البروج ٨

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند؛

و از آنها انتقام نمى‌گرفتند جز اين كه آنان به خداى شكست ناپذير ستوده ايمان آورده بودند

و بر آنان عيبى نگرفته بودند جز اينكه به خداى ارجمند ستوده ايمان آورده بودند.

و با آن مؤمنان که بسوختند هیچ عداوتی نداشتند جز آنکه آنان به خدای مقتدر ستوده صفات ایمان آورده بودند.

و از مؤمنان چیزی را منفور و ناپسند نمی داشتند مگر ایمانشان را به خدای توانای شکست ناپذیر و ستوده؛

و هيچ عيبى در آنها نيافتند جز آنكه به خداى پيروزمند در خور ستايش ايمان آورده بودند.

و به آنان کینه نورزیدند، مگر از آن روی که به خداوند پیروزمند ستوده ایمان می‌ورزیدند

و از آنها چيزى را ناپسند نشمردند- يا از آنها كينه نداشتند- جز اينكه به خداى تواناى بى‌همتا و ستوده ايمان آورده بودند

شکنجه‌گران هیچ ایرادی و عیبی و جرمی بر مؤمنان نمی‌دیدند جز این که ایشان به خداوند قادر و چیره، و شایسته‌ی هرگونه ستایشی، ایمان داشتند!!

و از آنان عیبی انتقام‌آور نگرفته بودند، جز اینکه (آنان) به خدای عزیز ستوده ایمان آوردند.

و خشم نگرفتند بر ایشان جز از آن رو که ایمان آوردند به خدای عزّتمند ستوده‌


البروج ٧ آیه ٨ البروج ٩
سوره : سوره البروج
نزول : ٦ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ١٠
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«مَا نَقَمُوا»: انتقام نگرفتند. گناه و عیب و رخنه و ایرادی پیدا نکردند. ناخوش نداشتند. «إِلاّ أَن یُؤْمِنُوا ...»: (نگا: اعراف / مائده / ).

آیات مرتبط (تعداد ریشه‌های مشترک)

تفسیر

نکات آیه

۱ - اصحاب اخدود، جز ایمان به خداوند، هیچ یک از ویژگى هاى مؤمنان را ناپسند نمى شمردند. (و ما نقموا منهم إلاّ أن یؤمنوا) فعل «نَقَم»; یعنى، چیزى را به شدت ناپسند شمرد. (لسان العرب)

۲ - مؤمنان عصر اصحاب اخدود، مردمى شایسته و به دور از عیب و نقص (و ما نقموا منهم إلاّ أن یؤمنوا باللّه) استثناى «إلاّ أن یؤمنوا»، از باب تأکید کردن مدح با جمله اى به ظاهر مذمت است که از وجوه بلاغت در کلام به شمار مى آید. بنابراین مفاد آیه شریفه، این است که مؤمنان، به کلى از عیب و نقص مبرّا بودند.

۳ - خداوند، «عزیز» (شکست ناپذیر) و «حمید» (ستوده) است. (باللّه العزیز الحمید) «عزّة»، حالتى است که مانع مغلوب شدن است و «عزیز» کسى است که بر دیگران غالب مى شود و خود مغلوب نمى گردد. «حمید» مى تواند به معناى «محمود» (ستوده) و یا «حامد» (ستایش گر) باشد (مفردات راغب). سیاق آیه شریفه، بیانگر معناى اول است.

۴ - عزّت خداوند (مغلوب نشدن او در برابر هیچ چیز) و پسندیده بودن تمام کارهاى او، دلیل ایمان آوردن کسانى بود که به دست اصحاب «اخدود» سوختند. (و ما نقموا منهم إلاّ أن یؤمنوا باللّه العزیز الحمید)

۵ - توجّه به عزّت و پسندیده بودن خداوند، زمینه ساز پیدایش ایمان و پرهیز از آزاررسانى به مؤمنان است. (أن یؤمنوا باللّه العزیز الحمید)

۶ - اصحاب اخدود، در صورت دست کشیدن مؤمنان از ایمان خویش، آنان را نمى سوزاندند. (إلاّ أن یؤمنوا) فعل مضارع همراه با حرف «أن» در «أن یؤمنوا»، براى استقبال بوده و بیانگر آن است که آنچه اصحاب «اخدود» را به مقابله واداشت; باقى ماندن مؤمنان بر ایمان خویش بود. گویا ایمان گذشته آنان، در نظر دشمنان شان موجب عقوبت نبوده است.

۷ - در دیدگاه اصحاب اخدود، ایمان به خداوند جرمى سنگین و غیر قابل گذشت بود. (و ما نقموا منهم إلاّ أن یؤمنوا باللّه)

۸ - ایمان، ناخوشایندترین وصف مؤمنان، در دیدگاه دشمن (و ما نقموا منهم إلاّ أن یؤمنوا باللّه)

۹ - قدرتمندان کافر، به چیزى جز کافر شدن مؤمنان، رضایت نمى دهند. (أصحب الأُخدود ... و ما نقموا منهم إلاّ أن یؤمنوا باللّه)

موضوعات مرتبط

  • آرزو: آرزوى کفر مؤمنان ۹
  • اسماء و صفات: حمید ۳; عزیز ۳
  • اصحاب اخدود: ایمان مؤمنان دوران اصحاب اخدود ۴; بینش اصحاب اخدود ۱، ۷; جرایم در اصحاب اخدود ۷; جرم ایمان در اصحاب اخدود ۷; فضایل مؤمنان دوران اصحاب اخدود ۲; قصه اصحاب اخدود ۶
  • ایمان: آثار اعراض از ایمان ۶; آثار ایمان به خدا ۱، ۴; ایمان به خداایمان ۷; زمینه ایمان ۵
  • خدا: آثار پسندیدگى افعال خدا ۴; آثار عزت خدا ۴
  • دشمنان: عوامل نارضایتى دشمنان ۸
  • ذکر: آثار ذکر عزت خدا ۵
  • شکنجه: زمینه قطع شکنجه ۶
  • کافران: آرزوى کافران ۹
  • مؤمنان: ایمان مؤمنان ۸; موانع اذیت مؤمنان ۵

منابع