البروج ٥

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

آتشی عظیم و شعله‌ور!

[خندق‌هاى‌] پر از آتش

همان آتش مايه‌دار [و انبوه‌].

همان آتش سختی که (آن مردم ظالم به جان خلق) بر افروختند.

آن آتشی که آتش گیرانه اش فراوان و بسیار بود،

آتشى افروخته از هيزمها،

آتشی دارای هیزم‌

آن آتش داراى هيمه بسيار.

گودال پر از آتش و دارای هیمه و افروزینه‌ی فراوان.

آتش مایه‌دار و گیرانه‌ی انبوه.

آن آتش فروزان (یا دارنده) سوخت‌


البروج ٤ آیه ٥ البروج ٦
سوره : سوره البروج
نزول : ١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٣
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«النَّارِ»: بدل اشتمال (الأُخْدُود) است. «ذَاتِ الْوَقُودِ»: دارای هیمه و افروزینه. «الْوَقُودِ»: افروزینه و هیمه آتش (نگا: بقره / ، آل‌عمران / ، تحریم / .


تفسیر

نکات آیه

۱ - حفره اصحاب اخدود، یکپارچه آتش برافروخته و داراى سوخت فراوان و کافى بود. (النار ذات الوقود) «النار»، بدل از «الاُخدود» است. بدل قرار گرفتن آتش براى مکان آن، مبالغه است و از شدت آتش حکایت دارد; گویى که آن حفره چیزى جز آتش نبود. «وقود» به معناى مواد سوختنى (هیزم و غیر آن) است و به شعله نیز اطلاق مى شود(مفردات راغب). توصیف آتش به «ذات الوقود»، گویاى فراهم بودن سوخت کافى و سلطه آتش بر تمام آن است; به گونه اى که گویا آتش مالک آن مى باشد.

موضوعات مرتبط

  • اصحاب اخدود: آتش کوره آدم سوزى اصحاب اخدود ۱; قصه اصحاب اخدود ۱; هیزم کوره آدم سوزى اصحاب اخدود ۱

منابع