد. از مصدر تَدْسِیَة، به معنی نقص و اخفاء، و آلوده‌کردن و خاموش داشتن استعداد است. در اصل (دَسَّسَ) از (دَسَّ) به معنی پنهان کردن چیزی در زیر خاک است و حرف دوم مضاعف قلب به یاء شده است، مانند تَقَضَّضَ و تَظَنَّنَ، که تَقَضّی و تَظنّی هم خوانده‌اند (نگا: جزء عمّ ترجانی‌زاده). نکته قابل توجّه این است که خدا استعدادهای لازم، و وجدان بیدار، و فهم تشخیص حسن و قبح امور را برای پیمودن راه سعادت به انسان عطاء فرموده است، و انسان در مقابل ضائع کردن یا بی‌ثمر گذاشتن آنها مورد بازخواست قرار می‌گیرد.

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

نکات آیه

۱ - کسانى که نفس خود را در گناه مدفون ساخته، آن را به سقوط و تباهى مى کشانند، محروم و زیانکاراند. (و قد خاب من دسّیها) «خاب»; یعنى، محروم شد، خسارت دید و به آنچه خواست، نرسید (قاموس). «دسّاها»; یعنى، آن را ساقط کرد و از بهره آن کاست. «دسَّیْتُ»; یعنى، گمراه و فاسد کردم (لسان العرب). این فعل که «دَسَّسَ» بوده و حرف «سین» در آن به «یاء» تبدیل شده است، مبالغه در «دَسَّ» (دفن کرد) است. مراد از «دسّاها» - به قرینه «ألهمها فجورها» - مدفون ساختن نفس در معصیت ها و کشاندن آن به سقوط و گمراهى و فساد است.

۲ - گناه پیشگى، برخلاف طبیعت نفس انسان است. (دسّیها) راغب در «مفردات» اکراه را در معناى «دسّ» دخیل مى داند. بنابراین، نفس به وارد شدن در گناه، رغبتى ندارد.

۳ - گناه، مایه سقوط و تباهى نفس انسان است. (فجورها... دسّیها) تقابل فعل هاى «دسّاها» و «زکّاها» - در قیاس با تقابل «فجور» و «تقوى» در آیات پیشین - بیانگر تأثیر «تقوا» در تزکیه و تأثیر فجور، در سقوط نفس است.

۴ - خداوند، در تأکید بر زیان کارى و تباهى گناه کاران، به «خورشید و نور آن»، «ماه» «روز و شب»، «آسمان و زمین»، «نفس انسان» و «ذات خویش» سوگند یاد کرده است. (و الشّمس ... و قد خاب من دسّیها) تکرار «قد»، نشانگر آن است که جمله «قد خاب...»، جوابى مستقل براى قسم هاى پیشین است.

روایات و احادیث

۵ - «عن أبى جعفر و عن أبى عبداللّه(ع)... فى قوله: «و قد خاب من دسّاها» قال: قد خاب من عصى;[۱] از امام باقر و امام صادق(ع) ... درباره سخن خداوند «وقد خاب من دسّاها» روایت شده که فرمود:[یعنى] به تحقیق زیان دید کسى که نافرمانى کرد».

موضوعات مرتبط

  • انحطاط: عوامل انحطاط ۳
  • زیانکاران :۱
  • سوگند: سوگند به آسمان ۴; سوگند به خدا ۴; سوگند به خورشید ۴; سوگند به روح ۴; سوگند به روز ۴; سوگند به زمین ۴; سوگند به شب ۴; سوگند به ماه(قمر) ۴; سوگند به نور خورشید ۴
  • عصیانگران: زیان عصیانگران ۵
  • قرآن: فلسفه سوگندهاى قرآن ۴
  • گناه: آثار گناه ۳; گناه و طبع انسان ۲
  • گناهکاران: زیانکارى گناهکاران ۱، ۴; محرومیت گناهکاران ۱
  • هلاکت: عوامل هلاکت ۳

منابع

  1. مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۷۵۵; نورالثقلین، ج ۵- ، ص ۵۸۶، ح ۷.