السّوْء

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو

آیات شامل این کلمه

ریشه کلمه

قاموس قرآن

(به ضمّ س) بد و به فتح آن بدى. به عبارت ديگر، به ضمّ سين اسم و به فتح آن مصدر است چنانكه در صحاح و قاموس و اقرب و المنجمد گفته است ولى بيضاوى و زمخشرى سوء (به ضم سين) را ذيل آيه 49 بقره مصدر دانسته‏اند. و مصدر آن متعدى مى‏باشد. ولى «ساء يسوء سواء» لازم است. راغب گويد: سوء به ضم سين هر چيز اندوه آور است... در اقرب گويد «سائه... سؤاً» به او كار ناپسند كرد يا او را محزون نمود. سوء (به فتح س) در قرآن كريم 9 بار و به ضم آن پنجاه بار آمده است . به نظر نگارنده در 9 آيه كه سوء به فتح سين آمده همه مصدر به معنى فاعل است مثل [توبه:98]و يعنى بر آنها است بلاى حزن آور يا حادثه مكروه آور و مثل [انبياء:74]. حقّا كه آنهامردمان بد كار، فاسق بودند. در آيه اول سوء را به ضمّ نيز خوانده‏اند . در جاهائيكه سوء به ضمّ آمده است و در معنى خود به كار رفته مثل [بقره:49]. وارد مى‏كردند بر شما عذاب بد را. گويا از اضافه سوء به عذاب با انكه عذاب همه‏اش بد و ناگوار است، شدّت آن مراد است مثل عذاب اليم، عذاب شديد. [آل عمران:174]. با نعمت و فضل خدا برگشتند و حادثه بدى به آنهانرسيد. سوأى مؤنث اسوء است مانند حسنى مؤنث احسن و يا مصدر است مثل بشرى (اقرب) [روم:10] عاقبة خبر كان و سوأى اسم آن است مثل «وَ كانَ حَقّاً عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤمِنينَ» و جمله «اَنْ كَذَّبُوا» در مقام تعليل است يعنى: سپس نتيجه بدتر و حالت رسوخ كفر، عاقبت بدكاران شد زيرا كه ايات خدا را تكذيب كردند و اين كلمه فقط يكبار در قرآن آمده است. بعضى «سوآى» را مفعول «اَسآؤا» گرفته و «اَنْ كَذَّبُوا» را خبر كان دانسته‏اند يعنى: عاقبت بدكاران به تكذيب و كفر منجر شد در الميزان فرموده: گرچه اين معنى فى نفسه درست است ولى معنى اول مناسب مقام است . سىّ‏ء وصف است به معنى بد و قبيح [فاطر:43]. حيله بد نمى‏گيرد مگر حيله گر را [اسراء:38]. «كُلِّ ذلِكَ» اشاره است به كارهاى نيك و بد در آيات گذشته يعنى: كارهاى قبيح از ميان آنچه گفته شد نزد خدايت ناپسند است. سيئة مؤنث سيّى‏ء است و آن پيوسته وصف آيد مثل خصلت سيئه عادت سيئه و انثال آن اگر آن را لازم گرفتيم به معنى بد و قبيح است و اگر متعدى دانستيم معناى بد آور و محزون كننده مى‏دهد. جمع آن در قرآن سيئات است [انعام:160]. سيئه در آيه بد و گناه است [اعراف:168]. و آن در قرآن به معنى آثار گناه و گناه و شفاعت بد و عذاب و غيره آمده است رجوع به «غفز». سوءة: چيزيكه ظهورش ناپسند است (المنار) لذا به طور كنايه بع فرح و آلت رجوليت و جسد ميّت و غيره گفته شده در صحاح و قاموس آن را عورت. فاحشه (كاربد) و در مفردات كنايه از فرج گفته. در نهايه گويد: سوأة در اصل به معنى فرج و سپس به هر چه ظهورش شرم آور است گفته شده. [مائده:31]. مراد از سوأة در اينجا جسد ميت است يعنى خدا كلاغى فرستاد كه زمين را مى‏كاويد تا به او نشان دهد چگونه جشد برادرش را زير زمين پنهان كند. [اعراف:26]. لباس سوأةهاى مردم را كه ديده شدن آنها را خوش ندارند مى‏پوشاند. [اعراف:20]. مراد از سوأة عورت زن و مرد است ايضاً در آيه [طه:121]. از مجمع آمدن سوأة مى‏توان فهميد كه مراد عورتين هر دو از آدم و زنش است . * [هود:77]. به نظرم سى‏ء به معنى اندوه است يعنى چون فرستادگان ما پيش لوط آمدند از آمدنشان غمگين شد، ايضاً در [ملك:27]. و در آيه [اسراء:7]. تا رويتان را غمگين كنند است كه اثر غم در وجه انسان نمايان مى‏شود. * [طه:22]. سوء آن است اين تغيير رنگ ضررى نخواهد داشت يعنى دستت را به گريبان خود جمع كن تا سفيد و روشن بدون آفت خارج شود. بعضى‏ها سوختن احتمال داده‏اند يعنى دستت نمى‏سوزد. اين لفظ در سوره نمل:12. و قصص:31 نيز آمده در الميزان فرموده: ظاهراً اين قيد تعريض به تورات فعلى است كه در سفر خروج باب چهارم آيه 6 گويد: دست موسى مثل برف مبروص (پيس) شد. * [هود:114]. اين ايه در «حبط» گذشت و در «غفر» ديده شود. در تمام آيات قرآن است مثل [بقره:271]و و درباره هيچ يك يغفر السيّئات نيامده مگر در آيه [احقاف:16]. كه به جاى تكفير تجاوز آمده است و اين ظاهراً از آن جهت است كه «كفر» در لغت به معنى پوشاندن است و در علاج بدى‏ها و ناپسندها تعبير پوشاندن آنها مناسب است.

کلمات نزدیک مکانی

تکرار در هر سال نزول

در حال بارگیری...