الأعلى ٩

از الکتاب
پرش به: ناوبری، جستجو


ترجمه

پس تذکّر ده اگر تذکّر مفید باشد!

پس تذكر ده، اگر تذكر سود دهد

پس پند ده، اگر پند سود بخشد.

پس (به آیات الهی خلق را) متذکر ساز اگر سودمند افتد.

پس [مردم را] اندرز ده، اگر اندرز سودمند افتد.

اگر پند دادنت سود كند، پند ده.

پس اندرز ده، اگر [دهی‌] اندرز سود دهد

پس پند ده و يادآورى كن اگر پنددادن و يادآورى سود داشته باشد.

اگر پند و اندرز سودمند باشد، پند و اندرز بده.

پس به یاد(شان) آور، اگر یادواره سودمند است.

پس یادآوری کن اگر سود دهد یادآوردن‌


الأعلى ٨ آیه ٩ الأعلى ١٠
سوره : سوره الأعلى
نزول : ١ بعثت
اطلاعات آماری
تعداد کلمات : ٤
تعداد حروف :

معنی کلمات و عبارات

«إِنْ»: اگر. زمانی که. حتماً و قطعاً (نگا: قاسمی). این واژه می‌تواند شرطیّه بوده و جواب آن مدلول (فَذَکِّرْ) باشد، و یا به معنی (إِذْ) باشد (نگا: آل‌عمران / . یعنی زمانی که احساس شود، موقعیّت مناسب، و شنوندگان آمادگی پذیرائی حق را دارند، اندرز بجا و سودمند خواهد بود (نگا: ق / ). یا این که به معنی (قَدْ) و برای تحقّق باشد. یعنی قطعاً اندرز سودمند خواهد بود (نگا: ذاریات / ). «الذِکْری»: پند و اندرز.


تفسیر

نکات آیه

۱ - پیامبر(ص)، مأمور موعظه و زنده نگه داشتن تعالیم الهى در اذهان مردم (فذکّر) «تذکیر» (مصدر «ذکّر») به معناى موعظه کردن است (قاموس)، ذکر و حفظ به یک معنا است; جز این که حفظ به فراگیرى نظر دارد و ذکر به حضور در ذهن. (مفردات)

۲ - فراگرفتن قرآن و حفظ آن و دارا بودن تسهیلات خدا دادى، پیامبر(ص) را از شرایط لازم براى ارشاد مردم برخوردار ساخته بود. (سنقرئک فلاتنسى ... و نیسّرک للیسرى . فذکّر) حرف «فاء»، فرمان ارشاد و تذکر را بر آیات پیشین تفریع کرده است. در آن آیات، از توانمندى پیامبر(ص) بر قرائت، حفظ و پى گیرى آسان تعالیم قرآن سخن به میان آمده بود. بنابراین وجود آن ویژگى ها، مقدمه لازم براى اقدام به تذکر است.

۳ - آگاهى و توانایى، دو شرط لازم در ارشاد مردم (سنقرئک ... نیسّرک ... فذکّر)

۴ - هدف از نزول قرآن بر پیامبر(ص)، توجّه دادن به مردم و نصیحت کردن آنان است. (سنقرئک ... فذکّر)

۵ - لزوم موعظه و ارشاد مردم، مشروط به سودمند بودن آن است. (فذکّر إن نفعت الذکرى) «ذکرى» اسم مصدر براى «تذکیر» است (قاموس)، این کلمه نسبت به کلمه «ذکر»، مبالغه بیشترى دارد. (مفردات) حرف «ان» یا براى اشتراط حقیقى به کار رفته است و یا مراد از آن تشکیک است. برداشت یاد شده ناظر به احتمال نخست است. گفتنى است که مراد از «نفع» در آیه شریفه، اعم از اتمام حجت است; بنابراین تذکرى که اتمام حجت باشد داراى نفع بوده و فرمان «ذکّر» شامل آن مى شود; ولى در مورد کسانى که بر آنان اتمام حجت شده، شرط وجوب موعظه، تأثیرگذار بودن آن است.

۶ - پیامبر(ص)، در مورد کسانى که پند و اندرز به آنان بیهوده است، تکلیفى ندارد. (فذکّر إن نفعت الذکرى)

۷ - لزوم ارشاد تمام مردم، هر چند امیدى به پندپذیرى برخى از آنان نیست. (فذکّر إن نفعت الذکرى) چنانچه مراد از «إن»، تشکیک باشد، جمله «إن نفعت الذکرى» قید «ذکّر» نخواهد بود; بلکه جمله معترضه اى است که تعریض به وجود افراد تذکرناپذیر در بین مردم دارد. مفاد آیه در این احتمال این است که باید همه مردم را ارشاد کرد ولى مگر تذکر سودى دارد؟! این تعبیر علاوه بر اظهار یأس از سودمندى تذکر براى گروهى از مردم، بر نکوهش آنان نیز دلالت دارد.

موضوعات مرتبط

  • انسان: تذکر به انسان ها ۴; موعظه انسان ها ۴
  • تبلیغ: شرایط تبلیغ ۳، ۵; علم در تبلیغ ۳; فواید تبلیغ ۵; قدرت در تبلیغ ۳
  • دین: مبلغان دین ۱
  • قرآن: فلسفه نزول قرآن ۴
  • محمد(ص): امکانات معنوى محمد(ص) ۲; تعلیم قرآن محمد(ص) ۲; رسالت محمد(ص) ۱; زمینه تبلیغ محمد(ص) ۲; محدوده رسالت محمد(ص) ۶; محمد(ص) و عبرت ناپذیران ۶; مواعظ محمد(ص) ۱
  • موعظه: شرایط موعظه ۵; فواید موعظه ۵
  • هدایت: اهمیت هدایت ۷
  • یأس: یأس از هدایت ۷

منابع